<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>ASMAN.ir &#124; سايت مرجع آسمان &#187; مطالب جالب و خواندنی</title>
	<atom:link href="http://asman.ir/post-category/public-gallery/subjects-interesting-and-readable/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://asman.ir</link>
	<description>امانت داري و اخلاق مداري - استفاده از مطالب اين سايت فقط با ذکر منبع &#34;سايت مرجع آسمان &#34; مجاز است</description>
	<lastBuildDate>Wed, 16 May 2012 20:31:28 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.2.1</generator>
		<item>
		<title>۱۰ نکته عجیب درباره دستگاه گوارش</title>
		<link>http://asman.ir/post-4850</link>
		<comments>http://asman.ir/post-4850#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 May 2012 20:31:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب پزشکي]]></category>
		<category><![CDATA[10 نکته عجیب درباره دستگاه گوارش]]></category>
		<category><![CDATA[بدن لوله ای]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه گوارش]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاههای مختلف بدن]]></category>
		<category><![CDATA[قسمتهای عجیب و ناشناخته]]></category>
		<category><![CDATA[مجرای معده ای]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب جالب پزشکي]]></category>
		<category><![CDATA[معده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=4850</guid>
		<description><![CDATA[بدن بسیار شگفت انگیز و پیچیده است و در میان دستگاههای مختلف بدن، دستگاه گوارش قسمتهای عجیب و ناشناخته ای دارد که آشنایی با آنها خالی از لطف نیست. یک مجله معتبر علمی در سلسله گزارشاتی به نام &#8220;۲۰ چیزی که درباره آن نمی دانید&#8221; به معرفی مسائل عجیبی درباره موضوعات مختلف علمی پرداخته است [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بدن بسیار شگفت انگیز و پیچیده است و در میان دستگاههای مختلف بدن، دستگاه گوارش قسمتهای عجیب و ناشناخته ای دارد که آشنایی با آنها خالی از لطف نیست.</p>
<p>یک مجله معتبر علمی در سلسله گزارشاتی به نام &#8220;۲۰ چیزی که درباره آن نمی دانید&#8221; به معرفی مسائل عجیبی درباره موضوعات مختلف علمی پرداخته است که شاید کمتر کسی شنیده باشد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۱-</span></strong> <span style="color: #0000ff;">مجرای معده ای روده ای بدن لوله ای به طول ۳۰ فوت (۱۴۴/۹ متر) است.</span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۲-</span></strong> <span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">روده کوچک در سطح میکروسکوپی محتوی پیچهای بسیار زیادی به مساحت ۲ هزار و ۷۰۰ فوت مربع (۲۵۰ هزار و ۸۳۹ متر مربع) است. این مساحت می تواند یک زمین تنیس را پوشش دهد.</span></a></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۳-</span></strong> دستگاه گوارش برای هضم یک غذای کامل مثل شام شب عید به حدود ۷۲ ساعت زمان نیاز دارد.</span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۴-</span></strong> بخش اعظم هورمون سروتونین که به شدت بر روی خلق و خو اثر می گذارد بر خلاف تصور از دستگاه عصبی تولید نمی شود، بلکه محل ترکیب آن در دستگاه گوارش است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۵-</span></strong> معده توانایی هضم تقریبا تمام چیزها حتی استخوان، آدامس و تکه های فلز را دارد و این کار را با اسید کلریدریکی که تولید می کند انجام می دهد اما نمی تواند برخی از انواع پلاستیک مثل پلاستیکهای به کار رفته در اسباب بازیهای کودکان را هضم کند. بنابراین این پلاستیکها در نهایت به روده می رسند و در عمل دفع از بدن خارج می شوند.</span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۶-</span></strong> <span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">تریپتوفان آمینو اسیدی است که در بوقلمون یافت می شود و در اغلب موارد به عنوان ماده ای برای خواب آلودگی پس از خوردن گوشت این پرنده معرفی می شود. این درحالی است که پروتئین هایی که در گوشت بوقلمون هستند بیشتر این آمینواسید را خنثی می کنند.</span></a></span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۷-</span></strong> کالری های بدن شما به راحتی در مدت فرایند گوارش غذا می سوزند و ۵ تا ۱۵ درصد از انرژی مورد نیاز بدن را تامین می کنند. </p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۸-</span></strong> آب، آنزیمها، نمکهای پایه، مخاط و صفرا در حدود دو گالن مایعی که وارد روده بزرگ می شوند را تولید می کنند. این درحالی است که تنها ۶ قاشق سوپ خوری از این دو گالن مایع از بدن خارج می شود.</span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۹-</span></strong> <span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">بدون توانایی اعجاب آور قولون در بازیابی سیالات بدن، حیوانات نمی توانند روی خشکی زندگی کنند.</span></a></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۱۰-</span></strong> بلندترین صدای باد گلوی انسان رکورد ۱/۱۰۷ دسی بل را به ثبت رسانده است. این صدا معادل صدایی است که یک اره برقی به طول ۹۱ سانتیمتر تولید می کند. این صدای بسیار بلند باد گلو را پل هان اهل لندن در سپتامبر ۲۰۰۸ تولید کرد.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-4850/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اطلاعات شگفت انگیز درباره چشم</title>
		<link>http://asman.ir/post-4848</link>
		<comments>http://asman.ir/post-4848#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Apr 2012 20:31:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب پزشکي]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات شگفت انگیز درباره چشم]]></category>
		<category><![CDATA[بینایی چشم ها]]></category>
		<category><![CDATA[لیز بودن و نرمی سطح چشم]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب جالب پزشکي]]></category>
		<category><![CDATA[پلک های چشم]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده ترین عضو بدن]]></category>
		<category><![CDATA[چشم]]></category>
		<category><![CDATA[چشم ها]]></category>
		<category><![CDATA[کره چشم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=4848</guid>
		<description><![CDATA[۱- چشم ها بعد از مغز، پیچیده ترین عضو بدن شما هستند. ۲- چشم ها بیش از ۲ میلیون بخش فعال دارند. ۳- چشم ها در هر ساعت ۳۶۰۰۰ بایت (bits: واحد اندازه گیری اطلاعات) اطلاعات را تهیه می کنند. ۴- در شرایط مناسب و صحیح می توانند روشنایی یک منبع نور را در فاصله [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><span style="color: #ff0000;">۱-</span></strong> چشم ها بعد از مغز، پیچیده ترین عضو بدن شما هستند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۲-</span></strong> چشم ها بیش از ۲ میلیون بخش فعال دارند.</span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۳-</span></strong> <span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">چشم ها در هر ساعت ۳۶۰۰۰ بایت (bits: واحد اندازه گیری اطلاعات) اطلاعات را تهیه می کنند.</span></a></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۴-</span></strong> در شرایط مناسب و صحیح می توانند روشنایی یک منبع نور را در فاصله ۵/۲۲ کیلومتری تشخیص دهند.</span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۵-</span></strong> نزدیک به ۸۵ درصد کل معلومات شما از طریق چشم ها به دست می آید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۶-</span></strong> چشم ها از ۶۵ درصد مسیرهای منتهی به مغز استفاده می کنند.</span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۷-</span></strong> <span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">چشم ها می توانند فوراً صدها ماهیچه و اندام را در بدن شما فعال کنند.</span></a></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۸-</span></strong> در طی یک عمر طبیعی، چشم ها می توانند مانند یک دوربین، ۲۴ میلیون عکس از دنیای اطرافتان برای شما بگیرند.</span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۹-</span></strong> <span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">ماهیچه هایی که از داخل، چشم های شما را حرکت می دهند، قوی ترین عضلات برای این کار هستند. این عضلات ۱۰۰ برابر قوی تر از مقدار مورد نیاز هستند.</span></a></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۱۰-</span></strong> کره چشم افراد بزرگسال حدود ۵/۲ سانتیمتر قطر دارد. از کل سطح کره چشم، فقط یک ششم آن یعنی قسمت جلویی آن در معرض دید قرار دارد.</span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۱۱-</span></strong> چشم ها تنها قسمتی از بدن هستند که می توانند در هر زمانی صد در صد فعال باشند، شب یا روز و بدون هیچ استراحتی.پلک های چشم و ماهیچه های خارجی چشم نیاز به استراحت دارند، حالت لیز بودن و نرمی سطح چشم بایستی از نو تجدید شود، ولی خود چشم ها هرگز نیاز به استراحت ندارند.با این همه، هر چند وقت یک بار به چشم هایتان استراحت دهید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۱۲-</span></strong> بینایی چشم ها، با ارزش ترین حس برای شماست. لذا به خوبی از آنها مراقبت کنید و در حفظ سلامتی آنها کوشا باشید.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-4848/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۱۰ مورد از شگفتی های فضا</title>
		<link>http://asman.ir/post-4845</link>
		<comments>http://asman.ir/post-4845#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 03 Apr 2012 20:31:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[10 مورد از شگفتی های فضا]]></category>
		<category><![CDATA[اورانوس]]></category>
		<category><![CDATA[جرم خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[زحل]]></category>
		<category><![CDATA[زمین]]></category>
		<category><![CDATA[سیاره ی زهره]]></category>
		<category><![CDATA[سیاره ی منظومه ی شمسی]]></category>
		<category><![CDATA[شهاب سنگ]]></category>
		<category><![CDATA[شگفتی های فضا]]></category>
		<category><![CDATA[فضا]]></category>
		<category><![CDATA[فضانوردان]]></category>
		<category><![CDATA[ماه]]></category>
		<category><![CDATA[منظومه ی شمسی]]></category>
		<category><![CDATA[نپتون]]></category>
		<category><![CDATA[گرانش کمتر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=4845</guid>
		<description><![CDATA[• جرم خورشید ,۳۰۰,۰۰۰ بار بزرگتر از زمین و حجم آن ۱,۳۰۰,۰۰۰ برابر زمین است. • سیاره ی زهره گرم ترین سیاره ی منظومه ی شمسی است که سطح آن دمایی بالغ بر ۴۵۰ درجه سانتی گراد دارد. • ماه دارای حفره ها و ناهمواری های بیشتری نسبت به زمین است زیرا عوامل آب و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #ff0000;"><strong><strong>•</strong> </strong></span>جرم خورشید ,۳۰۰,۰۰۰ بار بزرگتر از زمین و حجم آن ۱,۳۰۰,۰۰۰ برابر زمین است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong><strong>•</strong> </strong></span>سیاره ی زهره گرم ترین سیاره ی منظومه ی شمسی است که سطح آن دمایی بالغ بر ۴۵۰ درجه سانتی گراد دارد.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong><strong>•</strong> </strong></span>ماه دارای حفره ها و ناهمواری های بیشتری نسبت به زمین است زیرا عوامل آب و هوایی مانند باران و باد و عواملی مانند زلزله و فرسایش در ماه وجود ندارد که این عوامل در زمین باعث همواری شده است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong><strong>•</strong> </strong></span>زحل تنها سیاره ی دارای حلقه نیست بلکه سیاره های ژوپیتر، اورانوس و نپتون نیز دارای حلقه هستند اما این حلقه ها مانند زحل مشخص نیستند.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong><strong>•</strong> </strong></span>جای پای فضانوردان بر روی ماه برای همیشه بر روی سطح ماه باقی می ماند زیرا آنجا هیچ بادی نمی وزد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong><strong>•</strong> </strong></span>به خاطر گرانش کمتر وزن فردی که بر روی زمین ۱۰۰ کیلوگرم است بر روی مریخ تنها ۳۸ کیلوگرم است.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong><strong>•</strong> </strong></span>تنها سیاره ای که خلاف بقیه سیاره ها می چرخد زهره است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong><strong>•</strong> </strong></span>برخی از سریع ترین شهاب ها می توانند با سرعت ۴۲ کیلومتر بر ثانیه حرکت کنند.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong><strong>•</strong> </strong></span>بسیاری از دانشمندان عقیده دارند که برخورد شهاب سنگ عظیم باعث انقراض دایناسورها در ۶۵ ملیون سال قبل شده است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong><strong>•</strong> </strong></span>منظومه ی شمسی ۴٫۶ میلیارد سال پیش تشکیل شده است.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-4845/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نوروز در راه است &#8230;</title>
		<link>http://asman.ir/post-1443</link>
		<comments>http://asman.ir/post-1443#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 06 Mar 2012 20:31:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[سال نو]]></category>
		<category><![CDATA[سفره هفت سین]]></category>
		<category><![CDATA[سیزده به در]]></category>
		<category><![CDATA[نوروز]]></category>
		<category><![CDATA[نوروز ایرانیان]]></category>
		<category><![CDATA[هفت سیت]]></category>
		<category><![CDATA[همه چیز درباره نوروز]]></category>
		<category><![CDATA[پنجشنبه آخر سال]]></category>
		<category><![CDATA[چهر شنبه سوری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=1443</guid>
		<description><![CDATA[نوروز جشن آغاز سال و بزرگترین جشن ملى ایرانیان است که سابقه اى هزاران ساله دارد. نوروز در لغت به معنی روز جدید می باشد که هم پایان و هم آغازی دوباره را به یاد می آورد و شروع آن با اولین روز آغاز بهار متقارن است. نوروز جشن بیداری دوباره طبیعت است که این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نوروز جشن آغاز سال و <span style="color: #000000;">بزرگترین <a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">جشن ملى ایرانیان</span></a> است</span> که سابقه اى هزاران ساله دارد. نوروز در لغت به معنی روز جدید می باشد که هم پایان و هم آغازی دوباره را به یاد می آورد و شروع آن با اولین روز آغاز بهار متقارن است. نوروز جشن بیداری دوباره طبیعت است که این جشن سمبلی از پیروزی خوبی بر بدی یا نور بر تاریکی است که زمستان سمبلی از تاریکی است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000180-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-1444" title="000180-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000180-WWW.ASMAN_.IR_-475x339.jpg" alt="" width="475" height="339" /></a></p>
<p>از روزها قبل از آغاز نوروز ایرانیان خانه های خود را تمیز میکنند لباسهای نو می پوشند و خود را برای جشن آماده می کنند. سنتهای زیادی پیش از آغاز نوروز و در خلال آن وجود دارند از جمله : حاجی فیروز، چهارشنبه سوری، سفره هفت سین، سیزده بدر و آئین های دیگری که ریشه در<span style="color: #000000;"> <a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">فرهنگ و آداب ایرانیان </span></a>دارد</span>. ایرانیان طی قرنها با وجود همه مشکلات همواره نوروز را با شکوه هرچه تمام تر برگزار نموده اند و این امر اهمیت و جایگاه عظیم این جشن ملی را نزد ایرانیان نشان می دهد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">فلسفه نوروز :</span></p>
<p>در گاهنمای آئین ایران باستان از دیرباز چنین آمده است که روز آغاز فصل بهار شروع سال جدید آن روز را &#8220;نوروز&#8221; نامیدند. مردم این هنگام خجسته را جشن می گرفتند و به مدت ۱۲ روز به سرور و شادمانی می پرداختند. درباره پیدایش این سرور ملی و مذهبی که مآخذ اصلی آن اوستا (کتاب زرتشت) است روایات گوناگونی وجود دارد.</p>
<p>واژه جشن ازکلمه &#8220;یسنه&#8221; یا &#8220;یسنا&#8221; به مفهوم پرستش، نیایش و شادی است که با توجه به روش برگزاری مراسم نوروزی و سایر آئین ملی که همواره هنگام نیایش توأم با سرور و خرمی است، به کاربردن این واژه برای این منظور بسیار پسندیده و مناسب با مفهوم حقیقی آن می باشد. پیدایش<span style="color: #000000;"> <a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">جشن نوروزی </span></a>با</span> فلسفه های گوناگون همراه است. از جمله در کتاب اوستا چنین آمده است که خدای جهان و همه آفریدگان را در شش هنگام آفرید، این شش زمان &#8220;گاهان بار&#8221; نامیدند که مناسب هر <span style="color: #000000;">کدام <a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">مراسم شادی </span></a>و</span> سرور به مدت پنج روز برپا می ساختند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">این شش هنگام آفرینش به قرار زیر است :</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱.</strong></span> نخستین هنگام آغاز خلقت در روز چهل و پنجم سال که همزمان با ۱۵ اردیبهشت ماه بود در این روز آسمان آفریده شد.<br />
<span style="color: #ff0000;"><strong>۲.</strong></span> دومین &#8221; گاهان بار&#8221; همزمان با یکصد و پنجمین روز سال که ۱۵ تیر ماه بود در این روز آب بوجود آمد.<br />
<span style="color: #ff0000;"><strong>۳.</strong></span> سومین هنگام آفرینش روز صد و هشتادم سال که همزمان با ۳۰ شهریور ماه بود در این زمان زمین خلق شد.<br />
<span style="color: #ff0000;"><strong>۴.</strong></span> چهارمین مرحله مقارن با ۳۰ مهرماه یا به عبارت دیگر دویست و دهمین روز سال بود که در این هنگام گیاهان آفریده شدند.<br />
<span style="color: #ff0000;"><strong>۵.</strong></span> پنجمین &#8221; گاهان بار&#8221; همزمان با دویست و نودمین روز سال بود که مصادف با روز ۲۰ دیماه می شد در این روز حیوانات آفریده شدند.<br />
<span style="color: #ff0000;"><strong>۶.</strong></span> ششمین هنگام آفرینش مقارن با سیصد و شصت و پنجمین روز سال که در حقیقت آغاز سال نو بود، در این روز خداوند با آفرینش انسان به کار خلقت جهان پایان بخشید این &#8221; گاهان بار&#8221; که با برابر شدن شب و روز همراه شد به سبب آفرینش انسان که خود مظهری از صفات آفریدگار جهان است، از مقام بسیار ارجمندی برخوردار بود که ایرانیان این هنگام فرخنده را با شادی و سرور جشن می گرفتند.</p>
<p>در سایر کتابهای آسمانی چون تورات و قرآن مجید درباره آفرینش جهان در شش هنگام داستانهائی آمده است که تأئیدی بر مطالب اوستا است. دیگر فلسفه جشن نوروزی در آئین مزدیسنا، فرود آمدن &#8220;فره وهران&#8221; یا ارواح پاک نیاکان به زمین در روز اول فروردین ماه است (فره وهر) نیروی معنوی انسان است که پیش از آفرینش در عالم ملکوت جا دارد و هنگام آفرینش در جسم انسان وارد شده و او را در طول زندگی رشد و ترقی داده و پلیدیها را از او دور نگاه می دارد. هنگام مرگ این نیروی مقدس از بدن انسان جدا گشته و دگر با همان پاکی ابتدائی به سوی مکان اصلی خود در عالم ملکوت پرواز می کند. در اوستا آمده است که (فره وهر) های گذشتگان پاک و پارسا در روز اول فروردین ماه برای دیدار بازماندگانشان به زمین باز می گردند و به مدت ده شبانه روز در کنار آنها می مانند. در این زمان اگر فامیل و دوستان را شاد و خرم ببینند شادمان شده و هنگام بازگشت به عالم قدس از درگاه اهورامزدا برای عزیزانشان طلب رحمت و پیروزی می کنند. بدین مناسبت از قدیم تاکنون ایرانیان از چند روز پیش از آغاز فروردین ماه با شوق و ذوق به تهیه و تدارک برگزاری یک جشن بزرگ می پردازند. خانه ها را می روبند و با گلهای زیبا می آرایند و فضای خانه را برای شادی ارواح درگذشتگان معطر خوشبو می کنند. لباس نو پوشیده و به دیگران احسان می کنند. در شاهنامه فردوسی جشن نوروزی به جمشید پادشاه بزرگ سلسله پیشدادی نسبت داده شده است.<br />
حکیم طوس معتقد است جمشید روز اول فروردین ماه بر تخت طلائی تکیه زد. دیوان این تخت را در مدت یک روز از دماوند به بابل بردند، او این روز را &#8220;هرمزدا&#8221; به نام آفریدگار جهان نامید و فرمان داد مردم این هنگام خجسته را جشن گرفته و شادی کنند. حکیم عمر خیام در نوروزنامه چنین می نویسد : سبب نام نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب هر سیصد و شصت و پنج شبانه روز و ربعی به اول دقیقه حمل باز آید و چون جمشید آن روز را دریافت، نوروز نام نهاد و جشن و آئین آورد.</p>
<p>براساس آنچه بعرض رسید، نوروز نشانگـر تاریخچه ای دیرینه همراه با فرهنگ و آداب و سنن ایرانیان است که از آخرین روزهای پایان اسفند ایرانیان با برگزاری آئین های مختلف مقدم نوروز و آغاز فصل بهار را گرامی می دارند که در اینجا تـنـها به چند نمونه از موارد مهم آن اشاره می شود:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">چهارشنبه سوری :</span></p>
<p>در آخرین چهارشنبه سال مردم در مکانی دور هم جمع می شوند، آتش روشن می کنند و از روی آن میپرند در حالی که زمزمه میکنند (زردی من از تو سرخی تو از من) با کمک آتش و نور که سمبلهای خوبی هستند افراد امیدوارند که راه خود را در این آخرین شب تاریک سال پیدا کنند تا به روزهای آغازین بهار برسند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000181-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-1445" title="000181-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000181-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="400" height="569" /></a></p>
<p>علاوه بر آن این عقیده وجود دارد که ارواح گذشتگان افراد، در این روز دوستان و یاران خود را نظاره می کنند. در این آخرین چهارشنبه از سالی که در حال پایان است بسیاری از مردم خصوصاَ‌ بچه ها خود را در لباسی مخفی می کنند و در حالی که با قاشق بر روی ظرفی می زنند به در خانه ها می روند و مردم برای رفع بلا چیزی به آنها مژدگانی می دهند به این سنت &#8220;قاشق زنی&#8221; می گویند. مردم برای اینکه آرزوهایشان به حقیقت بپیوندد به آنها انواع غذاها را می دهند، بعضی از این هدایای مردم عبارتند از : سوپ، آجیل، میوه، پسته، مغزبادام، فندق، انجیر و کشمش.</p>
<p>دیگر سنت این زمان فال گوش است، برای اینکار شخص آرزوئی می کند و در گوشه ای می ایستد (به طور مخفیانه) و سعی میکند با برداشت خود از حرف دیگران به حقیقت پیوستن آرزوی خود را محک بزند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">پنجشنبه آخر سال و یادی از گذشتگان :</span></p>
<p>یکی از آیـین های کهن پـیش از نوروز یاد کردن از مردگان است که به این مناسبت به گورستان می روند و خوراک می برند و به دیگران می دهند. زردشـتیان معـتـقدند که : &#8220;روان و فروهر مردگان، هیچ گاه کسی را که بوی تعلق داشت فراموش نمی کند و هر سال هنگام جشن فروردین به خانه و کاشانه خود برمی گردند&#8221;. در روزهای پنجه، از جمله رسم ها، تهیه کردن غذا، آیـینی مذهبی بوده، ابوریحان می نویسد: و گبرکان در این پنج روز خورش و شراب نهند، روان های مردگان را و همی گویند، که جان مرده بیاید و آن غذا گیرد. غذا پختن و بر مزار مردگان بردن در قرن چهارم رسم بوده است؛ از خوارزم تا فارس: خوارزمیان پنج روز آخر اسفند و پنج روز دیگری که در پی آن است و ملحق به این ماه مانند اهالی فارس، در روزهای فروردگان برای ارواح مردگان در گورستان غذا می گذارند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000184-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-1446" title="000184-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000184-WWW.ASMAN_.IR_-475x305.jpg" alt="" width="475" height="305" /></a></p>
<p>یکی از صورت های برجا ماندهً این رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن &#8220;پنجشنبه آخر سال&#8221; است، به ویژه خانواده هایی که در طول سال عضوی را از دست داده اند. رفتن به زیارتگاه ها و &#8220;زیارت اهل قبور&#8221;، در پنجشنبه و نیز، روز پـیش از نوروز و بامداد نخستین روز سال، رسمی عام است. در این روز، خانواده ها خوراک (پلو خورش)، نان، حلوا و خرما <span style="color: #000000;">بر <a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">مزار نزدیکان</span></a> می</span> گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، یا چراغ روشن می کنند. در برخی از شهرهای ایران، روز پیش از عید، خانواده های عزادار، از خویشان و نزدیکان با غذا و حلوا پذیرایی می کنند و در سر مزار جمع می شوند و نیز رسم است که ایرانیان شیعه، در موقع سال تحویل، به زیارت قبر امامان و امامزادگان میروند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">سفره هفت سین :</span></p>
