<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>ASMAN.ir &#124; سايت مرجع آسمان</title>
	<atom:link href="http://asman.ir/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://asman.ir</link>
	<description>امانت داري و اخلاق مداري - استفاده از مطالب اين سايت فقط با ذکر منبع &#34;سايت مرجع آسمان &#34; مجاز است</description>
	<lastBuildDate>Tue, 07 Sep 2010 20:45:54 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>داستان زیبای جذابیت انسانی</title>
		<link>http://asman.ir/post-2935</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2935#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 20:45:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان های کوتاه]]></category>
		<category><![CDATA[جذابیت انسانی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان آموزنده]]></category>
		<category><![CDATA[داستان جذابیت انسانی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان زیبای جذابیت انسانی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان های جدید]]></category>
		<category><![CDATA[داستان کوناه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2935</guid>
		<description><![CDATA[دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت . او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت . او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :<br />
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟ یک دفعه کلاس از خنده ترکید …</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000494-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2936" title="000494-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000494-WWW.ASMAN_.IR_-315x475.jpg" alt="" width="315" height="475" /></a></p>
<p><span style="color: #0000ff;">بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند . اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند :<br />
اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی .</span></p>
<p>او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … . به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود . آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد . مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت . آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود .</span></p>
<p>سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم .<br />
پنج سال  پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت :<br />
برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود !</p>
<p><span style="color: #0000ff;">در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند .<br />
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟<br />
همسرم جواب داد :<br />
من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید .</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2935/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ایران در دوران حکومت‌های محلی،سامانیان</title>
		<link>http://asman.ir/post-2900</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2900#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 21:25:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ ایران از ابتدا تا کنون]]></category>
		<category><![CDATA[ایران در دوران حکومت‌های محلی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران در دوران حکومت‌های محلی،سامانیان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ایران و جهان]]></category>
		<category><![CDATA[تمامی سرزمین های خراسان]]></category>
		<category><![CDATA[دولت طاهری افغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[زبان فارسی در دوره سامانیان]]></category>
		<category><![CDATA[سامانیان]]></category>
		<category><![CDATA[سمرقند]]></category>
		<category><![CDATA[نابودی حکومت طاهریان]]></category>
		<category><![CDATA[نصر یکم بنیانگذار سلسله سامانی]]></category>
		<category><![CDATA[پادشاهان سلسله سامانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2900</guid>
		<description><![CDATA[سامانیان (۲۶۱ &#8211; ۳۹۵ ق / ۸۷۴ &#8211; ۱۰۰۴ م) یکی از دودمان‌های ایرانی بودند که تقریبا بر تمامی سرزمین های خراسان، هیرکان، مکران، سیستان، خوارزم و کرمان حکومت کردند و باعث رشد و شکوفائی زبان فارسی دری شدند.

گسترهٔ فرمانروایی سامانیان (۲۶۱ &#8211; ۳۹۵ ق / ۸۷۴ &#8211; ۱۰۰۴ م)
نابودی حکومت طاهریان
از بین رفتن حکومت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سامانیان (۲۶۱ &#8211; ۳۹۵ ق / ۸۷۴ &#8211; ۱۰۰۴ م) یکی از دودمان‌های ایرانی بودند که تقریبا بر تمامی سرزمین های خراسان، هیرکان، مکران، سیستان، خوارزم و کرمان حکومت کردند و باعث رشد و شکوفائی زبان فارسی دری شدند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000479-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2901" title="000479-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000479-WWW.ASMAN_.IR_-475x319.jpg" alt="" width="475" height="319" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #333333;">گسترهٔ فرمانروایی سامانیان (۲۶۱ &#8211; ۳۹۵ ق / ۸۷۴ &#8211; ۱۰۰۴ م)</span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="color: #0000ff;">نابودی حکومت طاهریان</span></p>
<p>از بین رفتن حکومت طاهریان و ضعف و ناتوانی تدریجی که از غلبه ترکان در دستگاه خلافت پدید آمد، سرزمینهای خاوری خلافت را از نفوذ خلیفه و از امکان به کار بستن قدرت عملی او آزاد کرد. در چنین ایمنی و آسودگی که به ویژه دوری از بغداد آن را بی دغدغه می‌ساخت، سرزمین ماوراءالنهر که از عهد طاهریان یا پیش از آن به آل سامان واگذار شده بود، به رهبری فرماندهان این خاندان، مرکز یک دولت قدرتمند شد و خراسان و ری، و مدتی هم، جرجان، طبرستان، و سیستان، از سوی خلیفه یا به حکم پیروزی و غلبه، به قلمرو آنها پیوست.</p>
<p> با آن که پیروزی این خاندان بر جرجان، طبرستان و سیستان همیشگی نبود و چندان دوام نداشت، ولی خراسان و ماوراء النهر در بخش عمده دوره فرمانروایی آنها، از مداخله مستقیم کارگزاران خلیفه آزاد ماند و باقی مانده دنیای باستانی ایران، در شکل اسلامی خود، در همه این سرزمینها، زندگی تازه ای یافت.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">سامانیان</span></p>
<p>خاندان سامانی از مردم بلخ بوده و آیین زردشتی داشتند ، سامان خدا بنیان گذار اعلی خانواده از روشناسان محل و فرمانروای بلخ بود . اسد والی عربی خراسان در نیمه قرن هشتم با سامان دوست شد . سامان دین اسلام را برگزید و نام پسر خود را اسد گذاشت . پسران اسد اشخاص با کفایتی بودند و در قرن نهم عهد مامون عباسی به حکمرانی محلی ماورالنهر و هرات برگزیده شدند. مانند: علی در سمرقند ، احمد در فرغانه و الیاس در هرات .</p>
<p> ابراهیم پسر الیاس بود که بعد ها به سپهسالاری دولت طاهری افغانستان رسید . احمد حاکم فرغانه در ۸۷۴ فوت ، و نصر پسرش در سمرقند جانشین او گردید. اسمعیل برادر نصر حاکم بخارا شد و همین شخص است که بعد ها دولت حسابی سامانی را در سال ۸۹۲ بعد از مرګ نصر ګرفت و درسمرقند پایه ګذاشت .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">نصر یکم بنیانگذار سلسله سامانی</span></p>
<p>بنیانگذار این سلسله، نصر اول و گروهی از فرمانروایان برجسته آن، توانسته بودند دورانی از آرامش نسبی را برای ایرانیان فراهم آورند، ولی البته همه آنان چنین نبودند و همیشه نیز چنین نبود. ثبات این سرزمین با کوششهایی که توسط مرداویج زیاری برای بازگرداندن طرز حکومت پیش از اسلامی صورت گرفت و همچنین با افراط کاریهای دینی پادشاه با شکوه سامانی، نصر دوم در اواخر زندگی خود به مذهب اسماعیلی گروید و از این راه خود را با دستگاه خلافت درگیر کرد، در صورتی که این دستگاه در حقیقت تکیه گاه عمده این سلسله به شمار می‌رفت.</p>
<p>با وجود این، حتی پیش از آن که نشانه سقوط سامانیان در نتیجه کشمکشهای ایشان با خاندانهای زمیندار با نفوذ یعنی «دهقانان» و خاندانهای مأموران رسمی پدیدار شود و نیز در نتیجه جنگهای درون خاندان خود ایشان و بالاخره با گسترش قدرت آل بویه در باختر و جنوب باختری ایران آشکار شود، تحولی در نوار باختری منطقه نفوذ ایشان به دست آمد که چهره جهان اسلامی را از سده پنجم هجری / یازدهم میلادی به بعد کاملاً تغییر داد.</p>
<p> مدت درازی مجاهدان در راه ایمان، بار جنگهای دفاعی را در مرزهای امپراتوری بیزانیس بر دوش داشتند و تقریباً همه ساله با هجومهایی که به «حمله‌های تابستانی» معروف شده بود، در سرزمینهای آل بویه پیشروی می‌کردند، ولی هیچ پیشرفت بزرگی برای مردم ارتدوکس و آیین آناتولی به دست نمی آمد. در ماوراءالنهر و کناره دره فرغانه نیز با همسایگان غیر مسلمان زد و خوردی صورت می‌گرفت. که از این میان تنها بهره عمده‌ای که در نبرد سامانیان با همسایگانشان نصیب ایشان شد، گرفتن طراز «تلاس» در ۲۸۰ ق / ۸۹۳ م بود.</p>
<p>همسایگان نامبرده شده؛ قَرَه خانیان یا ایلخانان «هر دو نام عنوانهایی است که داشتند» بودند؛ که بر ترکان قَرلُق فرمانروایی داشتند. کشور ایشان پس از انقراض دومین فرمانروایی گؤچ‌تؤرک‌ها (=کوچ‌تؤرک‌ها، ترک های کوچنده) به وجود آمده بود، که خیلی زود پاره پاره شد، به صورت دولتهای کوچکی درآمد که روابط آنان با یکدیگر خیلی هم دوستانه نبود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">زبان فارسی در دوره سامانیان</span></p>
<p>سامانیان ایجادگر دومین نو ایرانگرائی تاریخ تمدن ایران بودند و در شکل‌گیری فرهنگ، تمدن و دانش در ایران پس از اسلام نقش بسزائی دارند.</p>
<p>در دوره سامانیان، زبان فارسی از پیشرفت و شکوفایی زیادی برخوردار شد. با آن که سامانیان در کارهای اداری زبان عربی را به کار می‌بردند و آن را شعار وحدت خلافت می‌شمردند، امکان آن را فراهم آوردند تا شاعران فارسی دری همچون رودکی «وفات در ۳۲۹ ق / ۹۴۰ &#8211; ۱ م» و دقیقی «حدود ۳۲۵ &#8211; ۷۰ ق / ۹۳۵ &#8211; ۸۰ م» از نخستین کسانی باشند که با گونه‌ای از زبان ملی خود که از تکمیل و آمیختن لهجه ‏های محلی گوناگون فراهم آمده بود مطلب بنویسند.</p>
<p>این زبان در دربار سامانیان پذیرفته شد و سرانجام به عنوان زبان فارسی نوین گسترش پیدا کرد که با اندکی تغییرات آوایی تا زمان حاضر بر جای مانده‌است. فارسی نوین به خط عربی نوشته شد و رفته رفته هر چه بیشتر واژه های عربی به آن راه یافت که این امر تا اندازه ای نتیجه پیشرفت جهانی تمدن اسلام بوده‌است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">پادشاهان سلسله سامانی</span></p>
<p>نام و لقب نه تن از پادشاهان این سلسله با توالی و مدت حکومتشان، از این قرار است:</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/"><img class="alignnone size-full wp-image-2902" title="ASMAN.ir | سایت مرجع آسمان" src="http://asman.ir/pictures/000480-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="475" height="275" /></a></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>سامان خدا<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>اسد بن سامان<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>یحیی بن اسد<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>نصر اول<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>اسماعیل بن احمد، معروف به امیر ماضی (۲۹۵ – ۲۷۹ ه‍.ق.)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>احمد بن اسماعیل، معروف به امیر شهید (۳۰۱ – ۲۵۹ ه‍.ق.)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>نصر بن احمد، معروف به امیر سعید (۳۳۱ – ۳۰۱ ه‍.ق.)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>نوح بن نصر، معروف به امیر حمید (۳۴۳ – ۳۳۱ ه‍.ق.)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>عبدالملک بن نوح، معروف به امیر رشید (۳۵۰ – ۳۴۳ ه‍.ق.)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>منصوربن نوح، معروف به امیر سدید (۳۶۵ – ۳۵۰ ه‍.ق.)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>نوح بن منصور، معروف به امیر رضی (۳۸۷ – ۳۶۵ ه‍.ق.)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>منصور بن نوح (۳۸۹ – ۳۸۷ ه‍.ق.)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>عبدالملک بن نوح (۳۸۹ – ۳۸۹ ه‍.ق.)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2900/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ایران در دوران حکومت‌های محلی،صفاریان</title>
		<link>http://asman.ir/post-2895</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2895#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 20:44:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ ایران از ابتدا تا کنون]]></category>
		<category><![CDATA[ایران در دوران حکومت‌های محلی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران در دوران حکومت‌های محلی،صفاریان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ایران و جهان]]></category>
		<category><![CDATA[حکومت صفاریان]]></category>
		<category><![CDATA[دولت مستقل اسلامی صفاریان]]></category>
		<category><![CDATA[صفاریان]]></category>
		<category><![CDATA[فرمانروایان صفاری]]></category>
		<category><![CDATA[مطیع خلیفه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2895</guid>
		<description><![CDATA[صفاریان از دودمان‌های ایرانی فرمانروای بخش‌هایی از ایران بودند. پایتخت ایشان شهر زَرَنگ بود.

فرمانروایان صفاری:
• یعقوب بن لیث صفاری
• عمرو بن لیث صفاری
• علی بن لیث صفاری
• طاهر بن محمد بن لیث صفاری
• خلف بن احمد (نوه دختری عمرو بن لیث)
حکومت صفاریان
 
یعقوب لیث نخستین امیر این خانواده بود که دولت مستقل اسلامی صفاریان را بنیاد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>صفاریان از دودمان‌های ایرانی فرمانروای بخش‌هایی از ایران بودند. پایتخت ایشان شهر زَرَنگ بود.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000478-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2896" title="000478-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000478-WWW.ASMAN_.IR_-475x328.jpg" alt="" width="475" height="328" /></a></p>
<p><span style="color: #0000ff;">فرمانروایان صفاری:</span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>یعقوب بن لیث صفاری<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>عمرو بن لیث صفاری<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>علی بن لیث صفاری<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>طاهر بن محمد بن لیث صفاری<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>خلف بن احمد (نوه دختری عمرو بن لیث)</p>
<p><span style="color: #0000ff;">حکومت صفاریان</span><br />
 <br />
یعقوب لیث نخستین امیر این خانواده بود که دولت مستقل اسلامی صفاریان را بنیاد نهاد. لیث سه پسر داشت بنامهای یعقوب و عمر و علی، هر سه پسران لیث حکومت کردند اما دورهٔ حکومتشان چندان نپایید. یعقوب نیز در اوایل مانند پدر رویگری می‌کرد و هرآنچه بدست می‌آورد جوانمردانه به دوستان و همسالانش ضیافت می‌کرد. چون به سن رشد رسید تعدادی از مردان جمع شده او را به سرداری خود برگزیدند.</p>
<p>در سال ۲۳۷ که طاهر بن عبدالله در خراسان حکومت می‌کرد مردی به نام صالح بن نصر کنانی بر سیستان مستولی شد و یعقوب به خدمت وی در آمد. طاهر که مردی با تدبیر بود صالح بن نصر را از سیستان براند و پس از وی شخصی بنام درهم بن نضر خروج کرد و سیستان را تصرف نمود و سپاهیان طاهر را از سیستان براند. درهم که نتوانست از عهده سپاهیان برآید یعقوب را به سرداری سپاه خویش برگزید. سپاهیان چون ضعف فرماندهی درهم را دیدند از فرماندهی یعقوب اسقبال نمودند. پس از چندی والی خراسان با چاره تدبیر درهم را اسیر کرد و به بغداد فرستاد.</p>
<p>او مدتی در بغداد زندانی بود و پس از آزاد شدن به خدمت خلیفه در آمد. در این زمان بود که کار یعقوب نیز بالا گرفت و او به دفع خوارج رفت. یعقوب چون مردی با تدبیر و عیار بود تمام یارانش از وی چنان فرمانبرداری می‌کردند که برون از تصور بود. یعقوب بعد از تصرف سیستان رو به خراسان نهاد ولی چیزی نصیبش نشد. یعقوب مردی نبود که بزودی مضمحل شود و بار دیگر در سال ۲۵۳ هجری قمری رو به خراسان نهاد اما این بار بخت یار او بود. وی شهرهای هرات و پوشنگ را بگرفت و از آنجا رو به کرمان نهاد و گماشته حاکم شیراز در کرمان را بگرفت.</p>
<p>پس از آن رو به شیراز نهاده و با حاکم فارس جنگید و آنجا را نیز تصرف کرد. یعقوب سپس چند نفر از طرفداران خود را با پیشکش‌های گرانبها نزد خلیفهٔ بغداد فرستاد و خود را مطیع خلیفه اعلان کرد. یعقوب در سال ۲۵۷ باز به فارس لشکر کشید و خلیفه المعتمد به وی پیغام داد که ما ملک فارس را به تو نداده‌ایم که تو به آنجا لشکر کشی می‌کنی. المؤفق برادر خلیفه که صاحب‌اختیار مملکت بود رسولی نزد یعقوب فرستاد مبنی بر اینکه ولایت بلخ و تخارستان و سیستان مربوط به یعقوب است.</p>
<p>یعقوب نیز بلخ را تصرف نموده متوجه کابل شد و والی کابل را اسیر و شهر را تصرف نمود. پس از آن به هرات رفت و از آنجا به نیشاپور و محمد بن طاهر حاکم خراسان را با اتباعش اسیر کرد و به سیستان فرستاد. وی از آنجا روانهٔ طبرستان شد تا در آنجا با حسن بن زید علوی بجنگد. حسن درین جنگ شکست خورد و فرار کرد و به سرزمین دیلمان رفت. یعقوب از ساری به آمل رفت و پس از جمع‌آوری خراج یکساله روانهٔ دیلمان شد.</p>
<p>در راه در اثر باریدن باران تعداد زیادی از سپاهیانش کشته شدند و او به مدت چهل روز سرگردان میگشت. یعقوب رسولی را نزد خلیفه فرستاد مبنی بر اینکه طبرستان را فتح کرده و حسن را منزوی ساخته است٫ به امید اینکه مورد نظر خلیفه واقع گردد. اما خلیفه حکمی را توسط حاجیان به خراسان فرستاد که چون وی از حکم ما تمرد کرد و به حکومت سیستان بسنده نکرد او را در همه جا لعن کنند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">کشمکش میان صفاریان و خلافت بغداد</span></p>
<p>محمد بن واصل تمیمی بر فارس مستولی شده بود. المتعمد عباسی فارس را به موسی بن بغا داد. موسی نیز عبدالرحمان بن مفلح را به جنگ محمد بن واصل فرستاد. عبدالرحمان شکست خورد و اسیر شد. چون یعقوب در سیستان خبر بالا گرفتن کار ابن واصل را شنید طمع در ولایت فارس بست. در حالی که محمد بن واصل در اهواز بود وی رو به فارس نهاد و فارس را تصرف کرد.</p>
<p>در سال ۲۶۲ یعقوب از فارس رو به خوزستان نهاد. چون خبر به خلیفه المعتمد رسید فرمان حکومت خراسان، گرگان، طبرستان و ری و فارس را در حضور حاجیان به شمول شرطگی بغداد به وی داد. اما یعقوب راضی نشد و به خلیفه پیغام داد که به چیزی راضی نیست جز رسیدن به بغداد. خلیفه برادرش الموفق را به جنگ با یعقوب فرستاد. یعقوب در این جنگ شکست خورد و فرار کرد. بسیاری از اموال یغقوب بدست سپاهیان بغداد افتاد و به نام غنیمت به بغداد برده شد. المؤفق به علت بیماری به بغداد بازگشت و یعقوب نیز در گندی‌شاپور به مریضی قولنج مبتلا گشت. خلیفه رسولی را با منشور ولایت فارس و استمالت نزد یعقوب فرستاد.</p>
<p>یعقوب قدری نان خشک و پیاز و شمشیر را پیشروی خود نهاد و به رسول گفت: «به خلیفه بگو که من بیمارم و اگر بمیرم تو از من رها میشوی و من از تو، اگر ماندم این شمشیر میان ما داوری خواهد کرد، اگر من غالب شوم که به کام خود رسیده باشم و اگر مغلوب شوم این نان خشک و پیاز مرا بس است.» یعقوب در سال ۲۶۵ در گندی شاپور در اثر مرض قولنج در گذشت. یعقوب را مردی باخرد و استوار توصیف کرده اند. حسن بن زید علوی که یکی از دشمنانش بود او را به خاطر استقامت و پایداریش سندان لقب داده بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2895/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ایران در دوران حکومت‌های محلی،طاهریان‌</title>
		<link>http://asman.ir/post-2887</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2887#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 11:12:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ ایران از ابتدا تا کنون]]></category>
		<category><![CDATA[اولین حکومت مستقل ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایران در دوران حکومت‌های محلی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران در دوران حکومت‌های محلی،طاهریان‌]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ایران و جهان]]></category>
		<category><![CDATA[حملهٔ اعراب]]></category>
		<category><![CDATA[طاهر بن حسین]]></category>
		<category><![CDATA[طاهر بن حسین معروف به ذوالیمینین]]></category>
		<category><![CDATA[طاهریان‌]]></category>
		<category><![CDATA[مأمون عباسی]]></category>
		<category><![CDATA[نخستين سلسله ايرانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2887</guid>
		<description><![CDATA[طاهریان‌ اولین حکومت مستقل ایران بعد از حملهٔ اعراب بودند.
در اوایل قرن سوم، طاهر بن حسین، یکی از سرداران مأمون عباسی از طرف او امیر خراسان شد و بدلیل آن که عدم اطاعت خود را از مأمون اعلام کرد، اولین حکومت مستقل ایرانی بعد از اسلام در ایران تشکیل شد و حکومت او به طاهریان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>طاهریان‌ اولین حکومت مستقل ایران بعد از حملهٔ اعراب بودند.</p>
<p>در اوایل قرن سوم، طاهر بن حسین، یکی از سرداران مأمون عباسی از طرف او امیر خراسان شد و بدلیل آن که عدم اطاعت خود را از مأمون اعلام کرد، اولین حکومت مستقل ایرانی بعد از اسلام در ایران تشکیل شد و حکومت او به طاهریان معروف شد. در زمان طاهریان نیشابور به پایتختی برگزیده شد.</p>
<div class="mceTemp" style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000477-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2892" title="000477-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000477-WWW.ASMAN_.IR_-475x322.jpg" alt="" width="475" height="322" /></a></div>
<p>طاهریان در جنگ با خوارج در شرق ایران به پیروزی دست یافتند و سرزمینهای دیگری مانند سیستان و قسمتی از ماوراءالنهر را به تصرف در آوردند و نظم و امنیت را در مرزها بر قرار کردند. گفته می‌شود که در زمان حکومت طاهریان، به جهت اهمیت دادن آنان به کشاورزی و عمران و آبادی، کشاورزان به آسودگی زندگی می‌کردند.</p>
<p>در زمان طاهریان قیامهای بابک و مازیار که به ترتیب در اذربایجان و طبرستان(مازندران)رخ داد باعث شد که انها از توجه به شرق ایران باز دارد.به همین دلیل خوارج دست به شورش زدند.اخرین امیر طاهری محمدبن طاهرنیز فردی مقتدر نبود.در نتیجه حکومت طاهریان رو به ضعف نهاد و سرانجام در میانه‌های سده سوم هجری به دست یعقوب لیث سرنگون شد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">امیران خانواده طاهریان عبارت اند از:</span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>طاهر بن حسین معروف به ذوالیمینین<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>طلحه بن طاهر<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>علی بن طاهر<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">• </span></strong>عبدالله بن طاهر<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>طاهر بن عبدالله<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>محمد بن طاهر بن عبدالله</p>
<p><span style="color: #0000ff;">طاهریان در یک نگاه (۲۵۹ &#8211; ۲۰۵ه/۸۷۲-۸۲۰م)</span></p>
<p>« طاهریان نخستین سلسله ایرانی است که از اطاعت کامل خلفای بغداد سر پیچید و به تشکیل دولتی محلی و تا اندازهٔ زیادی مستقل در خراسان توفیق یافت. طاهریان از خاندان امیران و سرداران ناحیه ای در نزدیکی هَرات به نام پوشَنگ یا فوشَنج بودند و در مبارزات ابومسلم برای روی کار آوردن بنی‌عبّاس شرکت داشتند. در اختلاف بین پسران هارون‌الرشید، امین و مأمون، طاهر پسر حسین جانب مأمون را گرفت و در جنگی که علی بن عیسی بن ماهان، سردار امین، در ری برضدّ مأمون کرد، طاهربن حسین او را شکست داد و کشت. هنگامی که مأمون به خلافت رسید به پاس این خدمات طاهر را، برای پاسداری از امنیّت شهر، شُرطه بغداد کرد و چند سال بعد حکومت خراسان را به او داد.</p>
<p>نوشته اند که طاهر پس از فتح بغداد، هنگامی که می خواست با امام رضا(ع) ولیعهد مأمون بیعت کند، با دست چپ با امام بیعت کرد وگفت: « دست راست من در خراسان در بیعت مأمون است.» چون مأمون این گفته را شنید گفت: «من هر دو دست طاهر را راست می گویم تا بیعت او بر هردوی ما درست باشد.» از این جهت به طاهر لقب &#8221; ذوالیمینین &#8221; داد یعنی کسی که دارای دو دست راست است. باز گفته اند که طاهر با هر دو دست شمشیر می زد و لقب ذوالیمینین به این مناسبت بدو داده شده است.</p>
<p>درسال ۲۰۷ه/۸۲۲م، هنگامی که طاهر حکومت خراسان را داشت، روزی در مسجد جامع مرو نام خلیفه را از خطبه انداخت. اگرچه فردای آن روز او را مرده یافتند و گمان می رود که به وسیله جاسوسان خلیفه مسموم شده باشد، امّا این تاریخ را آغاز تلاش برای تشکیل حکومت‌های ملّی ایرانی شمرده‌اند.*</p>
<p>پس از طاهرذوالیمینین جانشینان او ۵۰ سال حکومت خراسان را داشتند و در بغداد نیز با نفوذ بسیار چندی در مقام شُرطه بودند. معروف‌ترین امیر طاهریان، پس از طاهر ذوالیمینین، عبدالله بن طاهر است که مردی دانا و دادگر بود و با آن که نام خلیفه را در خطبه نماز جمعه می آورد و هر ساله بخشی از خراج خراسان را به دربار خلافت می‌فرستاد، امّا به خلیفه اجازه دخالت درامور داخلی خراسان را نمی‌داد.</p>
<p> این امیر دانشمند در آبادانی نیشابور یسیار کوشید. به کشاورزی توجّهی خاص داشت و از همین رو به فرمان او کتابی درباره راه نگه‌داری از قنات ها نوشته شد. دربار او محلّ رفت و آمد دانشمندان و شاعران و نویسندگان پارسی زبان بود. آخرین امیر طاهریان، محمّد بن طاهر، به دست یعقوب لِیث صفّار زندانی شد. وی پس از مرگ یعقوب آزاد گردید و دوباره به مقام ریاست شهربانی بغداد رسید. امّا دیگر نتوانست حکومت خراسان را به دست آورد.»</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2887/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیامک های عاشقانه و رمانتیک (۱۳ شهریور ۸۹)</title>
		<link>http://asman.ir/post-2830</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2830#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 10:09:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[پیامک موبايل]]></category>
		<category><![CDATA[love sms]]></category>
		<category><![CDATA[sms]]></category>
		<category><![CDATA[sms love]]></category>
		<category><![CDATA[sms جدید]]></category>
		<category><![CDATA[sms موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[اس ام اس]]></category>
		<category><![CDATA[اس ام اس رماتیک]]></category>
		<category><![CDATA[اس ام اس عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[اس ام اس موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[پیامک]]></category>
		<category><![CDATA[پیامک های جدید]]></category>
		<category><![CDATA[پیامک های عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[پیامک های عشقولانه]]></category>
		<category><![CDATA[پیامکهای رمانتیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2830</guid>
		<description><![CDATA[ گویند که مکتب عشق را ۱۰ کلاس است ۱- نگاه ۲- عشق ۳- مهر و محبت ۴- عاطفه و احساس ۵- دوستی ۶- خواستن ۷- بوسه ۸- ازدواج ۹- زندگی ۱۰- مرگ!!