<p>جذاب ترین قسمت نوروز، هفت سین است. هفت سین نام سفره ای است که شامل ۷ ظرف می باشد که هر کدام محتوی چیزهایی هستند که با حرف &#8220;سین&#8221; شروع می شود.</p>
<p style="text-align: right;">چیدن سفره‌ هفت‌ <span style="color: #000000;">سین‌ یکی‌ از <a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">مناسبت های‌ زیبا و نیکوی‌ نوروزی‌ </span></a>است‌</span> و نمادی‌ از طراوت‌ و شادابی‌ و بهانه ‌ای‌ برای‌ گرد هم‌ جمع ‌شدن‌ افراد خانواده‌ در لحظات‌ تحویل‌ سال‌ نو به‌ شمار می‌ رود بطوریکه از چند روز قبل از نوروز این سفره پهن می شود یا روز میز قرارداده می شود. عدد ۷ از دیرباز برای ایرانیان مقدس بوده است و ۷ ظرف نمادی از تولدی دوباره، سلامتی، شادی، موفقیت، خوشحالی، صبر و زیبائی هستند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000182-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-1447" title="000182-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000182-WWW.ASMAN_.IR_-475x343.jpg" alt="" width="475" height="343" /></a></p>
<p><span style="color: #000000;">این سمبلها به صورت زیر نمایان می گردند :</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱. </strong></span>سبزه، یا جوانه گندم یا عدس به نشانه تولدی دوباره، فراوانی، برکت، شادابى، سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پیوند او با طبیعت است</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۲.</strong></span> سمنو، که مخلوطی از گندم آرد شده و شیرین شده است و به نوعی نشان دهنده مهارت آشپزی ایرانیان است و نمادی از زایش و باروری گیاهان است</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۳.</strong></span> سیب، به نشانه سلامتی و زیبائی و نمادی از بارورى و زایش است</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۴.</strong></span> سنجد، نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولد و زایندگى. عده اى عقیده دارند که بوى برگ و شکوفه درخت سنجد محرک عشق است!</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۵.</strong></span> سیر، به نشانه دارو و سلامتی و نماد چاشنى و محرک شادى در زندگى است</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۶.</strong></span> سماق، که به زنگ خورشید در هنگام طلوع است با طلوع خورشید بدی از میان می رود</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۷.</strong></span> سرکه، نشان دهنده صبر است (زیرا مدتها طول می کشد که سرکه بوجود آید)</p>
<p>البته غیر از این گیاهان و میوه هاى سفره نشین، خوان نوروزى اجزاى دیگرى هم داشته است: در این میان &#8220;تخم مرغ&#8221; نماد زایش و آفرینش است و نشانه اى از نطفه و نژاد. &#8220;آینه&#8221; نماد روشنایى است و حتماً باید در بالاى سفره جاى بگیرد. &#8220;آب و ماهى&#8221; نشانه برکت در زندگى هستند. ماهى به عنوان نشانه<span style="color: #000000;"> <a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">اسفندماه</span></a> بر</span> سفره گذاشته مى شود و &#8220;سکه&#8221; که نمادى از امشاسپند شهریور (نگهبان فلزات) است و به نیت برکت و درآمد زیاد انتخاب شده است. شاخه هاى سرو، سنبل، دانه هاى انار، گل بیدمشک، شیر نارنج، نان و پنیر، شمعدان و&#8230; را هم مى توان جزو اجزاى <span style="color: #000000;">دیگر <a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">سفره هفت سین </span></a>دانست</span>. &#8220;کتاب مقدس&#8221; هم یکى از پایه هاى اصلى خوان نوروزى است و براساس آن هرخانواده اى به تناسب مذهب خود، کتاب مقدسى را که قبول دارد بر سفره مى گذارد.</p>
<p>چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتیان اوستا و کلیمیان تورات را بر بالاى سفره‌هایشان جاى مى‌دهند. بر سر سفره زرتشتیان در کنار اسپند و سنجد، &#8220;آویشن&#8221; هم دیده مى شود که گویا خاصیت ضدعفونى کننده و دارویى دارد و به نیت سلامتى و بیشتر به حالت تبریک بر سر سفره گذاشته مى شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">دید و بازدید های نوروزی، یا عید دیدنی :</span></p>
<p>از جمله آیـین های نوروزی، دید و بازدید، یا &#8220;عید دیدنی&#8221; است. رسم است که روز نوروز، نخست به دیدن بزرگان فامیل، طایفه و شخصیت های علمی و اجتماعی و منزلتی می روند. در بسیاری از این عید دیدنی ها، همه کسان خانواده شرکت دارند. کتاب های تاریخی و ادبی، تـنها از عید دیدنی های رسمی دربارها و امیران و رئـیسان خبر می دهند. رسمی که هنوز هم خبرگزاری ها و رسانه ها، به آن بسنده می کنند. &#8220;دیدن&#8221; های نوروزی که ناگزیر &#8220;بازدید&#8221; ها را بدنبال دارد و همراه با دست بوسی و روبوسی است و عیدی گرفتن کوچکتر ها از بزرگترهای فامیل هم از اهمیت زیادی برخوردار است. در روزهای نخست فروردین،<span style="color: #000000;"> که <a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">تعطیل رسمی</span></a> است</span> و گاه تا سیزده فروردین ادامه دارد و می گویند حتی تا آخر فروردین بـین خویشاوندان و دوستان و آشنایان دور و نزدیک، این دید و بازدیدها رواج دارد. رفت و آمد گروهی خانواده ها، در کوی و محله (به ویژه در شهرهای کوچک) هنوز از میان نرفته است. این دید و بازدیدها، تا پاسی از شب گذشته، به ویژه برای کسانی که نمی توانند کار روزانه را تعـطیل کنند، ادامه دارد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">سیزده به در :</span></p>
<p>در سیزدهمین روز از سال جدید که پایان تعطیلات نوروزی برای مدرسه ها و دانشگاه ها نیز میباشد، خانواده ها خانه خود را ترک می کنند و به گردشگاهها می روند و ضمن صرف غذا در دامن طبیعت به بازی و جشن و پایکوبی می پردازند. این روز برای شادی و پایان دادن تعطیلات به صورت شاد و مثبتی می باشد. مفهوم ۱۳ به این خاطر است که مردم قادر باشند در طول سال با تمام نیروهای اهریمنی مبارزه کنند، زیرا عده ای معتقدند عدد ۱۳ عدد نحسی می باشد. نحوه برگزاری این روز به صورت یک پیک نیک می باشد، بعد از این روز زندگی به حالت عادی برمی گردد، مدرسه ها باز می شوند و مغازه ها و مشاغل دیگر ساعت عادی کار خود را آغاز می کنند. بنابراین این روز آخرین روز با هم بودن <span style="color: #000000;">فامیل و <a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">استفاده از طبیعت زیبای بهار </span></a>است</span>. &#8220;سیزده به در&#8221; روزی برای طلب باران نیز می باشد، در ایران قدیم هر روز نام مختص خودش را داشت و به خدائی خاص متعلق بود که روز ۱۳ فروردین به خدای باران اختصاص داشت. ظاهر این خدا به صورت اسب بود، در این روز مسابقه بین اسبها برگزار می شد و اسب برنده به عنوان خدای باران انتخاب می شد. در این روز پسرها و دخترهای جوان سبزه ها را گره می زنند (برای برآورده شدن آرزوها یا یافتن همسری مناسب) اعتقاد بر این است که وقتی گره سبزه ها باز شوند تمامی مشکلات حل می شود و آنها به آرزوی خود می رسند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000183-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-1448" title="000183-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000183-WWW.ASMAN_.IR_-475x292.jpg" alt="" width="475" height="292" /></a></p>
<p>مرسوم است که هنگام گره زدن سبزه دخترها چنین زمزمه می کنند &#8220;سیزده به در سال دگر، بچه بغل، خونه شوهر&#8221;. در پایان روز سبزه را به دور می اندازند زیرا معتقدند که این سبزه تمامی دردها و بیماریها را در خود جمع نموده است و طبق اعتقاداتی که رایج بوده دست زدن به سبزه دیگران موجب انتقال این مشکلات به فرد دیگر می شده است.</p>
<p>بهر حال نــــوروز،<span style="color: #000000;"> این <a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">عید باستانی ما ایرانیها </span></a>با تمام</span> زیباییهایش و آیین کهن ارزشمندش پیام آور صلح و صفا و شادی و آرامش است. ایرانیان از قدیم در هر موقعیتی که بودند در این وقت سال شادی و شادمانی را به دل ها راه میدادند زیرا که پیام نوروز شاد بودن و شاد زیستن است. چیزی که جشن نوروز را از دیگر جشن ها جدا می سازد این است که نوروز با زندگی نو و تازه شدن پیوند دارد، با پایان یافتن زمستان و رفتن سرما و جایگزین شدن بهار طبیعت، انسان نیز افکار، اندیشه و دل خود را از کینه پاک می کند و بطور کلی محور اصلی جشن نوروز بر شادمانی و سرور و پایکوبی بنا شده و به روح انسان تازگی و جنبشی نو میدهد &#8230;</p>
<p>ناگفته نماند<span style="color: #000000;"> که<a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;"> زمان تحویل سال </span></a>۱۳۹۱</span> به وقت ایران، سه شنبه ۱ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۸ و ۴۴ دقیقه و ۲۷ ثانیه میباشد که امیدوارم لحظات شادمانه، زیبا و باشکوهی در خاطرات همگی شما دوستان ارجمند ترسیم شود و سالی پربار و سراسر کامیابی را پیش رو داشته باشید.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><strong>یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد      رقصیدن شاخ بید تقــدیم تـو بــاد</strong></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><strong>تنها دل ساده ای است دارایی ما      آن هم شب عیـد تقــدیم تـو بــاد</strong></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-1443/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آئین جشن چهارشنبه سوری</title>
		<link>http://asman.ir/post-4801</link>
		<comments>http://asman.ir/post-4801#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Mar 2012 20:42:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[آتش چهارشنبه سوری]]></category>
		<category><![CDATA[آتش‌بازی و انفجار ترقه ‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[آخر سال]]></category>
		<category><![CDATA[آخرين سه شنبه سال خورشيدی]]></category>
		<category><![CDATA[آداب و رسوم چهار شنبه سوری]]></category>
		<category><![CDATA[آداب و سنن ايران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[آش چهارشنبه سوری]]></category>
		<category><![CDATA[آیین و تاریخچه چهارشنبه سوری]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال نوروز]]></category>
		<category><![CDATA[افروختن آتش و پريدن از روی آن]]></category>
		<category><![CDATA[ايران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[ايران كهن]]></category>
		<category><![CDATA[باستان و زرتشتيان]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین مطالب در مورد چهارشنبه سوری]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین مطالب چهار شنبه سوری]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین و جدیدترین مطالب در مورد چهارشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ چهارشنبه سوری]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه دقیق چهار شنبه سوری]]></category>
		<category><![CDATA[تصاویر چهارشنبه سوری]]></category>
		<category><![CDATA[جالب ترین مطالب در مورد چهارشنبه سوری]]></category>
		<category><![CDATA[جشن بهاري]]></category>
		<category><![CDATA[جشن های باستانی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جشن‌های ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[رسوم جالب چهارشنبه سوری]]></category>
		<category><![CDATA[رسوم چهارشنبه سوری]]></category>
		<category><![CDATA[سه ‌شنبه شب]]></category>
		<category><![CDATA[شب آخرین چهارشنبه سال]]></category>
		<category><![CDATA[شب چهارشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب جالب در مورد چهارشنبه سوری]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب در مورد چهارشنبه سوری]]></category>
		<category><![CDATA[پیدایش چهارشنبه سوری]]></category>
		<category><![CDATA[چهارشنبه سوری]]></category>
		<category><![CDATA[چهارشنبه سوری آخر سال]]></category>
		<category><![CDATA[چهارشنبه سوری در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[چهارشنبه سوری در دیگر شهر های کشور]]></category>
		<category><![CDATA[چهارشنبه سوری در شهر های ایران]]></category>
		<category><![CDATA[چهارشنبه سوری در فرهنگ ایرانیان باستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=4801</guid>
		<description><![CDATA[چهارشنبه‌ سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبه سال (سه ‌شنبه شب) برگزار می‌شود. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود.مردم در این روز [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چهارشنبه‌ سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبه سال (سه ‌شنبه شب) برگزار می‌شود.</p>
<p>ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود.مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد.</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;">منوچهری دامغانی گوید:</span></strong></p>
<p style="text-align: center;">به فال نیک به روز مبارک شنید         نبید گیر و مده روزگار خویش به بد</p>
<p><span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند.</span></a></span></p>
<p>ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئین های کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد.</p>
<p>اما دکتر کورش نیکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ایران باستان، عقیده دارد که چهارشنبه سوری هیچ ارتباطی با ایران باستان و زرتشتیان ندارد و شکل گیری این مراسم را پس از حمله اعراب به ایران می داند.</p>
<p>در ایران باستان هفت روز هفته نداشتیم.در ایران کهن هر یک از سی روز ماه، نامی ویژه دارد، که نام فرشتگان است. شنبه و یکشنبه و&#8230; بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ایران وارد شد. بنابراین اینکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگیریم ( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گویای این هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ایران مرسوم شد.&#8221;</p>
<p> &#8221;برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( یا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در این پنج روز آتش روشن می کردیم تا روح نیاکانمان را به خانه هایمان دعوت کنیم.&#8221;</p>
<p> &#8221;بنابراین، این آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ایران باستان است و زرتشتیان به احتمال زیاد برای اینکه این سنت از بین نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و این جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری.&#8221;</p>
<p>بخش کردن ماه به چهار هفته در ایران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و یک شنبه و دوشنبه و &#8230;&#8230;..نامیدن روز های هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه ای سامی و درآمده به زبان فارسی و در اصل &#8220;شنبد&#8221; بوده است.</p>
<p>واژه « سور» و « سوری» در ادبیات فارسی به معنای « مهمانی » و « جشن » و رنگ « سرخ » و … بکار رفته است.</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;">ناصر خسرو می گوید:</span></strong></p>
<p style="text-align: center;">در سور جهان شدم و لیکن                 بس لاغر باز‌گشتم از سور</p>
<p style="text-align: center;">زین سور ز من بسی بتر رفت             اسکندر و اردشیر و شاپور</p>
<p style="text-align: center;">      گر تو سوی سور میروی رو                 روزت خوش‌ باد و سعی مشکور</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;">مسعود سعد می گوید:</span></strong></p>
<p style="text-align: center;">وقت گل سوری خیز ای نگار                بر گل سوری می سوری بیار</p>
<p>« سور » در شعر ناصر خسرو ، مهمانی و « سوری » در شعر مسعود سعد ، سرخ معنی می دهد.</p>
<p>در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده ‌است.</p>
<p>واژه «چهارشنبه‌ سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته ‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک ‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیت افراد باشد و در میان عموم ایرانیان (بجز زرتشتیان) رواج دارد.</p>
<p><span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">رقص با آتش امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آن‌ها زیاد است، آتش‌بازی و انفجار ترقه ‌ها و فشفشه‌ها نیز متداول است.در سال‌های اخیر، رسانه‌های ایران توجه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان می‌دهند.</span></a></span></p>
<p>البته مراسمی که امروزه برپا می‌شود به طوری کلی متفاوت با آن روزگار است چون از نظر زرتشتیان آتش نماد مقدسی است و پریدن از روی آن به نوعی بی‌احترامی به آن نماد تلقی می‌شود. جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است.</p>
<p>از نظر زرتشتیان پریدن از روی آتش بی‌حرمتی به آتش است. کورش نیکنام، موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ایران باستان، عقیده دارد که چهارشنبه سوری هیچ ارتباطی با ایران باستان و زرتشتیان ندارد و شکل گیری این مراسم را پس از حمله اعراب به ایران می داند. او در این باره می گوید: &#8220;ما زرتشتیان در کوچه ها آتش روشن نمی کنیم و پریدن از روی آتش را زشت می دانیم.</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;">منوچهری دامغانی می گوید:</span></strong></p>
<p style="text-align: center;">چهارشنبه که روز بلاست باده بخور            به ساتگین می خور تا به عافیت گذرد</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>پیشینه</strong></span></p>
<p>جشن «سور» از گذشته بسیار دور در ایران مرسوم بوده‌است که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفته‌است که طلایه‌دار نوروز است.</p>
<p>در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای‌کوبی با نام سور مرسوم بوده‌است و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب «یوم الارباع» خوانده می‌شد و از روزهای شوم و نحس بشمار می‌رفت و بر این باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند.</p>
<p><span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">بدین ترتیب ایرانیان آخرین جشن آتش خود را به آخرین چهارشنبه سال انداختند و در آن به شادمانی و پایکوبی پرداختند تا هم جشن ملی خود را حفظ کنند و هم بهانه بدست دیگران ندهند و بدین ترتیب چشن سوری از حادثه روزگار مصون ماند و برای ایرانیان تا به امروز باقی ماند.</span></a></span></p>
<p>مختار ثقفی برای خونخواهی از عاملین واقعه کربلا، در شهر کوفه که بیشتر آنان عرب بوده‌اند از این فرصت سود برد و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود بسیاری از آنان را قصاص کرد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>برخی آیین‌های سوری </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> بوته افروزی </span></p>
<p>در ایران رسم است که پیش از پریدن  آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت «گله» کپه می کنند. با غروب  آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها  را آتش می زنند.</p>
<p>در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های  افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند  و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی  می خوانند.</p>
<p style="text-align: center;">زردی من از تو ، سرخی تو از من</p>
<p style="text-align: center;">غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا</p>
<p style="text-align: center;">ای شب چهارشنبه ، ای کلیه جاردنده ، بده مراد بنده</p>
<p>خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود &#8220;زردی من از تو / سرخی تو از من&#8221;</p>
<p>هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع می کند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می کوبد و به  ساکنان خانه می گوید که از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.</p>
<p>در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود  تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانکار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک می سازند. برای این که آتش آلوده   نشود خاکستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود  ببرد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> مراسم کوزه شکنی</span></p>
<p>مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی،کمی نمک به علامت شور چشمی، و یکی سکه دهشاهی به نشانه تنگدستی در کوزه ای سفالین  می اندازند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر ، کوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به کوچه پرتاب می کند و می گوید: «درد و بلای خانه را ریختم  به توی کوچه» و باور دارند که با دور افکندن کوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می کنند.   </p>
<p> همچنین گفته میشود وقتی میتراییسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت،در روم وبسیاری از کشورهای اروپایی ،روز ۲۱ دسامبر ( ۳۰ آذر )  به عنوان تولد میترا جشن گرفته میشد.ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباهی که در محاسبه روز کبیسه رخ داد . این روز به ۲۵ دسامبر انتقال یافت.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> فال گوش نشینی</span></p>
<p>زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می کنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبتکردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممکن نخواهند دانست.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> قاشق زنی</span></p>
<p>زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با کاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در کوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنکه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر کاسه می زنند. صاحب خانه که می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در کاسه های آنان می گذارد.</p>
<p>اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> آش چهارشنبه سوری </span></p>
<p>خانواده هایی که بیمار یا حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می کردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» یا «آش بیمار» می پختند و آن را اندکی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می کردند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> تقسیم آجیل چهارشنبه سوری</span></p>
<p>زنانی که نذر و نیازی می کردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام «آجیل چهارشنبه سوری» از دکان رو به قبله می خریدند و پاک می کردند و میان خویش و آشنا پخش می کردند و می خورند. به هنگام پاک کردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خارکن را نقل می کردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.</p>
<p><span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">گرد آوردن بوته، گیراندن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت &#8220;زردی من از تو، سرخی تو از من&#8221; شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است</span></a></span></p>
<p>پس امیدورام دوستان عزیز با خواندن این مطالب قشنگی این رسم را با انجام کارهای خطرناک و استفاده از ترقه های خطرناک خراب نکنند</p>
<p>مراسم دیگری مانند  توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> شال انداختن</span></p>
<p>شال ‌اندازی از دیگر مراسم شب سوری است که تاکنون اعتبار خود را در شهرها و روستاهای همدان و زنجان حفظ کرده‌است. پس از خاموشی آتش و کوزه‌شکستن و فالگوشی و گره‌گشایی و قاشق‌زنی جوانان نوبت به شال‌اندازی می‌رسد. جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر می‌ساختند.</p>
<p>آنگاه از راه پلکان خانه‌ها یا از روی دیوار، آنرا از روزنه دودکش وارد منزل می‌کنند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست می‌گرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان می‌سازند. صاحبخانه که منتظر آویختن چنین شال‌هایی هستند، به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلاً آماده کرده، در گوشه شال می‌ریزند و گره‌ای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه می‌سازند که هدیه سوری آماده‌است.</p>
<p>آنگاه شال ‌انداز شال را بالا می‌کشد. آنچه در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی، انار نشانه کسرت اولاد در آینده و گردو نشان طول عمر، بادام و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواری‌ها، کشمش نشانه پرآبی و پربارانی سال نو و اگر سکه نقره باشد نشانه سپیدبختی است.</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;">ریشه ی فرهنگی چهارشنبه سوری :</span></strong></p>
<p>بطور کلی فرهنگ مردم را باید در درون زندگی مردم و از لابلای باورهای مردم جستجو کرد، از آنجا که چهارشنبه سوری از آئین های دیرینه ی ایرانیان است جدای اینکه امروزه آنچه درشهرهای بزرگ ایران، به خصوص تهران در این شب انجام می گیرد بیشتر به جنگ و نزاع شبیه است تا سور و شادی!</p>
<p>ولی میتوان با بازگشت به زمانی حدود بیست و چند سال پیش، دریافت که شب چهارشنبه ی آخر سال مراسم متنوعی داشت که در استانهای مختلف ایران مراسمی با اشکال گوناگون و با سبک های سنتی صورت می پذیرفت که اکنون نیز برخی از آن رسوم در بعضی از استانهای ایران برگزار می شود که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود :</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>چهارشنبه سوری در شهرهای گوناگون</strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> استان آذربایجان شرقی</span></p>
<p>تبریزی ها در شب چهارشنبه سوری به روی هم آب یا گلاب می پاشند و معتقدند آب پاشیدن، زندگی را با سعادت قرین می کند. از دیگر رسوم ضروری این شب، فرستادن خُنچه از منزل داماد به منزل عروس است. در این خنچه معمولاً میوه، شیرینی، گلدانهای پرگل، ماهی و خلعت (پارچه) برای خانواده ی عروس و خود عروس گذارده می شود. دختران دم بخت تبریزی هنگام پریدن از روی آتش می خوانند:<br />
“بختم آچیل چهارشنبه” یعنی: چهارشنبه! بختم را بازکن.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> استان آذربایجان غربی</span></p>
<p>خانواده های ارومیّه ای در این شب به خانه ی مسن ترین فرد فامیل می روند و به خوردن آجیل سرگرم می شوند. آجیل حتماً باید از هفت نوع خوراکی تهیه شود. این هفت نوع خوراکی می تواند از بین خوراکیهای زیر باشد:</p>
<p>انجیر، کشمش، مویز، خرما، توت خشک، فندق، بادام، گردو، سنجد، نخودچی، آب نبات، تخمه بدون نمک، باسلق، برنجک (برنج بوداده) برگه هلو، برگه زردآلو و گندم برشته. کسی که مرادی و حاجتی دارد، باید تقسیم آجیل را به عهده بگیرد تا مرادش برآورده شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> استان اردبیل</span></p>
<p>در مغان، مردم پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه، دسته جمعی به کنار رودخانه می  روند، آتشی بر می افروزند و جوانان در آنجا به سوارکاری می پردازند و هنگام</p>
<p> بازگشت، زنان ظرف هایشان را از آب رودخانه پر می کنند و به خانه می آورند و آب آن را به دور و برخانه می پاشند که با این کار، سال جدید، سالی سرشار از روشنی و زلالی و پاکی خواهد بود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> استان اصفهان</span></p>
<p>افروختن آتش در معابر، کوزه‌شکستن، فالگوشی، گره‌گشایی و غیره کاملاً متداول است و تمام آن آدابی که در تهران معمول است در اصفهان نیز رواج دارد. شکوه شب چهارشنبه‌سوری در اصفهان از تمام شهرهای ایران بیشتر است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> استان بوشهر</span></p>
<p><span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">بوشهری ها پس از آتش افروزی در خانه هایشان و پریدن از روی آن، با قایق از روی آب می گذرند و معتقدند با این کار نحسی این شب از بین می رود. در ضمن کوزه ی نویی را که تا آن زمان استفاده نکرده اند، به دیوار می زنند تا شکسته شود تا بلا و بدبختی، مثل کوزه شکسته شود.</span></a></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> استان خراسان</span></p>
<p>در خراسان مراسم کوزه شکستن به این طریق است که درون کوزه های کهنه مقدار نمک که علامت شور بختی است و مقداری ذغال که علامت سیاه بختی است و یک سکه کم ارزش پول می ریزند و تمام افراد خانواده آن را به دور سر می چرخانند و آخرین نفر کوزه را از پشت بام به کوچه پرت می کند و می گوید:</p>
<p>“درد و بلام توکوزه راه بیفته بره تو کوچه”<br />
در بعضی از نقاط خراسان در این شب به جای آش، چهار نوع پلو می پزند. این پلوها عبارتند از: رشته پلو، عدس پلو، زرشک پلو و ماش پلو که معمولاً به فقرا، نزدیکان و همسایگان می دهند. در آجیل خراسانی ها مطلقاً نمک وجود ندارد، چون نمک را علامت شوربختی می دانند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> استان خوزستان</span></p>
<p>در اهواز، پس از پریدن از روی آتش، مراسم قاشق زنی انجام می گیرد که خانواده ها، خوراکی یا آجیل شور و شیرین در ظرف قاشقزنان می ریزند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> استان سیستان و بلوچستان</span></p>
<p>در سیستان مردم گونی، پتو و نمد کهنه را به صورت گلوله در می آورند و آن را در غروب آخرین چهارشنبه سال، آتش می زنند و معتقدند که نحوست این شب با این عمل از بین می رود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> استان فارس</span></p>
<p>در شیراز برای گشودن بخت دختران در شب چهارشنبه سوری به سعدیه می روند و از آب استخر سعدیه بر سر وروی دختران می  ریزند. زنان نیز با ریختن این آب به روی خود، معتقدند که مهرشان در دل شوهر بیشتر می شود. در این شب زنان برای برآورده شدن حاجاتشان زیر منبر مسجد جامع شهر دعا می خوانند و پس از دعا خواندن، حلوا و آش می پزند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> استان کردستان</span></p>
<p>مردم کردستان مخصوصاًروستائیان، دسته جمعی به صحرا و کنار چشمه سارها می روند و پس از مدتی که به شادی و پایکوبی و کشتی گرفتن گذراندند، هنگام مراجعت به خانه، هرکسی مقداری سنگریزه جمع می کند و بدون آنکه به پشت سرخود نگاه کند، سنگریزه را از روی شانه به عقب پرتاب می کند و بدین ترتیب بلا و آفت را از خود دور می سازد.</p>
<p>از دیگر مراسم این شب، شال اندازی است که عده ای از جوانان بالای پشت بام خانه ها و کنار درها و پنجره های همسایگان و ثروتمندان می روند و ضمن خواندن سرود و تصنیف، از دریچه ای، شال را آویزان می کنند. اهل خانه هدیه ای را به شال می بندند که معمولاً سکه، تخم مرغ، شاخه نبات، کله قند، جوراب یا نخودچی و کشمش است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> استان کرمان</span></p>
<p>در کرمان مقداری ذغال، نمک، سکه ی کم ارزش پول و کمی نان درکوزه خالی می ریزند و شب چهار شنبه سوری آن را از بالای بام به کوچه پرتاب می کنند تا بلا و کمبود از همه چیز مخصوصاً از آنچه در کوزه است دور شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> استان انزلی</span></p>
<p>در روستاهای اطراف انزلی، غروب شب چهارشنبه سوری، در پنج منطقه پوشال برنج را با فاصله کنار هم می چینند، سپس آنها را آتش می زنند و برای دفع چشم زخم، اسپند در آتش می ریزند و افراد هر خانواده از بزرگ به کوچک، سه مرتبه از روی آن می پرند و این ترانه را به گویش گیلکی می خوانند:</p>
<p>“گل گل چهارشنبه ، به حق پنجشنبه ، نکبت بی شه ، دولت بی یه ، زردی بی شه ، سرخی بی یه”<br />
یعنی: آتش سرخ چهار شنبه! به حق پنجشنبه نکبت برود، دولت بیاید. زردی برود، سرخی بیاید.</p>
<p>پس از پریدن از روی آتش ترقه در می کنند به این معنی که از نحوست چهارشنبه در امان باشند. در این شب خورشت”ترشه تره” و&#8221;سبزی پلو با ماهی&#8221; می پزند و آن را با کته، ماست و دوغ می خورند. صبح فردا (روز چهارشنبه) خاکستر برجای مانده از آتش شبانه را جمع می کنند و پای درختان میوه می ریزند به این نیّت که درختان بارور شوند و میوه ی بیشتری بدهند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> استان لرستان</span></p>
<p>در این شب در خرم آباد هیزم را به هفت دسته تقسیم می کنند و با فاصله های معینی در یک ردیف می چینند و آتش می زنند و با خواندن :<br />
“زردی مه د تو، سرخی تو د مه”<br />
یعنی: زردی من از تو و سرخی تو از من و از روی آن می پرند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> استان مازندران</span></p>
<p>در روستاهای مازندران در شب چهار شنبه سوری، علاوه بر کشتی گرفتن و اسپند دودکردن، انواع آشها پخته می شود از جمله “آش هفت ترشی” که از هفت نوع سبزی و هفت نوع ترشی و هفت نوع حبوبات در آن استفاده می شود و نیز “گزنه آش ” که یکی از سبزی های مصرفی در آن، گزنه است. اعتقاد براین است که خوردن این آش بسیاری از بیماریها و کسالتها را از بین می برد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> استان مرکزی</span></p>
<p>در این استان، علاوه بر مراسم آتش بازی، برای آمرزش اموات مقداری خرما یا شکر پنیر تهیه می کنند و یا حلوا درست می کنند و سرگذر می ایستند و به عابران تعارف می  کنند. هر رهگذر وظیفه دارد یک دانه بردارد و قبل از خوردن، برای آمرزش اموات خیرات دهنده، حمد و سوره ای بخواند و سپس خوراکی را بخورد.</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;">تحریف آیین چهارشنبه سوری</span></strong></p>
<p>یافته های پزوهشی نشان می دهد که تمامی آیین ها و یادمان هایی که مردم ایران در هنگامه گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نیاکان ما در آمیخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، امید به زندگی ، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود .</p>
<p>رفتار خشونت آمیز و مغایر با عرف و منش جامعه نطیر آنچه که امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم ، در هیچکدام از این آیین ها دیده نمی شود .</p>
<p>بهتر است بگوییم ، کسانی که با منفجر کردن ترقه و پراکندن آتش سلامتی مردم را هدف می گیرند ، با تن دادن به رفتاری آمیخته به هرج و مرج روحی ، آیین چهارشنبه سوری را تحریف کرده اند.</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;">منتقدان چهارشنبه سوری </span></strong></p>
<p>نویسندگان و نظریه‌ پردازانی نیز بوده‌اند که جشن‌ های چهارشنبه سوری و نوروز را آیینی ناپسند و مذموم می‌دانستند. برخی روحانیون پس از انقلاب سال ۵۷ سعی در زدودن این جشنها از تقویم ایران کردند. در اسفند ماه سال ۱۳۸۸، رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت الله خامنه ای در پاسخ به سوالی در خصوص مراسم چهارشنبه سوری این مراسم را «مستلزم ضرر و فساد» دانست و خواستار اجتناب از آن شد. شهید مرتضی مطهری چهارشنبه سوری را از آن «احمق‌ها» می‌دانست. آیت الله مکارم شیرازی نیز چهارشنبه سوری را حرام دانست و گفت:چهارشنبه سوری یک سنت خرافی است، نباید سنت خرافی را احیا کنیم و از همه اینها گذشته اسراف در مال است و نباید اسراف در مال کرد.</p>
<p><span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">رسانه‌های دولتی کشورمان در سال‌ های اخیر تبلیغات فراوانی برای خودداری از برگزاری آیین ‌های چهارشنبه ‌سوری انجام می‌دهند.</span></a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-4801/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>معنی نام کشورهای جهان همراه با ریشه لغوی</title>
		<link>http://asman.ir/post-4787</link>
		<comments>http://asman.ir/post-4787#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 18 Feb 2012 14:30:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[اسم کشورها]]></category>
		<category><![CDATA[ریشه لغوی کشور های جهان]]></category>
		<category><![CDATA[معنای نام کشورها]]></category>
		<category><![CDATA[معنی اسم کشورها]]></category>
		<category><![CDATA[معنی نام کشورها]]></category>
		<category><![CDATA[معنی نام کشورهای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[معنی کشورها]]></category>
		<category><![CDATA[نام بین‌المللی کشورهای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[نام ملی]]></category>
		<category><![CDATA[نام کشورها]]></category>
		<category><![CDATA[کشور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=4787</guid>
		<description><![CDATA[در زیر نام کشورها و معنای نام آنها آورده شده است. نام‌های انگلیسی که در روبروی آنها نوشته شده، نام بین‌المللی آنهاست. در توضیح آنکه برخی از این نام‌ها از انگلیسی وارد زبان فارسی شده اند، دقیقا منظور همان انگلیسی نیست بلکه اکثرا در تمام زبان‌ها به همین نام خوانده می‌شوند و ما زبان بین‌المللی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در زیر نام کشورها و معنای نام آنها آورده شده است. نام‌های انگلیسی که در روبروی آنها نوشته شده، نام بین‌المللی آنهاست. در توضیح آنکه برخی از این نام‌ها از انگلیسی وارد زبان فارسی شده اند، دقیقا منظور همان انگلیسی نیست بلکه اکثرا در تمام زبان‌ها به همین نام خوانده می‌شوند و ما زبان بین‌المللی را مد نظر قرار داده ایم.</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱-</span> آذربایجان (Azerbaijan)</span></strong></p>
<p>نام ملی Azərbaycan، از عربی «آذِربایجان». یونانی و لاتین Atropatene، ارمنی Atrpatakan که منطقه‌ای در ماد بود. نام آذربایجان از نام ساتراپ ایرانی این منطقه در زمان هخامنشیان و سلوکیان آمده: Atropates به معنای «نگهبان آتش» در فارسی میانه.در زبان فارسی باستان آذَرباذَگان و آذرپادگان و آذَربایَگان، پارسی میانه آتورپاتَکان، ارمنی آتَرپَتَکَن و سریانی آذُربایغان نامیده می شددر دوره بعد از اسلام آنجا را آذر و آذرباد و آذربادگان و آذرباذگان و آذربایگان و آذربیجان و اَذْرَبیجان بر وزن عندلیبان (معجم البلدان) نیز نامیده اند. در جغرافیای دوره اسلامی سرزمین وسیعی است که گفته اند مردمان آن از یهودیه و عجم و فارس هستند و به زبان فرس قدیم سخن می گویندو پای تخت آن شهر گنجک بوده‌است در تخت سلیمان در جنوب شرقی مراغه و عرب آن را کزنا و کنز و یونانیان گازا می‌نامیده‌اند. البته برخی زبانشناسان گویند از &#8220;آذر&#8221; (آتش)+ &#8220;بای&#8221; یا باگ (بغ، خدا)+ &#8220;گان&#8221; (مکان، جایگاه) و در کل به معنای &#8220;جایگاه آتش ایزدی&#8221; است.</p>
<p><strong></strong> </p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۲-</span> آرژانتین (Argentina)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Argentine است. از لاتین argentum، به معنای &#8220;نقره&#8221;. نامی که بازرگانان پرتغالی و اسپانیایی برای سرزمین رود Rio de la Plata (رود نقره) به کار بردند؛ و به معنای «سرزمین نقره».</p>
<p><strong></strong> </p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۳-</span> آروبا (Aruba در اختیار هلند)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی Aruba است. دو امکان برای نامگذاری آن وجود دارد: اولی از کاشف اسپانیایی Alonso de Ojeda در سال ۱۴۹۹ این جزیره را به نام Oro Hubo که در اسپانیایی به معنای «آنجا طلا بود» و دومی را که Arawak بیان می‌دارد از واژهٔ سرخ‌پوستی oibubai به معنای «راهنما».</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">4-</span> آلبانی (Albania)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Albanie است. واژه Alb از زبان‌های هندواروپایی و به معنای «سفید» یا «کوهستان» است.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> آلبانیایی: Shqipëria «سرزمین بزرگ»، سرزمینی که احتمالاً زیباترین مکان بود.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> ترکی: Arnavutluk</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">5-</span> آلمان (Germany)</span></strong></p>
<p>این نام در فارسی دخیل از فرانسوی است:Allemagne (فرانسوی)، Alemania (اسپانایی)، Alemanha (پرتغالی)، Almanya (ترکی): «سرزمین همه مردمان» یا «همه قوم‌های ما» و شاید از Alamanni قوم ژرمنی جنوبی با همان معانی. ژرمنی نو: Alle Männer.</p>
<p>ژرمن: از لاتین Germania در سده سوم پیش از میلاد، و با ریشه ناشناخته. لغتنامه آکسفورد نظریات زیر را با ریشه سلتی بیان داشته: gair «همسایه» (از محقق Zeuß)، و gairm «بانگ جنگ» (از محققان Wachter و Grimm). Partridge ، gar «نیزه» و gar «فریاد زدن» را پیشنهاد می‌دهد. بریتانیایی‌ها، ایتالیایی‌ها و دیگر زبان‌ها واژه لاتین آن را به کار می‌برند. ایرلندیان آنرا An Ghearmáin با همان ریشه می‌نامند.</p>
<p>Deutschland (آلمانی)، Duitsland (هلندی): از آلمانی باستان علیا و واژه diutisc به معنای «از آنِ مردم» (از آلمانی باستان thiudaیا theoda «مردم». مقایسه کنید با واژه «توده» فارسی). در کل به معنی «سرزمین مردمان».</p>
<p>Niemcy (لهستانی)، Německo (چکی)، Nemecko (اسلواکیایی)، Nemčija (اسلوونیایی)، немецкий (nemetski روسی. البته الان کاربرد ندارد)، Németország (مجاری): از اسلاوی &#8220;گنگ/لال&#8221; و اشاره به کسانی که با زبان ما تکلم نمی‌کنند.شاید از قوم ژرمنی Nemetes.<br />
Purutia (تاهیتی): پروس<br />
Saksa (استونی، فنلاندی): از نام قوم ژرمنیِ ساکسون (احتمالاً از ژرمنی باستان علیا sahs، «چاقو».)<br />
Tyskland (دانمارکی، نروژی، سوئدی)، Þýskaland (ایسلندی)، tedesco (صفت ایتالیایی): از ژرمنی باستان thiudaیا theoda «مردم». در لاتین ژرمن‌ها را Teutones نیز می‌نامیدند.<br />
Vācija (لتونیایی)، Vokietija (لیتوانیایی)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">6-</span> آنتیگوا و باربودا (Antigua &amp; Barbuda)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از زبان انگلیسی است. کریستف کلمب آنتیگوا را به احترام نام کلیسای جامع شهر سویل Santa María La Antigua (سنت ماری پیر) نامید. باربودا نیز در زبان پرتغالی به معنای «ریشو» است؛ این نام از آنجا آمده که درختان انجیری که در این جزیره بودند ابتدا مانند ریش در نظر ظاهر شدند البته شاید هم اشاره به ریش بومیان دارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">7-</span> آنتیل هلند (Netherlands Antilles در اختیار هلند)</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">نام فارسی آن دخیل از زبان فرانسوی Antill است. نام آنتیل از نام سرزمین/جزیره اسطوره‌ای &#8220;Antillia&#8221; که در غرب اروپا قرار داشته؛ از دو واژه پرتغالی ante/ anti و ilha و به معنای «جزیره». و نیز بنگرید به هلند.</span></a></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">8-</span> آندورا (Andorra)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Andorra است. بر سر ریشه این واژه اختلاف وجود دارد. از پیش لاتینی، احتمالاً با ریشهٔ باسکی یا ایبریایی. شاید این نام از واژهٔ عربی &#8220;ال دره&#8221; به معنای بیشه و دره آمده باشد. این نام به خاطر حمله اعراب مور به اسپانیا و در دره بودن آندورا داده شده. برخی نیز ادعا می‌کنند که از واژه اسپانیایی andar به معنای «پیاده روی کردن» و از قبایل چادر نشین آندورایی Andorrisoe آمده است. شاید هم از ریشه Navarrese واژه‌ای آندورایی به معنای «سرزمین پوشیده از بوته (توت فرنگی)». برخی گویند از نام افسانه‌ای Endor، به معنای «درهٔ وحشی جهنمی» که Louis le Debonnaire پس از شکست مورها و بیرون کردن آنها بدانجا اطلاق کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">9-</span> آنگولا (Angola)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Angola است. از Ngola، عنوانی که برای نامیدن پادشاهی Ndongo استفاده می‌شد؛ و نام پرتغالی (آنگولا) به احترام آن گذاشته شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">10-</span> آنگویلا ( Anguilla در اختیار بریتانیا)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. نامی که در برخی زبان‌های لاتینی (اسپانیاییanguila، فرانسوی anguille، ایتالیایی anguilla) با eel نامگذاری شده. نامگذاری نامطمئنی که کاشفان اروپایی همچون کریستف کلمب (۱۴۹۳) کردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">11-</span> آولند ( Ålandاستانی خودمختار در فنلاند)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. به معنای «سرزمین (در) آب». از ریشه آلمانی ahw-، هم‌ریشه با لاتین aqua به معنای «آب». نام فنلاندی Ahvenanmaa نسبتاً از ترجمهٔ آن در آلمانی است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #ff9900;"><strong><span style="color: #ff0000;">12-</span> اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی (Soviet Union)</strong></span></p>
<p>کشوری که از اتحاد شوراها و جمهوری‌ها پدید آمده بود و امروزه شامل روسیه، آسیای میانه، قفقاز و اروپای شرقی است و با مرکزیت روسیه. نام اروپایی آن از کلمه روسی совет (یا soviet) به معنای «شورا» است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">13-</span> اتریش (Austria)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Autriche است. مقایسه کنید با نام آلمانی Österreich، از آلمانی باستان شمالی ôstarrîhhi، به معنای «پادشاهی شرقی». در سده نهم میلادی کشوری در بخش شرقی امپراتوری فرانک‌ها و در مرز با اسلاو‌ها تشکیل شد به این نام. این نام در زمان شارلمانی و اوایل قرون وسطی به نام لاتین marchia orientalis یا «مارس شرقی» خوانده می‌شد. نام آلمانی باستان آن از نام محلی آن Ostarrîchi آمده.</p>
<p>عربی: «نمسه». احتمالاً از واژه اسلاوی nowaday که برای آلمان استفاده می‌شده و از طریق زبان ترکی به عربی راه یافته.<br />
چکی: Rakousko<br />
فنلاندی: Itävalta</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">14-</span> اتیوپی (Ethiopia)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Ethiopie است. از یونانی Αἰθιοπία (Æthiopia)، از Αἰθίοψ (Æthiops)، به معنای «سوخته (αιθ-) چهره (ὄψ)». البته اتیوپیان کشور خود را Ityopp&#8217;is می‌نامیدند و می‌گفتند نم پسر کوش و نوه حام (پسر نوح) است.</p>
<p>Abyssinia (نام پیشین): از عربی، از Ge&#8217;ez (زبانی افرواسیایی) واژه &#8220;حبشه&#8221; که اقوامی در اتیوپی بودند.</p>
<p><strong></strong> </p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۵-</span> اردن (Jordan)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از عربی است. از نام رود اردن، نامی عبری و کنعانی با ریشه &#8221; yrd&#8221; به معنای «پایین آمده». در گذشته منطقه «نبطیه» را شامل می‌شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">16-</span> ارمنستان (Armenia)</span></strong></p>
<p>کهن‌ترین نام برای آن در زبان‌های ایرانی از فارسی باستان (سده ۶ پ.م.) Armina است، یونانی Armenia (سده ۵ پ.م.). ریشهٔ نام فارسی باستانی آن مشخص نیست، البته ممکن است از نام آشوری Armânum/Armanî و یا نام Minni در عهد عتیق باشد. البته ارمنیان اعتقاد دارند که ارمن نام نوه حضرت نوح بود. اینکه مردمان قفقاز مانند گرجیان، ارمنیان و چچنیان اعتقاد دارند که نام کشورشان از نام فرزندان نوح بوده است، به دلیل اعتقادات دینی ایشان است؛ زیرا بنابر عهد عتیق این ناحیه مکان فرود آمدن کشتی نوح است.</p>
<p>ارمنی: Հայաստան) hayastan) از ریشهٔ Hayk. نامی که ارمنیان اعتقاد دارند نام نوه نوح بوده.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">16-</span> جزیره اروپا (Europa Island در اختیار فرانسه)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. نام کشتی بریتانیایی Europa که در ۱۷۷۴ این جزیره را کشف کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">17-</span> اریتره (Eritrea)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Eritrée است. از نام لاتین دریای سرخ &#8220;Mare Erythraeum&#8221;، که آن نیز از نام یونانی باستان این دریا گرفته شده &#8220;Erythrea Thalassa&#8221;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">18-</span> ازبکستان (Uzbekistan)</span></strong></p>
<p>از پیوند دو واژه: «ازبک» (ترکی: «بزرگ»)؛ پسوند «ستان» (فارسی: «سرزمین»). «سرزمین بزرگان».</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">19-</span> اسپانیا (Spain)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از اسپانیایی España است. از نامی که فنیقیان بدان دادند: אישפנים (Î-šəpānîm) «جزیرهٔ خرگوش کوهی». هنگامی که تاجران فنیقی به این ناحیه رسیدند خرگوشان زیادی را دیدند و این خرگوش‌ها را با خرگوش کوهی آفریقا اشتباه گرفتند. رومیان این نام را به صورت Hispania به کار می‌بردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">20-</span> استرالیا (Australia)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از لاتین terra australis incognita «سرزمین ناشناخته جنوبی». در سده ۱۷ و ۱۸ میلادی کاشفان اروپایی تلاش خود را برای کشف این سرزمین آغاز کردند. Matthew Flinders (۱۷۷۴-۱۸۱۴) برای نخستین بار به سواحل استرالیا رسید و نام استرالیا را در کتاب A Voyage to Terra Australis (سفر به سرزمین جنوبی) به علت سادگی در تلفظ پیشنهاد کرد. پیش از آن کاشفی هلندی نام Australisch و Hollandia Nova &#8220;هلند نو&#8221; را برای آن بکار برده بود.</p>