 —————————————————————————————-
 ده ولی جون کسی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن . [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000467-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-2831" title="000467-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000467-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="475" height="275" /></a></p>
<p style="text-align: right;"> گویند که مکتب عشق را ۱۰ کلاس است ۱- نگاه ۲- عشق ۳- مهر و محبت ۴- عاطفه و احساس ۵- دوستی ۶- خواستن ۷- بوسه ۸- ازدواج ۹- زندگی ۱۰- مرگ!!</p>
<p><span style="color: #808080;"> <span style="color: #c0c0c0;">—————————————————————————————-</span></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> ده ولی جون کسی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن . برای عشق بمیر ولی دل اون  رو نکش . برای عشق خودت باش ولی خوب باش</span></p>
<p><span style="color: #c0c0c0;">  —————————————————————————————-</span></p>
<p>بوسه اسم است چون عمومی است بوسه فعل است چون هم لازم است هم متعدی بوسه حرف تعجب است چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مهبوت میکند بوسه ضمیر است چون از قید انسان خارج نیست بوسه حرف ربط است چون ۲ نفر را به هم متصل میکند</p>
<p><span style="color: #c0c0c0;"> —————————————————————————————-</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">بزرگترین گناه: سکوت&#8230; بزرگترین شجاعت: بگویی دوستت دارم&#8230; بزرگترین سرمایه: دوست&#8230; بزرگترین اسرار: صداقت&#8230; بزرگترین افتخار: عاشق شدن&#8230; بزرگترین هنرعاشق ماندن</span></p>
<p> <span style="color: #c0c0c0;">—————————————————————————————-</span></p>
<p>دوست دارم تو سیب باشی و من چاقو پوستتو بکنم می دونی چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سیب رو بکنه باید همش دورش بگرده </p>
<p> <span style="color: #c0c0c0;">—————————————————————————————-</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">اگه یه روز شاد بودی آروم بخند تا غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین شدی آروم گریه کن تا شادی نا امید نشه </span>!</p>
<p> <span style="color: #c0c0c0;">—————————————————————————————-</span></p>
<p>تو کار و زندگی و خونه نداری که ۲۴ ساعت تو قلب منی</p>
<p><span style="color: #c0c0c0;"> —————————————————————————————-</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">اگر از تعداد قطرات باران کم شده و یا از قطرات اشکی که ریخته می شود کم شود یک اندازه از رفاقت من با شما کم نمی شود .</span></p>
<p><span style="color: #c0c0c0;"> —————————————————————————————-</span></p>
<p>آسمان با دیگران صاف و با ما ابر دارد &#8230;.. می شود روزی با ما صاف امام صبر دارد .</p>
<p><span style="color: #c0c0c0;"> —————————————————————————————-</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">تقدیم به شمعی که پروانه اش منم &#8230;. تقدیم به طلوعی که آفتابش منم و تقدیم به دوستی که دوستدارش منم</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2830/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>با بهانه گیری کودکان چه کنیم ؟</title>
		<link>http://asman.ir/post-2620</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2620#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 31 Aug 2010 20:50:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمای تربیت کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[اسباب بازی]]></category>
		<category><![CDATA[با بهانه گیری كودكان چه كنیم ؟]]></category>
		<category><![CDATA[بازیگوشی]]></category>
		<category><![CDATA[بازیگوشی فرزندتان]]></category>
		<category><![CDATA[بهانه گیری و نق نق كردن]]></category>
		<category><![CDATA[تربیت]]></category>
		<category><![CDATA[دعوای میان فرزندان]]></category>
		<category><![CDATA[رقابت میان كودكان]]></category>
		<category><![CDATA[كودك خردسال]]></category>
		<category><![CDATA[كودك دبستانی]]></category>
		<category><![CDATA[پرخاشگری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2620</guid>
		<description><![CDATA[تربیت کودکان کار دشواری است . به طور مثال پسر بچه ای را مجسم کنید که وسط یک فروشگاه شلوغ شروع به پرخاشگری می کند و جسورانه به والدینش پاسخ می دهد. در چنین مواقعی حتی والدینی که خیلی در مورد تربیت فرزندشان به خود اطمینان دارند نیزمأیوس و دلسرد می شوند و به دنبال [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تربیت کودکان کار دشواری است . به طور مثال پسر بچه ای را مجسم کنید که وسط یک فروشگاه شلوغ شروع به پرخاشگری می کند و جسورانه به والدینش پاسخ می دهد. در چنین مواقعی حتی والدینی که خیلی در مورد تربیت فرزندشان به خود اطمینان دارند نیزمأیوس و دلسرد می شوند و به دنبال روش و کلمات مناسبی می گردند تا کودک خود را آرام کنند .</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><img class="alignnone size-full wp-image-2621" title="ASMAN.ir | سایت مرجع آسمان" src="http://asman.ir/pictures/000416-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="425" height="282" /></a></p>
<p>به شما اطمینان می دهم که با استفاده از پاره ای روش ها می توانید در شرایطی که فرزندتان بدرفتاری می کند خونسردی خود را حفظ نمایید وشیوه ایمناسب در پیش گیرید ، بخصوص هنگامی که با این پنج مسئله تربیتی مواجه می شوید :</p>
<p><span style="color: #0000ff;">بهانه گیری و نق نق کردن</span></p>
<p>بهانه گیری معمولاً در بین خردسالان ،به ویژه قبل از این که بتوانند به خوبی صحبت کنند ، رایج است . این کار یکی از معدود راه هایی است که توسط آن می توانند نارضایتی و خشم خود را از آنچه که نمی توانند به دست آورند ابراز کنند . هر قدر هم که این مسئله ناراحت کننده باشد ، والدین باید بدانند که علت بهانه گیری کودکشان فقط دیدن عکس العمل از جانب آنها نیست ( گرچه علت اصلی آن همین است ولی حتی کودکان دبستانی هم وقتی که به مقصودشان نمی رسند) بابهانه گیری ، احساسات درونی خود را آشکار می کنند و در نتیجه آرامش می یابند .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">چگونه با آن کنار بیایید</span></p>
<p>وقتی کودک خردسال شما شروع به بهانه گیری و نق نق کرد ، از او بخواهید که به صورت های مختلف ابتدا در گوشی ، بعد به آهستگی و سپس خیلی بلند و &#8230; چیزی را که می گوید ، تکرار نماید . این روش درست مثل یک بازی توجه او را جلب خواهد کرد و بهانه گیری را فراموش خواهد نمود . در مورد کودک دبستانی خود می توانید از چند روش کلی استفاده کنید . به محض این که شروع به بهانه گیری کرد ، حرف او را قطع کنید و به آرامی بگویید :&#8221;داری نق نق و بهانه گیری می کنی و من گوش نمی کنم ، پس بهتر است که آرام و شمرده صحبت کنی .&#8221;</p>
<p>اگر باز هم ادامه داد ، دوباره درخواست خود را تکرار کنید . اگرشیوه گفتار خود را تغییر داد با بیان جمله ای او را تشویق کنید . می توانید بگویید :&#8221; وقتی بدون نق نق کردن بگویی که چه می خواهی،بیشتر دوستت خواهم داشت .&#8221; اگر در چنین مواقعی عصبانی می شوید ،هیجان صدای خود را فرو ببرید و فراموش کنید که چقدر دلتان می خواهد فریاد بزنید. به خاطر بسپارید که با مهار عکس العمل خود می توانید ارتباط بهتری با فرزندتان برقرار کنید . بعد به او بگویید که می دانید دلیل ناراحتی اش چیست و از این طریق با او به توافق برسید . به عنوان مثال فرض کنید چون به فرزندتان اجازه نداده اید که قبل از نهار شیرینی بخورد ، ناراحت شده است ، پس شیرینی را در جایی قرار دهید که بتواند آن را ببیند و به او قول دهید که پس از خوردن غذا به او شیرینی می دهید .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"> اقدام پیشگیرانه</span></p>
<p>هنگامی که فرزندتان واضح و محکم صحبت می کند به او گوش دهید و تحسینش کنید . با این عمل به او یاد می دهید که اگر بدون بهانه گیری چیزی بخواهد زودتر آن رابه دست خواهد آورد .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">پرخاشگری </span></p>
<p>والدین گاهی به علت پرخاشگری فرزند خود عصبانی می شوند ، نه فقط به این دلیل که اغلب در مکان های عمومی با بد خلقی کودک خود مواجه می شوند ، بلکه بدین سبب که احساس میکنند روی رفتار کودک خود و شرایط موجود کنترل ندارند . خوشبختانه کج خلقی های کودکان با رسیدن به سن مدرسه کاهش می یابد . زیرا می توانند راه حل های بهتری در مواجهه با شکست و ناکامی پیدا کنند .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">چگونه با آن کنار بیایید</span></p>
<p>روش مؤثر برای از بین بردن پرخاشگری ، آن است که از ابتدا آن را مهار کنید. وقتی که در مقابل پرخاشگری کودک خود با خشم و عصبانیت عکس العمل نشان دهید ، به طور غیر مستقیم به او می آموزید که عصبانیت وسیله کارسازی برای دست یافتن به اهدافاست . در عوض می توانید بگویید :&#8221; وقتی از گریه کردن دست برداشتی در مورد آن با هم صحبت می کنیم و راه حلی می یابیم .&#8221; و به اتاق دیگری بروید.</p>
<p>اگر فرزند شما خیلی کوچک است و نمی توانید او را تنها بگذارید ، پیش او بمانید . اگر به طرف شما آمد ، او را بغل کنید ولی تا وقتی که آرام نشده چیزی را که می خواهد به او ندهید . خود را به کار دیگری مشغول کنید . به عنوان مثال مطالعه کنید . با این کار به او می فهمانید که تا آرام نشود نمی تواند توجه شما را جلب کند . اغلب پرخاشگری های بچه ها ، اگر مخاطب مورد نظر حضور نداشته باشد ، زودتر متوقف می شود .</p>
<p>در صورتی که کودک شما در یک مکان عمومی شروع به بدخلقی و پرخاشگری کرد ، بدون توجه به نگاه ها ی مردم او را به گوشه ای خلوت ببرید و منتظر شوید تا آرام شود . به او بگویید :&#8221; اینجا پیش تو می مانم تا وقتی که آرام شوی و با هم صحبت کنیم.&#8221; اگر بعد از سه یا چهار دقیقه باز هم به فریاد و گریه خود ادامه داد ، او را بردارید و از آن مکان خارج شوید .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">اقدام پیشگیرانه</span></p>
<p>پرخاشگری ها همیشه قابل پیش بینی نیستند . کودکان به دلایل مختلفی این کار را انجام می دهند .</p>
<p>به عنوان نمونه سه دلیل شروع پرخاشگری را ذکر می کنیم :</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱ـ</strong></span> هنگامی که کودک شما چیزی می خواهد ولی نمی تواند آن را به دست آورد .</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۲ـ</span> </strong>وقتی یادگیری انجام کاری برایش دشوار باشد .</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۳ـ</strong></span> وقتی که خسته شده باشد .</p>
<p>پس با اجتناب از عواملی که ممکن است به بهانه گیری منجر شود ، می توانید از وقوع تنش جلوگیری کنید . اگر می بینید کودک خردسالتان می خواهد با پازلی که خواهر بزرگترش انجام می دهد بازی کند ، یا به او در این بازی کمک کنید و یا اینکه توجهش را به بازی دیگری که بیشتر مناسب سنش باشد ، جلب کنید .</p>
<p>از کودک خود انتظاری بیش از آنچه که از عهده اش بر می آید نداشته باشید . خردسالان به این دلیل که قدرت تحمل زیادی ندارند ، نمی توانند خود را برای مدت طولانی سرگرم کنند . بنابراین کودک خردسال خود را در ساعات شلوغ روز و در صف های طولانی به فروشگاه و یا بانک نبرید و اگر باید او را به جایی ببرید که می دانید معطل می شوید ، برای سرگرمی او اسباب بازی و خوراکی همراه ببرید .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">دعوای میان فرزندان</span></p>
<p>رقابت و همچشمی میان فرزندان یک خانواده ، پاسخی طبیعی به داشتن رقیب دائمی در جلب محبت پدر و مادر است . اگر دعوای آنها مهار نشود ، روی روابط عاطفی میان فرزندان اثر می گذارد و شور و نشاط آنها را از بین می برد .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">چگونه با آن کنار بیایید</span></p>
<p>بهترین راه برای مبدل کردن دعوای میان کودکان به صلح و آرامش،این است که ابتدا آنها را از یکدیگر جدا کنید تا آرام شوند . سعی نکنید میان آنها قضاوت کنید ، حتی اگر شاهد بوده باشید که یکی از بچه ها ، دیگری را عمداً تحریک کرده و دعوا را شروع کرده است . ( باید برای تصحیح این رفتار ، روش تربیتی مناسبی را اتخاذ نمایید ) در غیر این صورت یا طرف یکی از آنها را می گیرید و یا اینکه به میدان دعوا کشیده می شوید که هیچ کدام از آنها کمکی به شما نخواهد کرد .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">اقدام پیشگیرانه</span></p>
<p> رقابت میان کودکان خود را نمی توانید به طور کامل از بین ببرید ولی می توانید از شدت آن بکاهید. احترام به علائق یکدیگر را به کودکان خودتأکید کنید . به آنها بیاموزید که نسبت به مالکیت شخصی یکدیگر احترام قائل شوند و چیزی را که به خواهر یا برادرشان تعلق دارد ، بدون اجازه بر ندارند . هیچ وقت کودکان خود را با هم مقایسه نکنید .</p>
<p> در موقعیت هایی که معمولاً بین کودکان اختلاف ایجاد می شود ، مقرراتی وضع کنید . به عنوان مثال جای هر یک را بر صندلی ماشین از قبل تعیین کنید و یا مشخص کنید که هر یک از آنها چه ساعتی می توانند برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود را ببینند .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">بازیگوشی</span></p>
<p>فرض کنید که با کودک پیش دبستانی خود قرار گذاشته اید که بعدازمسواک زدن به رختخواب برود تا قبل از خواب برایش قصه بگویید . ولی بیست دقیقه بعد می بینید که می خواهد ماشین های اسباب بازی خود را در دستشویی بگذارد . احتمالاً تا به حال چیزی شبیه به این موضوع را تجربه کرده اید .</p>
<p>دلیل آن این است که مفهوم گذشت زمان برای خردسالان کاملاً با بزرگسالان متفاوت است . وقتی که آنها غرق در انجام کاری می شوند فکر می کنند تا وقتی که فعالیت خود را به اتمام نرسانده اند زمان از حرکت خود باز ایستاده است . بنابراین بازیگوشی آنها تا زمانی که خواندن ساعت را بیاموزند تمامی ندارد . گاهی پدر ومادرها می بایست به بچه های خود گوشزد کنند که وقتشان را تلف نکنند .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">چگونه با آن کنار بیایید</span></p>
<p>اگر می خواهید فرزند خود را از فعالیتی وارد فعالیت دیگری کنید چیزی در این مورد به او نگویید . به عنوان مثال شب هنگام به جای این که به او بگویید که موقع خواب است ، او را با گفتگو راجع به کارهایی که در طول روز انجام داده است مشغول کنید . او هم غرق در صحبت می شود و متوجه نخواهد شد که چه وقت از دستشویی بیرون آمده و به رختخواب رفته است .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">روش دیگر :</span></p>
<p>چون درک مفهوم زمان برای کودکی که هنوز به مدرسه نرفته است به زمان فعالیت هایی از قبیل خوردن آب میوه ، زمان خواب ، زمان استحمام بستگی دارد ، از این رو می توانید برنامه بعدی را در طول روز برایش توضیح دهید و به این ترتیب سرعت حرکتش را بالا ببرید .</p>
<p> به عنوان مثال به او بگویید :&#8221; بیا لباس خوابت را بپوش تا بتوانیم کتابی انتخاب کنیم و بخوانیم .&#8221; اگر می خواهید کودک خود را به انجام کاری تشویق کنید ، مثلا می خواهید که اسباب بازی هایش را جمع کند ، می توانید آن فعالیت را به صورت بازی در آورید و بگویید:&#8221; ببینم می توانی تا ۵۰ که شمردم اسباب بازیهایت را جمع کنی !&#8221; او را مسئولیت پذیر سازید . اگر عجله دارید به او بگویید که دیرتان شده است و به کمک او احتیاج دارید .</p>
<p> از او بخواهید که کیف شما را دم در بگذارد و ظرف غذای خودش را از یخچال بیرون بیاورد .</p>
<p>اگر این روش نیز در مورد کودک دبستانی و بازیگوش شما مؤثر واقع نشد،از روش جدیدتری استفاده کنید . لباسش را تنش کنید ، با موهای شانه نشده و نامرتب با بسته های بیسکویت یا میوه او را به موقع به مدرسه برسانید . با این روش به فرزند خود می آموزید که هر چقدر هم که مقاومت کند ، بعضی کارهامانند به موقع حاضر شدن برای سرویس مدرسه را باید در زمان خودش انجام دهد .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">اقدامات پیشگیرانه</span></p>
<p>هنگامی که می بینید کودک شما به تلویزیون توجهی ندارد و اسباب بازی هایش را گوشه ای رها کرده است ، بیشتر مستعد انجام کارها و وظائف خود می باشد . بنابراین لوازمی راکه موجب حواس پرتی او می شوند جمع کنید و به طور واضح به او بگویید که انتظار انجام چه کاری را از او دارید . توجه کنید که کودک شما تمام وسایل مورد نیاز خود را برای انجام کارش در اختیار داشته باشد .</p>
<p> به عنوان مثال اگر از او می خواهید که دندان هایش را مسواک کند باید مسواک ، خمیر دندان وآب را در دسترس او قرار دهید .راه دیگر جلوگیری از بازیگوشی فرزندتان این است که از شب قبل لباس و دیگر لوازم مورد نیاز او را برای فردا صبح آماده کنید .</p>
<p> با این کار نه تنها به کودک بازیگوش خود فرصت نخواهید داد که برای انتخاب لباسش شما را معطل کند بلکه صبح، قبل از بیرون رفتن از منزل (به خصوص در مورد خانم های شاغل ) بدون عجله کارهایتان را انجام خواهید داد . البته اگر این کار را هر روز به طور معمول انجام دهید،بهتر است .کودک خود را بهانجام بعضی از کارها عادت دهید .</p>
<p>مثلاً شب : ابتدا خوردن غذا،بعد شستن دندان و خواندن داستان قبل از خواب . صبح : ابتدا پوشیدن لباس ، شانه کردن مو و مرتب کردن تختخواب ، خوردن صبحانه .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">حاضر جوابی</span></p>
<p>کودک با شروعدو سالگی ، خود مختاری خویش را به حیطه آزمایشمی گذارد که یکی از راه های انجام این کار حاضر جوابی به بزرگسالان است . کودک خردسال با گفتن&#8221;نمی خواهم&#8221; یا&#8221;نه&#8221; می خواهد نشان دهد که از دستورهای شما خسته شده است و استقلال بیشتری می خواهد .</p>
<p>چگونه با این موضوع کنارمی آیید ؟ این موضوع پیچیده ایست. زیرا اولاً می خواهید که کودکتان اولین قدم های خود را به طرف خود مختاری بردارد ، ثانیاً نمی خواهید که گستاخی او راتأیید کنید ، بنابراین با حالتی جدی به او بگویید :&#8221; نباید این طوری جواب بدهی ، اگر با حرف من موافق نیستی اشکالی ندارد ولی باید مؤدبانه جواب بدهی .&#8221; برایش از جملات معترضانه ی مناسب مثال هایی بزنید . جملاتی مثل :&#8221; نظر من فرق دارد&#8221; یا&#8221; مخالفم&#8221; و غیره .<br />
به این طریق برایش روشن سازید که اگر دفعه بعد این گونه صحبت کند ارزش خود را نزد شما از دست خواهد داد .اجرای این روش تربیتی را ادامه دهید . اجازه ندهید که گستاخی او ادامه یابد تا این که روزی مجبور شوید عکس العمل شدیدی از خود نشان دهید</p>
<p><span style="color: #0000ff;">اقدامات پیشگیرانه</span></p>
<p>اگر کودکتان مخالفت خود را مؤدبانه به شما ابراز کرد،به او توجه بیشتری کنید و به عقیده او احترام بگذارید و به او نشان دهید که برا ی عقاید او احترام قائلید و اگر نظر او مخالف نظر شماست هیچ اشکالی ندارد .</p>
<p>نکته مهم این است که شما می بایست از نوع ارتباط خود آگاه باشید . اگر از آن دسته افرادی هستید که مخالفت خود را با دیگران به صورت تمسخرآمیزی بیان می کنند ، پس نمی توانید از فرزند خود انتظار داشته باشید که رفتاری غیر از این داشته باشد .</p>
<p>همین که فرزند شما بتواند خودش را بیشتر کنترل کند و یاد بگیرد که چگونه نیازها و نومیدی خود را از طرق سازنده به شما توضیح دهد ، پرخاشگری ، بهانه گیری و دیگر رفتارهای منفی او مسئله ساز نخواهد بود . به او یاد بدهید که بتواند به شما بگوید که چه احساسی دارد و چگونه فکر می کند.</p>
<p>با انجام این روش رابطه ای قوی با فرزند خود ایجاد می کنید . چنین رابطه ای ، هنگامی که فرزندتان به سن بلوغ می رسد ، در حل مسائل به شما کمک زیادی خواهد کرد .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2620/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بچه ها از چه چیزهایی می ترسند؟</title>
		<link>http://asman.ir/post-2616</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2616#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Aug 2010 21:19:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمای تربیت کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[بچه ها از چه چیزهایی می ترسند؟]]></category>
		<category><![CDATA[كودكان]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانی كودك]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2616</guid>
		<description><![CDATA[فرض کنید بچه یک ساله ی شما دور زمین بازی با خوشحالی می چرخد که ناگهان با چشمی اشکبار رو به سوی شما می آورد. گویا سگی به او نزدیک شده و وی را ترسانده است. دوره رفتار ترسناک در میان کودکان این روزگار عمومیت دارد. دلیلش چیست؟ با وجودی که کودکان نوپا خود راه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>فرض کنید بچه یک ساله ی شما دور زمین بازی با خوشحالی می چرخد که ناگهان با چشمی اشکبار رو به سوی شما می آورد. گویا سگی به او نزدیک شده و وی را ترسانده است. دوره رفتار ترسناک در میان کودکان این روزگار عمومیت دارد. دلیلش چیست؟ با وجودی که کودکان نوپا خود راه رفتن، حرف زدن و رسیدن به خواسته ها را فرا می گیرند، ولی پیوسته به آنان گوشزد می شود که چقدر کوچک و آسیب پذیرند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000415-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2617" title="000415-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000415-WWW.ASMAN_.IR_-340x475.jpg" alt="" width="340" height="475" /></a></p>
<p>یک دکتر روان شناس کودک می گوید: &#8221; شاخص های فراوان دومین سال، حس شور و شوق و قدرت را به کودکان می بخشد، اما رها ساختن کودک یا تنها ماندن او هشدار واقعی است. کودک با خود می گوید: اگر بیفتم، دردم می گیرد یا چنانچه مامان ترکم کند، شاید در امان نمانم.&#8221;</p>
<p>وی می افزاید:&#8221; اما تمامی این اخبار ناخوشایند نیستند. مثلاً ترس از غریبه ها ، جانوران، صداهای بلند یا محیط های جدید، جنبه پیشگیرانه دارد. نگرانی کودک، او را از خطر کردن غیر ضروری باز می دارد.&#8221; باید به خاطر داشت که این دلهره های معمولی، نشانه ی آنند که وی از لحاظ رشد شناختی، گامی به جلو نهاده و تفاوت بین موارد مشخص و جدید را تشخیص می دهد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">شناخت من و شما</span></p>
<p>در چنین سنی است که &#8221; حس خود بودن&#8221; یا درک این مورد که او آدمی متمایز و بی نیاز از دیگران است در وی هویدا می گردد. اگر فرزند یک ساله شما با دیدن چهره ای ناشناس می گرید و زمانی که از اتاق بیرون می آیید، اشک در چشمانش حلقه می زند، نشانه دلبستگی بیش از حدش به شماست. به گفته روان پزشکان کودک:&#8221; دلهره جدایی&#8221; بزرگترین ترس نوپایان است که بیشتر اوقات، شالوده سایر نگرانی های مربوط به افراد و جاهای جدید را تشکیل می دهد.</p>
<p>این گونه دل نگرانی در دو سال اول زندگی کودک، گذراست و در مورد برخی کودکان حتی بیشترهم طول می کشد. هرچند تا ۱۸ ماهگی اکثر بچه های نوپا بر ترس های ناشی ازجدایی، بهتر چیره می گردند. علاوه براین، ممکن است فرزندتان دریابد ولو این که گهگاه از او دور می شوید – مثلاً موقعی که به مهد کودک تحویلش می دهید بی شک برای بردنش برمی گردید.</p>
<p>اگر مایلید به کودکتان یاری کنید که از این وضع رهایی یابد، دلسوزی نشان دهید. با این که برای کودک، جدایی از شما دردآور است، ولی امیدواری و خوش بینی دراین حالت اهمیت دارد. بهتر است به او بگویید: می دانم که با همبازی ات به تو خوش می گذرد و مجدداً به او قوت قلب بدهید که به زودی برمی گردید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">هراس های شبانگاهی</span></p>
<p>بیم از جدایی نیز خواب کودک را برهم می زند. بیشتر بچه ها، شب ها وحشت می کنند. امکان دارد کودکتان از خوابیدن به این خاطر سرباز زند که نخواهد از بیداری و تمام چیزهایی که به وی اطمینان خاطر می بخشد، همچون اسباب بازی ها، حیوانات دست آموز و یا بابا و مامانش دست بکشد. برخی اعمال آرامش بخش مانند شستشو با آب گرم و یا مهربانانه روی پا نشاندن و قصه گفتن باعث می شود که کودک پیش از رفتن به بستر، اطمینان خاطر ( دوباره) زیادی بیابد. در واقع آگاهی از رخداد بعدی، برای او تسکین دهنده است.</p>
<p>چنانچه کودک یک ساله شما نیمه شب بیدار شود و به دنبالتان بگردد، بهتر آن است که خود را به اتاقش برسانید و به او قوت قلب بدهید. دقایقی چند آرامش کنید، لیکن او را از بستر خارج نکنید. بااین که تخیل کودکتان، احتمالاً سبب می شود که اتاق تاریک، ترسناک جلوه نماید، لازم است او این اعتماد به نفس را پیدا کند که به کمک پشتیبانی اندکتان می تواند یک تنه بربیم و هراسش فایق آید. چنانچه شبانگاه صدایش را می شنوید که با خودش حرف می زند، شاید خویشتن را آرام می کند تا بخوابد. مبادا با نگاه زیر چشمی و دزدانه به سراغش بروید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">با ترس مقابله کنید</span></p>
<p>خلق و خوی کودک، نشانگر انواع بیم و هراس هایی است که به آنها مبتلا می شود. ممکن است پیوسته به سر و صدا حساسیت داشته باشد، مثلاً رعد و برق او را بترساند. گاهی تجربه ای ناخوشایند، آغازگر هراسی ناگهانی است. مادری می گفت : &#8221; دخترم از حمام می ترسید . نمی دانستم چرا. &#8221; شبی او را در وان گذاشتیم، جیغ می کشید و در این حال خودش را به من و پدرش چسبانده بود و سعی می کرد بدنش با آب تماس نداشته باشد. چند شب قبل از آن، شیر آب وان را تصادفاً باز کردم، صدای بلندی برخاست که بچه زَهره ترک شد. تا چند ماه تنها راه شستشوی وی بردنش زیر دوش آب بود.&#8221;</p>
<p>کودکان خاطرات خوشی دارند که احتمالاً بیانگر علت رویارویی آنان با انبوهی از هراس های این سن و سال است. کودکی که در عین معاینه به وی آمپول تزریق می شود، امکان دارد بعدها از مطب پزشک بترسد.&#8221; شما می توانید از همین توانایی استفاده کنید تا کودکتان بر هراس هایش چیره گردد. پاره ای از تداعی های مثبت را جایگزین ادراکات منفی کنید. به طور مثال، بعد از تزریق آمپول، عکس برگردانی به او بدهید یا او را به پارک ببرید.</p>
<p>هرچند وقتی که کودکتان ترسان است، باید پشتیبانی اش کنید، ولی هدف نهایی تان باید این باشد که یاریش کنید تا در موقعیت های جدید تواناتر شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">شیوه های آرامش جویی</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> اعتدال را رعایت کنید. همچنان که کودکتان را در آغوش گرفته اید، دوستان و بستگان ناآشنا را وادارید که با او &#8220;بگو و بخند&#8221; کنند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">- </span>بنگرید و بیاموزید. مثلاً ترس بچه از اصلاح سر، با دیدن بچه های بزرگتر که آرام در صندلی آرایشگر می نشینند و دست آخر جایزه ای هم می گیرند، از بین می رود.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">-</span> </strong>راستگو باشید. نگویید که آمپول درد نمی آورد، چرا که درست نیست. درعوض به وی اطمینان بدهید که این درد، موقتی است و به زودی حالش بهتر می شود. به این ترتیب پیام می دهید که او می تواند با عوامل نگرانی زا به مقابله برخیزد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> دست به آزمایشی بزنید. شیئی آرام بخش همچون عروسک یا پتوی دلخواه، می تواند در لحظات تنش زا، خاطر کودک را جمع کند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> ب گذارید بچه خوش باشد. منظور کودکان از بازی این است که براوضاع ترسناک غلبه کنند. وسایل پزشکی به فرزندتان کمک می کند تا بداند موقع معاینه، چه چیزهایی را خواهد دید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> آخرین نکته این که ، اسباب بازی به شکل حیوان ( سگ ، گربه ، &#8230; ) باعث می شود که کودک زیاد از این حیوانات نترسد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2616/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ضبط مکالمات تلفنی Smartphoneware Best CallRecorder v1.05 برای گوشی های نوکیا سری ۶۰ ورژن ۳و ۵</title>
		<link>http://asman.ir/post-2812</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2812#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Aug 2010 20:31:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[دانلود برنامه نوکیا S60v3]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود برنامه نوکیا S60v5]]></category>
		<category><![CDATA[Smartphoneware Best CallRecorder]]></category>
		<category><![CDATA[ضبط مکالمات تلفنی بدون صدای بیپ]]></category>
		<category><![CDATA[ضبط مکالمات تلفنی در گوشی های نوکیا]]></category>
		<category><![CDATA[نرم افزار ضبط مکالمات تلفنی]]></category>
		<category><![CDATA[گوشی های نوکیا سری ۶۰ ورژن ۳و ۵]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2812</guid>
		<description><![CDATA[نرم افزار Smartphoneware Best CallRecorder v1.05 یکی از نرم افزارهای بنام و بسیار کارامد در زمینه ی ضبط مکالمات تلفنی در گوشی های نوکیا می باشد که نسخه ی جدید آن به تازگی منتشر شده است.قابلیت های کلیدی این نرم افزار عبارت اند از :
- ضبط مکالمات تلفنی بدون صدای بیپ
- قابلیت ضبط مکالمات تلفنی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نرم افزار Smartphoneware Best CallRecorder v1.05 یکی از نرم افزارهای بنام و بسیار کارامد در زمینه ی ضبط مکالمات تلفنی در گوشی های نوکیا می باشد که نسخه ی جدید آن به تازگی منتشر شده است.قابلیت های کلیدی این نرم افزار عبارت اند از :<br />
<span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> ضبط مکالمات تلفنی بدون صدای بیپ<br />
<span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> قابلیت ضبط مکالمات تلفنی بصورت اتوماتیک ، دستی و یا بصورت زمانبندی شده<br />
<span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> نداشتن محدودیت حجم برای فایل ضبط شده توسط برنامه<br />
<span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> قابلیت ضبط مکالمات انجام شده با شماره های تعیین شده توسط شما<br />
<span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> مصرف کم باتری و حافظه توسط برنامه<br />
<span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> محیط کاربردی آسان و بدون نیاز به یادگیری<br />
و &#8230;</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.asman.ir/" target="_blank"><img class="size-full wp-image-2813     aligncenter" title="ASMAN.ir | سایت مرجع آسمان" src="http://asman.ir/pictures/000466-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="460" height="236" /></a></p>
<p><img src="http://asman.ir/wp-content/uploads/2010/02/icon-01.gif" alt="" width="16" height="16" />  این نرم افزار برای گوشی های نوکیا دارای سیستم عامل سیمبین سری ۶۰ ویرایش ۳و۵ ارائه شده است.امیدوارم از دانلود این نرم افزار استفاده کافی را برده باشید دانلود بهترین نرم افزارها را از سایت مرجع آسمان بخواهید.<br />
<img src="http://asman.ir/wp-content/uploads/2010/02/icon-02.gif" alt="" width="16" height="16" /> <a href="http://asman.ir/pictures/Smartphoneware.Best_.CallRecorder.v1.05.S60v3.S60v5-www.asman_.ir_.zip" target="_self">دانلود با حجم ۳۶۳ کلیوبایت</a><br />
<img src="http://asman.ir/pictures/icon-03.gif" alt="" width="16" height="16" /> پسورد : ندارد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2812/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۲۰ راه برای تقویت توان مغزی در کودکان</title>
		<link>http://asman.ir/post-2788</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2788#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Aug 2010 20:42:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمای تربیت کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[20 راه برای تقویت توان مغزی در كودكان]]></category>
		<category><![CDATA[ابراز علاقه و شادی]]></category>
		<category><![CDATA[احساس عاطفی نوزاد]]></category>
		<category><![CDATA[بارداری]]></category>
		<category><![CDATA[تقویت توان مغزی در كودكان]]></category>
		<category><![CDATA[زبان بچگانه]]></category>
		<category><![CDATA[سلول عصبی]]></category>
		<category><![CDATA[مغز]]></category>
		<category><![CDATA[مكالمات معنادار]]></category>
		<category><![CDATA[نوزاد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2788</guid>
		<description><![CDATA[مغز هر نوزاد در بدو تولد دارای ۱۰۰ میلیارد سلول عصبی (نورون) است، یعنی به تعداد ستارگان موجود در کهکشان راه شیری. در خلال سال های اولیه رشد، هزاران میلیارد پیوند به نام سیناپس های عصبی بین این سلول ها برقرار می شود. قاعده ایجاد شبکه بین سلولی در مغز، این است که اگر از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مغز هر نوزاد در بدو تولد دارای ۱۰۰ میلیارد سلول عصبی (نورون) است، یعنی به تعداد ستارگان موجود در کهکشان راه شیری. در خلال سال های اولیه رشد، هزاران میلیارد پیوند به نام سیناپس های عصبی بین این سلول ها برقرار می شود. قاعده ایجاد شبکه بین سلولی در مغز، این است که اگر از آن استفاده نشود، از بین می رود. سیناپس هایی که از طریق شبیه سازی متصل نشود، در طول سال های دبستان از بین می رود. با وجودی که مغز نوزاد دارای قدری شبکه عصبی (مانند توانایی یادگیری زبان) است، از مغز شخص بزرگسال انعطاف پذیرتر است و شگفت انگیز این است که مغز کودک دو برابر مغز هر شخص بزرگسال پیوند های عصبی دارد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000462-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2791" title="000462-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000462-WWW.ASMAN_.IR_-475x333.jpg" alt="" width="475" height="333" /></a></p>