<p>Butanibi : نامی که بومیان از آن استفاده می‌کردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">21-</span> استونی (Estonia)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Estonie است. از صورت استونیایی نام ژرمنی Estland، و احتمالاً به معنای «(راه) شرقی» و شاید از نام Aestia، که نخستین بار یونانیان به کار بردند.</p>
<p>Chud (اسلاوی شرقی باستان):از ریشه گوتیک «مردم» (مانند Deutschland برای آلمان ). شاید هم به معنای «خارق‌العاده».<br />
Igaunija (لاتویایی):از نام قوم باستانی Ugaunian در جنوب شرقی استونی.<br />
Viro (فنلاندی): از نام قوم باستانی Vironian در شمال استونی.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">22-</span> اسکاتلند (Scotland نیمهٔ شمالی بریتانیا)</span></strong></p>
<p>در فارسی نام انگلیسی آن بکار می‌رود. «سرزمین اسکات‌ها»، از انگلیسی باستان Scottas، وام گرفته از لاتین Scotti، ریشه آن مشخص نیست. پس از خروج رومیان از بریتانیا در سال ۴۲۳ میلادی، قومی ایرلندی به اسکاتلند یورش بردند و در آنجا ساکن شدند، و این نام از اینجا آمده.</p>
<p>Alba (گالیک ایرلندی و اسکاتلندی): از ریشه سلتی Albion، که در بریتانیا می‌زیستند. از ریشه هندواروپایی «سفید». از سنگ گچی که در این مناطق قرار دارد و یا نام کوه‌های آن. هم ریشه با کوه‌های آلپ. همچنین بنگرید به آلبانی (کشور آلبانی و نام پیشین جمهوری آذربایجان)<br />
Caledonia (لاتین): از نام قوم Caledonii. همچنین Caledonia در یونانی به معنای «آب‌های خوب» است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">23-</span> اسلوواکی (Slovakia)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Slovakie است. از اسلاوی Slav. ریشهٔ این نام مشخص نیست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">24-</span> اسلوونی (Slovenia)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Slovénie است. از اسلاوی .Slav ریشهٔ این نام مشخص نیست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">25-</span> آفریقای جنوبی (South Africa)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن از تطابق نام عربی&#8221;آفریقیه&#8221; و انگلیسی Africa است. نام آفریقا احتمالاً از لاتین یا یونانی و به معنای &#8220;سرزمین بدون سرما(آفتابی)&#8221; است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong></span> Suid-Afrika (آفریکانس): &#8220;آفریقای جنوبی&#8221;</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Aifric Theas (ایرلندی): &#8220;آفریقای جنوبی&#8221;</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Azania (نام پیشین): این نام را اقلیت سفیدپوست بکار می‌بردند. ریشهٔ آن مشخص نیست ولی با زبان نیل وصحرایی ارتباط دارد. شاید از عربی &#8220;عجم&#8221;(غیر عرب). و شاید هم از یونانی azainein &#8220;خشک کردن&#8221;.اشاره به خشکی منطقه دارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">26-</span></span><span style="color: #0000ff;"> آفریقای مرکزی (Central Africa)</span></strong></p>
<p>بنگرید به آفریقای جنوبی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">27-</span></span><span style="color: #0000ff;"> افغانستان (Afghanistan)</span></strong></p>
<p>ریشهٔ واژهٔ افغان –که مترادف با پشتو است- تقریباً نامعلوم است. برخی گویند از نام Apakan، فرمانروای ایرانی در سدهٔ ۸ و ۹ م. آمده. اشاره‌ای ساسانی در سدهٔ ۳ م. به Abgan، که کهنترین واژهٔ شناخته شده برای افغان است.این اشاره در کتیبهٔ شاپور اول در نقش رستم در Goundifer Abgan Rismaund.در سدهٔ ۶ م. ستاره شناس هندی Varahamihira در کتاب Brhat Samhita به افغان‌ها با نام Avagan اشاره می‌کند. در سدهٔ ۷ م. مسافر چینی Hiuen Tsiang به مردمی اشاره می‌کند که در شمال کوه‌های سلیمان ساکن هستند و آنها را با نام Apokien می خواند که آشکارا به Avagan‌ها یا افغان‌ها اشاره دارد. امروزه دانشمندان بسیاری معتقدند که این نام آشکارا از واژهٔ سنسکریت Ashvaka یا Ashvakan، از اقوام Assakenoi یا Arrian بودند.این‌ها از جنگاوران هندی بودند. افغانستان در میان افغانها به کشور سنی نشین معروف است اما در ادبیات ایران به معنی کشور غم و اندوه می‌باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">28-</span> اکوادور (Ecuador)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Ecuador است. به معنای &#8220;خط استوا&#8221; در اسپانیایی. این کشور بر خط استوا قرار دارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">29-</span></span><span style="color: #0000ff;"> الجزایر (Algeria)</span></strong></p>
<p>از عربی &#8220;الجزائر&#8221; به معنای &#8221; جزیره ها&#8221; که باز می‌گردد به چهار جزیره‌ای که در کنار سرزمین اصلی قرار دارند و شهر الجزیره بر آن نهاده شده. البته این نام به نامی قدیمی تر و &#8220;جزائر بنی مزقناء(مزغناء)&#8221;، که توسط جغرافیادانانی چون &#8220;الادریسی&#8221; و &#8220;یاقوت حموی&#8221; به کار رفته.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">30-</span> السالوادور (El Salvador)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. به معنای &#8220;منجی&#8221; در اسپانیایی و اشاره دارد به آمدن مسیح پیش از رستاخیز.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">31-</span> امارات متحده عربی (United Arab Emirates)</span></strong></p>
<p>&#8220;امیرنشین‌های متحد عربی&#8221;، برای معنای &#8220;عرب&#8221; بنگرید به عربستان.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Trucial States، Trucial Oman(نام پیشین در انگلیسی): تا پیش از ۱۹۷۱ انگلستان با شیخ نشین‌های عربی این ناحیه جنگ و منازعه داشت و این نام(ایالات آتش بس) را پس از متارکهٔ جنگ به این سرزمین داد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">32-</span></span><span style="color: #0000ff;"> اندونزی (Indonesia)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Indonésie است. نامی بر اساس یونانی که در سده ۱۹ به کار رفت و به معنای &#8220;جزایر هند&#8221;.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Nederlands Oost-Indie (هند شرقی هلند، نام پیشین)</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Nam Dương (ویتنامی)</p>
<p><strong></strong> </p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۳۳-</span></span><span style="color: #0000ff;"> انگلستان (England)</span></strong></p>
<p>به معنای &#8220;سرزمین انگل‌ها&#8221;. نگاه کنید به «انگلیس»</p>
<p>انگلیس (England در نیمهٔ جنوبی بریتانیا)</p>
<p>احتمالاً از لهستانی از انگلیسی باستان Englaland، &#8220;سرزمین انگل‌ها&#8221;. در ایرلندی و اسکاتلندی به معنای &#8220;سرزمین ساکسون ها&#8221; مثلاً در ایرلندی Sasana. سلت‌ها آنجا را Pow Saws به معنای &#8220;کشور ساکسون&#8221; می نامیدند. در فارسی گاهی به اشتباه این نام را برای تمام سرزمین بریتانیا به کار می‌برند؛ در صورتی که این تنها نام سرزمین انگلند است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">34-</span><span style="color: #0000ff;"> اوروگوئه (Uruguay)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از فرانسوی Uruguay است. از نام رود اوروگوئه(نام ملی آنRepublica Oriental del Uruguay &#8220;جمهوری شرقی اوروگوئه &#8221; است).واژهٔ Uruguay شاید از زبان Guaraní، &#8220;urugua&#8221; (حلزون)؛ &#8220;i&#8221;(آب) و در کل &#8220;رود حلزون&#8221; باشد. شاید هم از &#8220;uru&#8221; (نوعی پرنده که نزدیک آب می زید)؛ &#8220;gua&#8221; (پیش روی از رویِ)؛ &#8220;i&#8221; (آب).</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">35-</span></span><span style="color: #0000ff;"> اوکراین (Ukraine)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از واژه اسلاوی ukraina (کشور/دیار)، همریشه با واژهٔ krajina.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">36-</span></span><span style="color: #0000ff;"> اوکیتانیا (Occitania ایالتی در بوسنی و هرزگوین)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام بومی Occitània. از لاتین Occitania (تقریباً از ۱۳۰۰).&#8221;سرزمین Òc زبانان&#8221;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">37-</span></span><span style="color: #0000ff;"> اوگاندا (Uganda)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از سواحیلی Buganda، پادشاهی خاندان Baganda. این نام تلفظ انگلیسی آن در ۱۸۹۴ است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">38-</span> ایالات متحده آمریکا (United States of America)</span></strong></p>
<p>عبارت &#8220;ایالات متحده&#8221; از سرآغاز متن قانون اساسی این کشور آمده :&#8221;ما، نمایندگان ایالات متحدهٔ آمریکا، از این رو در کنگرهٔ عمومی گرد هم آمدیم تا . . . .&#8221;. آمریکا: گمان می‌رود که از نام لاتین Amerigo Vespucci کاشف و دریانورد ایتالیایی آمده باشد(Americus Vespucius) که اولین بار نام آمریکا را برای نامیدن سرزمین برزیل در آمریکای جنوبی بکار برد. البته از نام تانیث آن، America. برخی نیز گویند از نام Richard Amerike آمده.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">39-</span> ایتالیا (Italy)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از ایتالیایی Italia است. از لاتین Italia، البته ریشه‌ای غیر لاتین دارد و احتمالاً از ریشه یونانی italos (گاو نر)، از هندواروپایی wet. ساکنان باستانی Oscan، ایتالیا را Viteliu می نامیدند که از همان ریشه است.احتمالاً به علت فراوانی این حیوان.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Friagi/ Friaz&#8217;(روسی باستان): از نامی که بیزانسی‌ها به فرانک‌ها می‌دادند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Valland (ایسلندی): &#8220;سرزمین valer (نامی که اسکاندیناویایی‌ها به سلت‌ها و بعدها به اقوام رومی شده دادند)&#8221;.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Włochy (لهستانی) و Olaszország (مجاری): از گوتیکwalh، همریشه با Valland.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #ff6600;"><strong><span style="color: #ff0000;">40-</span><span style="color: #0000ff;"> ایران (Iran)</span></strong></span></p>
<p>کهن‌ترین نام ایران در زبان‌های ایرانی، Airyanam در اوستایی و Ariyānām در فارسی باستان است. و در فارسی میانه Ērān است و به معنای &#8220;سرزمین آریاییان&#8221;. واژهٔ آریا که هندوایرانی‌ها برای نامیدن خود به کار می‌بردند به معنای &#8220;آزاده/اصیل/نجیب&#8221; است.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Persia (نام بین‌المللی پیشین): از لاتین، از طریق یونانی &#8220;Persis&#8221;، از فارسی باستان &#8220;Pārsa&#8221;(فارس).یونانیان افسانه پرداز گویند به معنای &#8220;سرزمین Perseus(پرساوش)&#8221; است. البته در ریشه علمی آن با پارت همریشه و به معنای &#8220;کناره( ی ماد)&#8221; است.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Uajemi (سواحیلی): از عربی &#8220;عجم&#8221;. در عربی به کسی عجم گویند که نمی‌تواند به راحتی و شمرده شمرده عربی صحبت کند و در کل به غیراعراب به خصوص ایرانیان.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">41-</span> ایرلند (Ireland)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Irlande است. از واژه ایرلندی Éire، از سلتی Īweriū &#8220;سرزمین حاصلخیز&#8221; یا &#8220;سرزمین Eriu (ایزدبانوی حاصلخیزی و باروری)&#8221;.برخی به اشتباه &#8220;سرزمین Iron(آهن)&#8221; یا &#8220;سرزمین آریاییان (در ایرلندی: iar)&#8221; معنی می‌کنند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Hibernia (لاتین): ظاهراً همریشه با واژه لاتین hibernus &#8220;زمستانی/سرد&#8221;.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Eirinn (اسکاتلندی)، Iwerddon (ولزی)، Ywerdhon (در زبان Cornish)، Iwerzhon (در زبان Breton): همه از زبان سلتی و همریشه با ایرلند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> در حماسه‌های گائلیک، Banbha(&#8220;بچه خوک&#8221;) و Fódhla خوانده می‌شود.در اساطیر گائلیک، Ériu،Banbha و Fódla، سه ایزدبانو هستند که از ایرلند محافظت می‌کنند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">42-</span> ایرلند شمالی (Northern Ireland کشوری خودمختار در انگلستان)</span></strong></p>
<p>بنگرید به ایرلند.</p>
<p><strong></strong> </p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۴۳-</span> ایسلند (Iceland)</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">نام فارسی آن احتمالاً دخیل از فرانسوی Islande است. در ایسلندی Ísland، &#8220;سرزمین یخ&#8221;. شاید نامی که برای جلوگیری از اسکان مردم، بر آن نهادند. احتمالاً این نام را Flóki Vilgerðarson کاشف، بدلیل کوه‌های یخ شناور شمالی آن در فصل بهار بر آن گذاشت.</span></a></span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">ب</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۴۴-</span> باربادوس (Barbados)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از انگلیسی است. نامیده شده توسط کاشف پرتغالی Pedro A.Campos با نام Os Barbados &#8220;اشخاص ریشدار&#8221; در سال ۱۵۳۶.</p>
<p><strong></strong> </p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۴۵-</span> جزیره بالمیرا (Palmyra Atoll در اختیار ایالات متحده)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام قایق Palmyra، متعلق به ناخدا Sawle.که در ۱۸۰۲ آن را کشف کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">46-</span> باهاما (Bahamas)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از انگلیسی است. از اسپانیایی Baja Mar &#8220;دریای پایین (کم عمق)&#8221;.این نام به علت کم عمق بودن دریای اطرافش به آن داده شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">47-</span> بحرین (Bahrain)</span></strong></p>
<p>از عربی &#8220;البحرین&#8221; به معنای&#8221;دو دریا&#8221;.زیرا در میان دو خلیج کوچک قرار گرفته. برخی گویند به علت بودن در میان ایران و اعراب است. همچنین برخی گویند دریا ی اولی منظور خلیج فارس است و آن یکی استعاره‌ای از آب‌های فراوان بهاری در خود جزیره است.</p>
<p><strong></strong> </p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۴۸-</span> برزیل (Brazil)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Brésil است. از نام چوب برزیل چوبی سرخ رنگ که در پرتغالی brasil نامیده می‌شود. در زبان Tupiسرخ‌پوستی، ibirapitanga خوانده می‌شود به معنای &#8220;چوب سرخ&#8221;. برخی گویند از نام اسطورهٔ ایرلندی Hy-Brazil، که جزیره‌ای خیالی است.این اسطوره در سده ۱۵ بسیار vhd[ بود تا حدی که برخی برای یافتن آن تلاش زیادی کردند. البته برزیل هم در سال ۱۵۰۰ توسط Pedro Álvares Cabral کشف شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">49-</span> برمودا (Bermuda تحت حکومت انگلستان)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام ناخدای اسپانیایی Juan de Bermúdez که این جزایر را در ۱۵۰۳ یافت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">50-</span> جزیره بووت (Bouvet Island در اختیار نروژ)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام کاشف فرانسوی Jean-Baptiste Charles Bouvet de Lozier که این جزیره را در ۱۷۳۹ کشف کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">51-</span> برونئی (Brunei)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از انگلیسی است. نام کامل آن Negara Brunei Darussalam. دارالسلامبه معنای"کاخ مسکن"، Negara به معنای"ایالت" در زبان مالایی(از سنسکریت Nagara "شهر").</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">52-</span> بریتانیا (Britain)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از لاتین Britannia است. از Pretani، "رنگ شده"؛ بریتانیا(ولزی Prydain، از لاتین Britannia، احتمالاً از طریق فرانسوی).نام پیشین جزیره بریتانیا Albion بود، اکنون نیز اسکاتلندیان سرزمین خود را Alba می نامند. ریشهٔ این نام عامیانه از Brutus است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">53-</span> بلژیک (Belgium)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از فرانسوی Belgique است. از نام قبیله‌ای سلتی، Belgae. این نام شاید از واژه هندواروپایی bolg به معنای"کیسه/زهدان" و نمایانگر تبار عمومی. نظری دیگر اشاره می‌کند که نام Belgae ممکن است از واژه پیش-سلتی belo به معنای "تابناک"باشد(انگلیسی bale، آنگلوساکسون bael، لیتوانی baltas، اسلاوی belo "سفید/درخشان").</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">54-</span> بلغارستان (Bulgaria)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از ترکی عثمانی است. سرزمین قوم بلغار. شاید از آلمانی burg به معنای "قلعه".شاید از burgarii یا bourgarioi به معنای "کسانی که از دژ محافظت می‌کنند".نخستین بار در یونانی در سال ۲۰۲ م نام برده شدند. برخی گویند از ریشهٔ ترکی Bulgha به معنای " سمور". برخی آن را با نام رود ولگادر روسیه مقایسه می‌کنند، زیرا بلغارها پیش از مهاجرت به بالکان در اطراف رود ولگا می زیستند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">55-</span> بلیز (Belize)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. بنابر روایتی از تلفظ اسپانیایی Wallace، دزد دریایی ای که برای نخستین بار در سال ۱۶۳۸ در بلیز ساکن شد. برخی نیز گویند از واژهٔ مایایی belix به معنای "آب گل آلود" که به رود بلیز اشاره دارد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> هندوراس بریتانیا (نام پیشین)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">56-</span></span><span style="color: #0000ff;"> بنگلادش (Bangladesh)</span></strong></p>
<p>از بنگالی/سنسکریت Bangla اشاره به بنگالی زبانان، و Desh به معنای "کشور".در کل "کشور بنگالی ها". هنگامی که وابسته به هند بود به نام‌های Sikkim، Tripura، Jharkand، Assam و بنگالی غربی خوانده می‌شد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> پاکستان شرقی (نام پیشین)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">57-</span> بنین (Benin)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. نام امپراتوری آفریقایی که در بنین قرار داشت.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> داهومی (Dahomey، نام پیشین) : نام گروهی نژادی در بنین.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">58-</span> بوتان (Bhutan)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. نژاد تبتی Bhotia که در سده ۱۰ م از تبت به بوتان کوچ کردند. Bod نام باستانی تبت است.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> بوتانی: Druk Yulبه معنای "سرزمین تندر" یا "سرزمین اژدها".از تندرهای شدیدی که از سمت هیمالیا می‌آید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">59-</span> بوتسوانا (Botswana)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام قوم بزرگ Tswana.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> بچوانلاند (Bechuanaland نام پیشین).از Bechuana صورت تلفظی دیگر از بوتسوانا.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">60-</span> بورکینافاسو (Burkina Faso)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Burkina Faso است. از زبان بومی، به معنای "سرزمین مردمان درستکار" یا"سرزمین فسادناپذیران". پرزیدنت Thomas Sankara در کودتایی در سال ۱۹۸۳ قدرت را بدست آورد و در سال ۱۹۸۴ نام آن را از "ولتای علیا" تغییر داد.این نام از دوبخش و از دو زبان در این کشور آمده Burkina و Faso.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> ولتای علیا (Upper Volta نام پیشین). ولتای دو رود که در این کشور جریان دارند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">61-</span></span><span style="color: #0000ff;"> بوروندی (Burundi)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نامی محلی به معنای "سرزمین Kirundi زبانان ".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">62-</span></span><span style="color: #0000ff;"> بوسنی و هرزگوین (Bosnia &amp; Herzegovina)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Bosnie Herzégovine است. این کشور از دو ناحیه تشکیل شده: ناحیه بزرگ شمال، بوسنی که نامش را از رود Bosna گرفته.ناحیه کوچک جنوبی، هرزگوین که نامش را از عنوان اصالتی آلمانی Herzog به معنای "دوک" گرفته.این منطقه در سال ۱۴۴۸ به زیر حکومت فردریک چهارم، امپراتوری مقدس روم رفت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">63-</span> بولیوی (Bolivia)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Bolivie است. برگرفته از نام Simón Bolívar (۱۷۸۳-۱۸۳۰)، رهایی بخش آمریکای لاتین از سلطهٔ اسپانیا و نخستین رییس جمهور بولیوی پس از استقلالش در ۱۸۲۵.نام این فرد از نام روستای La Puebla de Bolibar در بیسکای اسپانیا آمده(احتمالاً bolu "آسیاب"+ ibar "رودخانه".)</p>
<p><strong></strong> </p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۶۴-</span> جزیره بیکر (Baker Island در اختیار ایالات متحده)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. نامیده شده توسط Michael Baker از ایالت ماساچوست، کسی که این جزیره را در ۱۸۳۲ پیدا کرد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">پ </span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۶۵-</span> پاپوا گینه نو (Papua New Guinea)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Papua Nouvelle Guinée است. پاپوا از واژه مالایی papuah، که اشاره به موی مجعد ملانزیایی‌ها دارد. گینه نو را کاشف اسپانیایی، Íñigo Ortiz de Retes برآن گذاشت زیرا مردمانش شبیه مردمان گینه در آفریقایند. بنگرید به گینه.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">66-</span> پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی (United Kingdom)</span></strong></p>
<p>The United Kingdom of Great Britain and Northern Ireland .در اصل در ۱۸۰۱ به نام "پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند" نامیده می‌شد که به اتحاد پادشاهی‌های بریتانیا و ایرلند اشاره داشت؛ ولی پس از استقلال ایرلند در ۱۹۲۷، این نام به ایرلند شمالی بسنده کرد. البته این نام در فارسی رایج نیست و بیشتر نام‌های "انگلستان" یا "بریتانیا" به کار می‌رود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">67-</span> پاراگوئه (Paraguay)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از فرانسوی Paraguay است. ریشه اش مشخص نیست، البته به نظر می‌آید از نام رود پاراگوئه باشد. احتمالاً به معنای "آب Payagua (قوم بومی)". برخی گویند از زبان Tupi-Guarani و از para(رود) و guai(تاج): "رود تاجدار".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">68-</span> پاکستان (Pakistan)</span></strong></p>
<p>ناسیونالیست "چوذری رحمت علی" در سال ۱۹۳۳ در کتاب "اکنون یا هیچوقت" این نام را از پ(پنجاب) ا (افغانیه) ک (کشمیر) س (سند) + -ستان، درست کرد. رحمت علی سپس در سال ۱۹۴۷ در کتاب "پاکستان، میهن ملل پاک" آنرا اینگونه توضیح داد: p (پنجاب) a (افغانیه) k (کشمیر) i (ایران) s (سند) t (تخارستان، در آسیای میانه) a (افغانستان) n (بلوچستان). واژهٔ فارسی "پاک" بعدها برای توضیح این نام و به معنای "سرزمین پاکان" استفاده شد. نام پاکستان را انگلیسیان برای نامیدن این منطقه رسمی کردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">69-</span> پالائو (Palau)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. معنای آن: -؟-</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Belau یا Belaw (نام محلی): -؟-</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Pelew (نام دیگر): ناخدای انگلیسی Henry Wilson، این نام را اینگونه تلفظ کرند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">70-</span> پاناما (Panama)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از انگلیسی است. نام روستایی که در گذشته در مکان شهر پاناما قرار داشت. از زبان سرخ‌پوستی Cueva و به معنای"جای فراوانی ماهی". شاید از زبان Caribe و به معنای "فروانی پروانه".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">71-</span> پرتغال (Portugal)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از پرتغالی Portugal است. از لاتین میانه Portucale، از لاتین portus "بندر" و Cale (بندر کاله). ریشهٔ Cale نامشخص است. شاید از نام قومی گائلیک که در شمال رود دورو می زیستند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Lusitania ( نام باستانی و ادبی): از نام لوسیتانی ها، از سلتی Lus و Tanus، به معنای "قوم Lusus".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">72-</span> پرتوریکو (Puerto Rico مشترک المنافع با ایالات متحده)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از فرانسوی Puerto Rico است. کریستف کلمب این جزیره را San Juan Bautista نامگذاری کرد. اسپانیاییان پایتخت آن را Puerto Rico "بندر ثروتمند" نامیدند. و بنا به دلیلی نامعلوم این دو نام را در ۱۵۲۰ باهم عوض کردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">73-</span> پرو (Peru)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از انگلیسی است. ریشه اش مشخص نیست، بیشتر محققان گویند از واژه بومی biru(رود). برخی نیز گویند از نام سردار Beru. کاشف اسپانیایی. شاید از نام ملت باستانی این منطقه،pelu.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">74-</span> پلی نزی فرانسه (French Polynesia در اختیار فرانسه)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Polynésie است. از یونانی poly nēsos "جزایر بسیار".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">75-</span> جزایر پیت کرن (Pitcairn Islands در اختیار انگلستان)</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. نام ملوانی که نخستین کس این جزایر را دید. او از خدمه ناخدا Philip Carteret در ۱۷۶۷ بود و کرترت به افتخار او این جزیره را نامگذاری کرد.</span></a></span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">ت </span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۷۶-</span> تاجیکستان (Tajikistan)</span></strong></p>
<p>"سرزمین تاجیک ها". از فارسی "تاجیک" (تاجدار؛ تاجور) به معنای "کشور آزادگان". این کشور زمانی بخشی از ایران بود و نام آن هم با واژهٔ ایران هم معنی است. نام تاجیکستان در سال ۱۹۲۴ میلادی برای جمهوری شوروی تاجیکان (پارسی زبانان آسیای مرکزی) ساخته شد. سرزمین تاجیکان در در کهن‌ترین زمان‌ها توران نام داشت و آن را ورازرود و فرارود و ماوراءالنهر هم می خواندند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">77-</span> تانزانیا (Tanzania)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از ترکیب دو نام تانگانیکا (سرزمین اصلی) و زنگبار (جزیره مقابل تانگانیکا). تانگانیکا نام دریاچه‌ای در این سرزمین است و تلفظ پرتغالی از نام بومی tou tanganyka "پیوستن". جایی که آب‌ها به هم می پیوندند. البته Henry Stanley کاشف پرتغالی در ۱۸۷۱ این سرزمین را کشف کرد و شاید آن را از Tonga(جزیره) و hika(پهناور) نامید. زنگبار "بند زنگیان(سیاهان)".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">78-</span> تایلند (Thailand)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از تایی thai (قوم محلی)"آزاده"."سرزمین آزادگان".</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Siam (سیام، نام پیشین): تایلندیان در زمان Sukhothai، کشور خود را به این نام می خواندند.احتمالاً از زبان پالی Suvarnabhuma "سرزمین طلا". شاید هم از واژه پالی sama به معانی"قهوه ای، زرد، سبز یا سیاه"</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">79-</span> تایوان (Taiwan)</span></strong></p>
<p>از چینی"خلیج پلکانی"(مزارع پلکانی برنج بر بستر کوه). البته نویسهٔ قدیمیتر آن (台員) معنایی کاملاً متفاوت می‌دهد. پرتغالیان نام قوم بومی Tayouan یا Teyowan را برآن نهادندو و بازرگانان چینی آن را به این نام تبدیل نمودند. Formosa (فرمز، نام پیشین): از پرتغالی "زیبا"، اشاره به زیبایی جزیره دارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">80-</span> ترکمنستان (Turkmenistan)</span></strong></p>
<p>"سرزمین ترکمنان".برای معنای واژهٔ "ترک" بنگرید به ترکیه.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">81-</span> ترکیه (Turkey)</span></strong></p>
<p>از ترکی Türkiye "سرزمین ترکان". ترک‌ها از اقوام آلتایی هستند و احتمالاً به معنای "قوی/توانا". پسوند"-ئیه" در عربی "وابسته به" معنا می‌دهد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> روم(کردی): از "سلطنت روم"، ایرانیان هنگامی که با رومیان برخورد کردند، آنها را Hrômayig(رومی) خواندند و به روم، Hrôm می‌گفتند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">82-</span></span><span style="color: #0000ff;"> جزیره ترومیلن (Tromelin Island در اختیار فرانسه)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام Chevalier de Tromelin، فرمانده رزمناو فرانسوی که این جزیره را در ۱۷۷۶ کشف کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">83-</span> ترینیداد و توباگو (Trinidad and Tobago)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. کریستف کلمب در ۱۴۹۸ ترینیداد "تثلیث مقدس"(پدر، پسر و روح القدس) را کشف کرد.توباگو احتمالاً از نام قوم tobacco. کلمب نام Bella Forma را بر آن نهاده بود.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Kairi یا Iere (نام باستانی زبان Amerindian برای ترینیداد): احتمال بسیار قوی به معنای "سرزمین مرغ مگس خوار".برخی گویند به معنای "جزیره".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">84-</span> جزایر تورکس و کایکوس (Turks and Caicos Islands در اختیار انگلستان)</span></strong></p>
<p>Turks نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از شباهت کاکتوس‌های آن به کلاه منگوله دار ترک ها؛ و Caicos از زبان بومی لوکایان caya hico "سلسله جزایر".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">85-</span> توکلائو (Tokelau در اختیار زلاندنو)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از توکلاوی "شمال" یا "شمالی". جزیره‌ای در شمال ساموآ. توکلاوی‌ها از ساموآ به این جزایر مهاجرت کردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">86-</span> توگو (Togo)</span></strong></p>
<p>togo نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از زبان Ewe و به معنای "آب" یا "ساحل".</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> توگولند فرانسه (نام پیشین)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">87-</span> تونس (Tunisia)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از عربی است. از نام شهر تونس. احتمالاً از زبان بربری "دماغه کوچک".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">88-</span> تونگا (Tonga)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از تونگایی "جنوب" یا "جنوبی"، زیرا این جزیره در زیر ساموا است.</p>
<p>• Friendly Islands (نام پیشین): "جزایر دوستانه"، ناخدا جیمز کوک در ۱۷۷۳ این نام را پس از عهد دوستی با بومیان بر آن نهاد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">89-</span> تووالو (Tuvalu)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. نام بومی و به معنای "هشت جزیره" یا "هشت پایگاه همراه دیگری"(تووالو نه جزیره دارد ولی هشت تای آن مسکونی است).</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Niulakita (نام پیشین): نخستین جزیره‌ای که در ۱۹۴۹ از تووالو کشف شد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Ellice Islands (جزایر الیس، نام پیشین): از نام ادوارد الیس، بازرگان و سیاست‌مداری که همراه کاشفان این جزایر به اینجا آمد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">90-</span> تیمور شرقی (East Timor)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از مالایی timur به معنای "شرق". نام بوم Timor Lorosaeو پرتغالی Timor-Leste به معنای تیمور شرقی.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> تیمور پرتغال (نام پیشین)</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ج </strong></span></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۹۱-</span> جامائیکا (Jamaica)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از زبان سرخ‌پوستی Taíno/Arawak، از واژه Xaymaca یا Hamaica "سرزمین چوب و آب" یا شاید "سرزمین چشمه ها".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">92-</span> جزیره جانستون (Johnston Atoll در اختیار ایالات متحده)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام دریادار Charles J. Johnston، افسر فرمانده کشتی Cornwallis، که آن را در ۱۸۰۷ کشف کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">93-</span> جبل الطارق (Gibraltar در اختیار انگلستان)</span></strong></p>
<p>از عربی "کوهستان طارق"، از نام "طارق ابن زیاد".فرمانده عرب که در ۷۱۱ به فتح اسپانیا پرداخت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">94-</span> جزایر جورجیای جنوبی و ساندویچ جنوبی (South Georgia &amp; the South Sandwich Islands در اختیار انگلستان)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. در ۱۷۷۵جیمز کوک این جزایر را کشف کرد و به افتخار جرج سوم پادشاه انگلستان و جان مونتاگو(کسی که در خرج سفرها بسیار به کوک کمک کرد)، چهارمین ارل منطقه ساندویچ، نامگذاری کرد.</p>
<p><strong></strong> </p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۹۵-</span> جزیره جرسی (Jersey در اختیار انگلستان)</span></strong></p>
<p>-ey نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. پسوند نروژی به معنای "جزیره"است. از jarth (اسکاندیناویایی:زمین)، یا jarl (ارل) یا از نام شخصی Geirr "جزیره Geirr".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">96-</span> جزیره جارویس (Jarvis Island در اختیار ایالات متحده)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام Edward، Thomas و William که فامیل خاندانشان Jarvisبود و از زمینداران بودند، این جزیره را کشف کردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">97-</span> جیبوتی (Djibouti)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام خلیج جیبوتی.احتمالاً از زبان Afar، "gabouti" حصیر بافت از لیفه نخل.برخی گویند به معنای "سرزمین Tehuti" خدای مصری ماه.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> سومالی فرانسه(نام پیشین).</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">چ</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۹۸-</span> چاد (Chad)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. در فرانسوی République du Tchad نامیده می‌شود.از نام دریاچه چاد در جنوب این کشور. دریاچه در زبان Bornu، tsade نامیده می‌شود.</p>
<p><strong></strong> </p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۹۹-</span> چچن (Chechnya)</span></strong></p>
<p>از روسی Chechen، احتمالاً از نام روستای Chechana یا Chechen-aul.روستایی در نزدیکی رود آرگون.برخی گویند از chechenit' sya "تکم با ناز و ادا". نام بومی آن Noxçi است، از nexça (پنیر گوسفند) یا nox (گاوآهن) یا Nox (حضرت نوح در زبان چچنی).</p>
<p><strong></strong> </p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۰۰-</span> چک (Czech Republic)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از Čechové (Češi یعنی چک ها)، نام قومی اسلاوی که در حدود ۹۰۰ م دراین سرزمین ساکن شدند.معنایش مشخص نیست.بنبر افسانه‌ای از نام رهبرشان Čech، کسی که آنها را به Bohemia آورد.اکثر محققین گویند نام Čech از Četa (وادی نظامی) مشتق شده است.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Bohemia (نام لاتین سرزمین چک) : از نام قوم سلتی Boii.</p>
<p><strong></strong> </p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۰۱-</span> چکسلواکی (Czechoslovakia)</span></strong></p>
<p>بنگرید به چک و اسلواکی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">102-</span> چین (China)</span></strong></p>
<p>از نام دودمان Qin/Ch'in و احتمالاً از شکل سنسکریت آن. • چینیZhong Guo: "کشور مرکزی"</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> انگلیسی باستان Cathay، ترکی Xytai و روسی Китай (Kitai) از نام "ختن".</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">د </span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۰۳-</span> داغستان (Dagestan)</span></strong></p>
<p>به معنای "سرزمین کوستان ها".از واژه ترکی dağ به معنای "کوه".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">104-</span> دانمارک (Denmark)</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">نام فارسی آن دخیل از نام بومی آن Danmark است، به معنای "زمینِ دان(Dan)ها".این قوم از گذشته دور در این سرزمین می زیستند. معنای قوم دان مشخص نیست شاید از واژه پیش هندواروپایی dhen "مسطح" یا "پایین". احتمالاً اشاره به جلگه دانمارک. mark در زبان دانمارکی به معنی field در زبان انگلیسی است.</span></a></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">105-</span> دومینیکا (Dominica)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از لاتین "Dies Dominica" به معنای "یکشنبه" :روزی که کریستف کلمب در این جزیره پیاده شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">106-</span> دومینیکن (Dominican Republic)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از Santo Domingo، پایتخت آن و از نام اسپانیایی Domingo de Guzmán پایه گذار فرقه دومنیکن.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">ر </span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۰۷-</span> رئونیون (Réunion در اختیار فرانسه)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Réunion است. به معنای "اتحاد دوباره". زیرا در ۱۷۹۲/۳ دوباره به فرانسه پیوست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">108-</span> روآندا (Rwanda)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام مردمان Vanyaruanda، ریشه این واژه مشخص نیست.شاید به معنای "سرزمین هزار تپه" (Pays des milles collines).</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #ff9900;"><strong><span style="color: #ff0000;">109-</span> روسیه (Russia)</strong></span></p>
<p>از نام قوم روس، گروهی از Varangian. واژهٔ روس احتمالاً از واژهٔ سکایی "راؤش" و به معنای "روشن/ سفید" است.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> An Rúis (ایرلندی): "روس ها".</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Krievija (لتونیایی): از نام قوم باستانی Krivich، که اکنون بلاروسی خوانده می‌شوند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Vene، Venemaa (استونیایی)، Venäjä (فنلاندی): از نام مردمان باستانی Vened.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">110-</span> روسیه سفید/ بلاروس (Belarus)</span></strong></p>
<p>از بلاروسی "روس سفید". که با نام روسیه سفید نیز خوانده می‌شود. علت نام "سفید" مشخص نیست شاید "سفیدی" باشد که نمادی از آسایش است.هنوز هم در اوکراین و بلاروس مناطقی با نام "روس سرخ" و "روس سیاه" نامیده می‌شوند که علت آن شاید بازگردد به فرهنگ مغولی و تاتاری.</p>
<p><strong></strong> </p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۱۱-</span> رومانی (Romania)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Romanie است. "قلمرو رومی". امپراتوری روم بخش بزرگی از این ناحیه را فتح کرد و ساکنانش را رومی نمود. نام قدیمی آن Rumania و در فرانسوی Roumania بود. این ناحیه پس از فتح قسطنطنیه توسط عثمانیان، منطقهٔ اصلی روم شرقی شد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Dacia (نام قدیمی لاتین آن): از نام مردمان باستانی داسیویی.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Wallachia، نام اسلاوی آن، از نامی که در گوتیک به سلت‌ها می‌گفتند (walh) سپس برای اقوام رومی شده به کار رفت. واژه walh از نام قوم سلتی Volcae می‌آید.(بنگرید به ولز).</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">ز</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۱۲-</span> زامبیا (Zambia)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام رود زامبزی (Zambezi).</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Northern Rhodesia (رودزیای شمالی، نام پیشین): از نام Cecil Rhodes، تاجر آفریقای جنوبی انگلیسی تبار که به کشف این سرزمین کمک کرد. در شمال رودزیای جنوبی (زیمبابوه).</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">113-</span> زلاندنو (New Zealand)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Nouvelle Zélande است. از نام استان Zeeland (به معنای "سرزمین دریا") در هلند. آبل تاسمان کاشف این جزایر، آن را Staten Landt نام گذاری کرد، اما نقشه کش‌های هلندی نام لاتین Nova Zeelandia که در هلندی Nieuw Zeeland است را به کاربردند و جیمز کوک نیز آن را به صورت New Zealand وارد انگلیسی کرد. جزیره ای به نام Zealand در دانمارک وجود دارد که کپنهاگ (پایتخت دانمارک) در این جزیره واقع شده است.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Aotearoa نامی که بومیان مائوری زبان برای آن به کار می‌بردند.وام گرفته شده از نام Niu Tireni. Aotearoa به معنای "سرزمین ابر سفید کشیده".</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Nua Shealtainn (گائلیک اسکاتلند و یزلند):به معنای "شتلاند نو" که از تلفظ گائلیک Shetland است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">114-</span> زیمبابوه (Zimbabwe)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از زبان Shona و به معنای "خانهٔ سنگی بزرگ". اشاره به پایتخت سنگی باستانی پادشاهی زیمبابوه. احتمالاً از واژه zimba re bwe؛ "zi"(بزرگی)؛ "imba"(خانه)؛ bwe""(سنگ)؛</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Southern Rhodesia/Rhodesia (رودزیا، نام پیشین):بنگرید به زامبیا.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">ژ</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۱۵-</span> ژاپن (Japan)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Japon است. از تلفظ چینی نام ژاپن 日本 (rìběn)، یا "سرچشمه خورشید". زیرا ژاپن در شرق چین است "جایی که خورشید طلوع می‌کند".</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> 日本(Nihon/ Nipponژاپنی): "جایی که خورشید طلوع می‌کند" یا "سرزمین خورشید تابان".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">116-</span> ژوان دو نوا (Juan de Nova در اختیار فرانسه)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Juan de Nova است. از نام کاشف پرتغالی در سده ۱۵، João da Nova.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">س</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۱۷-</span> سائو تومه و پرنسیپ (São Tomé and Príncipe)</span></strong></p>
<p>نامی پرتغالی . این جزایر توسط کاشف اسپانیایی در روز توماس قدیس کشف شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">118-</span> ساحل عاج (Côte d'Ivoire)</span></strong></p>
<p>زیرا عاج را ازاینجا صادر می‌کردند.نام انگلیسیش از فرانسوی نیز این معنا دارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">119-</span> ساموآ (Samoa)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. شاید از نام رییس قبیلهٔ بومی، یا از واژه‌ای بومی به معنای "جایگاه moa". moa، پرنده‌ای منقرض شده است که شاید در این جزیره توتمبوده.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">120-</span> ساموآی آمریکا ( American Samoa در اختیار ایالات متحده)</span></strong></p>
<p>بنگرید به ایالات متحده آمریکا و ساموآ.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">121-</span> سان مارینو (San Marino)</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام Marinus، (شاید افسانه ای) سنگ تراش مسیحی که به کرواسی گریخت تا بدست رومیان بتپرست نیافتد. او پناهگاهش را با دیگر پیروان مسیحی در کوه تایتانو (۳۰۱-۳۰۵ میلادی) تراشید. این منطقه در ایتالیایی به نام San Marino (مارینوس قدیس) شناخته شد.</span></a></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">122-</span> سری لانکا (Sri Lanka)</span></strong></p>
<p>از سنسکریت "جزیره باشکوه".</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Serendip (سراندیپ، نام باستانی): از سنسکریت sharan-dweepa "جزیره رستگاری/نجات".</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Ceylon (انگلیسی)، Ceilão(پرتغالی)، Seilan (سیلان، نام پیشین): از زبان پالی Sinhalana "سرزمین شیر ها(گربه سان)".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">123-</span> جزایر سفالبار (Svalbard در اختیارنروژ)</span></strong></p>
<p>از اسکاندیناویایی "لبهٔ سرد".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">124-</span> جزایر سلیمان (Solomon Islands)</span></strong></p>
<p>کاشف اسپانیایی Alvaro de Mendaña y Neyra این جزایر را در ۱۵۶۷ کشف کرد. این نام را به فکر آنکه حضرت سلیمان گنجینه‌هایش را در این نقطهٔ زمین پنهان کرده، بر آن نهاد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">125-</span> سنت پیر و میکلون (Saint Pierre and Miquelon در اختیار فرانسه)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. کاشف پرتغالی João Álvares Fagundes در ۱۵۲۱ آنرا "یازده هزار عفیفه" نام گذاشت. فرانسویان آنرا جزایر سنت پیر خواندند. و نام میکلون از واژهٔ میکائیل در زبان باسکی آمده(سنت مایکل). در ۱۵۷۹ Martin de Hoyarçabal دریانورد برای نخستین بار Micquetõ و Micquelle را به کار برد.این نام به بعدها به صورت Miclon، Micklon و در آخر Miquelon به کار رفت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">126-</span> سنت کیتس و نویس (Saint Kitts and Nevis)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. نام سنت کیتس از نام Saint Christopher ( حامی مسافران) آمده.کریستف کلمب احتمالاً نام Saint Christopher را برآن نهاد، البته نمی دانیم چرا. ملوانان انگلیسی آن را به صورت مختصر Saint Kitts به کار می‌بردند. نام Nevis از عبارت اسپانیایی Nuestra Senora de las Nieves و به معنای " برف‌های بانوی ما"، از ابرهای پایدار بر فراز کوهستان این جزیره.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">127-</span> سنت وینسنت و گرنادین (Saint Vincent and the Grenadines)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از اسپانیایی Saint Vincent توسط کریستف کلمب در بیست و دوم ژانویه ۱۴۹۸، روز جشن سنت وینسنت.گرنادین، مانند گرنادا، از نام شهر جنوبی اسپانیا، به نام Granada.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">128-</span> سنت لوسیا (Saint Lucia)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام روز Saint Lucy در سیزدهم دسامبر ۱۵۰۲ که ملوانان به آن دادند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">129-</span> سنت وینسنت و گرنادین (Saint Vincent &amp; Grenadine)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">130-</span> سنت هلنا (Saint Helena در اختیار انگلستان)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. دریانورد پرتغالی João da Nova این جزیره را در ۱۵۰۲ کشف کرد و نام هلنا، مادر امپراتور کنستانتین را برآن نهاد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">131-</span> سنگاپور (Singapore)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Singapour است. از مالایی Singapura، از سنسکریت Simhapura (یا Singhapura)، به معنای "شهر شیر(گربه سان)".</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Temasik (نام پیشین در مالایی): از ریشه جاوه ای tasik "دریاچه".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">132-</span> سنگال (Senegal)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام پرتغالی قوم بربر Zenaga (عربی Senhaja). این قوم بر موریتانی حکومت می‌کرد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Daradia (لاتین): -؟-</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">133-</span></span><span style="color: #0000ff;"> سوئد (Sweden)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Suéde است. معنای آن مشخص نیست، اما می دانیم از واژه اسکاندیناویایی باستان Sviþjoð می‌آید. Svi از هندو اروپایی suos (شخص کَسی/ خویشاوند) و þjoð "مردم" همریشه با deut آلمانی و teut توتنی.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Sverige (نام ملی): از Svia Rike "پادشاهی سوئد".(این نام احتمالاً از دانمارکی وارد سوئدی شده/rig در زبان دانمارکی به معنی قلمرو پادشاهی است که در زبان سوئدی به rikke تبدیل شده است.).</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> An tSualainn (ایرلندی): "سرزمین سوئد".از Sua (همریشه با Svia "سوئد) و –lann "سرزمین".</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Ruotsi (فنلاندی)، Rootsi (استونیایی)، Rūotšmō (لیونیایی)، Ruoŧŧa (در زبان Sami): احتمالاً از "روس".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">134-</span> سوازیلند (Swaziland)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام مردمان Swazi، ساکنان این کشور. واژهٔ سوازی از نام Mswati-I، پادشاه پیشین این کشور است.</p>