<p>اگر نوزاد خود را در موقعیت های محبت آمیز مملو از جلوه های زبانی قرار دهید، می توانید امکان ایجاد پیوندهای عصبی بیشتری را در مغز وی فراهم و امکان ایجاد شبکه را بین سلول های مغزی بیشتر کنید. در نتیجه مهارت های زبانی، استدلالی و برنامه ریزی کودک تقویت خواهد شد.</p>
<p>بیست راه مؤثر برای تقویت قوای مغزی نوزاد از این قرار است:</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۱-</span> </strong>پیش از تولد نوزاد، تندرستی جسمانی او را در نظر بگیرید.</span></p>
<p>به هنگام بارداری، سلامت خود را حفظ کنید و متوجه باشید که برخی داروها تأثیر مخربی بر مغز جنین در رحم دارد. بسیاری از کودکانی که مادرشان به هنگام بارداری داروی نادرست مصرف کرده است، دچار مشکلات یادگیری شدید می شوند و گاه به یکباره رفتارهای تهاجمی از خود نشان می دهند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۲-</strong></span> مکالمات معنادار داشته باشید.</span></p>
<p>به سروصدای اولیه کودک با اشتیاق و با الفاظ بچگانه جواب دهید. قدری سیلاب ها را بکشید و با هیجان صحبت کنید، لحنی که در اصطلاح «زبان بچگانه» است. قسمت هایی در مغز که کلام را می فهمد و زبان تولید می کند، نیازمند دریافت محرک غنی است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۳ -</span> </strong>به بازی هایی بپردازید که دست را به کار می گیرد.</span></p>
<p>نوزادان نسبت به یادگیری بازی های ساده، خوب واکنش نشان می دهند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۴-</span> </strong>مراقب کودک باشید.</span></p>
<p>وقتی کودک اشاره می کند، با نگاه مسیر را دنبال کنید و در مورد چیزها یا مسائل مورد علاقه حرف بزنید. این «توجه مشترک» به کودک می گوید که علایق و مشاهدات او برای شما اهمیت دارد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۵-</span> </strong>از همان اوایل، علاقه به کتاب را در او ایجاد کنید.</span></p>
<p>کتاب های دارای تصاویر رنگی و بزرگ را انتخاب کنید و پا به پای اشتیاق بچه مثلاً سروصدای حیوانات مزرعه را در آورید. لحن صدایتان را بالا و پایین کنید. بعضی بخش های داستان را ساده کنید یا در مورد آن توضیح دهید. کودک را تشویق کنید درباره کتاب ها صحبت کند. فراموش نکنید ایجاد مهارت دریافت زبانی (فهم گفتار) مهمتر از ایجاد توان و بیان زبانی (صحبت کردن) در کودکی است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۶-</span> </strong>از زمان تعویض پوشک، برای تقویت احساس عاطفی نوزاد استفاده کنید.</span></p>
<p>به آرامی شکم و موی سر او را نوازش کنید. مطالعات نشان می دهد مغز بچه هایی که به اندازه کافی نوازش نمی شوند، کوچکتر از حد عادی برای سن مربوط است. به علاوه به هنگام تعویض پوشک، فاصله بسیار خوبی با چشمان او دارید تا توجهش را به کلام خود جلب کنید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong> ۷ -</strong></span> اسباب بازی هایی را انتخاب کنید که برای رشد او سودمند است.</span></p>
<p>این بازی ها باعث می شود تا کودک روحیه کاوش و تعامل را پیدا کند. بازی هایی مانند خانه سازی (مکعب هایی که روی هم سوار می شوند) روابط علت و معلولی و استدلال «اگر- پس» را به کودک می آموزد. اگر کودک مکعب بزرگ را روی مکعب کوچک قرار دهد، مکعب بالایی می افتد. اگر با موفقیت مکعب کوچک را روی مکعب بزرگ قرار دهد، این اطلاعات را در مغز ذخیره می کند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۸ -</span> </strong>وقتی کودک جیغ می زند، درست پاسخ دهید.</span></p>
<p>به کودک اطمینان دهید، او را بغل کنید و نوازش دهید تا در مغزش مدارهای مثبت شکل بگیرد که با عواطف مرتبط است. بغل کردن آرام و تماس صمیمانه روزانه با بچه، امنیت عاطفی را به مغز او می فرستد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۹-</strong></span> با توجه و تمرکز، اعتماد ایجاد کنید.</span></p>
<p>کودکانی که از لحاظ عاطفی پیوند مطمئنی با والدین ایجاد کرده اند، می تواند نیروی بیشتری را صرف لذت های جستجو، یادگیری و اکتشاف کنند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۱۰-</strong></span> از اشاره استفاده کنید.</span></p>
<p>این کار برای کاهش فشار روحی کودک و تقویت احساسات مطبوع و امنیت عاطفی لازم است. تحقیقات نشان می دهد بچه های زودرسی که روزانه سه بار ماساژ داده می شوند، می توانند زودتر از همتایان خود که ماساژ داده نمی شوند، از بیمارستان مرخص شوند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۱۱-</span> </strong>به هنگام تمیز و مرتب کردن اشیا، از کودک کمک بگیرید.</span></p>
<p>این کار برای تمرین دسته بندی خوب است. بچه یاد می گیرد مثلاً جانوران عروسکی شب ها در یک جا قرار داده می شوند و ماشین و دیگر اسباب بازی ها در جایی دیگر. بچه ها باید دسته بندی و مرتب سازی (گذاشتن اجسام به ترتیب مثلاً ازکوچک به بزرگ) را در چارچوب پیشرفت شناختی در دوران پیش دبستانی بیاموزند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong> ۱۲-</strong></span> محیطی ایمن ایجاد کنید.</span></p>
<p>برای کودک خود که در سنین سینه خیز رفتن یا تاتی تاتی کردن است، محیط امنی فراهم کنید. یادگیری فضایی مهم است و بچه تدریجاً درباره چیزهایی مانند زیر، بالا، نزدیک، و دور می آموزد. او خواهد توانست در ذهن خود نقشه محیط پیرامون را ترسیم کند و رابطه راحتی با جهانی که در آن زندگی می کند، برقرار کند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۱۳-</strong></span> سرود بخوانید.</span></p>
<p>حرکات بدن و بازی انگشت به کودک کمک می کند تا بچه اصوات را با حرکات کوچک و بزرگ جسمی ارتباط دهد. به علاوه سرود یادگیری ضرباهنگ(ریتم)، وزن و الگوهای زبانی را تقویت می کند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۱۴-</span> </strong>شتاب خود را با خلق و خوی بچه هماهنگ کنید.</span></p>
<p>برخی بچه ها به راحتی با موقعیت های ناآشنا سازگار می شوند، برخی جسور و خودانگیخته و برخی دیگر بسیار خجول هستند. اگر می کوشید میزان جرئت و راحتی بچه ها را افزایش دهید، با شتاب فکری وی همراه شوید. به کودکی که به شدت فعال است، کمک کنید از انرژی فوق العاده اش به خوبی استفاده کند و مهار حرکات آنی را فرا بگیرد. پذیرش شما باعث می شود از آرامش مورد نیاز جهت تجربه کردن و آزادانه آموختن برخوردار شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۱۵-</span> </strong>از وقت غذا و استراحت استفاده مثبت کنید.</span></p>
<p>وقتی بچه غذا می خورد، اسامی غذاها را بلند بگویید. وقتی یاد گرفت خودش غذا بخورد، اظهار شادی کنید، هر چند که تلاش های اول او با ریخت و پاش همراه باشد. این کار باعث می شود تداعی معانی خوبی با زمان صرف غذا و خوردن پدید آید. دعوا و غـُر زدن در مورد غذا می تواند باعث شکل گیری الگوهای عاطفی منفی در مغز شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۱۶-</span> </strong>در برابر کارهای بچه واکنش های آشکار نشان دهید.</span></p>
<p>اگر به روش مناسب، اطمینان بخش و قابل پیش بینی به رفتار کودک پاسخ دهید، مغز در حال رشد نوزاد می آموزد از اطراف معنا بیاموزد. منسجم باشید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۱۷ -</strong></span> از انضباط مثبت بهره بگیرید.</span></p>
<p>بدون ترساندن یا خجالت زده کردن بچه، پیامدهای مثبت ایجاد کنید. اگر از کودک شما کار ناشایسته ای سر زد، مثلاً بچه دیگری را زد، طوری در برابرش بایستید که چشمان شما در سطح چشمان وی باشد. با لحن ملایم و جدی، قانون لازم را تکرار کنید. قانون باید ساده و برای سن بچه قابل درک باشد. معقول نیست از کودک نوپا انتظار داشته باشیم به گلدان شیشه ای روی میز دست نزند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۱۸-</span> </strong>احساسات همدردی با دیگران را برای وی تقلید کنید.</span></p>
<p>وقتی کسی که غمگین یا ناراحت به نظر می رسد، احساسات، توجه نشان دادن، غمخواری و مهربانی را به کودک بیاموزید. هر قدر پیوندهای مغزی بیشتری برای پاسخ های همدردی و مؤدب بودن ایجاد کنید، این مدارهای مغزی بیشتر تثبیت می شود. این امر نه تنها به یادگیری شناختی و زبان، بلکه به افزایش مهارت های عاطفی مثبت کمک می کند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong> ۱۹-</strong></span> امکان بازی با برخی اجسام را با نظارت خود فراهم کنید.</span></p>
<p>چیزهایی از قبیل آب، شن و حتی خاک و گل از این دست است. این کار بچه را با خصوصیات فیزیکی و خواص ترکیبات، مایعات و جامدات آشنا می کند. به هنگام حمام، &#8220;مغز&#8221; اطلاعات مربوط به آب، صابون لغزنده و پرز حوله جذب را می کند. تجارب حسی مبنای یادگیری مغز است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۲۰-</strong></span> به کودک ابراز علاقه و شادی کنید.</span></p>
<p>بگذارید اشاره ها، چشمان درخشان، توجه شما به فعالیت های کودک، نوازش های نرم و لبخند، طبیعت دوست داشتنی او را تقویت کند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2788/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>معیارهایی که برای انتخاب همسر باید در نظر گرفت</title>
		<link>http://asman.ir/post-2629</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2629#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 Aug 2010 20:53:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمای ازدواج جوانان]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج موفق]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب همسر]]></category>
		<category><![CDATA[رابطه زناشویی]]></category>
		<category><![CDATA[زن و شوهر]]></category>
		<category><![CDATA[شباهت های اخلاقی و شخصیتی زن]]></category>
		<category><![CDATA[معیارهایی که برای انتخاب همسر باید در نظر گرفت]]></category>
		<category><![CDATA[هوش زن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2629</guid>
		<description><![CDATA[از زمان های خیلی دور همواره این سؤال بین روان شناسان خانواده مطرح بوده است که آیا شباهت ها باعث به وجود آمدن ازدواج موفق می شود یا تفاوت ها؟ پژوهش های به عمل آمده نشان می هد که با ثبات ترین ازدواج ها آنهایی هستند که زن و شوهر بیشترین شباهت ها را با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>از زمان های خیلی دور همواره این سؤال بین روان شناسان خانواده مطرح بوده است که آیا شباهت ها باعث به وجود آمدن ازدواج موفق می شود یا تفاوت ها؟ پژوهش های به عمل آمده نشان می هد که با ثبات ترین ازدواج ها آنهایی هستند که زن و شوهر بیشترین شباهت ها را با هم داشته اند.</p>
<p style="text-align: center;"> <a href="http://asman.ir/pictures/000418-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" target="_blank"><img class="size-thumbnail wp-image-2630 aligncenter" title="ASMAN.ir | سایت مرجع آسمان" src="http://asman.ir/pictures/000418-WWW.ASMAN_.IR_-475x312.jpg" alt="" width="475" height="312" /></a></p>
<p>استفن وایت معتقد است:« با توجه به بررسی های بالینی، شباهت های اخلاقی و شخصیتی زن و شوهر روی موفقیت ازدواج آنها نقش تعیین کننده ای دارد،» میزان بی ثباتی و طلاق در زوج های به هم شبیه، کمتر مشاهده می شود. با توجه به نتایج به دست آمده، نداشتن شباهت با بی ثباتی و طلاق همراه است.</p>
<p>بعضی از روان شناسان شباهت های موجود بین زوجین را در حکم سپرده بانکی تلقی می کنند و اشاره می کنند اگر میزان سپرده بانکی شما رقم بزرگی باشد و میزان بدهی بانکی شما کم باشد در آن صورت در مقابل بحران های اقتصادی بهتر می توانید مقاومت کنید و به نحو احسن می توانید احساس امنیت نمایید، ولی اگر میزان بدهی های شما نسبت به سپرده بانکی کم باشد به همان نسبت احتمال این که دچار مشکل شوید زیاد خواهد بود.این تشبیه نشان می دهد که هر قدر تشابه بین زوجین بیشتر باشد به همان نسبت احتمال این که دچار بحران شوند زیاد خواهد شد، سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که وجود کدام یک از تشابهات مطلقاً برای ازدواج لازم هستند؟</p>
<p><span style="color: #0000ff;">هوش:</span> اگر هوش زن و شوهر به یک اندازه باشد رابطه زناشویی با گرفتاری کمتری روبه رو می شود. توجه داشته باشید که «تحصیلات» ملاک نظر نیست چرا که بعضی از اشخاص بسیار باهوش به هر دلیل ممکن است به کالج و دانشگاه راه پیدا نکنند. منظور این است که زن و شوهر به لحاظ بهره هوشی باید در یک ردیف قرار داشته باشند، باید بتوانند اشیاء و امور را به یک شکل ببینند و درباره آنها به یک شکل صحبت کنند. اگر یکی از طرفین ازدواج اغلب گمان می کند که همسرش متوجه منظور او نشده است، شرایط خوشایندی بین آنها برقرار نمی شود. بررسی های به عمل آمده نیز نشان می دهند، اگر بهره هوشی زن و شوهر در یک ردیف یا نزدیک به هم باشد ثبات ازدواج بیشتر می شود.</p>
<p>تست هوش ۳۰ دقیقه ای ارزش ها: لازم است که زن و شوهر درباره بسیاری از ارزش ها وحدت نظر داشته باشند. مثلاً مهم است که زن و شوهر درباره معنویات و یا زندگی خانوادگی اختلاف نداشته باشند. اگر در این زمینه ها وحدت نظری وجود نداشته باشد، بروز اصطکاک میان آنها حتمی است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">علایق:</span> اگر زن و شوهر در بسیاری از زمینه ها علایق مشترک داشته باشند زندگی به کامشان شیرین می شود. در این میان هر چه تنوع علایق مشترک بیشتر باشد بهتر است.</p>
<p>توقع از نظامات خانوادگی: زن و شوهر بایستی درباره وظایف و مسئولیت های یکدیگر در رابطه زناشویی وحدت نظر داشته باشند. طرز فکر افراد در این زمینه کلاً به دو نوع تقسیم می شود. بعضی از افراد در مورد وظایف و مسئولیت های زن و شوهر به طور سنتی فکر می کنند بدین معنا که مدیریت داخلی منزل به عهده زن است و مرد نیز به عنوان مدیر بیرونی منزل ، یا نان آور خانواده تلقی می شود.</p>
<p> فردی که در این زمینه به طور سنتی فکر می کند باید با فردی ازدواج کند که با او همفکر است. اما اکنون که نقش های زن و مرد دستخوش تغییرات زیادی شده است، عده ای معتقد به تساوی حقوق بین زن و مرد هستند و وظایف و مسئولیت های مشابهی نیز برای آنان قائل می شوند. افرادی که این اعتقاد را دارند باید با همفکران خود ازدواج کند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">سؤال دیگری که مطرح می شود این است، تفاوت های مسئله ساز کدام ها هستند؟</span></p>
<p>یا به عبارت دیگر، چه تفاوت هایی می توانند به خوشبختی زندگی زناشویی آسیب برسانند.در پاسخ به این سؤال باید گفت وجود اختلافاتی که می توانند به خوشبختی زندگی زناشویی لطمه بزنند عبارت اند از:</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۱ -</strong></span> میزان انرژی:</span> وقتی یکی از طرفین ازدواج پر انرژی باشد و در مقابل همسر او کم انرژی این افراد با مشکلات عدیده ای برخورد می کنند. اختلاف در میزان انرژی در زمینه های مختلف خود نمایان می شود که از جمله می توان به معاشرت های اجتماعی، فعالیت های مذهبی و غیره اشاره کرد. در انجام فعالیت های مربوط به خانه نیز سطح انرژی میان زن و شوهر اغلب مسئله ساز می شود، مثلاً ممکن است زن بخواهد کارهایی را در روزهای تعطیل آخر هفته در منزل انجام دهد و شوهرعلاقه مند باشد که پای تلویزیون بنشیند یا <span style="color: #000000;">روزنامه بخواند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۲ -</strong> </span>عادات شخصی:</span> وقتی زن و شوهر عادت های شخصی متفاوتی داشته باشند، به تدریج وحدت میان آنها رو به نقصان می رود. از جمله عادت های مسئله ساز می توان به این موارد اشاره کرد:وقت شناسی، نظم و ترتیب، وابستگی ، احساس مسئولیت ، &#8230; می توان به عادات شخصی متعددی اشاره کرد که زن و مرد باید قبل از ازدواج به آن توجه داشته باشند.</p>
<p> مثلاً اگر یکی از آنها سیگاری باشد و دیگری نه ، این اختلاف می تواند در رابطه زناشویی آنها دردسر ساز شود. اگر یکی از آنها به خوردن غذاهای مقوی و مغذی علاقه مند باشد و دیگری به این که چه می خورد بها ندهد، مشکلاتی در زندگی زناشویی ایجاد می کند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۳ -</strong></span> استفاده از پول:</span> بسیاری از زوج ها در اثر نداشتن توافق بر سر مسائل مالی ، دچار مشکل می شوند. یکی به فکر آینده است و می خواهد پولش را پس انداز کند و دیگری به خرج کردن پول و خوش بودن در لحظه حال علاقه مند است.</p>
<p>یکی معتقد به ریسک کردن است و دیگری فکر می کند که باید به تدریج و با ضریب اطمینان بالا بر دارایی های خود بیفزاید. یکی می گوید درآمد را باید خرج فرزندان کرد و دیگری می خواهد پول را نگه دارد.اختلافاتی از این قبیل می تواند شیرازه زندگی زناشویی را تحت تأثیر قرار دهد، به همین دلیل لازم است که قبل از ازدواج در این موارد بیشتر موشکافی شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۴ -</strong></span> علایق و مهارت های کلامی:</span> اگر یکی از طرفین ازدواج زیاد حرف بزند و دیگری کم حرف باشد چه مشکلی پیش می آید؟ اگر زن یا مرد علاقمند به گفت و گو و دیگری خواهان سکوت باشد، استرس فراوانی ایجاد می شود. اگر کسی به هنگام صرف غذا علاقه مند به صحبت باشد و همسرش بخواهد به هنگام صرف غذا سکوت کند و یا اگر یکی از طرفین ازدواج به صحبت تلفنی طولانی علاقه مند باشد زمینه های اختلاف را پایه ریزی کرده اند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">سؤالی که با توجه به مسائل فوق مطرح می شود این است اگر افرادی با هم ازدواج کنند که در موارد فوق اختلاف داشته باشند چه ویژگی را باید در خود بپرورانند تا بتوانند به زندگی زناشویی ادامه دهند؟</span></p>
<p> در پاسخ باید اشاره کرد،اگر زوجین دارای ویژگی انعطاف پذیری باشند می توانند به جای این که تحت تأثیر اختلافات قرار بگیرند با تفاوت ها کنار بیایند و برای حل مشکلات راه حل مناسب پیدا کنند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2629/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کمرویی و ترس کودکان</title>
		<link>http://asman.ir/post-2576</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2576#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Aug 2010 20:43:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمای تربیت کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتي بودن]]></category>
		<category><![CDATA[كودك خجالتي]]></category>
		<category><![CDATA[كودك كمرو]]></category>
		<category><![CDATA[نقش والدين]]></category>
		<category><![CDATA[والدين]]></category>
		<category><![CDATA[پدر و مادر]]></category>
		<category><![CDATA[کمرویی و ترس کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2576</guid>
		<description><![CDATA[آیا فرزند شما همیشه تنها بازی می‌کند و حاضر نیست با بچه‌های دیگر همبازی شود و &#8230;؟
برای آنکه اجتماعی‌تر شود و بتواند بر احساس عدم‌اطمینانش غلبه کند، چه باید کرد؟ نگران نباشید، برای خاتمه دادن به ترس و کمرویی هیچگاه دیر نیست.

از سن ۲ سال و نیم به بعد، کودک ترس و کمرویی‌اش را آشکار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آیا فرزند شما همیشه تنها بازی می‌کند و حاضر نیست با بچه‌های دیگر همبازی شود و &#8230;؟<br />
برای آنکه اجتماعی‌تر شود و بتواند بر احساس عدم‌اطمینانش غلبه کند، چه باید کرد؟ نگران نباشید، برای خاتمه دادن به ترس و کمرویی هیچگاه دیر نیست.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><img class="alignnone size-full wp-image-2577" title="ASMAN.ir | سایت مرجع آسمان" src="http://asman.ir/pictures/000406-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="425" height="282" /></a></p>
<p>از سن ۲ سال و نیم به بعد، کودک ترس و کمرویی‌اش را آشکار می‌کند. در مهد کودک، مدرسه و یا پارک‌ها از کودکان دیگر دوری می‌کند. فقط با پدر و مادرش حرف می‌زند و به محض آنکه غریبه‌ای به جمع آنان بپیوندد در حضور او سکوت می‌کند.</p>
<p>از شرکت در بازی‌های گروهی اجتناب می‌کند، به فعالیت‌های انفرادی چون کتاب خواندن و بازی‌های کامپیوتری پناه می‌برد و دوستی ندارد. اگر یکی از همکلاسی‌هایش او را به خانه‌اش دعوت کند، در آخرین لحظه تصمیم می‌گیرد نرود. در کلاس، طوری رفتار می‌کند که توجه کسی را به‌خودش جلب نکند. زمانی که از او سؤال شود، رنگش سرخ شده و دست و پایش را گم می‌کند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">وراثت یا سرنوشت؟</span></p>
<p>«خجالتی بودن» صفتی موروثی نیست؛ حتی اگر والدین کودک کمرو نیز مانند کودکشان خجالتی باشند، این بدان معنا نیست که کودک خجالت را از پدر و مادرش به ارث برده است. اما رفتارهای والدین می‌تواند این صفت را در مرحله شکل‌گیری‌اش، تقویت کند. در واقع، کودکان معمولا مایل هستند رفتارهایی را که والدینشان نسبت به دیگران از خود نشان می‌دهند تقلید کنند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">دردی فلج کننده</span></p>
<p>کمرویی در مورد کودکی که باید با فعالیت و یا گروه جدیدی در اجتماع روبه‌رو شود، امری طبیعی به شمار می‌آید و زمانی مشکل ساز می‌شود که موجب درماندگی و ناتوانی کودک شود تا حدی که او را از فعالیت جسمانی بازدارد. اما کودک شما از چه چیزی می‌ترسد؟در حقیقت، او ازرویارویی با قضاوت دیگران هراس دارد.</p>
<p>معمولا این اضطراب و نگرانی با احساس درک نشدن همراه است. ترس تمام قدرت و انرژی او را از بین می‌برد و کودک دیگر قادر نخواهد بود برای حل مشکلش به درستی فکر کند. کودک خجالتی اغلب به هنگام صحبت کردن، در تلفظ کلمات دچار مشکل می‌شود و در صورتی‌که اضطراب شدید باشد، بدنش دچار تشنج شده، به او احساس خفگی دست می‌دهد وتب می‌کند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">نقش والدین</span></p>
<p>اضطراب و نگرانی والدین، ترس کودک را تشدید می‌کند، به همین دلیل، پدر و مادر باید در برابر کودکی که دچار ترس شده با دقت بیشتری رفتار کنند و به او کمک کنند تا نگرانی و اضطرابش را ابراز کرده و آن‌ را در دلش نگه ندارد. اگر والدین مرتبا کودک را تشویق کنند که به سمت دیگران برود، این عمل ترس کودک را افزایش می‌دهد.</p>
<p>کودک با خود می‌گوید:«حتی پدر و مادرم که می‌دانند چقدر از نزدیک شدن به دیگران عذاب می‌کشم، حاضر نیستند مرا درک کنند.» ناگهان احساس می‌کند که از ارزشش کم شده و او را واقعا دوست ندارند و بیش از پیش در خودش فرو می‌رود. چنانچه والدین به کودکشان کمک می‌کنند تا با دیگران تماس برقرار کند، باید محتاط باشند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">فعالیت‌های کمک کننده</span></p>
<p>نواختن یک ساز بادی برای کودک خجالتی مناسب و بجاست. از طریق موسیقی، کودک یاد می‌گیرد بر دم و بازدم خود کنترل داشته باشد، در نتیجه این عمل به صحبت کردن او کمک می‌کند. برای آنکه او را وادارید تا بر ترسش غلبه کند، بازی در تئاتر و بر عهده گرفتن نقش جدید، به او کمک چشمگیری می‌کند.</p>
<p>ورزش‌های رزمی چون جودو در مورد توانایی‌اش به او اطمینان می‌بخشد. خلاقیت‌های هنری چون نقاشی، مجسمه‌سازی و&#8230; این امکان را به کودک می‌دهد تا توسط تصاویر و اشکال، احساسات و ناراحتی‌های درونش را بیرون بریزد. اما نباید به خاطر نگرانی از یک گوشه‌گیری ساده، کودک را زیر بار فعالیت‌های خارج از مدرسه هلاک کرد که همین امر می‌تواند باعث شود کودک در خودش فرو رود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2576/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>داستان پیرمرد</title>
		<link>http://asman.ir/post-2783</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2783#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Aug 2010 20:54:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان های کوتاه]]></category>
		<category><![CDATA[اسلحه]]></category>
		<category><![CDATA[تلگراف]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان های جدید]]></category>
		<category><![CDATA[داستان پیرمرد]]></category>
		<category><![CDATA[مزرعه سیب زمینی]]></category>
		<category><![CDATA[مینه سوتا]]></category>
		<category><![CDATA[پیرمرد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2783</guid>
		<description><![CDATA[پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد.
&#8220;پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000461-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2784" title="000461-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000461-WWW.ASMAN_.IR_-344x474.jpg" alt="" width="344" height="474" /></a></p>
<p style="text-align: right;">پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد.</p>
<p style="text-align: right;">&#8220;پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی&#8221; دوستدار تو پدر</p>
<p>پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد: &#8220;پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن ، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام&#8221;<br />
۴ صبح فردا ۱۲ نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند ، و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟</p>
<p>پسرش پاسخ داد : &#8220;پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم&#8221;</p>
<p>هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید مانع ذهن است . نه اینکه شما یا یک فرد کجا هستید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2783/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انداختن عکس تمام صفحه مخاطب Best Full Screen Caller در گوشی های نوکیا سری ۶۰ ورژن ۳و ۵</title>
		<link>http://asman.ir/post-2804</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2804#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Aug 2010 20:53:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[دانلود برنامه نوکیا S60v3]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود برنامه نوکیا S60v5]]></category>
		<category><![CDATA[Best Full Screen Caller]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن عکس تمام صفحه مخاطب در گوشی های نوکیا گوشی های نوکیا]]></category>
		<category><![CDATA[نرم افزار Best Full Screen Caller]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2804</guid>
		<description><![CDATA[نرم افزار Best Full Screen Caller نرم افزاری جدید و فوق العاده کاربردی می باشد که به وسیله ی آن می توانید عکس های مخاطبین خود را به صورت تمام صفحه مشاهده کنید.این نرم افزار طراحی بسیار زیبایی دارد که به گوشی شما جلوه خاصی نیز میدهد.این نرم افزار برای گوشی های نوکیای دارای سیستم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نرم افزار Best Full Screen Caller نرم افزاری جدید و فوق العاده کاربردی می باشد که به وسیله ی آن می توانید عکس های مخاطبین خود را به صورت تمام صفحه مشاهده کنید.این نرم افزار طراحی بسیار زیبایی دارد که به گوشی شما جلوه خاصی نیز میدهد.این نرم افزار برای گوشی های نوکیای دارای سیستم عامل سیمبیان سری ۶۰ ویرایش پنجم و وسوم ارائه شده است و هم اکنون می توانید این نرم افزار کاربردی را از سایت مرجع آسمان دانلود کنید.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/"><img class="alignnone size-full wp-image-2806" title="ASMAN.ir | سایت مرجع آسمان" src="http://asman.ir/pictures/000465-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="400" height="360" /></a></p>
<p><img src="http://asman.ir/wp-content/uploads/2010/02/icon-01.gif" alt="" width="16" height="16" />  این نرم افزار برای گوشی های نوکیا دارای سیستم عامل سیمبین سری ۶۰ ویرایش ۳و۵ ارائه شده است.امیدوارم از دانلود این نرم افزار استفاده کافی را برده باشید دانلود بهترین نرم افزارها را از سایت مرجع آسمان بخواهید.<br />
<img src="http://asman.ir/wp-content/uploads/2010/02/icon-02.gif" alt="" width="16" height="16" /> <a href="http://asman.ir/pictures/Best-Full-Screen-Caller-For-S60v3s60v5-www.asman_.ir_.zip" target="_self">دانلود با حجم ۷۶۵ کلیوبایت</a><br />
<img src="http://asman.ir/pictures/icon-03.gif" alt="" width="16" height="16" /> پسورد : ندارد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2804/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چگونه با ترس کودکان برخورد کنم؟</title>
		<link>http://asman.ir/post-2611</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2611#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 17 Aug 2010 21:00:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمای تربیت کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[احساسات و ترس های کودک]]></category>
		<category><![CDATA[ترس کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[چگونه با ترس کودک مقابله کنیم؟]]></category>
		<category><![CDATA[چگونه با ترس کودکان برخورد کنم؟]]></category>
		<category><![CDATA[کودک]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان دبستانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2611</guid>
		<description><![CDATA[همه کودکان در دوران کودکی به نوعی می ترسند که عموماً عادی بوده و بخشی از رشد آنان محسوب می گردد . این ترس در زمانی غیر عادی تلقی می شود که فعالیت های کودک را تحت الشعاع قرار داده و والدین نمی توانند به او اطمینان دهند که ترسش بی مورد است. غیرمعقول بودن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://asman.ir/pictures/000414-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"></a>همه کودکان در دوران کودکی به نوعی می ترسند که عموماً عادی بوده و بخشی از رشد آنان محسوب می گردد . این ترس در زمانی غیر عادی تلقی می شود که فعالیت های کودک را تحت الشعاع قرار داده و والدین نمی توانند به او اطمینان دهند که ترسش بی مورد است. غیرمعقول بودن و یا نبودن ترس ، بستگی به سن کودک و سطح رشد او دارد. برای مثال برای یک کودک ۲ ساله نشستن روی یک توالت مخصوص کودکان ترسی طبیعی است، اما برای یک کودک ۸ ساله داشتن این نوع ترس غیرمعقول است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><img title="ASMAN.ir | سایت مرجع آسمان" src="http://asman.ir/pictures/000414-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="475" height="275" /></a></p>
<p>کودکان دبستانی طبیعتاً ترس معمولی جدا شدن، سر و صدا، افتادن، شرایط جدید (مخصوصاً شروع کردن تحصیل) و در کم سن و سال ترها ترس از زمان خوابیدن، طرد شدن از اجتماعات، جنگ و شرایط جدید را دارند. ممکن است ترس به علت حادثه ای در آنها مانند افتادن در آب و یا دنبال شدن توسط یک سگ شروع شود. ممکن است این ترس در زمانی که تحت فشار روحی (کودک تازه متولد شده، جابه جایی منزل، طلاق و غیره) هستند تشدید شود.</p>
<p>بعضی از کودکان از چیزهای مختلف حتی چیزهای عادی بیش از دیگران می ترسند؛ و این معمولاً به علت عملکرد خلق و خود و سرشت آنهاست.</p>
<p>کودکانی که والدینی بسیار دلواپس و یا ترسو دارند، یا در مقابل مسایل عکس العمل شدید نشان می دهند، اغلب دارای کودکانی می شوند که همان گونه در مقابل مسایل مختلف عکس العمل نشان خواهند داد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">چگونه با ترس کودک مقابله کنیم؟</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>*</strong></span> احترام گذاشتن به احساسات و ترس های کودک . سعی در سرپوش گذاشتن بر روی ترس ، کمکی به حل آن نمی کند. نگویید خیلی بچه هستی که از آن می ترسی . سعی نکنید عامل ترس را در کودک نادیده بگیرید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>*</strong></span> از او بپرسید که چرا ترسیده و بعد درباره آن صحبت کنید. این مسئله در زمان شروع ترس بسیار مفید خواهد بود.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>*</strong></span> خیلی هم سعی در مواظبت و کمک به او در مواجه نشدن با چیزهایی که او از آن می ترسد نباشید، و کودک را تشویق به مواجه شدن با چیزی که از آن می ترسد نکنید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>*</strong></span> عکس العمل شدید نشان ندهید، طوری که توجه بیش از حد شما باعث تقویت عکس العمل کودک شما شود.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>* </strong></span>کودک را در زمانی که سعی می کند بر ترس خود غلبه کند یاری و حمایت کنید. برای مثال، اگر کودک شما از رفتن به دبستان می ترسد شما باید با تأکید کردن بر چیزهایی مانند : من می دانم که شما از رفتن به دبستان می ترسی و احتمالاً از داشتن دوست های جدید نگرانی، اما فکر می کنم بعد از اینکه مدرسه را شروع کردی احساس بهتری خواهی داشت . در مورد چیزهایی که او از آن ترس دارد صحبت کنید. به او یادآور شوید که او قبلاً هم دوستان زیادی داشته و سعی در تشویق او در زمان آغاز تحصیل داشته باشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>*</strong></span> مسایلی را که در گذشته داشته و از آنها می ترسیده و حالا دیگر از آنها نمی ترسد، به او یادآوری می کنید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2611/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سخنانی از گاندی</title>
		<link>http://asman.ir/post-2775</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2775#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Aug 2010 20:47:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنی از بزرگان]]></category>
		<category><![CDATA[سخنانی از گاندی]]></category>
		<category><![CDATA[لیاقت انسان‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[گاندی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2775</guid>
		<description><![CDATA[من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم ، من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم، من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم، چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است.