<p><strong></strong> </p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۳۵-</span> سوئیس (Switzerland)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Suisse است. احتمالاً به معنای "سرزمین مرداب" است.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Helvetia (لاتین): از نام قوم سلتی Helvetii.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">136-</span> سودان (Sudan)</span></strong></p>
<p>از عربی "بلاد السودان"(سرزمین سیاهان). در اصل اشاره دارد بسرزمین مردم سواحیلی (در ساحل این کشور).</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">137-</span> سورینام (Suriname)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام مردمان Surinen، ساکنان این منطقه.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">138-</span> سوریه (Syria)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از عربی است. از نام یونانی آشور، البته سرزمین اصلی آشور در شمال عراق بود و این منطقه Aram (قوم آرامی) خوانده می‌شد. نام سوریه را فرانسویان بر آن نهادند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">139-</span> سومالی (Somalia)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Somalie است. از نام مردمان بومی Somalis. شاید از زبان Cushitic "تیره". اشاره به رنگ پوستشان. شاید از عبارت soo maal "رفتن و شیر(نوشیدنی)".اشاره به میهمان نوازی آنها با شیر. و شاید هم از نام رییس قبیلهٔ قدیم Samaale.</p>
<p><strong></strong> </p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۴۰-</span> سیرالئون (Sierra Leone)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نامی که در پرتغالی (Serra Leoa) و اسپانیایی (Sierra León) "کوهستان شیر" است. کاشف پرتغالی Pedro de Sintra در سال ۱۴۶۲ این جزایر را از دور دید و این نام را برآن نهاد.سه توضیح برای آن وجود دارد: مانند دندان‌های شیر هستند؛ مانند شیر خفته هستند و یا آذرخشی که برفراز این کوه‌ها بود مانند غرش شیر بود.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Deorum Currus (لاتین): -؟-</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">141-</span> سیشل (Seychelles)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از انگلیسی است. از نام Jean Moreau de Séchelles، وزیر دارایی لویی چهاردهم در ۱۷۵۴-۱۷۵۶ .</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">ش</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۴۲-</span> شیلی (Chile)</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">نام فارسی آن احتمالاً دخیل از فرانسوی Chilie است. ریشه دقی آن مشخص نیست.احتمالاً از اصطلاح بومی Mapudungun به معنای "ژرفا ها"، اشاره دارد به کوه‌های آند.در Quechua یا Mapuche زبان‌های سرخ‌پوستی، chilli به معنای "جایی که جهان پایان میابد" است. شاید هم از واژه بومی tchili به معنای "برف".</span></a></span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">ص </span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۴۳-</span> صربستان (Serbia)</span></strong></p>
<p>"سرزمین صرب ها"، معنای این نام مشخص نیست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">144-</span> صحرا (Western Sahara در اشغال مراکش)</span></strong></p>
<p>از نام صحرای بزرگ آفریقا.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> صحرای اسپانیا (نام پیشین)</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">ع </span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۴۵-</span> عراق (Iraq)</span></strong></p>
<p>از نام شهر Erekh/Uruk، نزدیک فرات و احتمالاً نخستین شهر بزرگ سومری.بنابر نظریه‌ای دیگر از "ایراک" و در فارسی به معنای "ایران کوچک(عراق عجم)".</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Mesopotamia (بین النهرین/ میان رودان): یونانی شده نام باستانی "بین النهرین"؛ meso-(میان) و potamos (رود).میان رود دجله و فرات. و نیز احتمال دارد از واژهٔ ایراق (Iraq) ترکی به معنی دور باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">146-</span> عربستان سعودی (Saudi Arabia)</span></strong></p>
<p>کهنترین نام برای آن در زبان‌های ایرانی در فارسی باستان Arabaya است. سعود نام خاندان پادشاهی این کشور است.سعود به معنای "خوشبخت". عرب در زبان‌های سامی معانی متفاوتی دارد :، "بادیه نشین"، "مغرب"، "دشت"، "مخلوط شده"، "بازرگان"، "غارتگر" و " قابل درک".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">147-</span> عمان (Oman)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از عربی است. این نام را جغرافیادانان یونانی و مسلمان به کار می‌بردند. در کتاب "عمان در تاریخ" نوشته شده که مورخ رومی، Yalainous (۲۳-۷۹ میلادی) از شهری در شبه جزیره عربستان با نام Omana، یاد می‌کند.این شهر(احتمالاً شهر"صحار") بعدها نامش را به کل این منطقه داد. در کتاب "عمان در تاریخ" آمده که محققان عرب معانی متفاوتی برای آن داده اند:ابن قبی می‌گوید که از صفت عامن یا عمون به معنای "مسکن" یا "نشیمنگاه". برخی از نام نوادهٔ حضرت ابراهیم می‌دانند. بسیاری عقیده دارند از نام دره‌ای که این شهر در آن بنا شده، آمده. و بسیار تاریخیست.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">غ</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;">۱۴۸- غنا (Ghana)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از انگلیسی است. از نام پادشاهی باستانی غنا.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> ساحل طلا (Gold Coast نام پیشین): بیشترین طلا را در دوران استعمار آفریقااز اینجا صادر می‌کردند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">ف</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۴۹-</span> جزایر فارو (Faroe Islands در اختیار دانمارک)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از انگلیسی است. از زبان فاروزی (از اسکاندیناویایی باستان) Føroyar: "جزایر گوسقند".</p>
<p>در اصل تشکیل شده از دو بخش far و ø که Ø در زبان دانمارکی به معنی جزیره است. که به غلط در فارسی و انگلیسی دوباره کلمه جزیره آورده میشود! Øerne یعنی جزایر و Færøerne یعنی "جزایر فار" که به غلط به آن "فارو آیلندز" یا "جزایر جزایر فار" میگویند. fær در زبان دانمارکی به معنی پایان و در زبان ایسلندی به معنی توانایی است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">150-</span> جزایر فالکلند (Falkland Islands در اختیار انگلستان)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. کاپیتان انگلیسی John Strong این جزایر را در۱۶۹۰ کشف کرد و به احترام Anthony Cary پنجمین وایکانت فالکلند در اسکالند این نام را بر این جزایر گذاشت.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> جزایر مالویناس (Islas Malvinas در زبان اسپانیایی): این نام را ملوانان فرانسوی در ۱۶۹۰ به این جزایر دادند. از St. Malo در بروتانی فرانسه. در فرانسوی "Malouines".</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> جزایر سبالد (Sebald Islands نامی فراموش شده): از هلندی و به افتخار Sebald de Weert.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">151-</span> فرانسه (France)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی France است. از فرانسوی، از Francia، "سرزمین فرانک ها". نام فرانک از نام نیزه‌ای که frankon نامیده می‌شد و این اقوام به کار می‌بردند آمده.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">•</span> Gallia (لاتین): از نام قوم سلت.رومیان اقوام سلت را Gaul می نمیدند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">152-</span> فلسطین (Palestine)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از عربی است. از نام فلسطینی منطقه باستانی حوالی غزه. یونانیان آن را به منطق ای وسیع تر اطلاق کردند، Palaistinê.البته هرودت و دیگران آن را نام منطقه‌ای در سوریه ذکر کردند.آن را درزمان رومیان به نام Judaea (یهودیه) نیز می خواندند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Jórsalaheimr/ Jórsalaland/ Jórsalaríki (اسکاندیناویایی باستان): اورشلیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">153-</span> فنلاند (Finland)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Finlande است. از ژرمنی سرزمینFinn ها. ریشه Finn از لاپلندی یا Sami است.شاید از ژرمنی "مرداب/باتلاق" یا همریشه با فعل انگلیسی "find" (پیداکردن).در لاتین Fennia.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Suomi (فنلاندی)، Soome (استونیایی)، Sum'(روسی باستان): شاید از واژه بالتیکی zeme "سرزمین"(مقایسه کنید با "زمین" فارسی).</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> An Fhionnlainn (ایرلندی) از اطباق Finlandia با Fionnlann به معنای "سرزمین پریان".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">154-</span> فیجی (Fiji)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از زبان Tongan، Vitiنام این جزایر.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">155-</span></span><span style="color: #0000ff;"> فیلیپین (Philippines)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Philippine است. "سرزمین شاه فیلیپ" فیلیپ دوم، شاه اسپانیا. Katagalugan (زبان بومی Katipunan): "سرزمین رودخانه".(البته بیشتر برای نامیدن منطقه تاگالوگ به کار می‌رود).</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Maharlika (اسپانیایی فیلیپین): "آزاده/اصیل".</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">ق </span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۵۶-</span> قبرس (Cyprus)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از عربی است. از یونانی Kypros برای "مس".اشاره به معادن مسدر این جزیره.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">157-</span> قرقیزستان (Kyrgyzstan)</span></strong></p>
<p>از ترکی ، "قرخ"(چهل) + "ئیز"(قبایل): "سرزمین چهل قبیله" و یا "قرخ"(چهل) + "قیز"(دختر) : "سرزمین چهل دختر".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">158-</span> قزاقستان (Kazakhstan)</span></strong></p>
<p>"سرزمین قزاق ها".قزاق از زبان ترکی آلتایی و احتمالاً به معنای "خودمختار/آزاده/شجاع" است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">159-</span> قطر (Qatar)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از عربی است. از "قَطَرَة"، احتمالاً نام شهر و بندری باستانی. نام Qatara را نخستین بار بطلمیوس در نقشه‌ای که از عربستان کشید، ذکر کرده.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">ک</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۶۰-</span> کاتالانیا (Catalonia در اختیار اسپانیا)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از اسپانیایی است. در زبان کاتالانی Catalunya.با ریشهٔ نامعلوم و فرضیه‌های بسیار.شاید از واژه‌ای به معنای "سرزمین قلعه ها".بنابر نظری دیگر Catalunya از عربی قلعة اونیه به معنای "سرزمین قلعه ها"، زیرا در مرز مسیحیان با اعراب و پر از قلعه بود.برخی گویند Catalunya از "Goth-Alania" به معنای "سرزمین گوت‌ها و آلان ها"، زیرا آنها مدتی در این سرزمین حکم راندند. ویزیگوت‌ها احتمالاً بارسلونا را برای پایتختی خود ساختند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">161-</span> جزایر کارولین (Caroline Islands)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نم چارلز دوم Charles II، پادشاه اسپانیا از ۱۶۶۵ تا ۱۷۰۰.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">162-</span> کالدونیای جدید (New Caledonia در اختیار فرانسه)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. دریادار James Cook آنرا در ۱۷۷۴ نامگذاری کرد.کوه‌های این جزیره او را به یاد اسکاتلند (در لاتین: Caledonia) می انداخت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">163-</span> کامبوج (Cambodia)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Cambodge است. این نام از نام پادشهی خمر در این کشور Kambujadesaیا Kambuja آمده.نام سنسکریت Kambuja یا Kamboja اشاره دارد به قبیله‌ای هندوایرانی و قدرتمند در این مناطق. به رابطهٔ این نام با نام "کمبوجیه" فرزند کورش کبیر دقت کنید.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Kampuchea (نام پیشین آن در انگلیسی)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">164-</span> کامرون (Cameroon)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از پرتغالی Rio de Camarões به معنای "رود میگو"، از نامی که کاشفان پرتغالی در سده ۱۵ بر رود اصلی آن گذاشتند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">165-</span> کانادا (Canada)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از واژه Kanata به معنای "دهکده" یا "زیستگاه" در زبان Saint-Lawrence Iroquoian که در نزدیکی شهر کبک در سده ۱۶ تکلم می‌شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">166-</span> جزایر کایمان (Cayman Islands در اختیار انگلستان)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. کریستف کلمب این جزایر را در ۱۵۰۳ کشف کرد.او ان جزایر را Las Tortugas (در اسپانیایی "لاکپشت ها") نامید.در حدود ۱۵۴۰ این جزایر به نام کایمان نامیده شد که از caiman سوسماری که در این جزایر زندگی می‌کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">167-</span> کرواسی (Croatia)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Croatie است. لاتینی شدهٔ نام بومی Hrvatska، از Hrvat (کروات) :ریشه آن مشخص نیست، شاید واژه‌ای سرمتی" گله بان"،" گاوچران". شاید هم از آلان ها. هرواتستان (نام پارسی) به معنی سرزمین هروات‌ها (کرواتان)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">168-</span> کره (Korea)</span></strong></p>
<p>از نام سلسله Goryeo، نخستین بار که بازرگانان ایرانی به کره رفتند، شاهان Koryŏ (Goryeo) بر آن حکومت می‌راندند. این نام سنتی به معنای "نژاد(مردم)" است.چینیان قدیم آنرا Gāolí (高麗) می نامیدند؛ اکنون کره‌ای‌های جنوب Hanguk و کره‌ای‌های شمال Joseon می نامند.که احتمالاً تلفظ آخری درست است. نام‌های اروپایی آن از فارسی آمده.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">169-</span> جزیره کریسمس (Christmas Island در اختیار استرالیا)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. ای جزیره در روز کریسمس ۱۶۴۳ توسط William Mynors کشف شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">170-</span> کستاریکا (Costa Rica)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از اسپانیایی به معنای "ساحل ثروتمند"، برگرفته توسط کاشف اسپانیایی Gil González Dávila.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">171-</span> کلمبیا (Colombia)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام کریستف کلمب کاشف Christopher Columbus، البته او هیچگاه این کشور را ندید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">172-</span> جزیره کلیپرتون (Clipperton Island در اختیار فرانسه)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام John Clipperton دزددریایی انگلیسی که در ۱۷۰۵ در این جزیره پناهگاه ساخت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">173-</span> کنگو (Congo)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از پادشاهی Kongo. از نام مردمان Bakongo.</p>
<p>کنگو دموکراتیک (Congo، Democratic Republic)</p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از پادشاهی Kongo. از نام مردمان Bakongo.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> زئیر (Zaire نام پیشین): از Nzere "رودخانه"، رود کنگو.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">174-</span> کنیا (Kenya)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از زبان Kĩkũyũ، "Kere-Nyaga" به معنای "کوهستان سپید".</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> آفریقای شرقی بریتانیا (نام پیشین)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">175-</span> کوبا (Cuba)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از زبان سرخ‌پوستی Taíno، Cubanacan "جایگاه مرکزی". برخی گویند انعکاسی است از نام Cuba شهر پرتغالی کوبا که کریستف کلمب پایگذاری کرد. در پرتغالی و اسپانیایی به خمرهٔ شراب "cuba" می‌گویند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">176-</span> جزایر کوک (Cook Islands در اختیار زلاندنو)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام دریاسالار James Cook که در ۱۷۷۰ این جزایر را کشف کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">177-</span> جزایر کوکوس (Cocos Islands در اختیار استرالیا)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از coconuts "نارگیل"، محصول عمده آن. جزایر کیلینگ(Keeling Islands نام پیشین):از نام William Keeling کاشف این جزایر در ۱۶۰۹.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">178-</span> کومور (Comoros)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از عربی "جزائر القمر" به معنای "جزایر ماه".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">179-</span> کویت (Kuwait)</span></strong></p>
<p>از عربی، کوچک شده " Kut/ Kout" به معنای "استحکامات نظامی نزدیک آب".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">180-</span> کیپ ورد (Cape Verde)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام Cap-Vert دماغه‌ای در آفریقای غربی.از نام پرتغالی Cabo Verde به معنای "دماغهٔ سبز".</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">181-</span> کیریباتی (Kiribati)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از بومی شده نام جزایر گیلبرت Gilbert Islands .</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> جزایر گیلبرت (نام پیشین): از نام دریادار انگلییسی Thomas Gilbert که این جزایر را در ۱۷۸۸ کشف کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">182-</span> آبسنگ کینگمن (Kingman Reef در اختیار ایالات متحده)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام دریادار W.E. Kingman، کسی که در ۱۸۵۳ آنرا کشف کرد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">گ</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۸۳-</span> گابون (Gabon)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام پرتغالی خلیج رود کومو، Gabão.(فرانسوی: Estuaire de Gabon). واژه Gabão از[[]]عربی &#8220;قباء&#8221;. زیرا این خلیج مانند قبا می‌باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">184-</span> گامبیا (Gambia)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام رود گامبیا که در این کشور جرین دارد. احتمالاً از پرتغالی câmbio به معنای &#8220;تجارت&#8221;.پرتغالیان از این منطقه تجارت می‌کردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">185-</span> گرجستان (Georgia)</span></strong></p>
<p>واژه‌ای فارسی احتمالاً از پیش هندواروپایی و به معنای &#8220;کوهستانی&#8221;. یونان به سرزمین‌های Colchis در کنار دریا سیاه و Iberia در کنار آن اشاره می‌کنند.برخی گویند از یونانی γεωργία ،(georgia) و به معنای &#8220;کشاورزی&#8221; است.به هرحال نام کنونی یونانی آن از فارسی آمده.البته ممکن است هردونام از زبان قفقازی آمده باش.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Sakartvelo (گرجی): از نام خدای Kartlos، که نیای گرجیان شمرده می‌شود.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Vrastan (ارمنی: Վրաստան)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">186-</span> گرنادا (Grenada)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام شهر اسپانیایی گرنادا.کلمب آن را Concepción نام نهاده بود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">187-</span> گروئنلند (Greenland در اختیار دانمارک)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از دانمارکی است. &#8220;سرزمین سبز&#8221;.توسط Eric the Red در ۹۸۲. این البته ربطی به منظره آن دارد و برای جلب مهاجران برآن نهاده شد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Kalaallit Nunaat (نام گروئنلندی آن): &#8220;سرزمین انسان ها&#8221;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">188-</span> جزایر گلورئیز (Glorioso Islands در اختیار فرانسه)</span></strong></p>
<p>Glorioso نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. یا Glorieuses نامش رااز نمای باشکوهش (glorious) گرفته.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">189-</span> گواتمالا (Guatemala)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از زبان Nahuatl، Cuauhtēmallān &#8220;جای درختان فراوان&#8221;(جنگل).هنگامی که اسپانیاییان به این منطقه رسیدند فکر می‌کردند مرکز تمدن مایا باشد و از بومیان نام آن را پرسیدند و بومیان به اشتباه این تصور را کردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">190-</span> گوادلوپ (Guadeloupe در اختیار فرانسه)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. کریستف کلمب آن را در ۱۴۹۳ از نام Santa María de Guadalupe، نامگذاری کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">191-</span> گوام (Guam در اختیار ایالات متحده)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از واژهٔ ملت Chamorro ، &#8221; guahan&#8221; به معنای &#8220;ما داریم&#8221;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">192-</span> گویان (Guyana)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از انگلیسی است. از نام بومی &#8220;سرزمین آب‌های فراوان&#8221;، اشاره به رودهای فراوان آن.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> گویان بریتانیا (نام پیشین)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">193-</span> گویان فرانسه (French Guiana در اختیار فرانسه)</span></strong></p>
<p>بنگرید به گویان.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">194-</span> گینه (Guinea)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Guinée است. از زبان سوسو و به معنای &#8220;زن&#8221;. یا از زبان بربری Akal n-Iguinawen به معنای &#8220;سرزمین سیاهان&#8221;.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> گینه فرانسه (نام پیشین)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">195-</span> گینه استوایی (Equatorial Guinea)</span></strong></p>
<p>البته این کشور بر خط استوا قرار ندارد. گینه از فرانسوی Guineé احتمالاً از زبان بربری aguinaoui به معنای &#8220;سیاه&#8221;.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> گینه اسپانیا (نام پیشین)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">196-</span></span><span style="color: #0000ff;"> گینه بیسائو (Guinea-Bissau)</span></strong></p>
<p>از نام پایتخت آن.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> گینه پرتغال (نام پیشین)</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">ل</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۱۹۷-</span> لائوس (Laos)</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">فرانسوی شدهٔ واژه لائوسی lao، به معنای &#8220;لائوسی&#8221;.احتمالاً از واژه هندی lava، نام یکی از دو پسر خدای Rama.شاید از &#8220;Ai-Lao&#8221;، نامی که چینیان قدم به اقوام &#8220;تای&#8221; داده بودند و آنجا را Lan Xang &#8220;سرزمین هزاران فیل&#8221; می خواندند.</span></a></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">198-</span> لاتویا/لتونی (Latvia) </span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی Latvia و فرانسوی Létonie است. از نام محلی Latgale، از ریشه ژرمنی. بنگرید به لیتوانی.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">199-</span> لبنان (Lebanon)</strong></span></p>