و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى ، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم ، من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم، من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم، چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000460-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2778" title="000460-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000460-WWW.ASMAN_.IR_-371x475.jpg" alt="" width="371" height="475" /></a></p>
<p><span style="color: #0000ff;">و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى ، من را خودم از خودم ساخته‌ام ، تو را دیگرى باید برایت بسازد و تو هم به یاد داشته باش منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است، تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.</span></p>
<p>لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.</span></p>
<p>می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم ، چرا که ما هر دو انسانیم. این جهان مملو از انسان‌هاست ، پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم، قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.</span></p>
<p>دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می‌ستایند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">حسودان از من متنفرند ولى باز می‌ستایند، دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم، چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى، من قابل ستایشم، و تو هم یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتادبه خاطر بیاورى که آن‌هایى که هر روز می‌بینى و مراوده می‌کنى همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جایزالخطا اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى،نامت را انسانى باهوش بگذار&#8230;</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2775/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بایدها و نباید ها در روابط دختران و پسران</title>
		<link>http://asman.ir/post-2653</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2653#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 15 Aug 2010 21:04:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمای ازدواج جوانان]]></category>
		<category><![CDATA[بایدها و نباید ها در روابط دختران و پسران]]></category>
		<category><![CDATA[تفاوت عشق با هوای نفس]]></category>
		<category><![CDATA[جنس مخالف]]></category>
		<category><![CDATA[دو جنس مذكر و مؤنث]]></category>
		<category><![CDATA[روابط دختران و پسران]]></category>
		<category><![CDATA[روابط پنهانی]]></category>
		<category><![CDATA[شناخت بهتر دو جنس از یكدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[شناخت واقعیت های جنس مخالف]]></category>
		<category><![CDATA[عاشق و معشوق]]></category>
		<category><![CDATA[عشق و نقش آن در ازدواج]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2653</guid>
		<description><![CDATA[با بررسی روابط موجود بین دو جنس مذکر و مؤنث در جامعه ما ، می توان دسته های مختلفی از رفتار را مشاهده کرد که هریک از این نوع برخوردها ارتباط مستقیمی با عوامل تعیین کننده رفتار ، از جمله سطح تحول شخصیت، سطح تحول هوش،و تراز فرهنگی انسان دارد .
 
الف) دسته های مهم در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با بررسی روابط موجود بین دو جنس مذکر و مؤنث در جامعه ما ، می توان دسته های مختلفی از رفتار را مشاهده کرد که هریک از این نوع برخوردها ارتباط مستقیمی با عوامل تعیین کننده رفتار ، از جمله سطح تحول شخصیت، سطح تحول هوش،و تراز فرهنگی انسان دارد .</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/"><img class="alignnone size-full wp-image-2708" title="ASMAN.ir | سایت مرجع آسمان" src="http://asman.ir/pictures/000423-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="426" height="282" /></a> <a href="http://asman.ir/"></a></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">الف)</span> دسته های مهم در برخوردهای بین دو دختر و پسرعبارتند از:</strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۱-</strong></span> برخورد مبتنی برشناخت و احترام متقابل :</span> این نوع برخورد بر اساس درکی که انسان از شأن انسانی خود و نیز جایگاه و رفعت انسانی دیگران دارد ، صورت می گیرد . انسانی که برای انسانیت و شأن خود ارزش والایی قائل است ، روابطش را با دیگران به گونه ای تنظیم می کند که در آن احترام متقابل و ارزش گذاری متعالی و متعامل رعایت شده باشد .</p>
<p>چنین برخوردی زمانی ایجاد می شود که انسان به نیازهای روانی خود در کنار نیازهای زیستی خویش توجه داشته باشد و نوع برخورد او با دیگران،بیشتر از سطوح بالاتر نیازها نشأت گرفته باشد . این نوع برخورد احترام آمیز ، به دور از پرخاشگری ، به دور از نیات سود جویانه و اندیشه های مبتنی بر سوء استفاده انجام می گیرد . حال برای این که جایگاه این نوع برخورد را بهتر نشان دهیم ، ضروری است به بررسی انواع دیگر برخوردها نیز بپردازیم .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۲-</strong></span> برخورد مبتنی بر شرم افراطی:</span> بهتر است پیش از توضیح این بند به تفاوت دو اصطلاح&#8221; شرم&#8221; و&#8221; حیا&#8221; بپردازیم . شرم که بیشتر مترادف با خجالت کشیدن و یا کناره گیری کردن است ، اصطلاحی است ناظر بر ناتوانی انسان در یک برخورد اجتماعی . فردی که دچار شرم است ، در یک موقعیت اجتماعی خاص نمی تواند رفتارمناسب و مطلوب ازخود نشان دهد . اصطلاح دیگر حیاست . حیا یک صفت پسندیده اخلاقی است و آن عبارت است از خویشتنداری ارادی فرد در انجام اعمالی که خلاف قاعده و شأن شرعی و عرفی باشد . حیا در حقیقت نوعی توانایی است ، در حالی که شرم یا خجالت،نوعی ناتوانی به شمار می آید .</p>
<p>انسان وقتی می باید سخنی را در مقابل جمعی بگوید ، ولی خود را ناتوان از بیان آن می یابد ، دچار شرم است؛ در حالی که وقتی انسان تمایل دارد مثلاً نسبت به بزرگتر خویش از جمله پدر ، مادر ، معلم و یا مربی خود رفتاری مبتنی بر بی حرمتی نشان دهد و از عهده انجام چنین کاری نیز برمی آید ، ولی به دلیل داشتن صفت حیا خویشتن داری کرده ، آن را انجام نمی دهد ، نوعی توانایی و قدرت را از خود به نمایش گذاشته است .</p>
<p> با این توصیف می باید برخورد مبتنی بر شرم و برخورد مبتنی برحیابا جنس مخالف را از یکدیگر تفکیک کنیم . برخورد مبتنی بر شرم برخوردی از روی ناتوانی است ، در حالی که برخورد مبتنی برحیا ،برخوردی خویشتندارانه و ارادی است .</p>
<p>کسانی هستندکه در مقابل جنس مخالف دچار خجالت زدگی شده ، از خود شرم افراطی نشان می دهند؛ دسته ای دیگرانواع برخوردهای اجتماعی بین دو جنس را می سازند . پسری که به هنگام مواجهه با جنس مخالف دست و پای خود را گم می کند و نمی تواند بر اعصاب خود مسلط شود و یا دختری که در مواجهه با جنس مخالف توانایی برخورد صحیح کلامی را از دست می دهد و نمی تواند مطالب را به درستی و مبتنی بر تفکر بیان نماید ، مصداق چنین برخوردی هستند . چنین فرد یا افرادی از این ناتوانی به نوعی دچار آسیب خواهند شد .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۳-</span> </strong>برخورد اضطراب آلود و هیجان زده:</span> در ادامه برخورد مبتنی بر شرم افراطی ، برخورد هیجان زده ی افراد در مقابل جنس مخالف را می توان یافت . این نوع برخورد به صور مختلف مانند عصبانیت ، سرخ شدن و بالارفتن ضربان قلب ، عجولانه رفتار کردن و رفتار مبتنی بر ترس و یا خوشحالی افراطی دیده می شود . هیجان که یک حالت برانگیختگی روانی است شامل تمامی مواردی که نام بردیم اعم از ترس ، خوشحالی ، عصبانیت ، عجله و امثال این هاست .</p>
<p>هر چند که هیجانات اجزای لاینفک رفتارانسانی هستند و لی می باید برای اتخاذ تصمیم صحیح و نشان دادن رفتارمناسب تحت کنترل در آیند .برخورد با جنس مخالف به شکل هیجان زده،می تواند تصمیم گیری و نیز انجام اعمال صحیح ما را تحت الشعاع خود قرار دهد . به طور کلی ، توصیه روان شناسان به انسان ، کنترل هیجان ها و حفظ خونسردی در تمامی موقعیت های زندگی است.این توصیه،از رفتار اجتماعی ما با جنس مخالف نیز جدا نیست .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۴-</strong></span> برخورد خشک و محدود :</span> دسته ی دیگری از انواع رفتارهای متقابل بین دو جنس در جامعه ما رفتار خشک و محدود است . در این نوع رفتار، زن و یا مرد به گونه ای با جنس مخالف مواجه می شود که گویی از وی متنفر است و یا این که بهشدت او را طرد می کند . هر چند که حفظ حدود شرعی از جمله نحوه نگاه کردن به نامحرم می باید جزو صفات متعالی یک انسان به شمار آید .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۵ &#8211; </strong></span>برخورد مبتنی بر پرخاشگری :</span> در توضیح این مطلب بهتر است به تفاوت موجود بین عصبانیت یا خشم ( که نوعی هیجان است )و پرخاشگری(که یک نوع رفتار و تمایل است ) ، اشاره ای داشته باشیم . پرخاشگری در اصل تمایل و یا عمل فرد است در جهت آسیب زدن به یک شیء و یا شخص دیگر . در حالی که عصبانیت یک حالت برانگیختگی هیجانی است که در آن تغییرات بدنی آشکاری دیده می شود .</p>
<p>در حالت عصبانیت،فرد کنترل خود را بر اعمالش تا حدودی از دست می دهد . پرخاشگری ممکن است با عصبانیت همراه باشد و گاه بدون آن بروز کند . فردی که با خونسردی تمام در گوشه ای نشسته ، چیزی را عمداً تخریب می کند و یا حتی در پرخاشگری های افراطی با خونسردی تمام جان فردی را می گیرد ، پرخاشگری را بدون عصبانیت از خود نشان می دهد .</p>
<p>ولی فردی که با عصبانیت دست به شکستن چیزی و یا ضرب و جرح دیگری می زند ، پرخاشگری را با عصبانیت تواماً دارد . برخی از برخوردهای بین دو جنس در جامعه ی ما از نوع برخوردهای پرخاشگرانه است . اما این نوع از برخوردها را به نحو آشکار از برخوردهای هیجان زده منفک و مجزا می کنیم . پسری که برای نشان دادن توجه خود به یک دختر،با موتور و یا ماشین از کنار او بهسرعت می گذرد و او را دچار ترس می کند و رفتارهایی از این قبیل ، نشانگر رفتارهای پرخاشگرانه است .</p>
<p> پرخاشگری نسبت به جنس مخالف می تواند مشکلاتی را در زندگی آتی انسان ایجاد کند . پرخاشگری که سرچشمه ی آن یک تمایل درونی برای آسیب زدن می باشد،ممکن است به صورت اعمالی که به نحوی فرد مقابل را ناراحت می کند و یا می رنجاند و نیز گفتن کلماتی که به نوعی آزار دهنده است ، تجلی داشته باشد .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۶-</strong></span> روابط پنهانی :</span> برقراری روابط پنهانی با جنس مخالف پیش از ازدواج ، یکی دیگر از انواع رفتارهای بین دو جنس را در جامعه ما نشان می دهد . برقراری روابط پنهانی و مخفیانه در طبیعت ارتباط بین دو جنس نهفته است ، ولی باید بین ارتباط پنهانی قبل و بعد از ازدواج،تفاوتی آشکار و اساسی قایل بود . ازدواج نقطه ای است که درآن می تواند عمیق ترین روابط فردی و پنهانی بین دو جنس شکل گرفته ، و به شکلی مطلوب استمرار پیدا کند .</p>
<p> در حالی که پیش از ازدواج ، این نوع روابط بهخصوص از جانب افرادی که نمی توانند بر رفتار خود تسلط کافی داشته باشند ، می تواند مشکل ساز باشد . دختران و پسرانی که بدون تسلط کافی بر اعمال و رفتار خود،اقدام به برقراری روابط پنهانی با یکدیگر می کنند ، معمولاً در این زمینه دچار نوعی آسیب و یا شکست می شوند .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۷-</span> </strong>برخوردهای غیر عادی و ناپخته :</span> این نوع برخوردها بیشتر توسط کسانی صورت می گیرد که به لحاظ فرهنگی ، تحول هوشی و تحول شخصیتی،در سطحی بسیار پایین و مبتذل قرار گرفته اند . متلک گویی ، ایجاد مزاحمت های خیابانی و یا مزاحمت های تلفنی از جمله این نوع رفتارهای ناپخته است .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong> ۸-</strong></span> افراط در معاشرت :</span> این نوع رفتار که معمولاً متأثر از فرهنگ غربی در زمینه ارتباط بین دو جنس است،بیشتر در میان خانواده هایی دیده می شود که دارای یک فرهنگ منسجم و اصیل شرقی و اسلامی نیستند. اختلاط بیش از حد بین دختر و پسر،پیش از ازدواج با توجیهاتی مانند زمینه سازی برای شناخت بهتر دو جنس از یکدیگر و یا زمینه سازی برای کسب تجربیات عملی برای انجام یک ازدواج موفق صورت می گیرد . میهمانی ها ، جشن تولدها ، مراسم مختلف ورزشی و مسافرت های دسته جمعی که معمولاً بستر و محمل چنین روابطی است ، در میان این دسته از افراد به وفور دیده می شود .</p>
<p> چنین اعمالی بدون توسل به عناصری از فرهنگ غرب اساساً امکان پذیر نیست و این نکته معمولاً مردم ما را دچار تعارض و آشفتگی می کند ، زیرا یک فرهنگ در درون خود دارای انسجام است وما نمی توانیم فرهنگ را به شکل مخلوط و بدون انسجام وبرگرفته از جوامع مختلف به کار گیریم . شاید گرفتاری بزرگ بشر در عصر حاضر دور افتادن از یک فرهنگ منسجم و سازمان یافته باشد.به این ترتیب ملاحظه می شود که افراط در معاشرت ، یک پدیده غربی در جامعه ماست . ما برای برخوردهای مناسب بین دو جنس برنامه ،نظام و حدود معینی را به شکل مشخص در اختیار داریم.به منظور بررسی این مطلب به بحثی دیگر می پردازیم .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">ب ـ</span> وضع مطلوب در روابط دختر و پسر :</strong></span></p>
<p> پس از بحث در مورد وضع موجود در روابط دختر و پسر می توانیم حدود ارتباط مناسب بین دو جنس را مورد بحث و بررسی قرار دهیم . برای نشان دادن وضع مطلوب در روابط بین دو جنس می توان به ویژگی ها و خصوصیات زیر اشاره کرد .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۱-</strong></span> شناخت واقعیت های جنس مخالف :</span> در این زمینه بهتر است به گونه ای عمل کنیم که واقعیت جنس مخالف را تا حد ممکن بشناسیم و بر اساس این شناخت ، اعمالمان را تنظیم کنیم . به نظر من بهترین راه شناخت جنس مخالف،در نظر گرفتن و شناخت دقیق تر واقعیت وجودی افرادی از جنس مخالف است که با ما سالها زندگی کرده و ما آنها را در نشیب و فرازهای گوناگون زندگی از نزدیک آزموده ایم.</p>
<p>برای جنس مؤنث شناخت پدر ، برادر ، عمو ، دایی و امثال این افراد می تواند تا حد زیادی واقعیت جنس مخالف را نشان دهد . برای جنس مذکر نیز واقعیات مشاهده شده از مادر ، خواهر ، خاله ، عمه و امثال این ها می تواند نشانگر واقعیات وجودی جنس مخالف باشد . در صورتی که بدانیم و یقین داشته باشیم که افراد جنس مخالف تا حد بسیار زیادی بخصوص از آن جهت که در زندگی ما عملاً مؤثر است با یکدیگر مشابهت دارند ، دیگر دچار خیالپردازی و تصور رویایی در مورد جنس مخالف نخواهیم شد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۲-</strong></span> اجتناب از خیالپردازی و تصور رویایی در مورد جنس مخالف :</span> یکی از مشکلات موجود در روابط بین دو جنس،داشتن تصورات خیالی از یکدیگر است . گاه دختر و پسر از یک فرد بخصوص،تصویری خیالی و کاملاً غیر واقعی می سازند و با آن تصویر زندگی می کنند . برای دختر گاه یک پسر با تمام ضعف ها و محدودیت ها و همچنین ناپختگی ها و رشد نایافتگی ها به شکل شاهزاده ای که سوار بر اسب سپیدی از راه رسیده و او را به سرزمین رؤیاها می برد ، تجلی پیدا می کند .</p>
<p>و یا برای پسری سرخورده و ناتوان از هدایت و سامان دادن به عواطف ، افکار و احساسات دختری چنان تجلی پیدا می کند که گویی فرشته ای مهربان از آسمان ها برای نجات او و برای ایجاد پناهگاه برای او به زمین آمده است . این تصورات رؤیایی بسیار زود از بین خواهند رفت و واقعاً مانند یک رؤیا در زندگی زایل خواهند شد . بنابراین در یک ارتباط مطلوب بهتر است از رؤیا پردازی در مورد جنس مخالف بهشدت اجتناب کنیم . این مطلب با عشق و دوست داشتن مغایرتی ندارد . انسان می تواند فردی را بسیار عمیق دوست بدارد و لکن این دوست داشتن نباید موجب کوری و کری انسان شود .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۳-</strong></span> از بین بردن ترس ها ، دلهره ها ، هیجان ها ، احساس خصومت و خشونت نسبت به جنس مخالف :</span> سومین ویژگی در یک برخورد مطلوب ، خالی کردن ذهن از عواطف منفی است . هرگونه احساسی که می تواند جنس مخالف را در ذهن ما به شکل منفی جلوه دهد و یا موجب رفتار مخرب ما نسبت به او باشد ، می باید از ذهن حذف شده یا اصلاح گردد .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۴-</span> </strong>حفظ خونسردی و صلابت شخصیت ، به هنگام برخورد با جنس مخالف :</span> ما باید به هنگام برخورد با جنس مخالف ، خونسردی خود را حفظ کرده ، وهیجانات مختلف را از خود دور کنیم و چنین امری حداقل از دو طریق امکان پذیر است: اول اینکه تلاش کنیم جنبه های ارادی اعمالمان را افزایش دهیم و به عبارت دیگر با داشتن برنامه هایی در جهت تقویت اراده خویش گام برداریم . انسان هایی که خود را به دست امیال و راحتی ها می سپارند معمولاً تسلط خوب و کافی بر اعمال خویش ندارند . دوم این که از طریق تمرین و حفظ خونسردی به هنگام مواجه شدن با جنس مخالف ، تلاش کنیم به سطحی از کنترل رفتار دست بیابیم که در آن خونسردی و صلابت کافی در برخورد با جنس مخالف را داشته باشیم .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۵-</span> </strong>برخورد مبتنی بر احترام با مراعات حدود شرعی در مورد محرم ، نامحرم ، حلال و حرام :</span> در فرهنگ ما برخورد مناسب بین دو جنس به شکل دقیق در چگونگی ارتباط بر اساس ملاک های چهارگانه محرم و نامحرم و حلال و حرام مشخص شده است . رعایت این حدود،نشانگر آشنایی ما با فرهنگ منسجم اسلامی است .برای شناخت این حدود لازم است به کُتب فقهی مناسب مراجعه گردد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۶-</span> </strong>فقدان روابط پنهانی با جنس مخالف و مشورت با والدین در این گونه موارد :</span> برقراری روابط پنهانی پیش از ازدواج ممکن است تا بدان جا پیش رود که به نوعی به هر یک از طرفین آسیب رسانده و آنها را در مقابل عمل انجام شده قرار دهد . بهتر است دختران و پسرانی که تجربه و شناخت کافی از جنس مخالف ندارند و نیز تسلط کافی بر اعمال و افعال خویش نیافته اند ، از طریق مشورت کردن با والدین و احتمالاً در میان گذاشتن تمایل خود نسبت به کسی ، از آنان راهنمایی بخواهند و از این راه احتمال آسیب دیدگی روانی و تربیتی خویش را کاهش دهند .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۷-</strong></span> اجتناب از برقراری روابط صمیمانه با جنس مخالف قبل از عقد شرعی :</span> با این حال که روابط ما با جنس مخالف می باید خالی از پرخاشگری و ناپختگی و به دور از بی احترامی باشد ، لکن نباید ارتباط صمیمانه ای بین ما برقرار شود و این مطلب را حتی به رغم وجود علاقه بین دو جنس نیز می باید رعایت کرد .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۸-</strong></span> نداشتن رفتارسبک ، خود نمایی و جلب توجه جنس مخالف در مجامع مختلف :</span> توصیه می شود که دختران و پسران از داشتن رفتار سـبـک مبتنی بر جلب توجه جنس مخالف دوری گزینند . این مطلب به رغم این که به صورت یک راهنمایی برای دختران و پسران ارائه می شود ، ولی گاهی اوقات از طرف برخی از دوستان نوجوان و جوان مورد اعتراض قرار می گیرد . بعضی از دختران در مقایسه خود با دیگران به این نکته اشاره می کنند که آنهایی که رفتار آنچنانی در پیش می گیرند و خود را به اشکال مختلف به جنس مخالف عرضه می کنند در زندگی موفق ترند ، بسیار زودتر ازدواج می کنند و تشکیل زندگی می دهند .</p>
<p>در حالی که ما به دلیل داشتن رفتار سنگین ، پیوسته دچار تنهایی و دورافتادن از ازدواج می شویم . چنین عباراتی به نوعی برای این دختران راهنمای عمل قرارمی گیرد و آنها را دچار تعارض بین حفظ حرمت ، عفت و رفتار موقر از یک سو،و داشتن یک رفتار خودنمایانه مبتنی بر جلب مشتری از سوی دیگر می سازد . انسانی که دارای اهداف و آرمان های شناخته شده و منسجم در جهت حفظ کرامت انسانی خویش است هرگز از این وضع دچار تعارض نمی شود . او به دنبال یافتن همسری پاک و عفیف است ، ولی کسی که از طریق نمایش دادن اندام ها و ظاهر خود ، پسری را به سوی خویش جلب می کند ، قطعاً باید بداند کسی را شکار کرده است که چیزی جز امیال حیوانی انسان نمی شناسد .</p>
<p>در قرآن کریم آمده است:&#8221; زنان ناپاک ،از آن مردان ناپاکند و مردان ناپاک از آن زنان ناپاک،و زنان پاک از آن مردان پاک و مردان پاک از آن زنان پاک اند.&#8221;اگر ارزش های عالی انسانی مانند عفت، ایمان ، پاکدامنی ، خوش قلبی و سلامت نفس برای کسی معنا پیدا نکرده باشد ، او می تواند زندگی خود را از طریق تمایلات سطح پایین تر مانند تمایلات جنسی ، سامان دهد . ولی کسی که به سطوح بالاتر دسترسی پیدا کرده است هر چند که مدتی ارضای تمایلات و نیازهای جسمانی او به تأخیر بیفتد ، حفظ ارزش های عالی انسانی او را کفایت می نماید .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">ج ـ</span> عشق و نقش آن در ازدواج :</strong></span></p>
<p>یکی از مسائلی که می باید در زمینه ازدواج مورد بحث و بررسی قرار گیرد ، جایگاه عشق در ازدواج است . به راستی به سؤالاتی که درباره عشق و نقش آن در زندگی وجود دارد چگونه باید پاسخ گفت ؟</p>
<p>سؤالاتی از قبیل:عشق چیست ؟ آیا عشق گناه است ؟ آیا ازدواج بدون عشق معنایی می تواند داشته باشد ؟ عشق باید قبل از ازدواج به وجود آید و یا بعد از آن ؟ آیا هر عشقی ضرورتاً باید منجر به ازدواج شود ؟ آیا عشق لزوماً باید انسان را به طرف انسانی دیگر سوق دهد ؟ عشق به چه عواملی بستگی دارد ؟ چگونه استمرار می یابد ؟ چگونه خاتمه می یابد ؟ و یا چگونه رشد پیدا کرده و به تعالی می رسد ؟در ادامه ، به این گونه سئوالات پاسخ خواهیم داد، هر چند که اذعان داریم این مطالب تمامی آنچه را که در این زمینه می توان بیان داشت ، شامل نمی شود .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۱ـ</strong></span> عشق عالیترین تجلی روح الهی انسان بهراستی عشق چیست ؟</span> عشق را می توان جاذبه و کشش قلبی انسان به سوی کمال و جمال دانست . زیبایی یکی از کمالات است و زیبایی مطلق،خداست . عشق را جز با عشق نمی توان شناخت . عشق را جز عاشق نمی تواند درک کند .اما برای نزدیک شدن موضوع به ذهن،می توانیم از مثال های موجود در مراتب پایین تر موجودات زنده استفاده نماییم. شعرا و عرفا از جذب۰ پروانه به سوی شمع بسیار استفاده کرده اند .</p>
<p>هنگامی که شاعر می گوید : بلبل به چمن ز آن رخسار نشان دید پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید اشاره به جذبه عاشق به سوی معشوق دارد . از این نوع رفتارها که تنها می تواند نوعی تقریب به ذهن را در برداشته باشد ، می توان به کشش شاخ و برگ درختان به سوی نور اشاره کرد . انسان وقتی در تاریکی قرار میگیرد ، هر نقطه نورانی او را به سمت خود می کشد و این یک کشش به سوی نور است . حیواناتی از قبیل&#8221;سوسک&#8221;به طرف تاریکی کشش دارند و وقتی جایی روشن است،به تاریکی ها پناه می برند و در نقاط و زوایای تاریک پنهان می شوند . حیواناتی وجود دارند که به طرف جریان ها و میدان های مغناطیسی کشش پیدا می کنند ، مانند ماهی هایی که به کمک ایجاد حوزه های مغناطیسی در دریا به دام صیادان می افتند .</p>
<p>در مورد کوچ پرندگان شواهدی وجود دارد که نشان می دهدآنها به سمت و سوی خاصی کشش پیدا می کنند . کششی که شناخت و ادراک ذهن در آن نقشی ندارد . به عبارت دیگر یک کشش ،بدون آن که موجود زنده بداند به کجا می رود . این ها مثال هایی است که تا حدودی معنای کشش به سمت یک هدف و تجهیز یک موجود زنده برای سوق یافتن به سوی آن را نشان می دهد . عشق در مرتبه ای بسیار عالی تر و به عنوان عالی ترین تجلی عالم هستی ، قلب انسان را به سوی کمال و زیبایی مطلق سوق می دهد . خدا انسان را به گونه ای آفریده است که وقتی به سوی نورووجود مطلق متمایل می شود با تمام وجود به سمت آن کشیده می شود .</p>
<p>به این ترتیب عشق،کشش قلب انسان است به سوی خداوند . این تعبیر در قرآن کریم و در متون اسلامی باعباراتی مانند&#8221; حُب&#8221; نشان داده شده است . درقرآن کریم آمده است : اگر خدا را دوست دارید ، تبعیت من(پیامبر) را بنمایید که در نتیجه خدا نیز شما را دوست خواهد داشت و یا زبانم را به یاد خودت گویا کن و قلبم را به عشق خودت شیفته ساز . حب یا عشق ماهیتی انسانی دارد و هدف اصلی آن نیز خداست . ولی &#8220;چرا عشقکهاصالتاً می باید متوجه خدا باشد ، به انسان ها تعلق پیدا می کند ؟&#8221;سئوالی است که می توان به این طریق به آن پاسخ داد که عشق در مراتب پایین تر انسانی،به سمت نشانه هایی از جمال و کمال الهی که در انسان ها بهعنوان خلیفه او به ودیعت گذاشته شده است متوجه می شود .</p>
<p> انسانی که هنوز نمی تواند درکی از جمال و کمال مطلق داشته باشد لاجرم به سوی جمال های عینی و قابل رؤیت کشیده می شود و به سوی کمالات و عواطف انسانی که نشانه هایی از رأفت الهی در وجود انسان هستند ، سوق پیدا می کند . به عبارت دیگر عشق یک انسان به انسان دیگر، اگر خالی از هواها و امیال باشد نشانه ای از عشق به کمال مطلق است . با این دیدگاه است که عشق،یک کمال برای انسان محسوب می شود . قلب عاشق،اشرف بر قلب غیر عاشق است . انسان عاشق،افضل بر انسان غیر عاشق است . برای این که بتوانیم این نکات را بیشتر و دقیق تر توضیح دهیم می باید محورهای دیگری نیز مورد بحث قراردهیم .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۲-</strong></span> تفاوت عشق با هوای نفس :</span> عشق را باید عامل تکامل بخش انسان بدانیم . بنابراین باید آن را از ارضای نیازهای معمولی و مشترک حیوانی متمایز نماییم . اگر ما برای رفع نیازهای خود به چیزی یا به انسانی نیازمند باشیم ، این نیاز میان ما و آن شیء یا انسان ، نوعی وابستگی ایجاد می کند ، ولی این وابستگی را نباید با کشش عاشقانه یکی بدانیم . این را باید از نوع هوای نفس بدانیم ، حال آنکه عشق از جمله صفات برتر و متعالی انسانی است .</p>
<p>هدف هوای نفس،ارضای خویشتن است ، ولی هدف عشق،بقا و حضور معشوق است ، حتی اگر به فنای عاشق بینجامد . بنابراین ملاک مشخص برای تمیز بین عشق و کشش امیال،در همین است که عاشق درصدد رضایت معشوق است ، نه رضایت خویش . عاشق وقتی با معشوق کامل مواجه می شود ، می خواهد همه چیزش را ، حتی خود را از دست بدهد و عبارت معروف حافظ که می گوید : میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست تو خود حجاب خودی ، حافظ از میان برخیز اشاره به این دارد که می باید فردیت فرد و خود بودن او نیز زایل شود تا معشوق نزد وی تجلی کامل بیابد .</p>
<p>با این توصیف باید عشق یک انسان به انسان دیگر را از تمایل و کشش مبتنی بر نیازهای وی منفک و مجزا کرد . به این ترتیب است که اگر فردی نشانه ای از عشق را در دل خویش نسبت به فردی دیگر دارد ، می باید در درجه اول به معشوق خود بیندیشد نه به خویشتن خویش . اگر برای ارضای تمایل خود ، معشوق را بهطـُرق مختلف قربانی می کند و از آن جمله دست به عملی می زند که آبروی وی را خدشه دار سازد ، باید مطمئن باشد که این عشق نیست ، بلکه یک کشش از نوع حیوانی است .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۳ـ</span> </strong>عشق موجب تعالی و عفت است :</span> بایداین نکته رابدانیم که عشق ، انسان را رو به رشد می برد و موجب کمال اخلاقی و عرفانی انسان می شود و از آن جمله عفت و پاکدامنی را در او افزایش می دهد . انسان عاشق می خواهد پاک زندگی کند ، به پاکی ها برسد و به سوی روشنایی ها سوق پیدا کند و شاید با همین تبیین از عشق است که کلامی معروف از پیامبر گرامی اسلام نقل می شود که فرمود : آن که عاشق شود و عفت بورزد و از این عشق بمیرد ، او شهید مرده است .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۴ـ</span> </strong>عشق مکمل ازدواج است نه عامل آن :</span> با این بحث ، به موضوع جایگاه عشق در ازدواج وارد می شویم . سئوال این است که اگر کسی فردی از جنس مخالف را دوست بدارد و بهراستی عاشق او باشد ، آیا این امر می تواند تنها عامل تعیین کننده ازدواج آن دو به شمار آید ؟ باید در پاسخ بگوییم : نه . زیرا ازدواج در حقیقت نوعی مشارکت اجتماعی است که در آن دوانسان باید از جهات گوناگون با یکدیگر تناسب عملی داشته باشند ، از آن جمله تناسب اعتقادی ، تناسب اجتماعی ، تناسب عقلانی و تحصیلی و امثال این موارد . انسان در ازدواج تمامی نیازهای سطوح مخت است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2653/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سین جیمهای خواستگاری</title>
		<link>http://asman.ir/post-2648</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2648#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Aug 2010 21:29:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمای ازدواج جوانان]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده دختر]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده پسر]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی مشترک]]></category>
		<category><![CDATA[سین جیمهای خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[مراسم خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[والدین]]></category>
		<category><![CDATA[پسر و دختر]]></category>
		<category><![CDATA[پوشش دختر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2648</guid>
		<description><![CDATA[مراسم خواستگاری یکی از زیباترین مراسم در زندگی هر جوانی است. این نکته در مورد والدین نیز صدق می کند. بدین خاطر که با خواستگاری رفتن برای فرزندانشان، به یاد خاطرات خوب دوران جوانی خودشان می افتند. والدین گاهی از به یاد آوردن گذشته احساس لذت و شادکامی می کنند و گاهی هم با آه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مراسم خواستگاری یکی از زیباترین مراسم در زندگی هر جوانی است. این نکته در مورد والدین نیز صدق می کند. بدین خاطر که با خواستگاری رفتن برای فرزندانشان، به یاد خاطرات خوب دوران جوانی خودشان می افتند. والدین گاهی از به یاد آوردن گذشته احساس لذت و شادکامی می کنند و گاهی هم با آه و اندوه از آن زمان یاد می کنند و در دل می گویند ای کاش قلم پایم می شکست و چنان روزی در زندگیم پیش نمی آمد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000422-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2651" title="000422-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000422-WWW.ASMAN_.IR_-475x315.jpg" alt="" width="475" height="315" /></a></p>
<p style="text-align: right;">به والدین توصیه می شود که راه را برای فرزندانشان باز بگذارند تا آنچه را که بیرون از منزل برایشان اتفاق می افتد، با خیال راحت در جمع خانواده بازگو کنند و آن را به کمک دیگر اعضای خانواده تجزیه و تحلیل کنند. در آن صورت می توانند مطمئن باشند که به نتایج ایده آل هر خانواده ایرانی می رسند.طبیعی است که در مراسم خواستگاری، نوعی اضطراب و دلشوره در ذهن اعضای خانواده وجود دارد، به خصوص اگر دو خانواده نسبت به هم شناختی نداشته باشند، این اضطراب بیشتر خودنمایی خواهد کرد. در هر مراسم خواستگاری، احتمالاً یکی از دو حالت زیر وجود دارد:</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;"> ۱-</span> مراسم خواستگاری بدون شناخت قبلی از خانواده های طرفین .</strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;"> ۲-</span> مراسم خواستگاری با شناخت قبلی از خانواده طرفین. </strong></span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">درحالت اول،</span> </strong>خانواده های دو طرف نسبت به هم هیچگونه شناختی ندارند، بنابراین لازم است در صورتی که خانواده دختر کاملاً بی خبر هستند، توسط خانواده پسر به هر وسیله ای که امکان داشته باشد، از جریان خواستگاری مطلع شوند و با تعیین وقت قبلی به خانه آنان بروند؛ به دلیل آنکه ممکن است، خانواده دختر در شرایط نامطلوبی باشند و آمادگی پذیرایی از خانواده پسر را نداشته باشد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">در چنین شرایطی ارزیابی دو خانواده از همدیگر نابجا خواهد بود و خانواده دختر خیلی عصبانی خواهند بود که همین وضعیت ممکن است در زندگی بعدی آنان تأثیر ناخوشایندی داشته باشد و به عنوان یک خاطره بد در ذهن ها بماند، پس بهتر است به خاطر حفظ حرمت خود و احترام به خانواده دختر، قبلاً در مورد رفتن به خواستگاری به خانواده دختر اطلاع داد. دلیل دیگر آنکه اصلاً ممکن است خانواده دختر به خانواده پسر اجازه ورود ندهند، و شاید بتوان گفت که حق هم دارند، چون شناختی نسبت به آن خانواده در دست ندارند.</span></p>
<p>گاهی هم ممکن است برای مرتب کردن خانه، از خانواده پسر بخواهند که مدتی پشت در و یا در سالن پذیرایی منتظر باشند. خلاصه این که در یک کار از قبل تدارک دیده نشده ، اتفاقاتی که ممکن است بیفتد و تأثیرات خوب و یا بد آن، که در هر صورت چندان مطلوب نخواهند بود. زمان خواستگاری بهتر است بعدازظهر و یا این که در ساعات اولیه شب باشد تا همه ی اعضای خانواده در منزل حضور داشته باشند ( البته در فصل های مختلف وضعیت متفاوت است.)</p>
<p><span style="color: #0000ff;">در اولین جلسه خواستگاری، بهتر است که برای همراهی پسر، فقط از والدین او و کسی که معرف آنان است و احتمالاً با طرفین آشنایی دارد، استفاده شود و از همراه کردن اعضای دیگر فامیل ، مانند: عمو، دایی، عمه، خاله، خواهران و شوهران آنان و یا برادران و همسران آنان خودداری کرد، زیرا خانواده ها نسبت به هم شناختی ندارند و نمی دانند با چه کسی باید حرف بزنند و تصمیم گیرنده کیست. به هنگام پذیرایی نیز، ممکن است زیر نگاه های تیز لشگری از طایفه داماد، اتفاقاتی بیفتد. ضمن آنکه خانواده دختر نمی دانند پذیرایی را از کجا باید شروع کنند.</span></p>
<p> گاهی هم در خانواده دختر بیش از یک دختر وجود دارد و هیچ یک از دو طرف هم نمی داند که دختر مورد نظر کدام است. البته در خانواده های چند دختری، ابتدا از دختر بزرگتر شروع می کنند که گاهی مورد پسند واقع نمی شود و بیشتر متوجه دختر بعدی می شوند که وضعیت او نیز وابسته به دختر بزرگتر خواهد بود. پیشنهاد می شود که از واسطه جهت خواستگاری کمتر استفاده گردد. همچنین در صورتی که قبلاً به خانواده اطلاع داده شده و تعیین وقت گردیده است، بهتر است که از خانواده پسر در یک اطاق کوچک پذیرایی شود. اتفاقات بزرگ دنیا در اطاق های کوچک و دربسته ، طرح ریزی می گردد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">بهتر است که در روز خواستگاری از چراغ های رنگین، نورافکن ها و لوسترهای بزرگ استفاده نشود و از چراغ های ساده استفاده شود. اجرای مراسم خواستگاری را که از مراسم لازم برای شروع زندگی است نباید سرسری گرفت و اگر می خواهید در خانواده همسرتان مورد احترام و دارای ارزش باشید، زندگی مشترکتان را حتماً از طریق خواستگاری شروع کنید. بهتر است وسایل و مواد خوراکی مورد استفاده برای پذیرایی، خیلی ساده باشند.</span></p>