<p>کهنترین نام در زبان‌های ایرانی برای آن در فارسی باستان Labanāna است. از ریشه زبان‌های سامی &#8220;&#8221;LBN، در زبان‌های سامی معانی متفاوتی دارد مانند &#8220;سفید&#8221; یا &#8220;شیر (خوراکی)&#8221; و حتماً ارتباطی با برف و سفیدی کوه‌های لبنان دارد. نام آن حتی در حماسه گیلگمش (۲۹۰۰ پ.م) آمده.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">200-</span>لسوتو (Lesotho)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از سوتو و به معنای &#8220;سیاه&#8221; یا &#8220;تیره پوست&#8221;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">201-</span> لوگزامبورگ (Luxembourg)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از فرانسوی است. از سلتی Lucilem &#8220;کوچک&#8221; + ژرمنی burg &#8220;قلعه&#8221; و به معنای &#8220;قلعه کوچک&#8221;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">202-</span> لهستان (Poland)</strong></span></p>
<p>Lengyelország (مجاری)، Lenkija (لیتوانیایی)، لهستان (فارسی): از توتنی باستان یا لهستانی باستان lęděnin،(&#8220;کسی که خاک دستنخورده را شخم می‌زند&#8221;).از lęch.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> نام دیگر آن &#8220;سرزمین Polan ها&#8221;. از نام قوم Polanie.این قوم در سده ۱۰ میلادی در این منطقه ساکن شدند.نام این قوم از لهستانی pole (&#8220;کشتزار&#8221; یا &#8220;کشتزار آشکار&#8221;). نام بومی آن Polska است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">203-</span> لیبریا (Liberia)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از لاتین liber &#8220;آزاد&#8221;. سرزمینی که بردگان سیاه آمریکایی آزاد شده، تأسیس کردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">204-</span> لیبی (Libya)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Lybie است. از قوم باستانی بربر که یونانیان Libyans می خواندند و مصریان Rbw.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">205-</span> لیتوانی (Lithuania)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Lithuanie است. محققان سعی دارند رابطه‌ای میان آن و litus(ساحلی) در لاتین بیابند اما هیچ مدرکی در دست نیست. در لاتین با نام Litve/ Lituaeذکر شده اند. شایدبا لاتویااز یک ریشه باشند.بنگرید به Lietuva در زیر.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Lietuva (لیتوانیایی): بنابر نظر بومیان از lietus &#8220;باران&#8221; و به معنای &#8220;جای بارانی&#8221;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">206-</span> لیختن اشتاین (Liechtenstein)</strong></span></p>
<p>از آلمانی &#8220;سنگ روشن&#8221; و از نام سلسله لیختن اشتاین گرفته شده که بر اشلنبورگ و فادوتس در زمان امپراتوری مقدس روم، حکومت می‌کردند. لیختن اشتاین و لوگزامبورگ، تنها دوک نشینانی هستند که از امپراتوری مقدس روم (نواحی آلمان و اتریش و سوئیس) باقی مانده اند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">م</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۲۰۷-</span> ماداگاسکار (Madagascar)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام بومی آن در زبان مالاگاشی (از زبان‌های مالایی)، Madagasikara، &#8220;پایان زمین&#8221; که اشاره دار به فاصله زیاد آن با جنوب شرقی آسیا.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">208-</span> مارتینیک (Martinique در اختیار فرانسه)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Martinique است. کریستف کلمب نام آن را در ۱۵۰۲ به احترام St. Martin، نام گذاری کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">209-</span> جزایر مارشال (Marshall Islands)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام دریادار انگلیسی John Marshall، نخستین کسی که در ۱۷۸۸ موجودیت ان جزایر را اثبات کرد.</p>
<p><strong></strong> </p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۲۱۰-</span> جزایر ماریانا شمالی (Northern Mariana Islands مشترک المنافع ایالات متحده)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. فردریک ماژلان آنرا در ۱۵۲۱ کشف کرد و نام Islas de los Ladrones (جزایردزدان) را بر آن نهاد؛ اما در ۱۶۶۸ San Vitores مبلغ ژوزئیتی آن را به Las Marianas، به افتخار ماریانای اتریشی و بیوهٔ شاه فیلیپ پنجم و نائب السلطنه اسپانیا، تغییز داد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">211-</span> مالاوی (Malawi)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. احتمالاً از واژه بومی به معنای &#8220;آب آتشزنه&#8221; یا &#8220;شعلهٔ آتش&#8221;که به تابش مستقیم خورشید بر دریاچه مالاوی اشاره دارد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Nyasaland (نام پیشین): Nyasaبه معنای &#8220;دریاچه&#8221; در زبان بومی.که اشاره به دریاچه مالاوی دارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">212-</span> جزیره مان (Isle of Man در اختیار انگلستان)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از انگلیسی و مانین، Mannanán mac Lir، نام خدای Poseidon در گائلیک و بریتونی.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">213-</span> مالت (Malta)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Malte است. از فنیقی &#8220;MLT&#8221;، &#8220;پناهگاه&#8221;. که در لغات یونانی و لاتین melitta &#8220;عسل&#8221; باقی مانده. در گذشته نیز آنرا melitta می خواندند؛ نام کنونی آن از مالتی که از عربی &#8220;ملطة&#8221; گرفته شده، آمده و با همان ریشه فنیقی.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">214-</span> مالدیو (Maldives)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Maldive است. از عربی &#8220;محل&#8221; یا &#8220;حبة المحل&#8221; که برای این کشور استفاده می‌کردند. برخی محققین گویند از سنسکریت maladvipa، &#8220;گلچین جزایر&#8221;. برخی از ریشهٔ تامیلی malai &#8220;کوهستان&#8221; و سنسکریت diva &#8220;جزیره&#8221;، &#8221; جزایر کوهستان&#8221;.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Dhivehi Raajje (مالدیوی): &#8220;پادشاهی مالدیوی ها&#8221;. Dhivehiنام مردم وزبان مالدیوی است.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Maladwipa(سنسکریت): &#8220;گلچین جزایر&#8221;.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Dhibat Mahal (عربی)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">215-</span> مالزی (Malaysia)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Malaysie است. &#8220;سرزمین مردم مالایی&#8221;.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Malaya (نام پیشین): &#8220;سرزمین مالایی&#8221;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">216-</span> مالی (Mali)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام پادشاهی باستانی مالی که بسیار گسترده بود و از نام مردمان Malinké.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">217-</span> مایوت (Mayotte در اختیار فرانسه)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. تلفظ فرانسوی از نام ملت Maore/ Mawuti، سلطان نشینی در حدود ۱۵۰۰.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">218-</span> مجارستان (Hungary)</span></strong></p>
<p>Magyarország (مجاری &#8220;سرزمین مجارها&#8221;)، Macaristan (ترکی): بنابر افسانه‌ها آنها را از نسل Magyarو برادر Hunor (:نمرود پادشاه بابل) می‌دانند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Hungary: از ترکی &#8220;on-ogur&#8221; به معنای &#8220;(مردمان) ده تیر/خدنگ&#8221; که اشاره به ده قوم دارد. زیرا از ۷ قوم مجار و ۳ قوم خزر بودند. برخی گویند از واژه هوناست.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Угорщина (Uhorshchyna اوکراینی)، Вугоршчына (Vuhorščyna بلاروسی)، Węgry (لهستانی)، Wędżierskô (در زبان Kashubian) و Ugre (روسی باستان): از ترکی &#8220;on-ogur&#8221; به معنای &#8220;(مردمان) ده تیر/خدنگ&#8221; که اشاره به ده قوم دارد. برخی گویند ا نام قوم Yugra که در سیبری می زیستند و با مجارها خویشاوندند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">219-</span> مصر (Egypt)</span></strong></p>
<p>از عربی و واژه‌ای سامی (عبری: Mitzraim).نخستین بار اکدی‌ها برای نامیدن مصر استفاده کردند و در عربی به معنای &#8220;شهر&#8221;یا &#8220;سکنی&#8221;.در ترکی Mısır.در عبری به معنای &#8220;جای راست و نازک&#8221; است که به شکل مصر در طول رود نیل اشاره دارد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Egypt(قبط):از لاتین Aegyptus از یونانی باستان Αίγυπτος(Aígyptos).بنابر نظر استرابو از &#8220;Αιγαίου υπτίως&#8221; (Aigaiou hyptios) &#8220;سرزمینی زیر دریای اژه&#8221;.شاید از نام مصری ممفیس *ħāwit kuʔ pitáħ به معنای &#8220;پرستشگاه روح Ptah&#8221;.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Kême (نام باستانی و مصری):&#8221;سرزمین سیاه&#8221; (مصری باستان kmt).نام کیمیا و شیمینیز از این واژه است و اشاره دارد به دلتای تیرگون نیل در برابر صحرا ،&#8221;سرزمین سرخ&#8221; (مصری باستان dšrt).</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">220-</span></span><span style="color: #0000ff;"> مراکش (Morocco)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از اسپانیایی Marrakech است. از نام شهر &#8220;مراکش&#8221; (&#8220;Marrakush&#8221;)، که احتمالاً از زبان بربر (ta)murt &#8220;سرمین&#8221; (یا (a)mur &#8220;بخش&#8221;) + akush &#8220;خدا&#8221;. نام اروپایی آن از تلفظ اسپانیایی Marruecos همین نام است.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> المغرب (عربی): که در مغربسرزمین اعراب است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">221-</span> مغولستان (Mongolia)</strong></span></p>
<p>از مغولی و احتمالاً به معنای &#8220;دلیر&#8221; یا &#8220;بی باک&#8221;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">222-</span> مقدونیه (Republic of Macedonia)</strong></span></p>
<p>از نام مردمان باستانی مقدونی. بنابر نظر Hesiod، از نام شاه Makedon، پسر Zeus ونوهٔ Deucalion، نیای همهٔ یونانیان. شاید از یونانی mak- &#8220;بلند/دراز&#8221; و اشاره به کوه‌های مقدونیه.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">223-</span> مکزیک (Mexico)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Méxique است. شاید از Mexxica، از شاخه‌های آزتک ها. برخی گویند از واژه باستانی زبان Nahuatl، و به معنای &#8220;خورشید&#8221;. برخی گویند از نام رهبر Mexitli. هنوز برخی عقیده دارند که از نام علف هرزی که در اطراف دریاچه Texcoco می رویید. Leon Portilla می‌گوید از واژگان metztli (قمر)+ xictli (میان)، از زبان Nahuatl و به معنای &#8220;میان ماه&#8221; است و یا metl(صباره).</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">224-</span> موریتانی (Mauritania)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Mauritanie است. از نام اقوام بربر &#8220;مور&#8221; Mauri. نامی که اشتباها به آن داده شد (زیرا مورها در شمال مراکش بودند نه در زیر مراکش).</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">225-</span> موریس (Mauritius)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Maurice است. از نام شاهزاده Maurits van Nassaueiland در ۱۵۹۸ پس از Maurice of Nassau (۱۵۶۷-۱۶۲۵)، Stadtholder شاهزاده هلند (۱۵۸۵-۱۶۲۵).</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">226-</span> موزامبیک (Mozambique)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Mozambique است. این نام پرتغالی شده موسی بن بیگ است که نام شهر بندری در شمال موزامبیک فعلی است موسی بن بیگ حاکم ایرانی تبار آنجا در سالهای ۱۴۵- ۱۵۰۰ میلادی بوده است. بیگ و بیک از فارسی باستان به معنی بزرگ و خدا معنی می دهد تغییر یافته آن بغ نیز می گویند. بیوک و بیک در ترکی نیز از همین واژه است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">227-</span> مولداوی (Moldova)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Moldavie است. از نام رود مولداوی در رومانی، احتمالاً از گوتیک Mulda (خاک/گل)؛ شاهزاده نشین Moldavia (در لاتین: Moldova).</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">228-</span> موناکو (Monaco)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. &#8220;خودش به تنها&#8221;، اشاره به اسطوره هرکول یونانی که دراین سرزمین پرستش می‌شد. همچنن از نام کلنی یونانی در سده ۶ پ.م به نام Monoikos که یونانیان Phocian آن را بنا نهادند. آنها سه پرستشگاه در Monoikos (Μόνοικος به معنای &#8220;خانه تنها&#8221; یا &#8221; پرستشگاه تنها&#8221;)برای هرکول ساختند. شاید نیز با اقوام مونک (ایتالیایی : monachi) رابطه داشته باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">229-</span> مونتسرات (Montserrat در اختیار انگلستان)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. کریستف کلمب آنرا Santa Maria de Montserrate نام نهاد(در ۱۴۹۳). از اسپانیایی و به معنای &#8220;کوهستان ناهموار&#8221;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">230-</span> مونته نگرو (Montenegro)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. فاتحان ونیزی این نام را به آن دادند، به معنای &#8220;کوهستان سیاه&#8221;، احتمالاً به تیرگی جنگل‌های کاج اشاره دارد. البته در ایتالیایی آن را monte nero و بدون &#8220;گ&#8221; تلفظ می‌کنند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Crna Gora (نام صربی و مونته نگرویی آن): به همان معنای &#8220;کوهستان سیاه&#8221;.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Doclea (نام باستانی آن): نامی که از زمان امپراتوری رومتا اواخر حال استفاده می‌شد و از نام قومی ایبریایی.در اواخر امپراتوری روم به آن Dioclea می‌گفتند که نام عامیانه‌ای بود.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Zeta (نام باستانی آن): نام متاخر اسلاوی، از نام رودی که در مونته نگرو جریان دارد و به معنای &#8220;محصول&#8221; یا &#8220;حبوبات&#8221;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">231-</span> میانمار (Myanmar)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. نخستین توضیح م گوید از کوتاه شدهٔ نام برمه ای Myanma Naingngandaw؛ توضیح دیگر آنکه از myan &#8220;سریع&#8221; و mar &#8220;سخت/نیرومند&#8221;. این تغییرنام از برمه بدلیل ستیزهای سیاسی بود. تا قدرت جدید برمه را نمایش دهند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> برمه (Burma، نام پیشین): احتمالاً از نام سنسکریت این سرزمین: Brahmadesh &#8220;سرزمین (خدای) برهما&#8221;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">232-</span> جزایر میدوی (Midway Islands در اختیار ایالات متحده)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. &#8220;میانه راه&#8221;، از میانه بودن در بقیه جاها در اقیانوس آرام.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Middlebrook Islands (نام پیشین): از نام کاشف آن دریادار N.C. Middlebrooks</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">233-</span> میکرونزی (Micronesia)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Micronésie است. واژه‌ای ساخته شده از یونانی mikros (کوچک)+ nesos (جزیره) :&#8221;جزایر کوچک&#8221;.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">ن</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">۲۳۴-</span> نائورو (Nauru)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. احتمالاً از واژه نائورویی Anáoero &#8220;من به ساحل رفتم&#8221;.کاشف آلمانی آنرا Nawodo یا Onawero نام نهاد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">235-</span> جزیره ناواسا (Navassa Island در اختیار ایالات متحده)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. در سال ۱۵۰۴ کریستف کلمب به این جزره رسید و تعدادی ملوان برای دیدن آن فرستاد، آنها که در آن آبی ندیدند، نام Navaza رابرآن نهادند. &#8220;nava-&#8221; به معنای &#8220;مسطح/هموار&#8221;.تا ۳۵۰ سال بعد کسی برآن نزیست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">236-</span> نامیبیا (Namibia)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام صحرای نامیب. Namibبه معنای &#8220;بخشی که در آن هیچیز نیست&#8221; از زبان Nama.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> آفریقای جنوب غربیِ آلمان (نام پیشین)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">237-</span> نپال (Nepal)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. احتمالاً از سنسکریت nipalaya، به معنای &#8220;پاها بر کوهستان&#8221; یا &#8220;زیستگاه برای پاها&#8221; که به هیمالیا اشاره دارد.شاید هم از تبتی niyampal &#8220;سرزمین مقدس&#8221;.</p>
<p>بنابر نظر &#8220;هاینریش هوبشمان&#8221; زبانشناس (Heinrich Hubschmann) در سده نوزده، نام &#8220;نخجوان&#8221; در ارمنی به معنای &#8220;جایگاه فرود&#8221; است و اشاره به کشتی نشستن نوح بر کوه آرارات دارد.که البته بنا بر نام امروزی آن، این نظر را می دهد.پیشوند &#8220;Naxc&#8221; که یک نام است و &#8220;avan&#8221; که در ارمنی به معنای &#8220;شهر&#8221; است. بطلمیوس، جغرافیدان سده ۲ میلادی و برخی دیگر آن را Naxuana نام برده اند. برخی گویند از نام ایرانی &#8220;نقش جهان&#8221; است. اعراب نیز بدان &#8220;نشوا&#8221; می گفتند که سابقه تاریخی ندارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">238-</span> نروژ (Norway)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Norvége است. از نروژی باستان norðr و vegr &#8220;راه شمالی&#8221;. Norðrvegrاشاره می‌کند به گذرگاه دراز ساحلی از نوک غربی این کشور به شمالگان.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Urmane یا Murmane (روسی باستان): از تلفظ اسکاندیناویایی واژه نرمن(انسان شمالی).(این واژه در نام شهر روسی Murmansk باقی مانده).</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Norge (در لهجه بوکمول) و Noreg (در لهجه نینورسک).دو نام رسمی نروژ.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> An Iorua (ایرلندی): احتمالاً تلفظی غلط از Norðrvegr.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">239-</span> جزیره نورفک (Norfolk Island در اختیار استرالیا)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. جیمز کوک در ۱۷۷۴ این جزیره را کشف کرد؛ و از نام همسر Edward Howard، نهمین دوک نورفک در بریتانیا.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">240-</span> نیجر (Niger)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام رود نیجر. از صورت بومی آن &#8220;Ni Gir&#8221; (رود Gir). این نام اغلب به اشتباه از واژه لاتین niger (سیاه) پنداشته می‌شود. بنگرید به نیجریه.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">241-</span> نیجریه (Nigeria)</strong></span></p>
<p>از نام رود نیجر که از این کشو به اقیانوس می ریزد. بنگرید به نیجر.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">242-</span> نیکاراگوئه (Nicaragua)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن احتمالاً دخیل از فرانسوی Nicaragué است. نامی که از امزجاج دو نام Gil González Dávila کاشف اسپانیایی، از امزجاج دو نام Nicarao (نام رهبر بومی که در کنار دریاچه نیکاراگوئه می زیستند) و agua &#8220;آب&#8221; (در زبان اسپانیایی) پدید آورد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">243-</span> نیوئه (Niue در اختیار زلاندنو)</strong></span></p>
<p>Niu نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. احتمالاً به معنای &#8220;نارگیل&#8221; و é به معنای &#8220;دیدن&#8221;. بنابر یک افسانه نخستین پلینزیایی هایی که به این جزیره رسیدند، نخست یک نارگیل را بر آب دیدند. این واژه با واژه ژرمنی nieu &#8220;نو/تازه&#8221; نیز هماهنگی دارد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">و</span></strong></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۲۴۴-</span> واتیکان (Vatican City)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از لاتین Mons Vaticanusنام تپه‌ای در شهر رمو از ریشهٔ vaticinari &#8220;پیشگویی کردن&#8221;. پیشگوها و طالع بین‌ها در مسیر این تپه کار می‌کردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">245-</span> جزایر والیس و فوتونا (Wallis and Futuna در اختیار فرانسه)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام کاشف انگلیسی Samuel Wallis که این جزایر را در ۱۷۹۷ کشف کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">246-</span> وانواتو (Vanuatu)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از وانواتویی &#8220;سرزمین ما&#8221;.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> New Hebrides (نام پیشین): جیمز کوک در ۱۷۷۴ این نام را از منطقهٔ هیبرید در اسکاتلند برآن نهاد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">247-</span> ولز (Wales کشوری خودمختار در انگلستان)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از انگلیس باستان Waelisc، Walh، به معنای &#8220;سلتی&#8221; یا به معنای عمومی تر &#8220;خارجی&#8221;. انگلوساکسون‌ها این واژه را همچون توتنی باستان برای زبان سلتی به کار می‌بردند.فرانسوی‌ها ولز را Pays de Galles ی نامند که از جایگزینی g فرانسوی به جای w انگلیسی است (Gaul یا Gallia در لاتین نیز از این ریشه است).</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Cymru (نام بومی):در ولزی باستان &#8220;سرزین هم میهنان&#8221;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">248-</span> ونزوئلا (Venezuela)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. &#8220;ونیز کوچک&#8221;، مصغر Venezia نام ایتالیایی ونیز. این سرزمین را کاشفان ایتالیایی Amerigo Vespucci و Alonso de Ojeda کشف کردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">249-</span> ویتنام (Vietnam)</strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;"><a href="http://asman.ir/" target="_blank"><span style="color: #000000;">نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. در چینی:越南.&#8221;پشت مرز جنوبی&#8221;، نامی باستانی که اشاره به مردمانی که در پس مرزهای جنوبی چین می زیستند، دارد.</span></a></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">250-</span> جزایر ویرجین (U.S. Virgin Islands در اختیار ایالات متحده)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. کریستف کلمب آنرا در سال ۱۴۹۳ به افتخار St. Ursula و یازده هزار بانوی روحانی (virgin) آن نامگذاری کرد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> هند غربی دانمارک (نام پیشین)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">251-</span> جزیره ویک (Wake Island در اختیار ایالات متحده)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از نام ناخدا William Wake انگلیسی.او این جزیره را را در ۱۷۹۶ کشف کرد.(البته کاشف اسپانیایی Mendaña آن را در ۱۵۶۸ کشف کرده بود).</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">ﮬ</span></strong></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۲۵۲-</span> هائیتی (Haiti)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از زبان سرخ‌پوستی Taíno/Arawak، &#8220;&#8221;Hayiti/Hayti به معنای &#8220;سرزمین کوهستانی&#8221;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">253-</span> جزیره هاولند (Howland Island در اختیار ایالات متحده)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. این جزیره را George E. Netcher در ۱۸۴۲ کشف کرد و به معنای &#8220;چه گونه زمین&#8221;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">254-</span> هلند (Netherlands)</span></strong></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Hollande است. نام بخشی از این سرزمین که به اشتباه به کل آن اطلاق می‌شود. ژرمنی holt-land &#8220;سرزمین پوشیده از درخت&#8221;.برخی به اشتباه از hollow land &#8220;سرزمین مردابی&#8221; می‌دانند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Nederland (هلندی)، Netherlands (انگلیسی):ژرمنی &#8220;سرزمین‌های زیرین&#8221;؛ این کشور زمانی در اختیار انگلستان بود که در بالای آن قرار داشت.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Batavia (لاتین): از نام قوم ژرمنی Batavii.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Alankomaat (فنلاندی): &#8220;سرزمین زیرین&#8221;.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Na hÍsiltíre (ایرلندی): &#8220;سرزمین‌های زیرین&#8221;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">255-</span> هند (India)</strong></span></p>