<p>مثلاً از چای و نان شیرینی یا بیسکوئیت ساده استفاده شود که به راحتی در دهان جای بگیرد. ( از نان نخودچی یا شیرینی هایی که ممکن است در داخل گلو بپرد و ایجاد اشکال نماید استفاده نکنید.) برای پذیرایی از میوه های آبدار مثل انار و نیز شیرینی های بزرگ استفاده نشود که باعث زحمت می گردند، چون کلیه حرکات خانواده های طرفین زیر ذره بین قرار دارد و ثبت و ضبط می گردند. ابتدا بهتر است که فردی از خانواده پسر که می تواند خوب حرف بزند، شروع به صحبت کند، چون معمولاً در این لحظه حواس همه حاضرین متوجه این شخص می شود. و اگر کسی باشد که نتواند خوب سخنرانی کند، ممکن است سبب لبخندهای تمسخرآمیز میزبانان گردد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">بهتر است در مورد پسر ( داماد) هر آنچه واقعیت دارد بیان گردد. فقط واقعیت ها، زیرا مطالبی که برخلاف واقعیت باشد، به صورت پدیده ذهنی بدی در نظر خانواده دختر جلوه گر خواهد شد و به طور یقین در آینده ، زوج جوان با مشکل رو به رو خواهند شد و حتی ممکن است کارشان به طلاق بکشد. از طرف خانواده دختر هم باید شرح حال مختصری از وضعیت دختر از نظر سن، تحصیلات و بعضی خصوصیات خاص ارائه گردد.</span></p>
<p>رسم ادب این است که اگر طرف مقابل مورد قبول واقع نشد ، خانواده ها به هم اخم نکنند و قیافه عبوس به خود نگیرند، بلکه با لبخند و با رعایت احترام کامل و گفتن این جملات که «فعلاً رفع مزاحمت می کنیم و ان شاء ا&#8230; به زودی همدیگر را خواهیم دید» و یا «به شما خبر خواهیم داد» و با روبوسی از یکدیگر و با این فرض که دوستی بر دوستانشان اضافه شده است، یکدیگر را ترک نمایند. البته این گونه خواستگاری به هیچ عنوان را توصیه نمی شود و بیشتر شبیه به خرید کالاست. وقتی شناختی در بین نباشد، طرفین نمی دانند که طرف مقابلشان چه کسی است، چطور زندگی می کند، چه تحصیلاتی دارد، در چه محیط اقتصادی و فرهنگی رشد کرده است، چه عقایدی دارد و بسیاری از مجهولات دیگری که پاسخ به هر کدام احتیاج به زمان طولانی دارد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>حالت دوم،</strong></span> خواستگاری با شناخت قبلی طرفین از یکدیگر است و در این نوع خواستگاری که خانواده های پسر و دختر از قبل با یکدیگر آشنا شده اند و نسبت به هم اطلاعاتی دارند، بهتر است نکات زیر رعایت گردد. تاریخ آن از قبل تعیین شود و بهتراست که در ساعت های عصر یا اوایل شب صورت پذیرد. افراد کمتری خانواده پسر را همراهی نمایند و بهتر است از وابستگانی برای این کار استفاده شود که بتوانند خوب و منطقی صحبت کنند و تصمیم بگیرند. از نظر پوشش بهتر است که داماد یک لباس ساده و راحت بپوشد و احیاناً لباسی تهیه نکنند که نتواند در آن آرام بگیرد و در نتیجه مورد تمسخر واقع شود.</span></p>
<p> پوشش دختر خانم بهتر است مطابق با فرهنگ اسلامی و ایرانی، لباسی بلند و پوشیده باشد، به طوری که به راحتی بتواند در آن حرکت کند. خانم ها لازم است به این نکته توجه کافی داشته باشند که مردان ایرانی پوشیده ترین لباس را می پسندند. لباس نباید طوری باشد که از شدت تنگی رو به پاره شدن برود! نوع آرایش بهتر است که بسیار ساده و متناسب با چهره ای شاخص فرهنگ و مذهب ایرانی باشد. اگر آرایش تند و غلیظ باشد، قضاوت خانواده پسر( داماد) چندان مناسب نخواهد بود. در مراسم خواستگاری بهتر است که پسر چند شاخه گل کوچک، زیبا و با رنگ های شاد تهیه نماید و به هنگام ورود به خانه دختر روی میز بگذارد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"> به همه دختران توصیه می گردد که به هنگام خواستگاری، چای یا شیرینی را به اولین سرنوشت ساز زندگی، یعنی مادر داماد تعارف کنند، در کنار او بنشینند ، با او صحبت کنند، به سؤالات او پاسخ دهند و خلاصه آن که به او توجه کنند و چندان به پدر داماد نزدیک نشوند که ممکن است از همان اوایل باعث دردسر شوند. لازم است که در جلسه اول خواستگاری فقط روی مسائل ازدواج صحبت شود و از بحث هایی که باعث اتلاف وقت می گردند و مسئله اصلی را به تعویق می اندازند، خودداردی نمایند. به خانواده داماد توصیه می گردد که در همان اولین جلسه ، بعد از توافق ، هدایایی به عروس بدهند.</span></p>
<p> میزان مهریه بستگی به وضعیت فکری ، اقتصادی و اجتماعی طرفین دارد.بسیار دیده شده که ایراداتی در رفتار و شخصیت دختر وجود داشته است که باید به طرف مقابل، مبلغی هم دستی داده شود تا با او ازدواج کند؛ یک دختر وسواسی که شب و روز فقط مشغول تمیز کردن دستهایش است، ولی از خانه داری هیچ گونه اطلاعی ندارد و حتی طرز تهیه نیمرو را بلد نیست، آیا می توان با او زندگی <span style="color: #000000;">کرد؟ و یا پسری</span> که شخصیتی متکی به والدینش دارد و اصلاً رشد فکری و اجتماعی او در حد بسیار پایینی می باشد تا اخلاقش ناپسند است و فحاشی می کند، حتی اگر میلیاردها مهریه دختر کند آیا ارزش ازدواج کردن دارد؟ در مقابل دخترانی هم هستند که ارزششان اصلاً در عدد و رقم نمی گنجد با معیارهای عادی نمی توان گوشه ای از شخصیت و رفتار و صفات خوب آنان را که مطبوع طبع هر ایرانی مشکل پسندی باشد بیان کرد. خلاصه آنکه در زمینه مهریه می توان گفت که این سنتی لازم است و باید اجرا گردد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"> پس باید آنچه را عقل حکم می کند، انجام داد و نیز ارزش مادی و معنوی طرفین در نظر گرفته شود و در نهایت تصمیم با طرفین و توافق آنان است. به طور کلی اجرای مراسم خواستگاری را که از مراسم لازم برای شروع زندگی است نباید سرسری گرفت و اگر می خواهید در خانواده همسرتان مورد احترام و دارای ارزش باشید، زندگی مشترکتان را حتماً از طریق خواستگاری شروع کنید. همچنین مجدداً به والدین ارجمند توصیه می شود که راه را برای فرزندانشان باز بگذارند تا آنچه را که بیرون از منزل برایشان اتفاق می افتد، با خیال راحت در جمع خانواده بازگو کنند و آن را به کمک دیگر اعضای خانواده تجزیه و تحلیل کنند. در آن صورت می توانند مطمئن باشند که به نتایج ایده آل هر خانواده ایرانی می رسند. در طی مراسم خواستگاری نیز به نظرات و عقاید والدین دو طرف احترام گذاشته شود.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"> با رعایت نکات بالا زوجی با سعادت در کنار یکدیگر خواهید بود که هر لحظه از زندگی مشترک برایتان ارزشمند، شیرین و فراموش نشدنی خواهد بود.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2648/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>الگوهای پرخاشگری در کودکان</title>
		<link>http://asman.ir/post-2607</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2607#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 13 Aug 2010 20:32:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمای تربیت کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[اسباب بازی]]></category>
		<category><![CDATA[الگوهای پرخاشگری در کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[الگوی خانواده و پرخاشگری]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت از تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار پرخاشگرانه]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسه]]></category>
		<category><![CDATA[والدین کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[پرخاشگری در کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان پرخاشگر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2607</guid>
		<description><![CDATA[همه جوامع باید راه هایی را بیابند تا مانع از آن شوند که اعضای آن به هم آسیب برسانند. همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه ای کنترل می کنند ولی از لحاظ ارزشی که برای آن قایلند و میزان محدود کردن آن ، با هم فرق دارند.

کودکانی که مستعد پرخاشگری هستند با دیدن خشونت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>همه جوامع باید راه هایی را بیابند تا مانع از آن شوند که اعضای آن به هم آسیب برسانند. همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه ای کنترل می کنند ولی از لحاظ ارزشی که برای آن قایلند و میزان محدود کردن آن ، با هم فرق دارند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000413-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2608" title="000413-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000413-WWW.ASMAN_.IR_-475x308.jpg" alt="" width="475" height="308" /></a></p>
<p>کودکانی که مستعد پرخاشگری هستند با دیدن خشونت از تلویزیون پرخاشگرتر می شوند.</p>
<p>برای مثال، در میان قبایل سرخپوست آمریکایی، کومانچی ها و آپانچی ها کودکانشان را جنگجو بار می آورند و حال آنکه هوپیها وزونی ها به فرزندانشان صلح جویی و رفتار غیر پرخاشگرانه می آموزند. اصولاً در فرهنگ آمریکای برای پرخاشگری و سرسختی ارزش قایلند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">تعاریف پرخاشگری</span></p>
<p>روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را براساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم یا براساس مقاصد شخصی که آن را نشان می دهد.</p>
<p>گروهی پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) یا لفظی ( فریاد زدن، رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران ( چیزی را به زور گرفتن)، نقطه قوت این تعریف عینی بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود. نقطه ضعف آن این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود.</p>
<p>پرخاشگری وسیله ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی؛ پرخاشگری خصمانه رفتاری است در جهت آسیب رساندن به دیگران ، بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع «وسیله ای» است.</p>
<p>این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است. کودکان از یکدیگر اسباب بازی می قاپند، یکدیگر را هل می دهند تا به اسباب بازی که می خواهند بازی کنند دست یابند. به ندرت اتفاق می افتد که کودکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاشگری بزنند.</p>
<p>پرخاشگری را باید از جرئت ورزی متمایز دانست. جرئت ورزی، دفاع از حقوق یا متعلقات (مانند ممانعت کودک از این که کسی به اسباب بازی اش دست بزند) یا بیان امیال و آرزوها را بر می گیرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر می دانند، در صورتی که کسی که از حق خود دفاع می کند با جرئت است نه پرخاشگر.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">تغییرات رشدی</span></p>
<p>کودکان در ۱۲ ماهگی وقتی با هم هستند شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه وسیله ای می کنند یعنی رفتار پرخاشگرانه آنان غالباً به خاطر اسباب بازی و متعلقات دیگر است و در ارتباط با همسالان ابراز می شود. کودکان گاهی اوقات به والدین و کودکان بزرگتر حمله ور می شوند، ولی این گونه پرخاشگری در مقایسه با پرخاشگری با همسالان، نسبتاً نادر است.</p>
<p>کودکان همچنان که به سال های پیش از مدرسه نزدیک می شوند، کمتر دست به اعمال پرخاشگرانه می زنند و در نوع پرخاشگری آنان هم تغییراتی ایجاد می شود. یعنی وقتی که پرخاشگری ابراز می شود غالباً خصمانه است و کمتر «وسیله ای» است. به این معنا که کودکان برای به دست آوردن هدف های وسیله ای کمتر مستقیماً از حربه های جسمانی استفاده می کنند؛ ولی وقتی که به کسی حمله لفظی یا بدنی می کنند بیشتر امکان دارد که با قصدی خصمانه این کار را کرده باشند.</p>
<p>پرخاشگری لفظی، دست کم در سال های قبل از مدرسه افزایش می یابد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">ثبات پرخاشگری</span></p>
<p>هرچند که سطح پرخاشگری کودکان از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق می کند ولی کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرق دارند. کودکانی که در سال های اولیه به شدت پرخاشگرند به احتمال زیاد در جوانی و بزرگسالی هم پرخاشگر خواهند بود و کودکانی که پرخاشگر نیستند به احتمال زیاد در بزرگسالی هم پرخاشگرنخواهند بود.</p>
<p>بعضی از مطالعات نشان می دهد که ثبات پرخاشگری دخترها در طول زمان کمتر از پسرهاست و چند تحقیق دیگر نشان داده است که دخترها و پسرها از این لحاظ تفاوتی ندارند. البته کودکان به هنگامی که با وقایع تنش زا مثل جدایی پدر و مادر یا به دنیا آمدن کودکی جدید رو به رو می شوند بیشتر پرخاشگر می شوند، ولی پرخاشگری شدید که بیش از چند ماه به طول انجامد غالباً حاکی از تداوم داشتن این الگوی رفتار است. پرخاشگری در حد معمول کمتر جای نگرانی دارد. به خصوص در سال های پیش از مدرسه شاید این اندازه پرخاشگری صرفاً نشان دهنده این باشد که کودک می خواهد انواع مختلف کنش متقابل اجتماعی را داشته باشد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">ادراک مقاصد دیگران و رفتار پرخاشگرانه</span></p>
<p>کودکان در مورد پرخاشگری دیگران برحسب این که آن را عمدی یا تصادفی بدانند قضاوت های متفاوتی می کنند. تحقیقی که پسرهای بسیار پرخاشگر را با پسرهای غیر پرخاشگر مقایسه می کند نشان می دهد که پسرهای پرخاشگر احتمالاً از مقاصد دیگران، درکی متفاوت از پسرهای غیر پرخاشگر دارند. براساس درجه بندی معلمان و همسالان تعدادی از پسرها در کلاس های دوم، چهارم، ششم به عنوان بسیار پرخاشگر یا غیر پرخاشگر طبقه بندی شدند.</p>
<p>سپس این عده در موقعیتی آزمایشی مشاهده شدند که به آنان برای جور کردن قطعات پازل جایزه ای تعلق می گرفت. قرار بر این شد که وقتی که قسمتی از پازل کامل شد پسر بچه دیگری ( که همدست آزمایشگر) بود آن را به هم بزند. در حالت اول، پسر بچه آن را عمداً به هم زد؛ در حالت دوم، طوری به هم زد که تصادفی جلوه کند و در حالت سوم انگیزه های پسر بچه مبهم بود. کودکان مورد آزمایش این امکان را داشتند که با خراب کردن پازل این کودک «تلافی» کنند.</p>
<p>کودکان پرخاشگر و غیر پرخاشگر وقتی که احساس کردند که این کودک عمداً خرابکاری کرده تلافی کردند و وقتی که دیدند عملش غیرعمدی بوده تلافی نکردند، ولی واکنش آنان به انگیزه های مبهم این کودک بدین ترتیب بود که پسر بچه های پرخاشگر تلافی کردند و طوری واکنش نشان دادند که گویی این کودک عمداً این کار را کرده است. کودکان غیر پرخاشگر تلافی نکردند و طوری عمل کردند که گویی اعمال او غیرعمدی بوده است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"> تفاوت های جنسیتی</span></p>
<p>پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. این تفاوت در غالب فرهنگ ها و تقریباً در همه سنین و نیز در غالب حیوانات دیده می شود. پسرهابیش از دخترها پرخاشگری بدنی و لفظی دارند. از سال دوم زندگی این تفاوت ها آشکار می شود. براساس مطالعات مشاهده ای در مورد کودکان نوپای بین سنین ۱ تا ۲ سال تفاوت های جنسیتی از لحاظ تعداد پرخاشگری بعد از ۱۸ ماهگی ظاهر می شود و قبل از آن اثری از آن نیست.</p>
<p>پسرها به خصوص وقتی که به آنان حمله می شود یا کسی مزاحم کارهایشان می شود تلافی می کنند. در یک مطالعه مشاهده ای در مورد کودکان پیش از مدرسه پسرها فقط اندکی بیش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولی دو برابر دخترها تلافی کردند. شاید این که پسربچه بالقوه پرخاشگر است یا می تواند آن را بیاموزد علتی فیزیولوژیک داشته باشد. برای مثال پسران ۱ تا ۳ ساله در کلاس های پیش از دبستان از طرف بزرگسالان و همسالان بیش از دخترها به خاطر پرخاشگری مورد توجه قرار گرفتند.</p>
<p>این توجه گاهی مثبت بود ( لبخند زدن، ملحق شدن به بازی کودکان) و گاهی تا حدودی منفی ( متوقف کردن کودک یا سر کودک را با چیزی گرم کردن). توجه نشان دادن به رفتار کودک، به هر نحوی که باشد، بیش از بی توجهی به آن باعث تشویق رفتار می شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">الگوی خانواده و پرخاشگری</span></p>
<p>والدین کودکان به شدت پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد و معیارها خشونت دارند و پرخاشگرند. یکی از پیچیده ترین و جامع ترین روش هایی که برای درک پرخاشگری در خانواده به کار رفته تحقیق «جرالد پاترسون» و همکارانش در مرکز یادگیری اجتماعی «شهر اورگون» بوده است.</p>
<p>آنان برای مطالعه الگوهای کنش متقابل خانوادگی در خانه و مدرسه و ارتباط آن با مشکلات رفتاری کودکان مشاهدات مستقیمی انجام داده اند. افراد مورد مطالعه از خانواده هایی بودند که به دلیل مشکلات رفتاری مثل پرخاشگری، دزدی و سایر رفتارهای ضداجتماعی فرزند یا فرزندانشان به درمانگاه رجوع کرده بودند.</p>
<p>وقتی که واکنش خشونت آمیزی بروز می کند سایر اعضای خانواده کاری می کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه می شوند. برای مثال، برادری بر سر خواهرش فریاد می زند، خواهر بر سر او فریاد می زند و ناسزایی به او می گوید.</p>
<p>در این موقع برادرش او را کتک می زند و این ماجرا ادامه می یابد. تمام این ها نشان می دهد که والدین می توانند در پاداش دادن و تنبیه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتی داشته باشند و با استفاده از راه های مؤثر بدون این که با تنبیه شدید همراه باشد پرخاشگری کودکان را کنترل کنند و بازآموزی کودکان در دورانی نسبتاً کوتاه میسراست.</p>
<p>در آخر باید گفت تلویزیون نیز منبع دیگری است که کودکان به خصوص پسرها از طریق آن رفتار پرخاشگرانه را می آموزند.به طور مثال: خشونت از ارزش های آمریکایی تلقی می شود، پرخاشگری به عنوان یکی از وسایل رسیدن به هدف تشویق می شود.</p>
<p> در برنامه های تلویزیونی که یکی از وسایل انتقال چنین ارزش های اجتماعی به کودکان است، به طور متوسط در هر ساعت پنج یا شش بار خشونت بدنی نمایش داده می شود، رفتار پرخاشگرانه شخصیت های تلویزیونی غالباً تقویت می شود: قهرمان این برنامه ها به همان اندازه پرخاشگرند که ضد قهرمان ها.</p>
<p>در مطالعه ای کودکان چهار ساله به هنگام بازی آزاد در مهدکودک به مدت سه هفته مورد مشاهده قرار گرفتند و از لحاظ رفتار پرخاشگرانه به دو گروه بالای متوسط و زیر متوسط طبقه بندی شدند. سپس در طول چهار هفته بعد، کودکان به گروه هایی تقسیم شدند که در مهدکودک به مدت تقریباً نیم ساعت برنامه پرخاشگرانه مثل «بت من» و «سوپرمن» یا فیلم های معمولی و یا برنامه های جامعه پسند می دیدند.</p>
<p>کودکانی که از اول از لحاظ پرخاشگری در حد بالای متوسط بودند در مدت بازی آزاد و بعد از دیدن برنامه پرخاشگرانه، از خود پرخاشگری بیشتری نشان دادند تا کودکان مشابهی که برنامه های معمولی را دیده بودند.</p>
<p> دو گروه از کودکانی که از لحاظ پرخاشگری زیر متوسط بودند و هر کدام یکی از این برنامه ها را دیده بودند واکنششان با هم فرقی نداشت. این الگوهای رفتاری تا دو هفته بعد از پایان گرفتن تماشای این برنامه ها هم چنان ادامه داشت.</p>
<p>کودکانی که مستعد پرخاشگری هستند با دیدن خشونت از تلویزیون پرخاشگرتر می شوند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2607/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انحصار طلبی کوکانه</title>
		<link>http://asman.ir/post-2798</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2798#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Aug 2010 20:32:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمای تربیت کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[اسباب بازى]]></category>
		<category><![CDATA[انحصار طلبی کوکانه]]></category>
		<category><![CDATA[كودك]]></category>
		<category><![CDATA[كودكان]]></category>
		<category><![CDATA[پیش دبستانى هاى انحصارطلب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2798</guid>
		<description><![CDATA[حتماً برایتان جالب خواهد بود اگر تصادفاً بشنوید که فرزندتان به دوستش مى گوید: «مطمئن باش هر وقت خواستى مى توانى با ماشین من بازى کنى.» بچه هاى ۴-۳ ساله به شدت به متعلقات خود علاقه مندند. پیش دبستانى ها بیشتر روى نیازها و خواسته هایشان تأکید دارند. با وجودى که کودکان در این سن، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;">حتماً برایتان جالب خواهد بود اگر تصادفاً بشنوید که فرزندتان به دوستش مى گوید: «مطمئن باش هر وقت خواستى مى توانى با ماشین من بازى کنى.» بچه هاى ۴-۳ ساله به شدت به متعلقات خود علاقه مندند. پیش دبستانى ها بیشتر روى نیازها و خواسته هایشان تأکید دارند. با وجودى که کودکان در این سن، معمولاً تمایلى به مشارکت ندارند اما وقتى بزرگترها آنها را تشویق کنند و نمونه خوبى به آنها ارائه دهند، کودکان نیز مى توانند بسیار دست و دل باز باشند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/"><img class="alignnone size-full wp-image-2799" title="ASMAN.ir | سایت مرجع آسمان" src="http://asman.ir/pictures/000464-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="464" height="317" /></a></p>
<p>مادرى چنین مى گوید: «روزى پسر ۴ ساله ام به پدربزرگش گفت: من نمى توانم در داروهاى شما سهیم باشم، اما شما مى توانید چند تا از سیب هاى مرا بردارید.» دکتر دونالدک فریدهیم از دانشگاه وسترن رى زرو مى گوید: «لازم است مشارکت را به کودکان بیاموزیم، کودک مانند یک فرد خارجى است که باید آداب و رسوم کشور ما را یاد بگیرد».</p>
<p><span style="color: #0000ff;"> پیش دبستانى هاى انحصارطلب</span></p>
<p>به طور کلی کودکان فکر مى کنند همه چیز مال آنهاست، ولی بچه هاى ۴-۳ ساله به طور اخص چنین برداشت مى کنند که فقط چیزهاى خاصى به آنها تعلق دارد. به تدریج که استقلال آنها زیاد مى شود، حس «خود» بودن هم در آنها تقویت مى گردد و به چیزهاى مورد علاقه شان بیشتر گرایش مى یابند. در نتیجه، طبیعتاً از دارایى هایشان حفاظت بیشترى مى کنند. در ابتدا کودکان به خاطر گفته هاى والدین، مربیان و معلمانشان، از خود مشارکت نشان مى دهند.</p>
<p>براى این که کودک به طور داوطلبانه از خود مشارکت نشان دهد لازم است که قادر به درک مسائل باشد، که مثلاً هم بازى اش به اندازه او در آرزوى چیز خاصى است. اما این مهارت شناختى و عاطفى، فقط در کودکان ِ سن خاصى توسعه مى یابد. با گذشت زمان کودک شما دست و دل بازتر خواهد شد، چون بعدها با دیدن خوشحالى دیگر کودکان، احساس خوبى در او به وجود مى آید. دکتر فریدهیم توضیح مى دهد:</p>
<p>کودک همچنین تشخیص مى دهد در صورتى که هر چه دارد با دوستش به صورت اشتراکى استفاده کند احتمال این که او هم بتواند از وسایل دوستش استفاده نماید، بیشتر مى شود.</p>
<p> در رابطه با این مسئله به چندین نکته اشاره مى کنیم:</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> کودکتان را تشویق کنید تا با شما مشارکت کند</span></p>
<p>کار ساده اى خواهد بود چون او مى داند که شما اسباب بازى اش را نمى قاپید و گریه و زارى هم نمى کنید. اغلب یکى از اسباب بازى هاى مورد علاقه اش را از او بخواهید و بگذارید براى پس گرفتن آن اسباب بازى خودش از شما تقاضا کند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong> -</strong></span> به زمین بازى بروید</span></p>
<p>بهترین مکان براى آموزش رعایت نوبت به کودکان، زمین هاى بازى است. چون وسایل بازى در این محوطه ها به شخص خاصى تعلق ندارد کودک شما مى بیند که همه براى سوار شدن سرسره و بازى در محوطه شنى باید نوبت را رعایت کنند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">-</span></strong> کودکتان را مجبور نکنید که در همه چیز با دیگران شریک شود</span></p>
<p>قبل از این که دوستش بیاید، بگذارید خودش تصمیم بگیرد با کدام یک از اسباب بازى هایش مى خواهد بازى کند. پلى گرین برگ سردبیر سابق مجله کودکان مى گوید: «کودکان نباید مجبور باشند که تمام اسباب بازى هایشان را به صورت اشتراکى با دیگران استفاده کنند، این کار باعث مى شود کمتر به اسباب بازى هایشان بچسبند.»</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> مطمئن شوید که آنها با چند اسباب بازى مشابه بازى مى کنند</span></p>
<p>با استفاده از این روش، احتمال این که بچه ها چیزى را که کودک دیگرى با آن در حال بازى است بخواهند، کم مى شود. همچنین به آنها کمک مى کند که با هم بازى کنند. مثلاً با یک قطار و چند ماشین اسباب بازى به خوبى مى توان بازى کرد: وقتى که اتومبیل ها مى خواهند از تقاطع بگذرند، لوکوموتیوران، قطار را نگه مى دارد. اگر انتظار دارید کودکان نوبت را رعایت کنند، به آنها هشدار دهید و به آن پایبند باشید.</p>
<p>چون پیش دبستانى ها، واقعاً به عدالت علاقه مندند. اگر به آنها بگویید: «جفرى براى مدت سه دقیقه مى تواند با این پازل بازى کند و بعد نوبت مایکل مى رسد» آن را کاملاً مى پذیرند. بهتر این است که چون کودکان در این سن درک مبهمى از زمان دارند، برایشان یک دستگاه تعیین کننده زمان قرار بدهید(مثلاً یک ساعت شنی) وقتى کودک منتظر نوبت است تا با اسباب بازی ها بازى کند، کمکش کنید تا کار سرگرم کننده اى بیابد. مى توانید کمکش کنید تا با عروسک ها بازى کند یا یک کتاب با عکس هاى رنگى به او بدهید یا از او بخواهید غذاى ماهى ها را در آکواریوم بریزد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">-</span> </strong>اساس مذاکره را به او یاد دهید</span></p>
<p>وقتى که کشمکشى پیش مى آید، هر دو کودک را بنشانید و درباره اینکه چه کار کنند، صحبت کنید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> راهکارهاى مشارکت</span></p>
<p>به دنبال لحظاتى براى آموزش باشید.مثلاً قبل از این که دوست کودکتان براى بازى بیاید به او یادآورى کنید که لازم است اسباب بازى هایش را با او به طور اشتراکى استفاده کند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">-</span><strong> </strong>بگذارید خواهر و برادرها با هم معامله کنند</span></p>
<p>باید یک قانون مبادله اسباب بازى داشته باشیم. مثلاً اگر پسر سه ساله تان مى خواهد با اسباب بازى که دختر یک ساله تان با آن بازى مى کند، سرگرم شود، باید اسباب بازى را از او درخواست کند و چیز دیگرى آماده داشته باشد تا در عوض به او بدهد. به این روش او احساس مى کند که پسر بزرگى شده است و به خواهر کوچکترش یاد مى دهد که چطور عادلانه بازى کند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> از او قدردانى کنید</span></p>
<p>مثلاً به فرزندتان بگویید: متوجه این موضوع بودم که تمام بعدازظهر اجازه دادى پسرعمویت با ملودیکایت بازى کند، تو چه مشارکت کننده خوبى هستى.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2798/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تاثیر تغذیه بر ضریب هوشی کودک(IQ)</title>
		<link>http://asman.ir/post-2793</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2793#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Aug 2010 21:06:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمای تربیت کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[IQ]]></category>
		<category><![CDATA[تاثیر تغذیه بر ضریب هوشی كودك]]></category>
		<category><![CDATA[حین حاملگی]]></category>
		<category><![CDATA[زمان بارداری]]></category>
		<category><![CDATA[شربت آهن]]></category>
		<category><![CDATA[شربت سانستول]]></category>
		<category><![CDATA[شربت فرو گلوبولین]]></category>
		<category><![CDATA[شیر مادر]]></category>
		<category><![CDATA[قبل از حاملگی]]></category>
		<category><![CDATA[قطره MIM]]></category>
		<category><![CDATA[کمبود آهن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2793</guid>
		<description><![CDATA[فقط با چند دستور ساده ، ضریب هوشی (IQ) کودک خود را ۲۲ درجه افزایش دهید و یا مواظب باشید ضریب هوشی کودک شما ۲۲ درجه کاهش پیدا نکند . شما فقط تا سن ۲ سالگی کودک فرصت این کار را دارید، بنابراین هر روز از دو سال اول زندگی، یک روز طلایی برای کودک [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>فقط با چند دستور ساده ، ضریب هوشی (IQ) کودک خود را ۲۲ درجه افزایش دهید و یا مواظب باشید ضریب هوشی کودک شما ۲۲ درجه کاهش پیدا نکند . شما فقط تا سن ۲ سالگی کودک فرصت این کار را دارید، بنابراین هر روز از دو سال اول زندگی، یک روز طلایی برای کودک شما محسوب می شود . در این دوره وظیفه سنگینی بر دوش پدر و مادر می باشد که علاوه بر تأثیر بر ضریب هوشی کودک، سلامتی جسمی و روحی او را هم در همین دو سال شکل دهند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000463-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2794" title="000463-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000463-WWW.ASMAN_.IR_-334x475.jpg" alt="" width="334" height="475" /></a></p>
<p>بر اساس تحقیقات جدیدی که صورت گرفته، ضریب هوشی کودک از زمان بارداری مادر تا سن ۲ یا حداکثر ۳ سالگی شکل می گیرد و در این میان تغذیه صحیح مادر قبل از بارداری و در طی آن، تغذیه کودک با شیر مادر و تغذیه صحیح کودک تا سن دو سالگی به ترتیب زیر در ضریب هوشی او مؤثر می باشد:</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۱-</strong></span> کمبود آهن ۹ درجه ضریب هوشی را کاهش می دهد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۲-</strong></span> محرومیت از شیر مادر ۸ درجه ضریب هوشی را کاهش می دهد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۳-</span> </strong>تولد با وزن کم ۵ درجه ضریب هوشی را کاهش می دهد.</span></p>
<p>همه موارد بالا تلفیقی است از تغذیه صحیح مادر و کودک . اگر مادر در دوران بارداری تغذیه کافی و مناسبی نداشته باشد، منجر به تولد کودک با وزن کم خواهد شد.</p>
<p>ضریب هوشی کودک از زمان بارداری مادر تا سن ۲ یا حداکثر ۳ سالگی شکل می گیرد.</p>
<p>در جهان ۲ میلیارد نفر از کمبود آهن رنج می برند. پس لازم است مادران قبل از حاملگی و نیز حین حاملگی با انجام آزمایش لازم از میزان آهن خود مطلع باشند و در صورت نیاز قبل از حاملگی، فقر آهن خود را درمان نمایند.</p>
<p>در قدم بعدی باید توجه شود که کودک با شروع تغذیه تکمیلی ، آهن کمکی دریافت کنند و چون معمولاً شربت ها و قطره های آهن موجود کمی بد مزه می باشند، مادران به شربت های تجارتی مختلفی روی می آورند، ولی غافل از این که هیچکدام از این شربت های خوشمزه معمولاً نیاز کودکشان را تأمین نمی کند. به نمونه های زیر توجه فرمایید:</p>
<p>نیاز روزانه کودک ۴۰۰ واحد ویتامین D و ۱۵۰۰ واحد ویتامینA و ۱۰ میلی گرم آهن می باشد. در صورتی که :</p>
<p><span style="color: #0000ff;">۱- شربت سانستول :</span> که به صورت فراوان استفاده می شود، فقط ۱۰۰واحد ویتامین D و ۱۵۰۰ واحد ویتامین A داشته و هیچ گونه آهن قابل جذبی ندارد. پس واضح است که به هیچ عنوان نیاز فرزند شما را تأمین نمی کند، ولی شما می توانید با اضافه کردن ۳۰۰ واحد ویتامین Dو ۱۰ میلی گرم آهن به آن از این شربت به عنوان یک داروی با مزه خوب استفاده نمایید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">۲- شربت فرو گلوبولین :</span> که معمولاً به جای آهن استفاده می شود. در۵ سی سی از این شربت، فقط ۵ میلی گرم آهن آن هم از نوع نامعلوم (قابل جذب یا غیر قابل جذب) وجود دارد .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">۳- قطره MIM :</span> فقط ۲۰۰واحد ویتامین D داشته و ۱۰۰۰واحد ویتامین A(بیشتر از نیاز ) و فقط ۲ میلی گرم آهن دارد (نیاز کودک ۱۰ میلی گرم می باشد).</p>
<p>و بقیه موارد که گفته نمی شود. ولی قابل ذکر است که بنده از اساتید خود که سابقه بیش از ۵۰ سال طبابت دارند به عرض می رسانم که تا به حال هیچ دارویی ساخته نشده که هم خوشمزه باشد و هم نیازهای کودک را تأمین کند. پس مادران عزیز سعی کنند با هر ترفندی که شده قطره آهن یا شربت آهن کودک را (حتی شده به زور) به کودک بخورانند و توجه کنند که کاهش یا افزایش ۹ درجه ضریب هوشی می تواند زندگی کودک شما را متحول کند.</p>
<p>تغذیه صحیح مادر قبل از بارداری و در طی آن، تغذیه کودک با شیر مادر و تغذیه صحیح کودک تا سن دو سالگی در ضریب هوشی او مؤثر می باشند.<br />
دادن شیر مادر هم همانطور که دیدید ۸ درجه در ضریب هوشی مؤثر می باشد. مادران باید مواظب باشند به آسانی و به دلایل عجیب و غریب کودک خود را از شیر مادر و ۸ درجه ضریب هوشی بی بهره نگذارند .</p>
<p>حتی دیده شده نوزادانی که شیر خشک می خورند، در صورتی که شیر خشک را از دست مادر خود بخورند، ضریب هوشی بهتری نسبت به کودکانی دارند که شیرشان را از دست افراد دیگری خورده اند .</p>
<p>حال دسته بندی افراد را بر اساس ضریب هوشی آنها برایتان می گویم:</p>
<p>ضریب هوشی زیر ۷۵ ، معمولاً افراد کودن یا عقب مانده</p>
<p>ضریب هوشی بین ۷۵ تا ۹۰ ، افراد کند آموز</p>
<p>ضریب هوشی بین ۹۰ تا ۱۱۰ ، افراد معمولی</p>
<p>ضریب هوشی بین ۱۱۰ تا ۱۲۵ ،افراد باهوش</p>
<p>ضریب هوشی بین ۱۲۵ تا ۱۳۵ ،افراد تیزهوش و</p>
<p>ضریب هوشی بالای ۱۳۵ هم افراد نابغه می باشند.</p>
<p>حالا محاسبه کنید که ۲۲ درجه ضریب هوشی مذکور در بالا، چطور می تواند یک فرد معمولی را تبدیل به یک فرد تیز هوش کند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2793/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>درسی از ادیسون</title>
		<link>http://asman.ir/post-2772</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2772#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 10 Aug 2010 20:34:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان های تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[اختراع]]></category>
		<category><![CDATA[ادیسون]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترين اختراع بشريت]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترين عشق]]></category>
		<category><![CDATA[توماس آلوا اديسون]]></category>
		<category><![CDATA[درسی از ادیسون]]></category>
		<category><![CDATA[كشف لامپ]]></category>
		<category><![CDATA[گرامافون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2772</guid>
		<description><![CDATA[ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد&#8230;

این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. 
هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.
در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد&#8230;</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><a href="http://asman.ir/pictures/000459-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2773" title="000459-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000459-WWW.ASMAN_.IR_-351x475.jpg" alt="" width="351" height="475" /></a></span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="color: #0000ff;">این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. </span></p>
<p>هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است&#8230;!</span></p>
<p>آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود&#8230;</p>
<p><span style="color: #0000ff;">پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند..!!!</span></p>
<p>پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست&#8230;؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی&#8230;؟!! حیرت آور است&#8230;!!!</span></p>
<p>من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است&#8230;! وای&#8230;! خدای من، خیلی زیباست&#8230;! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت&#8230;.! نظر تو چیست پسرم&#8230;؟!!</p>
<p><span style="color: #0000ff;">پسر حیران و گیج جواب داد : پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی&#8230;؟!!!!<br />
چطور میتوانی&#8230;؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای&#8230;؟!</span></p>
<p>پدر گفت : پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد&#8230;!<br />
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم&#8230;! الآن موقع این کار نیست&#8230;! به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت&#8230;!!!</p>
<p><span style="color: #0000ff;">توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد..</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2772/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دوران نامزدی</title>
		<link>http://asman.ir/post-2643</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2643#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 09 Aug 2010 20:51:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمای ازدواج جوانان]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات دوران نامزدی]]></category>
		<category><![CDATA[دختر و پسر]]></category>
		<category><![CDATA[دوران نامزدی]]></category>
		<category><![CDATA[دیدارهای دوستانه]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی زناشویی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی مشترک]]></category>
		<category><![CDATA[عروسی]]></category>
		<category><![CDATA[عقد دائم]]></category>
		<category><![CDATA[عقد موقت]]></category>
		<category><![CDATA[عقد و عروسی]]></category>
		<category><![CDATA[نامزد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2643</guid>
		<description><![CDATA[یکی از اموری که در زندگی مشترک نقش حساسی دارد، « دوران نامزدی» است . اگر با این دوران ، با ظرافت و ماهرانه برخورد شود و به وظایف مخصوص آن عمل شود، می تواند در بالندگی و پرباری و استحکام دوران های بعدی ، تأثیرعمیقی داشته باشد.
 
سخن عامیانه ای بین مردم هست که می [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از اموری که در زندگی مشترک نقش حساسی دارد، « دوران نامزدی» است . اگر با این دوران ، با ظرافت و ماهرانه برخورد شود و به وظایف مخصوص آن عمل شود، می تواند در بالندگی و پرباری و استحکام دوران های بعدی ، تأثیرعمیقی داشته باشد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><img class="alignnone size-full wp-image-2644" title="ASMAN.ir | سایت مرجع آسمان" src="http://asman.ir/pictures/000421-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="321" height="431" /></a> </p>
<p>سخن عامیانه ای بین مردم هست که می گوید : «یک روز دوران نامزدی ، بهتر از یک سال دوران بعد از عروسی است !» این سخن ، هر چند مبالغه آمیز است، اما حقیقت مهمی را بیان می کند ؛ واقعاً دوران نامزدی از جهاتی مهم تر و شیرین تر و پُر بارتر و لذت بخش تر و سازنده تر از دوران پس از عروسی است و می توان در این دوران ، شالوده و پایه های زندگی آینده را بنا نهاد .</p>
<p>منظور ما از « دوران نامزدی » ، فاصله ی بین عقد و عروسی است . یعنی عقد صورت گرفته باشد و یا اگر طرفین برای عقد دائم آمادگی ندارند و می خواهند در فرصت و مناسبتی خاص و با برپایی جشن، عقد کنند ، می توانند عقد موقت بخوانند تا زمان عقد دائم فرا رسد . عقد موقت ، قانون و شرایط مخصوصی دارد که باید رعایت شود و یکی از شرایط آن این است که : حتماً باید با اجازه ی پدر دختر باشد ( مانند عقد دائم ).</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>وظایف دختر و پسر در این دوران</strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۱- </strong></span>افزایش شناخت نسبت به یکدیگر، برای تفاهم بیشتر هر چند دختر و پسر، در مرحله ی گزینش ، باید شناخت کافی نسبت به هم پیدا کرده باشند اما علاوه بر آن شناخت ، باید در دوران نامزدی ، آشنایی ملموس تر و محسوس تر و بیشتری از یکدیگر پیدا کنند و با روحیات و اخلاق و دیدگاه های هم بیشتر آشنا شوند. در حقیقت ، این آشنایی و شناخت در دوران نامزدی ، تکمیل کننده ی شناخت مرحله ی گزینشی است، آن گاه در پرتو این آشنایی نزدیک و کامل ، خود را برای تفاهم و سازگاری در زندگی مشترک ، آماده می کنند. آن شناخت ، برای«انتخاب » بود و این شناخت ، برای « تفاهم و سازگاری».</span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۲-</span> </strong>اصلاح و تربیت اگر کسی صفت و خصوصیتی را در نامزدش مشاهده کند که مورد پسندش نباشد و بخواهد آن را برطرف و یا اصلاح کند ، یا صفت و حالتی را در او ایجاد کند، بهترین دوران برای این « اصلاح و تغییر و تربیت »، دوران نامزدی است. چون هنوز روابطشان عادی نشده و نسبت به هم احترام و محبت خاصی قائلند . در نتیجه پذیرششان از همدیگر بیشتر است و زمینه ی تحول و تغییر و اصلاح ، مساعدتر. ( اما نباید از یاد برد که نمی توان فردی را که سال ها به شیوه و عادت خاصی خو گرفته ، اساساً و به طور کلی تغییر داد و متحول کرد؛ بنابراین ، منظور اصلاح و تغییر در اصول بنیادین فرد نیست)</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۳-</span> </strong>افزایش محبت از شرط های اصلی سعادت در زندگی زناشویی ،« محبت » است و زمینه ی آن باید قبل از عقد فراهم شده باشد. اما دوران نامزدی ، بهترین فرصت برای افزایش و تحکیم محبت است. رفتار و گفتار و تمام اعمال نامزدها، در افزایش محبت و یا کاهش آن ، مؤثر است.بنابراین ، دختر و پسر باید کاملاً مواظب اعمال خود باشند و از هر عمل پسندیده ای که باعث افزایش محبت می شود، کوتاهی نکنند و از کارهایی که موجب دلسردی و کاهش محبت می شود، اجتناب کنند.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۴-</strong></span> بها دادن به احساسات و عواطف یکدیگر نامزدها باید مواظب عواطف و احساسات یکدیگرباشند و به آن بها و جواب مناسب دهند. بعضی از نامزدها، به عواطف و احساسات لطیف نامزدشان ، بهای لازم را نمی دهند و به او «بی اعتنایی» می کنند و خیال می کنند این کارشان باعث عزیزتر شدنشان می شود! حال آنکه کاملاً برعکس است و چنین رفتاری باعث جریحه دار شدن عواطف نامزدشان می شود و در نتیجه کینه ی او را به دل می گیرد و ممکن است لطمه های سنگینی به زندگی شان بزند.</p>
<p>خاطرات دوران نامزدی معمولاً  تا آخر عمر در ذهن می ماند و در زندگی آینده تأثیر دارد ( چه خاطرات شیرین و چه تلخ ). بنابراین ، رفتار نامزدها باید کاملاً حساب شده باشد و از اعمالی که به غرور و شخصیت یکدیگر لطمه می زند، اجتناب گردد. بی اعتنایی و سرسنگینی و تکبر در مقابل نامزد، لطمه های سنگینی به عواطف و شخصیت او می زند. متأسفانه فراوان مشاهده می شود که پسران جوان از بی اعتنایی و سرسنگینی نامزدشان گله و درد دل دارند و مثلاً  می گویند :</p>
<p>« هدیه ای برای نامزدم گرفتم و با هزار امید و آرزو به دیدارش رفتم ، اما او بی اعتنایی و بی احترامی کرد و مرا تحویل نگرفت و با دلی شکسته و پر خون از منزلشان بیرون آمدم&#8230;»</p>
<p> دختران متدین و با عفت بدانند که این کارها، لازمه ی تدین و عفت نیست ، بلکه حرام است. معنا ندارد که دختر، در مقابل نامزدش که به او محرم است و در حقیقت شوهر اوست ، خود را مخفی کند و به او بی اعتنایی نماید ! بله، این را قبول داریم که : دختران عفیف و با حیا در اوایل دوران نامزدی ، خجالت می کشند و نمی توانند با نامزدشان رفتاری خیلی صمیمی و محبت آمیز داشته باشند؛ پسران هم باید رعایت حال آنان را بکنند؛ اما این حالت و خجالت باید به زودی برطرف گردد و رابطه شان صمیمی و پر محبت ، و در عین حال همراه با احترام متقابل باشد .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong> ۵-</strong></span> هدیه دادن « هدیه » در جلب دل ها و افزایش محبت ها ، نقش عجیبی دارد. بر نامزدها لازم است که از این نکته ی زیبا و مهم غفلت نکنند.لازم نیست که هدیه ، گران قیمت باشد، بلکه لازم است زیبا و مورد علاقه ی طرف باشد و مهمتر آن که : « با ظرافت داده شود!». هدیه دادن ، ظرافت و سلیقه ی خاصی را می طلبد! این هم فراموش نشود که : هدیه دادن باید از دو طرف باشد، نه این که فقط پسر به دختر هدیه بدهد . البته پسر باید بیشتربدهد!</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۶-</strong></span> نامه نگاری های محبت آمیز نوشتن نامه های پر محبت و با صفا ، تأثیر نکویی در افزایش محبت و استحکام رابطه ی بین نامزدها دارد. حتی اگر دو نامزد به هم نزدیک باشند و همیشه یکدیگر را ببینند، باز هم نوشتن نامه تأثیر خود را دارد. نامزدها می توانند نامه ها را بنویسند و پس از ملاقات و هنگام جدا شدن از هم ، نامه ها را به یکدیگر بدهند. البته هرگاه مسافرتی پیش آمد و از هم دور شدند ، نامه ها باید بیشتر و مفصل تر شود. همسرانی را می شناسم که پس از گذشت سال ها از زمان ازدواجشان ، هنوز نامه های دوران نامزدی را نگه داشته و مطالعه می کنند و برایشان خاطره انگیز و لذت بخش است !</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۷-</strong></span> ملاقات های صمیمانه دو نامزد باید در این دوران شیرین و به یاد ماندنی ، دیدارهای دوستانه داشته باشند. این ملاقات ها ، امید و شور و علاقه را درهر دو تقویت می کند. این کار نه تنها خلاف عفت نیست ، بلکه باعث تقویت عفت در هر دو می شود. در این ملاقات ها ، با یکدیگر صحبت های محبت آمیز داشته باشند و به هم عشق و علاقه و محبت نشان دهند و درباره ی زندگی آینده شان گفت و گو کنند ؛ به هم دل گرمی و امید بدهند و باهم به گردش و تفریح و مسافرت بروند .</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2643/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چطور کودک‌مان را از مکیدن انگشت باز داریم؟</title>
		<link>http://asman.ir/post-2571</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2571#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Aug 2010 21:22:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمای تربیت کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[مهد کودک]]></category>
		<category><![CDATA[مکیدن انگشت]]></category>
		<category><![CDATA[چطور کودک‌مان را از مکیدن انگشت باز داریم؟]]></category>
		<category><![CDATA[کودک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2571</guid>
		<description><![CDATA[زمانی که کودکان هنوز چند ماهه هستند، مکیدن انگشتشان با مزه به نظر می‌رسد اما وقتی که به سن مهد کودک می‌رسند دیگر این کار اصلاً خوشایند نیست و تازه آن زمان است که نگران کودک‌مان می‌شویم. قیافه او در حالی که روی پاهای خودش ایستاده‌است و هنوز انگشتش را می‌مکد، برای‌مان عذاب‌آور است.

نگران نباشید. دانشمندان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>زمانی که کودکان هنوز چند ماهه هستند، مکیدن انگشتشان با مزه به نظر می‌رسد اما وقتی که به سن مهد کودک می‌رسند دیگر این کار اصلاً خوشایند نیست و تازه آن زمان است که نگران کودک‌مان می‌شویم. قیافه او در حالی که روی پاهای خودش ایستاده‌است و هنوز انگشتش را می‌مکد، برای‌مان عذاب‌آور است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000405-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2572" title="000405-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000405-WWW.ASMAN_.IR_-387x475.jpg" alt="" width="387" height="475" /></a></p>
<p>نگران نباشید. دانشمندان تخمین زده‌اند که بیش از ۱۸ درصد کودکانی که بین ۲ تا ۶ سال سن دارند انگشت خود که غالباً انگشت شست آنهاست را می‌مکند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">اما چرا این اتفاق می‌افتد؟</span></p>
<p> ثابت شده که مکیدن انگشت، باعث آرام شدن کودک می‌شود و به‌همین خاطر وی این رفتار را همچنان ادامه می‌دهد.تحقیقات همچنین حاکی از آن است که مکیدن انگشت اکثراً توسط کودکانی انجام می‌گیرد که در دوران نوپایی ساعات زیادی از روز را از مادرشان دور بوده‌اند.</p>
<p>این اتفاق در بین کودکانی که ماه‌های اولیه زندگی خود را در آغوش مادرشان طی کرده و تماس فیزیکی با او داشته‌اند، بسیار بسیار کم دیده می‌شود.اکثر پزشکان توصیه می‌کنند تا زمانی که کودک خودش تصمیم به رها کردن این عمل نگرفته، والدین نباید وی را مجبور به این کار کنند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">به کودک اجازه دهید، خود به اشتباهش پی ببرد</span></p>
<p>ممکن است تذکر دادن به کودک در مورد مکیدن انگشتش کارساز باشد اما بهترین راه سپردن این مشکل به خود اوست. اگر دوستانش در مهد کودک یا مدرسه یک بار او را در این حالت ببینند و مورد تمسخر او را قرار دهند کودک نا خوداگاه نسبت به این عمل اکراه پیدا می‌کند.اینکه کودک خودش به این نتیجه برسد، بسیار بهتر از آن است که شما وی را مجبور به این کار کنید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">برایش جایزه تعیین کنید</span></p>
<p>می‌توانید با او وارد بازی شوید. یک تقویم یک ماهه روی یخچال خود بگذارید و روزهایی که او را در حین این عمل ندیده‌اید را علامت‌گذاری کنید. در پایان ماه به‌خاطر پیشرفتش به او جایزه دهید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">روش معکوس/درمان با سختگیری</span></p>
<p>به کودک‌تان که در حال مکیدن انگشتانش است، بگویید که باید همه انگشتانش را بمکد و او را مجبور به این کار کنید و مطمئن باشید که او خیلی زود از این کار خسته می‌شود.</p>
<p>از او بپرسید که چرا این کار را می‌کند و مجبورش کنید تا پاسخ دهد. تنها مشکل این کار این است که وی یک پیشنهاد نادرست را از زبان والدینش خواهد شنید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">به کودک‌تان بگویید که می‌تواند در خلوت به این کار ادامه دهد</span></p>
<p>اگر کودک‌تان دیگر جلوی شما انگشتش را نمی‌مکد، آن را یک پیشرفت بدانید. او زمانی را که باید در تنهایی برای این کار اختصاص دهد را کوتاه می‌کند و این مدت کوتاه برای او کمتر ضرر دارد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">با او منفی برخورد نکنید</span></p>
<p>اگر در انجام این کار از خودش پیشرفت کمی نشان داد، او را سرزنش نکنید. احساس ناتوانی در وی خود باعث ادامه دادن این کار می شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">مایع یادآوری به انگشتش بزنید</span></p>
<p>گرچه اکثر پزشکان این کار را بی‌رحمانه توصیف می‌کنند، اما زدن محلول‌های بد مزه به انگشت می‌تواند به کودک یادآوری کند که نباید انگشتش را در دهان فرو ببرد. به یاد داشته باشید که این کار را برای تنبیه انجام ندهید و به او بگویید که این کار تنها برای فراموش کردن این عادت است.به دست کردن دستکش روی انگشت هم می‌تواند به او این موضوع را گوشزد کند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">با مراحل آسان شروع کنید</span></p>
<p>در ابتدا از او بخواهید که در جمع دست از این کار بردارد و سپس برای مراحل سخت‌تر همچون زمان خواب پاداش بهتری در نظر بگیرید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">سرش داد نزنید</span></p>
<p>زمانی که متوجه شدید که او هنوز این کار را انجام می‌دهد، سرش داد نکشید. زیرا این کار او را بیشتر ناراحت می‌کند و این عمل در او تقویت می‌شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">صبر کنید</span></p>
<p>می‌دانید سر کودکانی که تا حتی ۶ سالگی انگشت خود را می‌مکیده‌اند چه آمده‌است؟ آنها دیگر این کار را نمی‌کنند. به گفته والدین آنها، بچه‌ها هر سال که می‌گذشته، به این کار رغبت کمتری نشان داده‌اند و کم‌کم آن را رها کرده‌اند و یا تنها در زمان‌های خاصی همچون تماشای تلویزیون، آن را ادامه داده‌اند.</p>
<p>هر چه سن بچه‌ها بالاتر می‌رود و در جمع دوستان خود قرار می‌گیرند، از ترس مسخره شدن توسط دوستان‌شان این کار را کمتر انجام می‌دهند تا کم‌کم از سر آنها می‌افتد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">مکیدن انگشت چقدر جدی است؟</span></p>
<p>مکیدن انگشت در کودکانی که سن بیشتری دارند، می‌تواند نشان استرس باشد. کودک ممکن است دچار ترس و یا ناراحتی بوده و این عمل را برای آرام کردن خود انجام دهد.</p>
<p>اگر احساس می‌کنید توقف کودک‌تان در این حالت، اوضاع روحی او را بدتر می‌کند، بگردید و ببینید مشکل اصلی کودک‌تان که ترس یا ناراحتی‌است، از کجا نشأت می‌گیرد.</p>
<p>اینکه پدر و مادرها با گذشتن سن کودک‌شان از مرز پنج سالگی، نگران این حرکت او می‌شوند، کاملاً طبیعی‌است. اجازه دهید تا کودک‌تان بفهمد که شما از این کار او ناراضی هستید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">حال اگر تا بعد از پنج سالگی این کار را رها نکرد چه ؟</span></p>
<p>تحقیقات نشان داده‌است که مکیدن انگشت باعث کج در آمدن دندان‌ها و حتی تأخیر در این مسئله می‌شود.</p>
<p>این عمل همچنین ممکن است که باعث گشاد شدن دهان کودک شود و این احتمالات بستگی به ندارد که او چطور و از کدام جهت انگشتش را می‌مکد.</p>
<p>وقتی کودک به سن مدرسه رفتن رسید، این کار او در ملأ عام باعث مسخره‌شدنش می‌شود. بچه‌ها معمولاً تصور می‌کنند کودکانی که انگشت خود را می‌مکند، باهوش، خوشحال و زیبا نیستند و همین موضوع باعث می‌شود کودک‌تان این کار را جلوی دیگران انجام ندهد.</p>
<p>یکی دیگر از خطرات مکیدن انگشت احتمال چرکی شدن آن است. حتی ممکن است کودک‌تان پس از لمس کردن ماده‌ای سمی با فرو بردن انگشتش در دهان، آنررا خورده و مسموم شود.</p>
<p>برخی وسایل دندان پزشکی هم هستند که شما می‌توانید آنها را به کودکتان پیشنهاد کنید. اگر او آنها را بپذیرد، خیلی زود این عادت را فراموش می‌کند.</p>
<p>به یاد داشته باشید که تنها اگر منشأ این رفتار کودک‌تان را کشف کنید، می‌توانید این عادت را از سر او بیندازید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2571/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>توبه جوان هرزه&#8230;</title>
		<link>http://asman.ir/post-2768</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2768#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Aug 2010 20:37:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان های کوتاه]]></category>
		<category><![CDATA[توبه جوان هرزه]]></category>
		<category><![CDATA[خداوند]]></category>
		<category><![CDATA[دختران معصوم]]></category>
		<category><![CDATA[رابعه عدویه]]></category>
		<category><![CDATA[سجاده]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>
		<category><![CDATA[گناه ومعصیت]]></category>
		<category><![CDATA[گناهکاری]]></category>
		<category><![CDATA[یا رب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2768</guid>
		<description><![CDATA[در کتاب کیفر کردار جلد دوم خوندم : رابعه عدویه می گوید : دوستی داشتم که جوان بسیار زیبا و قشنگ و دلفریبی بود . بر اثر جوانی و زیبایی جوانان و دوستان بزه کارش او را بطرف گناه کشاندند و او کم کم هرزه و بی بند و بار و شیاد شد .

بیشتر کارش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://asman.ir/pictures/000458-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"></a>در کتاب کیفر کردار جلد دوم خوندم : رابعه عدویه می گوید : دوستی داشتم که جوان بسیار زیبا و قشنگ و دلفریبی بود . بر اثر جوانی و زیبایی جوانان و دوستان بزه کارش او را بطرف گناه کشاندند و او کم کم هرزه و بی بند و بار و شیاد شد .</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000458-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img title="000458-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000458-WWW.ASMAN_.IR_-475x356.jpg" alt="" width="475" height="356" /></a></p>
<p><span style="color: #0000ff;">بیشتر کارش به دنبال خانم رفتن و تور کردن دختران معصوم بود و عجیب فرد هرزه و گناهکاری شده بود که همه از دستش ناراحت بودند. </span></p>
<p>یک روز که برای دیدن او به خانه اش رفتم ناگهان او را دیدم که در سجاده عبادتش ایستاده نماز می خواند وغرق در زهد و تقوی و ورع و عبادت و نماز و طاعت است عجب نمازبا حال و با خضوع و خشوع و گریان و نالانی بود .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">از حالش متعجب و حیران شدم ! با خود گفتم : آن حال گناه ومعصیت چه بود ؟! و این حال عبادت و طاعت و گریه چیست؟!</span></p>
<p>چطور شده که عتبت بن علام عوض شده ؟! صبرکردم تا نمازش را تمام کرد بعد گفتم : ابن علام خودتی ؟! تو آن کسی نبودی که همه اش در هوی و هوس و زن بازی و عیش و نوش وغرق در عاصی و گناه وخلاف و عشق و شراب بودی چطور شده به طرف خدا آمدی ؟ با خدا آشتی کردی ؟ و چگونه از گناهانت بر گشتی ؟!</p>
<p><span style="color: #0000ff;">عتبه گفت: اگر یادت باشد من در اوایل جوانیم خیلی معصیت کار بودم و به خانم ها خیلی علاقه داشتم و در این کار حریص بودم همانطور که می دانی بیش از هزاران در بصره گرفتار چنگال عشق من بودند و من هم در این کار اسراف زیادی داشتم .</span></p>
<p>یک روز که از خانه بیرون آمدم ناگهان چشمم به خانمی افتاد که جز چشمهایش چیزی پیدا نبود و حجاب کاملی داشت . شیطان مرا وسوسه کرد و گویا از قلبم آتشی برافروخته شد دنبالش رفتم که با او حرف بزنم به من راه نمی داد و هر چه با او صحبت می کردم اعتنایی به من نمی کرد . نزدیکش رفتم و گفتم : وای بر تو مرا نمی شناسی ؟!<br />
من عتبه هستم که اکثر زنهای بصره عاشق و دلباخته من هستند… با تو حرف می زنم ، به من بی اعتنایی می کنی ؟</p>
<p><span style="color: #0000ff;">گفت از من چه می خواهی ؟ گفتم مرا مهمانی کن . گفت : ای مرد من که در حجاب و پرده کاملم تو چطور مرا دوست داری و نسبت به من اظهارعلاقه می کنی ؟ گفتم : من همان دو چشمهای قشنگ و زیبای تو را دوست دارم که مرا فریب داده .</span></p>
<p>گفت : راست گفتی ، من از آنها غافل بودم اگر از من دست بر نمی داری بیا تا حاجت تو را برآورده کنم . سپس به راه افتاد تا به منزلش رسید من هم دنبال او رفتم . داخل خانه شد ، من هم داخل شدم وقتی که داخل منزلش شدم دیدم چیزی در منزلش نیست . گفتم : مگر در خانه اسباب و اثاثیه نداری ؟</p>
<p><span style="color: #0000ff;">گفت : اسباب و اثاثیه این خانه را انتقال داده ایم . گفتم کجا ؟ گفت مگر قرآن نخوانده ای که خداوند می فرماید : این سرای دائمی و با عظمت را فقط به افرادی اختصاص می دهیم که در نظر ندارند در زمین برتری جوئی و فساد نمایند وعاقبت نیک برای افراد نیک و پرهیزگار خواهد بود .</span></p>
<p>بله ما هرچه داشتیم برای آخرت جاوید فرستادیم دنیا باقی ماندنی نیست . اکنون ای مرد بیا و از این کار درگذر و حذر کن از اینکه بهشت همیشگی را به دنیای فانی بفروشی و حوران را به زنان .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">گفتم : از این پرهیزگاری درگذرو حاجت مرا روا کن .</span></p>
<p>خیلی مرا نصیحت کرد دید فایده ای ندارد گفت : حال که از این کار نمی گذری آیا ناگزیرو ناچارم نیاز تو را برآورم ؟!</p>
<p><span style="color: #0000ff;">گفتم : آری .</span></p>
<p>دیدم رفت در اتاق و مرا به آن حال گذاشت . مشاهده کردم پیرزنی در آن اتاق نشسته است . آن دختر صدا زد برایم آب بیاورید تا وضو بسازم . آب آوردند و او وضو گرفت و تا نصف شب نماز خواند . من همینطور در فکر بودم که اینجا کجاست و اینها که هستند و چرا تا حال طول کشید که ناگهان فریاد آن دختر را شنیدم که گفت یک مقدار پنبه و طبقی برایم بیاورید سپس آن پیرزن برایش برد .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">بعد از چند دقیقه ناگهان دیدم پیرزن فریادی زد و گفت : ” انا لله و انا الیه راجعون و لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم ”</span></p>
<p>من وحشت زده پریدم و دیدم آن دختر جفت چشمهایش را با کارد درآورده و روی پنبه و داخل طبق گذاشت . وقتی آن پیرزن آن طبق را به سوی من آورد دیدم چشمها با پیه آن هنوز در حرکت بود .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">پیرزن که ناراحت شده و رنگ از صورتش پریده بود ، گفت : آنچه را که عاشق بودی و دوست داشتی بگیر . خدا آنها را برایت مبارک نکند . تو ما را حیران کردی ، خدا تو را حیران کند . طبق را جلوی من گذاشت . من که وحشت کرده بودم نمی توانستم حرف بزنم آب دهانم خشک شده بود این چه کاری بود که آن دختر انجام داد .</span></p>
<p>پیرزن با حالت گریه گفت : ما ده نفر زن بودیم که در خانه اعتکاف کرده بودیم و بیرون نمی رفتیم و خرید این خانه را این دختر می کرد و برای ما چیزی می آورد ولی تو ما را سرگردان و افسرده کردی خوب شد؟! این چشمهائی که تو به آنها علاقه مند شده بودی ، بگیر.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">همین که سخن پیرزن را شنیدم از فرط ناراحتی بیهوش شدم . وقتی که به هوش آمدم آن شب را به فکر فرو رفتم بر گذشته هایم تاسف خوردم .</span></p>
<p>گفتم : وای به حال من یک عمر دارم ، گناه می کنم هیچ ناراحت نبودم ولی این دختر با این کار خود مرا ادب کرد به منزل رفتم و تا چهل روز در خانه مریض شدم . رفتار و کردار و کار آن دختر عجیب در من اثر کرده بود و این سبب شد که من از کار خودم پشیمان و نادم گردم و توبه نمایم .</p>
<p><span style="color: #0000ff;">یا رب به در تو روســیاه آمده ام<br />
بر درگه تو به اشک و آه آمده ام</span></p>
<p>اذنم بده راهم بده ای خـالق من<br />
افکنده سر و غرق گناه آمده ام</p>
<p><span style="color: #0000ff;">عمرم به گناه ومعصیت شد سپری <br />
با بار گنه حضور شاه آمده ام</span></p>
<p>گم کرده ره و منزل پرخوف وخطر <br />
طی کرده بسوی شاهراه آمده ام</p>
<p><span style="color: #0000ff;">یارب تو کریمی و رحیمی و عطوف<br />
بــا عــذر و اشــتـبـاه آمــده ام</span></p>
<p>غــفــار توئی صــمـد توئی بـنـده منم<br />
محتاجم و با حال تباه آمــده ام</p>
<p><span style="color: #0000ff;">با بـیـم و امـیـد و حـالـت اســتــغــفـار<br />
با چشم تر و نامه سیاه آمده ام</span></p>
<p>یـا رب تــو بــده بـــرات آزادی مـن<br />
درمـانده مـنم بهر پـنـاه آمـــده ام</p>
<p><span style="color: #0000ff;">من معترفم به جرم و عصیان و گـناه<br />
در بـارگـهت چو پرِّ کاه آمده ام</span></p>
<p>دریای کــرم توئی و مـن ذره خــاک<br />
با لطف تواینگونه به راه آمده ام</p>
<p><span style="color: #0000ff;">دسـت مـن افـتـاده نـالان تـو بـگـیـر<br />
چون یوسفم و ز قعر چاه آمده ام</span></p>
<p>یا رب به مـحـمـد و عـلـی و زهـرا <br />
پهـلوی شکـسته را گواه آمـده ام</p>
<p><span style="color: #0000ff;">حقّ حـسـن و حسـیـن و اولاد حسین <br />
نـومـید مکن که روسیاه آمده ام</span></p>
<p>بـر نــامــه اعـمـال مـحـبـت نـظـری<br />
بر عمر گذشته عذرخواه آمده ام</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2768/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اصول کلی ست کردن لباس</title>
		<link>http://asman.ir/post-2764</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2764#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 06 Aug 2010 21:11:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[تناسب اندام]]></category>
		<category><![CDATA[اصول کلی ست کردن لباس]]></category>
		<category><![CDATA[خوش لباسی]]></category>
		<category><![CDATA[زنان قد بلند]]></category>
		<category><![CDATA[زنان قد كوتاه و ریز نقش]]></category>
		<category><![CDATA[زنان چاق]]></category>
		<category><![CDATA[ست کردن لباس]]></category>
		<category><![CDATA[كراوات]]></category>
		<category><![CDATA[كفش بوت]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای یكدست یكرنگ]]></category>
		<category><![CDATA[مردان شكم بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مردان قد بلند]]></category>
		<category><![CDATA[مردان قد كوتاه]]></category>
		<category><![CDATA[مردان لاغر]]></category>
		<category><![CDATA[مردان چاق]]></category>
		<category><![CDATA[چگونه ست كنیم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2764</guid>
		<description><![CDATA[خوش لباسی هنری است که با توجه به نکاتی ظریف و کمی دقت در انتخاب لباسهایمان به آن می‌رسیم.امروز قصد داریم شما را با آن آشنا کنیم.

 
۱- همواره لباسی را بپوشید که کاملا اندازه شما باشد.                                                                
۲- پوشیدن لباسهای بزرگ تنها اندام شما را اغـراق آمـیـز تـر جـلوه داده و آنـها را پنهان نمیکند.
۳- بیشتر سعی کنید [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;">خوش لباسی هنری است که با توجه به نکاتی ظریف و کمی دقت در انتخاب لباسهایمان به آن می‌رسیم.امروز قصد داریم شما را با آن آشنا کنیم.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000457-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2765" title="000457-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000457-WWW.ASMAN_.IR_-313x475.jpg" alt="" width="313" height="475" /></a></p>
<p style="text-align: center;"> </p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱-</strong></span> همواره لباسی را بپوشید که کاملا اندازه شما باشد.                                                                </p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۲-</strong></span> پوشیدن لباسهای بزرگ تنها اندام شما را اغـراق آمـیـز تـر جـلوه داده و آنـها را پنهان نمیکند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۳-</strong></span> بیشتر سعی کنید تنها در زمانی که کمر باریکی دارید از کمر بند استفاده کنید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۴-</span> </strong>پارچـه هـای سـنگین مانـند پـشمـی، بافـتنی و چرمی شما را سنگین وزن تر جلوه میدهند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۵-</span> </strong>پارچه های سبک وزن مانند کتان، نخی شما را لاغر تر جلوه میدهند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۶-</span> </strong>رنگهای تیره شما را لاغر تر و کوچک تر میکنند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۷-</strong></span> رنگهای روشن شما را بزرگتر و حجیم تر میکنند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۸-</strong></span> لباسهای بالا تنه و پایین تنه یکرنگ شما را لاغر تر جلوه میدهند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۹-</strong></span> لباسهای بالا تنه و پایین تنه با رنگهای متفاوت شما را بلندقدتر میکند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱۰-</strong></span> لباسهای یقه بلند گردن را کوتاه تر میکند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۱۱-</span> </strong>گردن بند کوتاه نیز گردن را کوتاه تر میکند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۱۲-</span> </strong>روسـری کـه به سـمت پـایین آویزان شـده باشد، قـد شما را بلند تر جلوه میدهد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱۳-</strong></span> خالکوبی پـیـرامـون گـردن و روی شــانـه هـا سبـب چهار شانه تر شدن شما میگردد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۱۴-</span> </strong>لـبـاس بـا خطوط افقی شما را چاق تـر و بـا خـطـوط عمودی شما را لاغر تر جلوه میدهـد</p>
<p><span style="color: #0000ff;"> <span style="color: #0000ff;">بـرای لاغر تر و بلند قد تر بنظر رسیدن نکات زیر را رعایت کنید:</span></span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱-</strong></span> لباسهای کاملا اندازه بپوشید لباسهای خیلی کوچـک و خیلی بزرگ تنها شما را چاق ترنشان میدهند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۲-</span> </strong>لباسهای یکدشت یکرنگ بپوشید. تـرجیـحا یـکرنـگ از سر تا نوک پا.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۳-</span></strong> از پـوشیـده لبـاسـهای با طرح برجسته و پارچـه هـای زمخت خود داری کنید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۴-</span> </strong>لباسهای تیره رنگ با پارچه های نازک و نرم بپوشید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۵-</span> </strong>شلوار را در ناحیه کمر بالا بیاورید نه پایین تر.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۶-</strong></span> کراوات با پهنای متوسط پوشیده و حتما طول آن تا کمر برسد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۷-</strong></span> از پوشیدن لباسهای با نقش و نگار شلوغ خودداری ورزید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۸-</strong></span> لباس با طرح راه راه عمودی بپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۹-</strong></span> از داشتن ملزومات بیش از حد خود داری کنید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۱۰-</span> </strong>کفش پاشنه بلند به پا کنید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">برای کوتاه تر و چاق تر بنظر رسیدن نکات زیر را رعایت کنید:</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱-</strong></span> لباسهای با رنگ متفاوت بپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۲-</strong></span> رنگهای روشن و پر رنگ بپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۳-</strong></span> کراوات پهن تر بپوشید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۴-</span> </strong>لباسهای چند لایه به تن کنید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۵-</strong></span> کفش بدون پاشنه و ظریف بپوشید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۶-</span></strong> شلوار تمام قد بپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۷-</strong></span> از پوشیدن لباسهای سرتاسر یکرنگ بپرهیزید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۸-</span> </strong>لباس با طرح راه راه عمودی و کراوات باریک نپوشید.  </p>
<p><span style="color: #0000ff;">چگونه ست کنیم</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱-</strong></span> رنگ جوراب باید همرنگ و یا تیره تر از شلوار باشد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۲-</span> </strong>رنگ کمربند با رنگ کفش باید یکسان باشد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۳-</strong></span> کـت و شلـوار خــاکستـری و سرمه ای با کفش مشکی، و کـت و شـلـوار قـهـوه ای و زیتونی با کفش قهوه ای ست است. </p>
<p><span style="color: #0000ff;">زنان قد بلند</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱-</strong></span> از کمر بند پهن استفاده کنید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۲-</strong></span> از دامن خیلی کوتاه و خیلی بلند پرهیز کنید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۳-</strong></span> بهتر اسـت پـیـراهن خـود را داخـل شـلـوار و دامـن تــو بگزارید تا خط عمودی کمرتان نمایانتر گردد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۴-</strong></span> لباس نقش دار و طرح خطوط افقی بپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۵-</strong></span> دامن بلند و یا دمپا گشاد بپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۶-</strong></span> لباسهای سر تا پا یکرنگ نپوشید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۷-</span> </strong>از گردنبند و گوشواره کوچک استفاده نکنید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۸-</strong></span> کیف دستی کوچک حمل نکنید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۹-</span> </strong>شلوار راسته بپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱۰-</strong></span> تاپ نپوشید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۱۱-</span> </strong>کـفش پاشنه بلند نپوشید و از کفـش انـدکـی لـژ دار استفاده کنید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"> زنان قد کوتاه و ریز نقش</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱-</strong></span> لباس با طرح راه راه افقی نپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۲-</strong></span> از لباس هـای رنگارنـگ، ملزومات بــزرگ و شلوار دمـپا گشاد و یا پاچه های تا شده استفاده کنید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۳-</strong></span> دامن کوتاه با نقش و نگار بزرگ نپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۴-</strong></span> لبـاس هـای یـکرنـگ و شـلوار راســته و لباس تــنـگ و ملزومات کوچک استفاده کنید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۵-</strong></span> خطوط عمودی و لباسهای یقه هفت بدن را کشیده تر میکنند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۶- </strong></span>کفش کمی نوک تیز بپوشید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۷-</span> </strong>کفش پاشنه بلند بپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۸-</strong></span> از کمر بند باریک استفاده کنید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">زنان چاق</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱-</strong></span> لباسهای یکدست یکرنگ بپوشید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۲-</span> </strong>از کت و ژاکت بلند با دکمه های باز استفاده کنید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۳-</span> </strong>از روسری شالی استفاده کنید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۴-</span> </strong>گردنبند دراز شما را لاغر تر میکند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۵-</strong></span> کفش پاشنه بلند بپوشید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۶-</span> </strong>لـبـاس یقه هفت و قلبی شکل، گـردن را کشـیـده تـر میکند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۷-</strong></span> ژاکت بلند بدون اپل بپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۸-</strong></span> لباسهای تیره رنگ بپوشید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">مردان قد بلند</span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۱-</span> </strong>لباسهای یکدست یکرنگ نپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۲-</strong></span> لباسها و شلوارهای زیپدار نپوشید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۳-</span> </strong>کـت و شـلوار بـا خـطـوط راه راه بـا خـطـوط عـمــودی و کراوات باریک و ژاکت که طولش تا روی کمر است نپوشید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"> مردان قد کوتاه</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱-</strong></span> کفش بوت و ساق بلند نپوشید آنها شما را قد بلندتر نمی‌کنند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۲-</strong></span> شلوار پاچه کوتاه و یا پاچه تا شده نپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۳-</strong></span> لباس آستین دار به تن کنید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۴-</strong></span> از نقش و نگار عمودی راه راه عمودی و شلوار راسته و کراوات باریک استفاده کنید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"> مردان لاغر</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱-</strong></span> کراوات باریک و پیراهن و یا تیشرت یقه هفت نپوشید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۲-</span> </strong>لباسهای براق و با خطوط عمودی و چسبان نپوشید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۳-</span> </strong>کت و شلوار اپل دار بپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۴-</strong></span> شلوار بگی بپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۵-</strong></span> پلوور حجیم و یقه اسکی بپوشید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"> مردان چاق</span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۱-</span> </strong>ژاکت اپل دار نپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۲-</strong></span> کراوات زرق و برق دار نزنید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۳-</span> </strong>دکمه پیراهن را تا انتها و بالا نبندید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۴-</strong></span> ساعت باریک به دست نکنید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۵-</strong></span> پلوور حجیم و یقه اسکی نپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۶-</strong></span> بلوز و پیراهن یقه هفت نپوشید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۷-</span> </strong>شلوار تنگ نپوشید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۸-</span> </strong>لباس با خطوط عمودی و کراوات یکرنگ استفاده کنید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۹-</strong></span> از لباسهای تیره رنگ استفاده کنید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"> مردان شکم بزرگ</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱-</strong></span> جلیقه و یا هر چیزی که روی شکم بیافتد و به آن فشار بیاورد را نپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۲-</strong></span> شلوار را روی شکم خود نیاورید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۳-</strong></span> لباسهای براق و یا روشن نپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۴-</strong></span> لباسهای گشاد و تیره رنگ بپوشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۵-</strong></span> کراوات پهن بزنید که تا خط کمر بلند باشد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۶-</span> </strong>ژاکت و شلوار یکرنگ بپوشید</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2764/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بخشش خدای بزرگ</title>
		<link>http://asman.ir/post-2761</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2761#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 05 Aug 2010 20:41:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[درد و دل با خدا]]></category>
		<category><![CDATA[بخشش خدای بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[درگاه الهی]]></category>
		<category><![CDATA[عبادت]]></category>
		<category><![CDATA[عبادت در مسجد]]></category>
		<category><![CDATA[عبادت و دعا]]></category>
		<category><![CDATA[قرآن]]></category>
		<category><![CDATA[کمک در راه خدا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2761</guid>
		<description><![CDATA[چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی ۶۰ دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
چقدر خنده داره که ۱۰۰  هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000456-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2762" title="000456-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000456-WWW.ASMAN_.IR_-367x475.jpg" alt="" width="367" height="475" /></a></p>
<p>چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی ۶۰ دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!</p>
<p><span style="color: #0000ff;">چقدر خنده داره که ۱۰۰  هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!</span></p>
<p>چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!</p>
<p><span style="color: #0000ff;">چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!</span></p>
<p>چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می  کنیم و آزرده خاطر می شیم!</p>
<p><span style="color: #0000ff;">چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن سخته اما خوندن ۱۰۰ صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!</span></p>
<p>چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین صفهای نماز جماعت تمایل داریم!</p>
<p><span style="color: #0000ff;">چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!</span></p>
<p>چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان خداوند در قرآن رو به سختی باور می کنیم!</p>
<p><span style="color: #0000ff;">چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری  در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!</span></p>
<p>چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی  رو  می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!</p>
<p>خنده داره . اینطور نیست؟!</p>
<p>دارید می خندید؟</p>
<p>دارید فکر می کنید؟</p>
<p>این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای اعلی و دوست داشتنی است.</p>
<p>آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چی اعتقاد ندارند؟!!!</p>
<p>خنده داره؟ &#8230;&#8230; نه   تاسف آوره.</p>
<p style="text-align: left;"><span style="color: #ff6600;"> نویسنده: احسان هادوی</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2761/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تاخیر سنی ازدواج در میان جوانان</title>
		<link>http://asman.ir/post-2639</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2639#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 05 Aug 2010 08:30:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمای ازدواج جوانان]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افزایش طلاق]]></category>
		<category><![CDATA[تأخیر سنی ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[تاخیر سنی ازدواج در میان جوانان]]></category>
		<category><![CDATA[تحولات خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[رفتن به مراسم خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[زمینه های ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[فكری و اقتصادی]]></category>
		<category><![CDATA[مراسم ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[نقش والدین]]></category>
		<category><![CDATA[نگهداری از فرزندان]]></category>
		<category><![CDATA[نیازهای انسانی]]></category>
		<category><![CDATA[همسر گزینی]]></category>
		<category><![CDATA[همسریابی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2639</guid>
		<description><![CDATA[از موضوعات مهمی که می توان در حوزه جامعه شناسی خانواده آن را به عنوان مسئله ای اجتماعی تلقی نمود پدیده تأخیر سنی ازدواج در بین جوانان است . این موضوع صرف نظر از این که یک معضل اجتماعی است می تواند به عنوان آسیب اجتماعی طرح گردد.
 
واقعیت این است که خانواده در مفهوم کلی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>از موضوعات مهمی که می توان در حوزه جامعه شناسی خانواده آن را به عنوان مسئله ای اجتماعی تلقی نمود پدیده تأخیر سنی ازدواج در بین جوانان است . این موضوع صرف نظر از این که یک معضل اجتماعی است می تواند به عنوان آسیب اجتماعی طرح گردد.</p>
<p style="text-align: center;"> <a href="http://asman.ir/" target="_blank"><img class="alignnone size-full wp-image-2640" title="ASMAN.ir | سایت مرجع آسمان" src="http://asman.ir/pictures/000420-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="475" height="275" /></a></p>
<p><span style="color: #0000ff;">واقعیت این است که خانواده در مفهوم کلی خود پدیده ای تاریخی و جهانی است و در همه جا وجود دارد چرا که به نیازهای افراد پاسخ می دهد و کمتر جامعه ای را می توان سراغ داشت که دارای نهاد خانواده نبوده باشد، گرچه باید اذعان نمود این نهاد در مسیر شکل گیری خود تحولات متفاوتی را پشت سر گذاشته است. بنابراین می توان بیان نمود که خانواده به عنوان نهادی اجتماعی دارای مجموعه ای از الگوهای رفتاری است که به منظور برآورده ساختن نیازهای انسانی به وجود می آید.</span></p>
<p>این نهاد به منظور برطرف نمودن بعضی از نیازهای انسانی دارای یک سری کارکردها است که از جمله آنها موضوع ازدواج و فراهم نمودن زمینه های وابسته بدان در بین اعضای خانواده است. تحول در ساخت خانواده های «گسترده» به «هسته ای» نکته ای است که تأثیر آن در زمینه الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج قابل مشاهده است. به گونه ای که از الزام و اجبار هنجاری که از سطح جامعه در قالب نیروهای بیرونی و چهره به چهره موجب می گردید که فرد تحت فشار هنجاری در سنین مقرر یا حتی زودتر تن به ازدواج دهد کاسته و تبدیل به اختیار و گزینش فردی شده است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">به عبارتی بازخواست های بزرگانه تبدیل به درخواست های جداگانه در زمینه ازدواج گردیده است. در واقع میل به ازدواج از اصلی ترین و مهمترین نیازهای نوع انسانی در جامعه بشری است و چه بسا دختران و پسران که امید و آرزوی خود را در زندگی فردا می جستند حالا آن را پیش روی دارند و درصدد بهره برداری صحیح و دلپسند از زندگی می باشند. با این تفاوت که خانواده های امروزی در مسیر تحولاتشان با دو تحول عمده ساختاری و کارکردی در این زمینه درگیر شده اند.تحول ساختاری بر این مبنا که حوزه ساختاربندی قدرت در خانواده را تعیین می کند وحوزه کارکردی به وظایفی که خانواده در طول حیات خود بر عهده داشته است اشاره می کند.</span></p>
<p>در راستای این تحولات است که جامعه شناسان مسیر تحولات خانواده را از خانواده های «گسترده» به «هسته ای» شناسایی کرده اند. به گونه ای که خانواده ی گسترده متشکل از اشخاصی است که به علت بستگی های نسبی و خونی با یکدیگر مرتبط هستند و فرزندان همراه خانواده هایشان با پرداختن به حرفه و کار پدر در کنار هم به طور دسته جمعی زندگی می کنند؛ در حالی که خانواده هسته ای ( که فقط از شوهر، زن و فرزندان تشکیل شده ) دیگر توان نگهداری از فرزندان ازدواج کرده را ندارد و از طرفی فرزندان نیز تمایلی به سکونت در خانواده های پدری ندارند و زندگی مستقل و دور از خانواده را ترجیح می دهند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">با این نگاه به خانواده و آسیب شناسی تحولات آن می توان مسئله تأخیر سنی ازدواج را در میان جوانان به شیوه نوینی تبیین نمود. چرا که آنچه در جامعه امروزی ما مشهود است صحبت از تحول خانواده به سوی خانواده های هسته ای و در برخی مناطق در مرحله ی گذار از این وضعیت می باشد. با این توضیح مسئله تأخیر سنی ازدواج و سایر مسائل از قبیل افزایش طلاق و &#8230; را می توان در نوع ساختار و کارکرد نهاد خانواده آن هم در بعد هسته ای تشریح نمود.</span></p>
<p>چرا که نگاهی به گذشته خانواده های گسترده در ایران بیانگر آن است که زودرسی سن ازدواج و منع اجتماعی طلاق و تکیه بر ازدواج های درون همسری از مسائل خانواده در آن زمان بوده است ولی امروزه در خانواده های هسته ای با تأخیر سنی ازدواج، تکرار و افزایش طلاق و تکیه بر ازدواج های برون همسری مواجه هستیم. در واقع حرکت از این مرحله ما را به سوی تطور در همسر گزینی در خانواده ها رهنمون می سازد و بر این اساس می توان محورهای عمده ای را که اقدام به ازدواج را در جامعه ممکن و مسئله ساز می نماید تشریح نمود. این محورها عبارت اند از:</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۱ -</strong></span> الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج تحول در ساخت خانواده های «گسترده» به «هسته ای» نکته ای است که تأثیر آن در زمینه الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج قابل مشاهده است. به گونه ای که از الزام و اجبار هنجاری که از سطح جامعه در قالب نیروهای بیرونی و چهره به چهره موجب می گردید که فرد تحت فشار هنجاری در سنین مقرر یا حتی زودتر تن به ازدواج دهد کاسته و تبدیل به اختیار و گزینش فردی شده است. مفهوم واقعی ازدواج ،پذیرش یک پایگاه جدید است.</span></p>
<p>پایگاهی با مجموعه جدیدی از امتیازات و الزامات و نیز پذیرفته شدن از سوی افراد جامعه. این پذیرش از طریق نوعی تأیید اجتماعی به نام شعائر و مراسم ازدواج انجام می گیرد. مراسم ازدواج و سنت های مرتبط با آن در حقیقت ابزاری اند که این نقش را علنی می سازند و درباره آن تبلیغ می کنند. هم از این حیث که دو فرد در حال سرگیری ازدواج با یکدیگر هستند تا آنها را به جامعه معرفی کند و از حیث دیگر عده ای را به تدریج جامعه پذیر نماید تا آماده پذیرش این نقش در جامعه شوند. به عبارتی بازخواست های بزرگانه تبدیل به درخواست های جداگانه در زمینه ازدواج گردیده است. این وضعیت موجب می گردد که براساس آن زوجین در آنچه به عنوان بزرگترین اقدام در تعیین سرنوشت شان تلقی می شود حق تصمیم گیری و انتخاب به خودشان واگذار می شود و(نقش والدین را) تا حد تأیید نهایی تقلیل می دهند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">در حالی که در گذشته عمدتاً خانواده ها مبادرت بدین کار می کردند. در واقع در حال حاضر روی آوردن جوانان به ازدواج با فشار اجتماعی کمتر از سوی خانواده ها و نیز اختیار بیشتر خود آنها همراه است. این کاسته شدن در الزام موجب به تأخیر افتادن سن ازدواج می شود. از طرفی دور ماندن جوانان از خانواده ، زندگی در شهر و یا کشورهای خارجی و تحصیلات، به این تأخیر دامن می زند و بر تعداد افراد مجرد در جامعه افزوده می گردد.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۲ -</strong></span> تأیید یا عدم تأیید اجتماعی در ازدواج نکته دیگر این که مفهوم واقعی ازدواج ،پذیرش یک پایگاه جدید است. پایگاهی با مجموعه جدیدی از امتیازات و الزامات و نیز پذیرفته شدن از سوی افراد جامعه. این پذیرش از طریق نوعی تأیید اجتماعی به نام شعائر و مراسم ازدواج انجام می گیرد. مراسم ازدواج و سنت های مرتبط با آن در حقیقت ابزاری اند که این نقش را علنی می سازند و درباره آن تبلیغ می کنند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">هم از این حیث که دو فرد در حال سرگیری ازدواج با یکدیگر هستند تا آنها را به جامعه معرفی کند و از حیث دیگر عده ای را به تدریج جامعه پذیر نماید تا آماده پذیرش این نقش در جامعه شوند. بنابراین در واقع شاید در وهله اول، ازدواج را بتوان موضوعی فردی دانست ولی واقعیت ازدواج در عین این که بین دو فرد صورت می گیرد می بایست مورد تصویب و تأیید جامعه قرار گیرد. در این باره «کلود لوی اشتروس» معتقد است که «ازدواج برخورد دراماتیک طبیعت با فرهنگ است» به عبارتی جامعه می کوشد تا نیاز زیستی انسان را مهار کند و بدان برچسب فرهنگ بزند و از طریق مراسم مختلف آن را تنظیم نماید.</span></p>
<p>در این راستا تأیید اجتماعی جامعه به همراه مراسم ازدواج هنجارهایی را برای فرد در نظر می گیرد تا از این طریق زمینه پذیرش زندگی آنها را فراهم کند. نکته مهم آن است که جوانان در رعایت هنجارهای مرتبط با مراسم و جشن های ازدواج با تفریط و ابهام روبه رو شده اند و یا برای گریز از آن به هنجارگرایی فردی دست می زنند. تغییر در معیارها و ارزش های خانواده موجب گردیده است افراد در طیف وسیعی از مراسم و جشن های ازدواج روستایی، شهری و مدرن گرفتار آیند که خود انتظارات متفاوتی را از سوی طرفین طلب می کند. بنابراین وجود جشن های اجتماعی زیاد، متفاوت و در برخی موارد متناقض و رعایت آنها از سوی جوانان، ازدواج را با تأخیر روبه رو می سازد که در قالب ایرادات و اشکالات خانواده ها خود را نشان می دهد که رعایت هر یک از آنها زوجین را متحمل هزینه های فراوانی می نماید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۳ -</strong></span> حمایت یا عدم حمایت اجتماعی در ازدواج در زمینه انجام ازدواج اگر پشتیبانی و حمایت خانواده از لحاظ فکری و اقتصادی صورت نگیرد بر تعداد افراد مجرد در جامعه افزوده می شود. به عبارتی هر چه هزینه های حمایت اجتماعی خانواده در قالب کمک هایی چون :</span></p>
<p>فراهم آوردن زمینه های ازدواج، همسریابی، رفتن به مراسم خواستگاری و پا پیش نهادن و &#8230; از سوی والدین و دیگر اعضای خانواده، بیشتر باشد فرآیند همسر گزینی زودتر و راحت تر صورت می گیرد؛ در حالی که به نظر می رسد در برخی موارد هر چه اقدام به ازدواج به صورت فردی و برخلاف نظر خانواده ها صورت گیرد، شخص می بایست هزینه اقتصادی بیشتری را از قبیل دادن مهریه بالا، گرفتن مراسم و جشن های فراوان در جهت جبران حمایت های خانوادگی قبول کند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">در بعضی از موارد می توان گفت واگذاری بعضی از چنین حمایت هایی به سایر مؤسسات آموزشی و اقتصادی ،عقب نشینی خانواده را در انجام این وظایف میسر نموده است. مانند جشن های ازدواج دانشجویی که به شیوه های حمایت های تشویقی، ترغیبی، مالی و حتی مشاوره ی همسریابی توسط برخی مؤسسات آموزشی و دانشگاهی به خاطر فقدان یا غیبت چنین کارکردی از خانواده است که پذیرای چنین غرامتی شده اند. پس در این باره می توان نتیجه گرفت هر چه خانواده فرزندان خود را از حمایت های اجتماعی محروم سازد می بایست منتظر به عقب افتادن ازدواج آنها باشد و فرزندشان از لحاظ اقتصادی با مشکل روبه رو شود.</span></p>
<p>در پایان می توان نتیجه گرفت تغییرات در ساختار و کارکرد خانواده ها در جامعه ما موجب گردید که در طول مرحله گذار یک سری از کارکردهای خود را از دست بدهد و به نهادهای دیگر بسپارد. در اینجاست که نباید دیگر انتظار داستان هایی را داشت که عقد دختر و پسرعموها را در آسمان می بندند، دیگر «خون بس» کارآمد نیست، مراسم خواستگاری مبتنی بر طایفه و اقوام نمی باشد؛ بلکه عواملی چون تحصیلات، استقلال مالی و فکری و باز شدن فضاهای اجتماعی و خانوادگی موجب شده است که اکثر ازدواج ها با تأخیر فراوان و به صورت مستقل باشد، دختران در زمان ازدواج بیشتر از پسران تحصیلات داشته باشند، پسرانی با پایگاه اقتصادی &#8211; اجتماعی پایین با دخترانی در طبقه اجتماعی بالا ازدواج کنند و &#8230; اینها همه مؤید به هم ریختگی در نوعی از معیارهای همسر گزینی در جامعه است که نه راه بازگشت به معیارهای سنتی وجود دارد و نه معیارهای مناسبی با توجه به این وضعیت جدید قابل شناسایی هستند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">ولی امید است در این به هم ریختگی و ابهام در معیارهای همسرگزینی، راهی برای خروج از این بحران پیدا شود تا در آینده سامان هنجاری ازدواج شکل نوینی به خود گیرد و از شدت آسیب های اجتماعی ناشی از تأخیر سنی ازدواج در جامعه بکاهد.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2639/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شب ‌ادراری کودکان و درمان جدید</title>
		<link>http://asman.ir/post-2580</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2580#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 03 Aug 2010 21:02:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمای تربیت کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[ادرار کوکان]]></category>
		<category><![CDATA[درمان استاندارد]]></category>
		<category><![CDATA[دسموپرسين]]></category>
		<category><![CDATA[شب ‌ادراری]]></category>
		<category><![CDATA[شب ‌ادراری كودكان]]></category>
		<category><![CDATA[مثانه تولترودين]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2580</guid>
		<description><![CDATA[دانشمندان دریافته‌اند در کودکانی که با وجود دریافت درمان استاندارد با دسموپرسین، همچنان از شب ادراری رنج می‌برند افزودن داروی کنترل مثانه تولترودین (با نام تجاری دترول) موجب کاهش چشمگیر موارد شب ادراری می‌شود.

به گزارش نشریه تخصصی پزشکی کودکان در آمریکا، دسموپرسین متداول‌ترین درمان برای کودکانی است که از شب ادراری رنج می‌برند. اینک دانشمندان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دانشمندان دریافته‌اند در کودکانی که با وجود دریافت درمان استاندارد با دسموپرسین، همچنان از شب ادراری رنج می‌برند افزودن داروی کنترل مثانه تولترودین (با نام تجاری دترول) موجب کاهش چشمگیر موارد شب ادراری می‌شود.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000407-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2581" title="000407-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000407-WWW.ASMAN_.IR_-475x283.jpg" alt="" width="475" height="283" /></a></p>
<p>به گزارش نشریه تخصصی پزشکی کودکان در آمریکا، دسموپرسین متداول‌ترین درمان برای کودکانی است که از شب ادراری رنج می‌برند. اینک دانشمندان مدرسه پزشکی واشنگتن در سنت‌لوئیز میسوری دریافته‌اند که گنجایش مؤثر مثانه، نشانگر مطمئنی برای واکنش کودک به دسموپرسین محسوب می‌شود.</p>
<p>بر این اساس، کودکانی که مثانه بزرگ‌تری دارند، واکنش بهتری به دارو نشان می‌دهند. در تحقیق جدید، تیم دانشمندان به سرپرستی دکتر پاول آستین ۴۱ کودک را که به شکل مناسبی به دسموپرسین واکنش نشان نداده بودند، مورد تحقیق و بررسی قرار دادند.</p>
<p>کودکان مورد اشاره به ۲ گروه تقسیم شدند؛ به یک گروه علاوه بر دسموپرسین، داروی تولترودین داده شد و برای گروه دیگر، از پلاسبو (دارونما) استفاده شد. پس از گذشت یک ماه و حذف ۷ بیمار که شرایط درمانی را رعایت نکرده بودند، محققان دریافتند در گروهی که از تولترودین استفاده کرده بودند، موارد شب ادراری تا ۶۶ درصد کاهش یافته است.</p>
<p>دکتر آستین در این باره می‌گوید: « ما نشان داده‌ایم که درصورت درمان ترکیبی (دسموپرسین همراه با تولترودین)، میانگین موارد شب ادراری، در مقایسه با پلاسبو، به شکل چشمگیری کاهش می‌یابد.»</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2580/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تاریخ ایران پیش از اسلام،ساسانیان</title>
		<link>http://asman.ir/post-2746</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2746#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 02 Aug 2010 21:03:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ ایران از ابتدا تا کنون]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[اردشیربابکان يا اردشیر اوّل]]></category>
		<category><![CDATA[ایوان خسرو]]></category>
		<category><![CDATA[بین النهرین]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ایران و جهان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ایران پیش از اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ایران پیش از اسلام،ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[تیسفون]]></category>
		<category><![CDATA[خاندان شاهنشاهی ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[دولت بیزانس]]></category>
		<category><![CDATA[ساسان]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانیان و رقیبان‌ شان]]></category>
		<category><![CDATA[سکه‌های ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[سیمرغ]]></category>
		<category><![CDATA[شاپور اوّل]]></category>
		<category><![CDATA[شرح صلحنامهٔ ایران و روم در عهد شاپور دوم]]></category>
		<category><![CDATA[قباد دوم]]></category>
		<category><![CDATA[نخستین جنگ شاپور با رومیان]]></category>
		<category><![CDATA[نشان شاهنشاهی ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[پادشاهان ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[پایتخت ایران]]></category>
		<category><![CDATA[کاخ ساسانی در سروستان]]></category>
		<category><![CDATA[کنستانتیوس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2746</guid>
		<description><![CDATA[ساسانیان نام خاندان شاهنشاهی ایرانی است که از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی بر ایران فرمانروایی کردند؛ بنیان این شاهنشاهی یکپارچه را اردشیر (یا ارتخشتره؛ از ارت: مقدس، و خشتره: شهریار بنا کرد. شاهنشاهان ساسانی که ریشه‌ شان از استان پارس بود ، بر پهنه بزرگی از آسیای باختری چیرگی یافته، گستره فرمانروایی خود؛ کشور [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;">ساسانیان نام خاندان شاهنشاهی ایرانی است که از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی بر ایران فرمانروایی کردند؛ بنیان این شاهنشاهی یکپارچه را اردشیر (یا ارتخشتره؛ از ارت: مقدس، و خشتره: شهریار بنا کرد. شاهنشاهان ساسانی که ریشه‌ شان از استان پارس بود ، بر پهنه بزرگی از آسیای باختری چیرگی یافته، گستره فرمانروایی خود؛ کشور ایران را برای نخستین بار پس از هخامنشیان، یکپارچه ساخته و زیر فرمان تنها یک دولت شاهنشاهی آوردند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000449-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2747" title="000449-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000449-WWW.ASMAN_.IR_-475x317.jpg" alt="" width="475" height="317" /></a></p>
<p>پایتخت ایران در این دوره، شهر تیسفون در نزدیکی بغداد (آن زمان نام روستایی کوچک در نزدیکی تیسفون بوده؛ که نامش به ظاهر، از یکی از نامهای بغ داد یا بخشوده خدا؛ و یا باغِ داد دوره ساسانی ریشه گرفته بوده)، در عراق امروزی بود.</p>
<p>نام «ساسانیان» از «ساسان» گرفته شده، که اردشیر از نوادگان اوست و داریوش سوم هخامنشی (دارایِ دارایان) را از نیاکان او دانسته اند. نخست کارنامه اردشیر بابکان به این نسبت گواهی داده و بازهم به نوشته شاهنامه، ساسان پدر اردشیر، چوپانی بود از بازماندگان دارا که در فارس می زیست. اردشیر در دستگاه بابک که موبد آتشکده آناهیتا، همچنین شهردار و مرزبان پارس بود، پرورش یافت، ولی درباره نسبت او با بابک اختلاف وجود دارد.</p>
<p> او به گواهی بسیاری از تاریخی نویسان، مردی نیرومند و دلیر بود که سرانجام بر اردوان پنجم اشکانی در دشت هرمزگان پیروز شده و تسخیر سرزمینی که خود به آن ایران می‌گفت را آغاز کرد.</p>
<p>ساسانیان رفته ‌رفته توانمندتر شده، هویت فرهنگی، نظامی و مذهبی ایرانشهر را نزدیک به چهارصد سال گسترش داده و مرزها را تا سالهای پایانی برپایی‌شان، به گستره امپراتوری هخامنشی نزدیک‌ تر کردند، هرچند که با گذشت زمان، دستگاه مذهبی در کار کشورداری و دربار نفوذ بسیار نمود و نبردهای چندین ساله با رومیان نیز، کشور را فرسودند. پرده پایانی شاهنشاهیِ ایرانشهرِ ساسانی، در پایان دوره خسرو پرویز (به پهلوی: ابرویز) با پیروزی سپاه ایران در نبرد اورشلیم (در شاهنامه: گنگ دژ هودخ) فرو افتاد.</p>
<p>پیروزی در این نبرد ۲۱ روزه به فرماندهی شهربراز سردار خسرو، و با یاری جنگ افزارهای سنگین و دژکوب و منجنیق، همراه شد با فرستادن چلیپای ترسایان (صلیب اصلی مسیح) از اورشلیم به پایتخت ایران. اما این رویداد خشم رومیان مسیحی را به دلیل بی‌احترامی به چلیپای مسیح برانگیخت؛ نبردهایی به شکست و پَس نشینی سپاه ایران انجامید و سرانجام خسروپرویز، شاه نیرومند و با اراده‌ای که با وجود اشتباه‌ها و معایبش، در دوران پادشاهی خود جلوی زیاده‌خواهی بزرگان را گرفته بود، با خشم بزرگان بخاطر شکست‌ها، به ظاهر با مکر و دسیسه از سوی برخی سپاهیان، و با همکاری پسرش شیرویه (قباد دوم) کشته شد.</p>
<p>با مرگ خسرو، و در پی آن مرگ شک برانگیز قباد (که بسیاری از برادران خود را کشت)، در زمانی کمتر از شش ماه، چرخه‌ای مرگبار از کینه توزی، جاه طلبی و خونخواهی آغاز شد و به فروپاشی دستگاه ساسانی انجامید. بسیاری از بزرگان و ارتشیان کشته شده تا آنجا که در نبود مردان خاندان شاهی، پوران دختر خسرو پرویز و پس از او، آزرمیدخت، خواهر پوراندخت را به شاهی برگزیدند. با گزینش های پی‌درپی و برگزیدن بیش از ده شاهنشاه به مدت تنها چهار سال ، یزدگرد سوم از سوی بزرگان استخر برگزیده شد ولی چون نسبتی نزدیک با شاه نداشت محبوبیتی نیافت.</p>
<p> سرانجام لشکر خلیفه عمرابن الخطاب آگاه از ناتوانی مرزبانان، رفته رفته به کشور نفوذ کرد. بازمانده سپاه ایران در نبرد جسر (یا نبرد پل) پیروز شده، ولی دو نبرد سرنوشت سازِ نبرد قادسیه و جنگ نهاوند با پیروزی اعراب پایان یافتند. پایتخت ایران، شهر تیسفون (به عربی مدائن) در ۶۳۷ میلادی به دست اعراب افتاد، یزدگرد سوم با سرنوشتی نامعلوم گریخت و اثری از او نماند؛ به گمان برخی تاریخ نگاران، آسیابانی از مرو او را بخاطر جامه زربفت‌اش کشت. با مرگ یزدگرد به سال ۶۵۱ میلادی، شاهنشاهی ساسانی پایان یافت، هرچند که بازماندگان خاندان شاهی در ایران، یا گریختگان به چین، از جمله پیروز پسر یزدگرد؛ برای استقلال دوباره ایرانشهر از خلافت عمر بسیار کوشیدند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">ساسانیان و رقیبان‌ شان</span></p>
<p>دولت بیزانس که در بخش شرقیِ تصرف‌های خود، با دولتی توانمند مانند ساسانیان سروکار داشت و آن را نیرومندترین دشمن خود می‌دانست، گرفتاری‌های زیادی هم در غرب و هم در شمال تصرف‌هایِ خود، به خصوص در اروپا داشت. این گرفتاری‌ها، مانع از آن می‌شد که بیزانس همه نگاهِ خود را صرف مرزهای شرقیِ خود کند و به همین سبب، دستگاه ساسانی، مانند دستگاه اشکانی، توانسته بود پایتختِ خود (تیسفون) را، در کنار رودِ دجله قرار دهد و از نزدیک بودنِ پایتخت‌ اش به مرزهای دشمن، بیمی نداشته باشد. دولت ساسانی هم در شرق، و هم در شمالِ مرزهای خود، گرفتاری‌های زیاد داشت که گاهی به میزان خطرناک و تهدید کننده‌ای می‌رسید.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000450-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2748" title="000450-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000450-WWW.ASMAN_.IR_-475x259.jpg" alt="" width="475" height="259" /></a></p>
<p style="text-align: center;">بازماندهٔ ایوان خسرو در تیسفون، ۱۸۶۴</p>
<p>بدین گونه سیاست خارجیِ دستگاه ساسانی، یکسره در رابطه با شرق و غرب خلاصه می‌شد. اما دستگاه ساسانی در این زمان، خود را به اندازه کافی نیرومند نشان داد و توانست ایرانشهر را از آسیب‌های ویرانگر و خطرآفرین دور نگه دارد و در داخل کشور، برای مردم ایران، زندگی مرفه همراه با امنیت تامین کند.</p>
<p>این دستگاه، فرهنگی پربار در زمینه سیاست و کشورداری، اخلاق، رابطه‌های سالم اجتماعی و هنر به وجود آورد، که پس از نابودی و ویرانیِ سیاسی‌اش، اثرهای خود را در نسل‌های پسین و فرهنگ دیگر همسایگان، به روشنی نشان داد. با اینکه دشمنان شناخته شده دستگاه ساسانی، دولت پیشرفته بیزانس و دولت‌های نیمه پیشرفته شمال و شرقِ کشور بودند، شکست این دستگاه، نه از سوی این دشمنان، بلکه از دو سوی پیش‌بینی نشده بود.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000451-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2749" title="000451-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000451-WWW.ASMAN_.IR_-475x316.jpg" alt="" width="475" height="316" /></a></p>
<p style="text-align: center;">کاخ ساسانی در سروستان</p>
<p> نخست، فروپاشی از درون، و پس از آن، از دولتی بود که با آنکه همه توانِِ جنگی‌اش قوم‌های بیابان گرد بودند، ولی بنیه سیاسی و اجتماعی‌اش برپایه بینش دینی-فکریِ نیرومندی بود که دولت‌ها و دشمنان دیگر ساسانی، ازش بی‌بهره بودند. دستگاه اسلامی که در آغاز سده هفتم میلادی در شهر مدینه برپا شده بود، از جهت روحی و معنوی چنان نیرومند شده بود که تأثیر فرهنگی‌اش بر کشورهای همسایه، همانند چیرگیِ دیگر قوم‌های بادیه نشین و صحرانورد، گذرا نبود.</p>
<p>این تأثیر فرهنگی چنان عمیق بود که با همه گسستگی و سستیِ سیاسی و جنگیِ اعراب، پس از دو قرن چیرگی، اثرهایش هنوز ماندگار است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/"><img class="alignnone size-full wp-image-2750" title="ASMAN.ir | سایت مرجع آسمان" src="http://asman.ir/pictures/000452-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="475" height="475" /></a></p>
<p style="text-align: center;">سیمرغ، نشان شاهنشاهی ساسانی</p>
<p><span style="color: #0000ff;">گاهشمار شاهنشاهان ساسانی</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">(تاریخ بر پایه سالنمای میلادی)</span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> اردشیر یکم (اردشیر بابکان) (پیرامون ۲۲۴-۲۴۳)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>شاپور یکم (پیرامون ۳/۲۴۲-۲۷۲)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>هرمز یکم (۲۷۲-۲۷۳)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>بهرام یکم (۲۷۳-۲۷۶)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>بهرام دوم (۲۷۶-۲۹۳)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>بهرام سوم (۲۹۳)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>نرسی (۲۹۳-۳۰۲)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>هرمز دوم (۳۰۲-۳۱۰)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>آذرنرسی (۳۱۰)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>شاپور دوم (ذوالاکتاف) (۳۱۰-۳۷۹)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">• </span></strong>اردشیر دوم (۳۷۹-۳۸۳)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>شاپور سوم (۳۸۳-۳۸۸)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>بهرام چهارم (۳۸۸-۳۹۹)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>یزدگرد یکم (۳۹۹-۴۲۱)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>بهرام پنجم (بهرام گور) (۴۲۱-۴۳۹)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>یزدگرد دوم (۴۳۹-۴۵۷)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>هرمز سوم (۴۵۹-۴۵۷)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>پیروز یکم (۴۵۸-۴۸۴)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>بلاش (۴۸۴-۴۸۸)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>قباد یکم (۴۸۸-۴۹۷)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>جاماسب (۴۹۷-۴۹۹)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>قباد یکم (۴۹۹-۵۳۱) (پادشاهی دوباره)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>خسرو یکم (خسرو انوشیروان) (۵۳۱-۵۷۹)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>هرمز چهارم (ترک‌زاد) (۵۷۹-۵۹۰)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>بهرام ششم (بهرام چوبین) (۵۹۰-۵۹۱)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>خسرو دوم (خسرو پرویز) (۵۹۱-۶۲۸)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>قباد دوم (شیرویه) (۶۲۸)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>اردشیر سوم (۶۲۸-۶۳۰)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>شهربراز (۶۳۰)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>خسرو سوم (۶۳۰)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>جوانشیر (۶۳۰)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>پوراندخت (۶۳۰-۶۳۱)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>گشناسب بنده (۶۳۱)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>آزرمی دخت (۶۳۱)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">• </span></strong>هرمز پنجم (۶۳۱)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>خسرو چهارم (۶۳۱)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>پیروز دوم (۶۳۱)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>خسرو پنجم (۶۳۱)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>یزدگرد سوم (۶۳۲-۶۵۱)<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">•</span> </strong>تازش و پیروزی تازیان (۶۵۱)</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;">پادشاهان ساسانی</span></strong></p>
<p><span style="color: #0000ff;">اردشیربابکان یا اردشیر اوّل ( ۲۲۶ تا ۲۴۰ میلادی) :</span> در زمان پادشاهی اردوان پنجم، اردشیر به پادشاهی گوچیهر رسید . او مایل بود شاه کلّ ایران باشد بنابراین شورش کرد و اردوان پنجم (اشک بیست و نهم) در صحنه نبرد کشته شد (۲۲۴ میلادی) بدین ترتیب سلطنت ایران در کف اردشیر بابکان قرار گرفت .</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000454-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2751" title="000454-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000454-WWW.ASMAN_.IR_-475x316.jpg" alt="" width="475" height="316" /></a></p>
<p style="text-align: center;">شمشیر طلای اردشیر بابکان در موزه بریتانیا</p>
<p>اردشیر بابکان به تلافی شکست هایی که اشکانیان در اواخر حکومتشان از رومیان می‌خوردند به روم ‍‍که در این زمان تراژان امپراتورشان بود لشکر کشید. او رومیان را شکست داد و نصیبین، حران و ارمنستان را تصرف کرد.</p>
<p>به طور کلّی کارهای ارد شیر بابکان در چهار بخش عمده زیر خلاصه می‌شود:</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱-</strong></span> تقسیم مردم به طبقات مختلف و تعیین حداقل معیشت و امکانات<br />
<span style="color: #ff0000;"><strong>۲-</strong></span> احیای سپاه جاویدان مانند هخامنشیان<br />
<span style="color: #ff0000;"><strong>۳-</strong></span> توجّه ویژه به امنیت عمومی توسّط مامورانی که از مرکز به نقاط مختلف فرستاده می‌شدند<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">۴-</span> </strong>تصرف هند تا پنجاب</p>
<p><span style="color: #0000ff;">شاپور اوّل (۲۴۰ تا ۲۷۲ میلادی) :</span> شاپور اوّل پسر اردشیر بابکان در آغاز سلطنت با طغیان حران و ارمنستان مواجه شد او به راحتی شورش ارمنستان را خواباند امّا مردم حران چنان مقاومتی از خود نشان دادند که سرکوب آن غیر ممکن می‌نمود. سر انجام باخیانت شاهزادهٔ حران دروازه باز و شاپور همه را از جمله شاهزاده از دم تیغ گذراند. او پس از فتح حران شهرهای کرمان، خوزستان، عمان، مکران، غرب، خراسان و توران را فتح کند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">نخستین جنگ شاپور با رومیان (از ۲۴۱ تا ۲۴۴ میلادی) :</span> پس از این فتوحات، شاپور متوجه روم شده و با آنان وارد جنگ شد. در نخستین نبرد پس از تصرّف انطاکیه و نصیبین از گردین شکست خورد و نصیبین از دست او رفت. گردین توسّط سردارانش کشته شد و پس از او فیلیپ عرب به پادشاهی رسید. او مصالحه‌ای با ایران امضا کرد که در آن بین النهرین و ارمنستان به ایران بازگردانده شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">دوّمین جنگ شاپور با رومیان (از ۲۴۴ تا ۲۷۲ میلادی) :</span> شاپور مانند جنگ اوّل خود از فرات گذشت و نواحی اطراف آن را تصرّف کرد و وقتی نیروهای رومی به نزدیکی اردوهای ساسانی رسیدند آنان را در چنان تنگنایی قرار داد که «والرین» امپراتور روم و بسیاری از سپاهیانش اسیر شدند او از اسیران جنگی برای ساختن پل شوش استفاده کرد. او پس از شکست رومیان شهرهای آسیای صغیر، کاپادوکیه را کاملاٌ فتح ولی از پلمیر شکست خورد و به سال ۲۷۲ میلادی درگذشت.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">شاپور دوّم (از ۳۱۱ تا ۳۷۹ میلادی) :</span> شاپور چشم به جهان نگشوده پادشاه بود و چون ۱۶ ساله شد زمام کشور را به دست گرفت. برخی از مورّخان به او لقب کبیر را داده‌اند. اگر انوشیروان در این سلسله نبود مسلّماٌ او نقطهٔ اوج قدرت ساسانیان بود. شاپور در ابتدا از قدرت درباریان، که از زمان کودکی او اختیارات بسیاری داشتند کاسته و از مرزهای عرب نشین دفاع کرد. تصرّف بحرین، در زمان او اتّفاق افتاد. ظاهراً شاپور در طی جنگ با اعراب کتف هایشان را سوراخ می‌کرد، از این رو او را «ذوالاکتاف» می خواندند. با مرگ قسطنطین و تیرداد امپراتوران روم و ارمنستان در سال های ۳۳۷ و ۳۱۴ میلادی شاپور بر سر ارمنستان با روم جنگید.</p>
<p>بدین ترتیب ارمنستان دوباره دست ایران افتاد. پس از این کار او اعراب و بت پرستان ساکن ارمنستان را تحریک به حمله به روم کرد، آن‌ها موقّتاً شکست خوردند. شاپور خود به روم حمله و نصیبین را محاصره کرد ولی از عهده تصرف نصیبین بر نیامد با این حال سپاه روم را در دشت شکست داده بود و در این زمان با ارمنستان پیمان دوستی بست (۳۴۱میلادی). شاپور در سال ۳۴۲ میلادی به بین النهرین حمله و در سنجار کنونی با سپاه کنستانتینوس رو در رو شد.</p>
<p>رومیان در این نبرد شکستی سخت خورده و قتل عام شدند. به او در زمانی که پیروزی بر نصیبین را نزدیک می‌دید خبر رسید که کوشانیان کوچک و هیاطله خیون ها بر مرزهای شرقی حمله بردند او مدّت ۷ سال با آنان جنگید تا توانست بر آنان پیروز شود (۳۵۰-۳۵۷).</p>
<p>پس از بازگشت از مرزهای شرقی بار دیگر بر ارمنستان تاخت و سرزمین‌های بسیاری را تصرّف کرد؛ امّا سرانجام شکست خورد. او قانونی وضع کرد که دیگر مسیحیت در ایران ممنوع باشد. اگر بعضی خشم‌هایش را نادیده بگیریم او پادشاهی قدرتمند و با اراده بوده‌است. وی در سال ۳۷۹ میلادی در گذشت.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">اردشیر دوّم (۳۷۹ تا ۳۸۲ میلادی) :</span> پس از در گذشت شاپور اوّل برادر زن او، اردشیر دوم، به پادشاهی رسید. وی فردی ضعیف النفس، بی اراده و در عین حال بسیار رعیّت پرور، خوش دل، و پاک نیّت بود. بر روی سکّه‌های به جا مانده از او کلمهٔ نیکوکار (گرب کرتار) مشاهده می‌شود. او در دوران حکومت خود مسیحیان سرزمینی که قبلاً بر آن حکومت می‌کرد {آدیابن} را آزار بسیار می‌داد. به نوشتهٔ برخی مورّخان وی برادر بزرگ شاپور کبیر بوده‌است. اردشیر دوّم پس از ۴ سال سلطنت بی فایده به وسیلهٔ بزرگان کشور از مقام خویش خلع گردید.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000453-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2753" title="000453-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000453-WWW.ASMAN_.IR_-267x475.jpg" alt="" width="291" height="480" /></a></p>
<p style="text-align: center;">جام نقره‌ای مربوط به دوره ساسانی &#8211; ارتفاع تقریبی ۳۰ سانتیمتر</p>
<p><span style="color: #0000ff;">شرح صلحنامهٔ ایران و روم در عهد شاپو</span><span style="color: #0000ff;">ر دوم (۳۵۶ میلادی)</span></p>
<p>موسونیانوس سردار رومی در خواست صلح کرد. شاپور اوّل برای او چنین نوشت:</p>
<p>شاپور، شاه شاهان، برادر مهر و ماه و همتای ستارگان به برادر خود کنستانتیوس سلام می‌رساند و خوش وقت است از این که امپراتور در اثر کسب تجربه به راه راست باز گشته ‌است. نیاکان من قلمرو خود را تا رود استریمونو حدود مقدونیه گسترش داده بودند. من در جلال و عظمت و فضیلت بر همهٔ نیاکانم برتری داشتم و وظیفهٔ خود می‌دانم که ارمنستان و بین النهرین را که به حیله و تزویر از نیاکانم به در کردند، باز ستانم. این سرزمین‌های کوچک را که تنها موجب نفاق و خونریزی است، به من باز پس دهید؛ و به شما می‌گویم که اگر سفیر من بدون پاسخ مثبت باز گردد، پس از انقضای زمستان با تمام نیروی خویش به جنگ شما خواهم آمد.</p>
<p>امپراتور روم کنستانتیوس «گشایندهٔ دریاها و خشکی‌ها و خداوند فر و شکوه جاودانی» در پاسخ به «برادرش شاپور» می‌نویسد:</p>
<p>اگر رومیان گاهی دفاع را بر حمله رجحان می‌نهند از بیم و ترس نیست، بلکه از راه مداراست. گر چه رومیان گاهی پیروز نشده‌اند، ولی هرگز نتیجهٔ قطعی جنگ به زیان آنان نبوده ‌است. امپراتور روم با این پاسخ سبکسرانه نتوانست از وقوع جنگ جلوگیری کند و شاپور دوّم تمام سرزمین های ذکر شده در نامه را تسخیر کرد و روم را به سختی شکست داد و پادشاه روم سزای پاسخ بیخردانهٔ خود را یافت.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">مانی «پیامبر» (۲۱۵ تا ۲۷۶ میلادی) :</span> در دوران سلطنت شاپور اول مانی ادعای پیامبری و مذهبی تازه آورد که از اختلاط سایر ادیان و مذاهب فراهم ساخته شده و در شرق و غرب دنیای آنروز گسترش یافت. مانی بزرگ زاده‌ای از اشکانیان بود پدرش فاتک از مردم همدان بود. وی در سال ۲۱۵ در یکی از روستاهای نزدیک باب‍‍‍ِل به دنیا آمد. وی در کودکی به کسب دانش و فلسفه پرداخت و سپس ادیان زرتشتی، عیسوی، بودایی و یونانی را مورد مطالعه قرار داد و در بیست و چهار سالگی ادّعای پیامبری کرد و سپس به وسیلهٔ «پیروز» برادر شاپور یکم که دین او را پذیرفته بود به دربار راه یافت و کتاب خود «شاپورگان» را به شاپور تقدیم داشت.</p>
<p>شاپور دین مانی را پذیرفت و مانی را در ترویج آن دین آزاد گذاشت، مانی به هندوستان و چین سفر و دوباره به ایران بازگشت، در دوران پادشاهی بهرام یکم مؤبدان زرتشتی از پیشرفت دین مانی بیمناک شده شاه را بر آن داشتند که بین آن ها و مانی مناظره‌ای ترتیب دهند، مانی در این مذاکره شکست خورده به دستور بهرام به زندان افکنده می‌شود و زیر شکنجه جان می‌دهد و یا به روایتی دیگر زنده زنده پوست کنده و پوستش را از کاه انباشته و بالای دروازهٔ گندی‌شاپور آویزان می‌شود و از آن هنگام آن دروازه باب مانی خوانده می‌شود (۲۷۶ میلادی).</p>
<p><span style="color: #0000ff;">ادبیات ساسانی</span></p>
<p>نگاشته‌ها و نوشته‌هایی که از روزگار ساسانیان برجای مانده، تنها به زبان پارسی میانه که از دیرباز زبان پهلوی خوانده شده، نیست. به زبان‌های پارتی یا زبان پهلوانیک و زبان سغدی و زبان خوارزمی و زبان ختنی و زبان طخاری نیز آثاری برجا مانده است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">سکه‌های ساسانی</span></p>
<p>سکه‌های ساسانی از طلا و نقره و مس بود. سکه‌های نقره را زوزن می‌گفتند. تاریخ سکه‌ها مشخص سالهای سلطنت ساسانی است. خط و زبان سکه‌ها، پهلوی ساسانی می‌باشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2746/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آموزش بازیابی شماره سیم کارت گم شده ایرانسل</title>
		<link>http://asman.ir/post-2757</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2757#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 02 Aug 2010 11:42:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ترفندهاي موبايل]]></category>
		<category><![CDATA[Puk]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش بازیابی شماره سیم کارت گم شده ایرانسل]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانسل]]></category>
		<category><![CDATA[سیم کارت اعتباری]]></category>
		<category><![CDATA[سیم کارت ایرانسل]]></category>
		<category><![CDATA[سیم کارت دائمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2757</guid>
		<description><![CDATA[حتما برای بعضی دوستان پیش اومده که سیم کارت ایرانسل خودشون رو که ممکنه شمارش دست خیلی از دوستانشون باشه رو گم کرده باشند , در این موقع خیلی ها قید اون سیم کارت رو میزنن , اما حالا بایک ترفند ساده میتونید شماره سیم کارت ایرانسل خودتون پس بگیرید که می توانید این ترفند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حتما برای بعضی دوستان پیش اومده که سیم کارت ایرانسل خودشون رو که ممکنه شمارش دست خیلی از دوستانشون باشه رو گم کرده باشند , در این موقع خیلی ها قید اون سیم کارت رو میزنن , اما حالا بایک ترفند ساده میتونید شماره سیم کارت ایرانسل خودتون پس بگیرید که می توانید این ترفند را از سایت میهن دانلود مشاهده نمایید.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/"><img class="alignnone size-full wp-image-2758" title="ASMAN.ir | سایت مرجع آسمان" src="http://asman.ir/pictures/000455-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="412" height="218" /></a> </p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>مراحل این کار:</strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">۱- خرید یک سیم کارت اعتباری:</span></p>
<p>شما یک سیم کارت اعتباری جدید می خرید و کد زیر رو در آن وارد می کنید.(این روش را هم برای سیم کارتهای دائمی و هم برای سیم کارتهای اعتباری می توانید بکار ببرید.)</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>۲- وارد کردن کد زیر:</strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">از سیم کارت خریداری شده،کد زیر را وارد می کنیم:</span></p>
<p>ستاره ۱۴۰ ستاره ۳ ستاره ۲ ستاره۳ ستاره ۱ ستاره کیت سیم قبلی ستاره پوک سیم قبلی مربع</p>
<p><span style="color: #0000ff;">کنسل کردن این عمل برای سیم کارت دائمی:</span></p>
<p>ستاره ۱۳۰ ستاره ۳ ستاره ۲ ستاره۳ ستاره ۲ ستاره پوک سیم قبلی مربع</p>
<p><span style="color: #0000ff;">کنسل کردن این عمل برای سیم کارت اعتباری:</span></p>
<p>ستاره ۱۴۰ ستاره ۳ ستاره ۲ ستاره۳ ستاره ۲ ستاره پوک سیم قبلی مربع</p>
<p>بعد از وارد کردن کد بالا،اگر از این عمل پشیمان شدید به هر علتی،فقط تا ۶ ساعت وقت دارید جلوی این عمل را بگیرید.</p>
<p>بعد از اینکه سیم کارت جدید را خرید خریدید،تا ۲۴ ساعت شماره شما همان شماره جدید باقی می ماند و بعد از ۲۴ ساعت،شماره قبلی شما روی این خط فعال می شود و شماره سیم کارت اعتباری جدیدی که خریدید از بین می رود.</p>
<p>وقتی کدی را که در شماره دو نوشتم یک SmS به خط شما می رود که به فرض اگر دست کسی باشد و Puk سیم کارت شما را داشته باشد،می تواند جلوی این عمل را بگیرد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">آیا به صرفه است که من ۷۰۰۰ تومان پول سیم کارت بدهم و این کار رو انجام بدم؟</span></p>
<p>بله به صرفه است،بعد از اینکه مراحل بالا را انجام دادید ۴۷۱۷+۱۱۰۰ تومان به حساب شما اضافه می شود</p>
<p><span style="color: #0000ff;">اگر در یکی از طرح های تشویقی باشم و این عمل را انجام بدهم،تکلیف طرح من چه می شود؟</span></p>
<p>اگر سیم کارت دائمی داشته باشید که طرح بصورت روزشمار حساب می شود و به پایه ثانیه ای باز می گردید.</p>
<p>اگر سیم کارت اعتباری داشته باشید،مجددا به طرح وارد می شوید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2757/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