<p>کهنترین نام برای آن در زبان‌های ایرانی در اوستایی Hindu-و فارسی باستان Hindu از نام سنسکریت رود Síndhu &#8220;(سرزمین) سند(خود واژهٔ سند به معنای &#8220;پرآب&#8221; است&#8221;)&#8221;. نام اروپایی آن نیز ازفارسی باستان آمده است.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Bharat (سنسکریت): احتمالاً از نام دو پادشاه باستانی به نام Bharata.ویا به معنای &#8220;سرزمین بتکده ها&#8221;.واژگان &#8220;بهار&#8221; و &#8220;وهار&#8221; که در فارسی وارد شده اند از همین ریشه اند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Hindustan (هندی): از هندوستان فارسی که دو معنا می‌دهد: &#8220;سرزمین هندو ها&#8221; یا &#8220;سرزمین هند&#8221;.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> rGya.gar (دزونگخا)، rGya.gar.yal (تبتی)</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> hodu (عبری): از نام فارسی باستان آن Hidu.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">256-</span> هندوراس (Honduras)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. از اسپانیایی &#8220;Honduras&#8221;، &#8220;ژرفا ها&#8221;. این نام را کلمب به علت آب‌های عمیق در سواحل شمالی آن گذاشت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">257-</span> هنگ کنگ (Hong Kong جزیره خودمختاری در چین)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از انگلیسی است. احتمالاً از تلفظ نام( Hakka / Cantonese (香港، به معنای &#8220;بندر خوشبو&#8221;. در تلفظ امروزین چینی Heung Gong. زیرا در شمال این جزیره مواد معطر پرورش داده می‌شد و از اینجا صادر می‌شد. برخی نیز گویند از نام دزد دریایی زنی که به این جزیره حمله می‌کرد و (Xiang Gu (香姑 نام داشت.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">ی</span></strong></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۲۵۸-</span> یمن (Yemen)</strong></span></p>
<p>از واژه یمان از یم به معنی دریا است این واژه درسانسکریت و فرس قدیم است و ارتباطی به عربی ندارد. یمن را عده ای گفته اند از عربی &#8220;یمن&#8221; (صحیح، درست). برخی گویند از &#8220;یمین&#8221; (سمت راست). برخی گویند از &#8220;یُمن&#8221;(خوشبختی، سعادت). در گذشته یونانیان و رومیان آنجا را &#8220;عربستان خوشبخت&#8221; می نامیدند زیرا آب و هوایش و سرسبزیش کاملاً با بقیه نقاط شبه جزیره عربستان تفاوت داشت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">259-</span> یوگسلاوی (Yugoslavia)</strong></span></p>
<p>نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Yogoslavie است. کشوری که تمام شبه جزیره بالکان را شامل می‌شد و با مرکزیت صربستان. از اسلاوی Jugoslavija &#8220;سرزمین اسلاوهای جنوب&#8221;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">260-</span> یونان (Greece)</strong></span></p>
<p>کهنترین نام برای آن در زبان‌های ایرانی Yauna- است. Yunanistan (آذری، ترکی)، الیونان (عربی)، Yavan (عبری): از نام ایونیان، اقوام یونانی آسیای صغیر.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Greece: از لاتین Græcus، از یونانی Γραικοί، بنابر گفته ارسطو نام مردم اصلی Epirus.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Ελλάδα (هلاس، یونانی):سرزمین هلنی ها.از Hellen که با واژه انگلیسی &#8220;settle&#8221; (ساکن شدن) همریشه است. خود یونانیان گویند به معنای &#8220;سرزمین روشنی&#8221; و از ἥλιος (hḗlios) به معنای &#8220;خورشید&#8221;.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> Hurumistan (کردی)، Urəm (زبان Adyghe): از واژه &#8220;روم&#8221;.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> საბერძნეთი) Saberdzneṭi گرجی)</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">•</span></strong> یونان (yonan) ترکی به معنی کسی که می تراشد (لزوما مجسمه) و با توجه به اینکه یونانیان مجسمه تراش بودند این نام احتمال زیاد دارد از این واژهٔ نرکی گرفته شده باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">منابع:</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong> </span></strong><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">خیراندیش، رسول و شایان، سیاوش: ریشه یابی نام و پرچم کشورها، انتشارات کویر تهران ۱۳۷۰ خورشیدی. </span></span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;"><strong>•</strong> </span></strong><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">ویکی پدیای انگلیسی و ریشه‌شناسی برخط (آنلاین)</span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-4787/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>معنای نام های ماه های ایرانی چیست؟</title>
		<link>http://asman.ir/post-3154</link>
		<comments>http://asman.ir/post-3154#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Oct 2010 20:31:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[آبان]]></category>
		<category><![CDATA[آذر]]></category>
		<category><![CDATA[آیا میدانید معنی اسم ماه های ایرانی چیست؟]]></category>
		<category><![CDATA[آیا میدانید معنی نام ماه های ایرانی چیست ؟]]></category>
		<category><![CDATA[اردیبهشت]]></category>
		<category><![CDATA[اسفند]]></category>
		<category><![CDATA[اسپنتا]]></category>
		<category><![CDATA[امشاسپندان]]></category>
		<category><![CDATA[اهورامزدا]]></category>
		<category><![CDATA[بهمن]]></category>
		<category><![CDATA[توضیح کامل در مورد ماه های ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[تیر]]></category>
		<category><![CDATA[خرداد]]></category>
		<category><![CDATA[دانستنی های ماه های ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[دانستنیهای ماه های سال]]></category>
		<category><![CDATA[دی]]></category>
		<category><![CDATA[سمبل ماه های ایران]]></category>
		<category><![CDATA[سپندارمذ]]></category>
		<category><![CDATA[شرح کامل ماه های ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[شهریور]]></category>
		<category><![CDATA[فروردین]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه ماه های ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[ماه های ایرانیان]]></category>
		<category><![CDATA[ماه های سال به چه مناست]]></category>
		<category><![CDATA[مرداد]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب مفید در مورد ماه های ایرانیان]]></category>
		<category><![CDATA[معنای نام های ماه های ایرانی چیست؟]]></category>
		<category><![CDATA[معنی ماه آبان]]></category>
		<category><![CDATA[معنی ماه آذر]]></category>
		<category><![CDATA[معنی ماه اردیبهشت]]></category>
		<category><![CDATA[معنی ماه اسفند]]></category>
		<category><![CDATA[معنی ماه بهمن]]></category>
		<category><![CDATA[معنی ماه تیر]]></category>
		<category><![CDATA[معنی ماه خرداد]]></category>
		<category><![CDATA[معنی ماه دی]]></category>
		<category><![CDATA[معنی ماه شهریور]]></category>
		<category><![CDATA[معنی ماه فروردین]]></category>
		<category><![CDATA[معنی ماه مرداد]]></category>
		<category><![CDATA[معنی ماه مهر]]></category>
		<category><![CDATA[معنی ماه های ایرانیان]]></category>
		<category><![CDATA[معنی ماه های سال]]></category>
		<category><![CDATA[معنی و مفهوم ماه های ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[مفهوم ماه های ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[مفهوم ماه های ایرانیان]]></category>
		<category><![CDATA[مهر]]></category>
		<category><![CDATA[نام ماه های ایرانی یعنی چه]]></category>
		<category><![CDATA[چرا ماه های ایرانی به این نام هستند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=3154</guid>
		<description><![CDATA[فروردین فروردین نام نخستین ماه از فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان فرورتینام، در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است. سمبل ماه های ایران  بنا به عقیده پیشینیان، ده روز پیش از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #0000ff;">فروردین</span></p>
<p>فروردین نام نخستین ماه از فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان فرورتینام، در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/"><img class="size-thumbnail wp-image-3155 aligncenter" title="ASMAN.ir | سایت مرجع آسمان" src="http://asman.ir/pictures/000537-WWW.ASMAN_.IR_-475x326.jpg" alt="" width="475" height="326" /></a></p>
<p style="text-align: center;">سمبل ماه های ایران</p>
<p> بنا به عقیده پیشینیان، ده روز پیش از آغاز هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته، برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر می‌برند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان، هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب، به دنیای دیگر می‌روند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">اردیبهشت</span></p>
<p>اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا اشاوهیشتا و در پهلوی اشاوهیشت و در فارسی اردیبهشت گفته شده که کلمه‌ای است مرکب از دو جزء: جزء اول “اشا” از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است، راستی و درستی، تقدس، قانون و آئین ایزدی، پاکی…. و بسیار هم در اوستا به کار برده شده است.</p>
<p>جزء دیگر این کلمه که واژه “وهیشت” باشد. صفت عالی است به معنای بهترین، بهشت فارسی به معنی فردوس از همین کلمه است. در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی کلیه آتش های روی زمین به او سپرده شده است. در معنی ترکیب لغت اردیبهشت “مانند بهشت” هم آمده است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">خرداد</span></p>
<p>خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاه‌شمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان هئوروتات ،در پهلوی خردات و در فارسی خورداد یا خرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء هئوروه که صفت است به معنای رسا، همه، درست و کامل. دوم تات که پسوند است برای اسم مونث، بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی است.</p>
<p>ایزدان تیر و باد و فروردین از همکاران خرداد می‌باشند. خرداد نماینده رسایی و کمال اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">تیر</span></p>
<p>تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا تیشریه، در پهلوی تیشتر و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی تیر گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می‌شود.</p>
<p>فرشته مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک، از باران بهره مند می‌شود و کشتزارها سیراب می‌گردد. تیشتر را در زبان های اروپایی سیریوس خوانده اند. هر گاه تیشتر از اسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران می‌دهد. این کلمه را نباید با واژه عربی به معنی سهم اشتباه کرد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">مرداد</span></p>
<p>مرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا امرتات ،در پهلوی امرداد و در فارسی امرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از سه جزء:</p>
<p>اول “ا” ادات نفی به معنی نه، دوم “مرتا” به معنی مردنی و نابود شدنی نیست و سوم تات که پسوند و دال بر مونث است. بنابراین امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس واژه “مرداد” به غلط استعمال می‌شود. در ادبیات مزدیسنا امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی نباتات با اوست.</p>
<p>در مزدیسنا شخص باید به صفات مشخصه پنج امشاسپند دیگر که عبارتند از:</p>
<p>نیک اندیشی، صلح و سازش، راستی و درستی، فروتنی و محبت به همنوع، تامین اسایش و امنیت بشر مجهز باشد تا به کمال مطلوب همه که از خصایص امرداد است نایل گردد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">شهریور</span></p>
<p>شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ماه در گاه‌شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا خشتروئیریه، در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور می‌دانند. کلمه ای است مرکب از دو جزء:</p>
<p>خشتر که در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از ور به معنی برتری دادن وئیر یه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعاً یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده . این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است.</p>
<p>شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات. چون نگهبانی فلزات با اوستاو را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند. روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ می‌شود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد یا بگذارد که زنگ بزند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">مهر</span></p>
<p>در سانسکریت میترا، در اوستا و پارسی میثر و در پهلوی میتر و در فارسی مهر گفته می‌شود. که از ریشه سانسکریت آمده به معنی پیوستن. اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کرده اند.</p>
<p>مهر واسطه است میان آفریدگار و آفریدگان. میثره در سانسکریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است. مهر ایزد هماره بیدار و نیرومند است و برای یاری کردن راستگویان و بر انداختن دروغگویان و پیمان شکنان در تکاپوست.</p>
<p>مهر از برای محافظت عهد و پیمان و میثاق مردم گماشته شده است. از این رو فرشته فروغ و روشنایی نیز هست که هیچ چیز ار او پوشیده نمی‌ماند. برای آن که از عهده نگهبانی بر آید اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است.</p>
<p>مقام مهر در بالای کوه “هرا” است، انجایی که نه روز است و نه شب، نه گرم است و نه سرد، نه ناخوشی و نه کثافت .مهر از آنجا بر ممالک آریایی نگران است. این آرامگاه خود به پهنای کره زمین است یعنی مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان می‌شتابد.</p>
<p>آیین مهر در دین مسیح نیز مشهود است. ایزد مهر در اصل بجز ایزد خورشید بوده است اما بعدها آندو را یکی دانسته اند. مورخان یونانی مهر را به نام میترس یاد کرده اند و کر کرده اند که ایرانیان خورشید را به اسم “میترس” می‌ستایند.از این خبر پیداست که در یک قرن پیش از میلاد مسیح آندو با یکدیگر مخلوط شده اند. نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ایزد مهر است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">آبان</span></p>
<p>در اوستا آپ در پارسی باستان آپی و در فارسی آب گفته می‌شود. در اوستا بارها “آپ” به معنی فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صیغه جمع آمده است. نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را، آبان می دانند.</p>
<p>ایزد آبان موکل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد. به سبب آنکه “زو” که یکی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ کرده، او را شکست داده، تعاقب نمود و از ملک خویش بیرون کرد، ایرانیان این روز را جشن می گیرند، دیگر آنکه چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید مردم بسیار تلف گردیده و بعضی به ملک دیگر رفتند.</p>
<p>عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن کرد و بنابراین ایرانیان این روز را جشن کنند. آفتاب در این ماه در برج عقرب یا کژدم قرار می‌گیرد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">آذر</span></p>
<p>در اوستا آتر، آثر، در پارسی باستان آتر، در پهلوی آتر، و در فارسی آذر می‌گویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگتری ایزدان است. آریائیان(هندوان و ایزدان) بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت می دادند. ایزد آذر نزد هندوان ،آگنی خولنده شده و در “ودا” (کتاب کهن و مقدس هندوان) از خدایان بزرگ به شمار رفته است. آفت اب در این ماه در برج قوس یاکماندار قرار می گیرد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">دی</span></p>
<p>در اوستا داثوش یا دادها به معنی آفریننده، دادار و آفریدگار است و غالبا صفت اهورامزدا است و آن از مصدر “دا” به معنی دادن و افریدن است. در خود اوستا صفت دثوش (=دی)برای تعیین دهمین ماه استعمال شده است.</p>
<p>در میان سی روز ماه، روزهای هشتم و بیست و سوم به دی (آفریدگار،دثوش) موسوم است. برای اینکه سه روز موسوم به “دی” با هم اشتباه نشوند نام هر یک را به نام روز بعد می‌پیوندند. مثلا روز هشتم را “دی باز” و روز پانزدهم را “دی بمهر” و….دی نام ملکی است که تدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">بهمن</span></p>
<p>در اوستا وهومنه ،در پهلوی وهومن، در فارسی وهمن یا بهمن گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: “وهو” به معنی خوب و نیک و “مند” از ریشه من به معنی منش: پس یعنی بهمنش، نیک اندیش، نیک نهاد. نخستین آفریده اهورامزدا است و یکی از بزرگترین ایزدان مزدیسنا.</p>
<p>در عالم روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و توانایی خداوند است. انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشید تا او را به آفریدگار نزدیک کند. یکی از وظایف بهمن این است که به گفتار نیک را تعلیم می دهد و از هرزه گویی باز می‌دارد. خروس که از مرغکان مقدس به شمار می‌رود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمت را رانده، مردم را به برخاستن و عبادت و کشت و کار می‌خواند، ویژه بهمن است.</p>
<p>همچنین لباس سفید هم از آن وهمن است. همه جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است. بنا به نوشته ابوریحان بیرونی جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است. بهمن اسم گیاهی است که به ویژه در جشن بهمنجه خورده می‌شود و در طب نیز این گیاه معروف است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">اسفند</span></p>
<p>در اوستا اسپنتا آرمیتی، در پهلوی اسپندر، در فارسی سپندار مذ، سفندارمذ، اسفندارمذ، و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: سپند، که صفت است به معنی پاک و مقدس، یا ارمئتی هم مرکب از دو جزء: اول آرم که قید است به معنی درست، شاید و بجا. دوم متی از مصدر من به من معنی اندیشیدن. بنابراین ارمتی به معنی فروتنی، بردباری و سازگاری است و سپنته آرمتی به معنی بردباری و فروتنی مقدس است.</p>
<p>در پهلوی آن را خرد و کامل ترجمه کرده اند. سپندارمذ یکی از امشاسپندان است که مونث و دختر اهورامزدا خوانده شده است. وی موظف است که همواره زمین را خرم ، آباد، پاک و بارور نگه دارد، هر که به کشت و کار بپردازد و خاکی را آباد کند خشنودی اسپندارمذ را فراهم کرده است و آسایش در روی زمین سپرده به دست اوست و خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شکیباست و مخصوصاً مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است. بیدمشک گل مخصوص سپندارمذ می‌باشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-3154/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تفاوت دوست معمولی با دوست واقعی</title>
		<link>http://asman.ir/post-3057</link>
		<comments>http://asman.ir/post-3057#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 25 Sep 2010 21:04:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[تفاوت دوست معمولی با دوست واقعی]]></category>
		<category><![CDATA[دوست معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[دوست واقعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=3057</guid>
		<description><![CDATA[دوست معمولی  هرگز نمی تواند گریه تو را ببیند. دوست واقعی  شانه هایش از گریه تو تر خواهد بود. دوست معمولی اسم کوچک والدین تو را نمی داند. دوست واقعی  شاید تلفن آن ها را جایی نوشته باشد. دوست معمولی  یک جعبه شکلات برای مهمانی تو می آورد. دوست واقعی  زودتر به کمک تو می [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000523-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-3058" title="000523-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000523-WWW.ASMAN_.IR_-302x475.jpg" alt="" width="302" height="475" /></a></p>
<p>دوست معمولی  هرگز نمی تواند گریه تو را ببیند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">دوست واقعی  شانه هایش از گریه تو تر خواهد بود.</span></p>
<p>دوست معمولی اسم کوچک والدین تو را نمی داند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">دوست واقعی  شاید تلفن آن ها را جایی نوشته باشد.</span></p>
<p>دوست معمولی  یک جعبه شکلات برای مهمانی تو می آورد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">دوست واقعی  زودتر به کمک تو می اید و تا دیر وقت برای تمیز کردن می ماند.</span></p>
<p>دوست معمولی از دیر تماس گرفتن تو دلگیر و ناراحت می شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">دوست واقعی می پرسد که چرا نتونستی زودتر تماس بگیری؟</span></p>
<p>دوست معمولی  دوست دارد به مشکلات تو گوش دهد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">دوست واقعی  سعی در حل آن ها می کند.</span></p>
<p>دوست معمولی مانند یک میهمان عمل می کند و منتظر می ماند تا ار او پذیرایی شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">دوست واقعی به سوی یخچال رفته و از خود پذیرایی می کند.</span></p>
<p>دوست معمولی می پندارد که دوستی شما بعد از یک مرافعه تمام می شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">دوست واقعی می داند که بعد از یک مرافعه دوستی شما محکم تر می شود.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">یک دوست واقعی کسی است که وقتی همه تو را ترک کرده اند با تو می ماند.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-3057/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۱۵ نکته جالب و خواندنی در مورد جن</title>
		<link>http://asman.ir/post-1513</link>
		<comments>http://asman.ir/post-1513#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Apr 2010 21:19:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[آدمیان]]></category>
		<category><![CDATA[انسان]]></category>
		<category><![CDATA[جن]]></category>
		<category><![CDATA[جواهرات]]></category>
		<category><![CDATA[دیو]]></category>
		<category><![CDATA[روح]]></category>
		<category><![CDATA[قوه تکلم]]></category>
		<category><![CDATA[ماورای طبیعت]]></category>
		<category><![CDATA[مجنون]]></category>
		<category><![CDATA[همزاد و غیر همزاد]]></category>
		<category><![CDATA[همه چیز درباره جن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=1513</guid>
		<description><![CDATA[۱- جن جانوریست دارای شعور؛ و فیزیکی غیر ارگانیک ؛ که از لحاظ شان وجودی ؛ از دید ادیان پایینتر از انسان و بالاتر از حیوان جای می گیرد .در فرهنگ فارسی به آن دیو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتین demon یا jinn نام گرفته است. جن به معنای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000205-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-1514" title="000205-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000205-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="342" height="316" /></a></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱- </strong></span>جن جانوریست دارای شعور؛ و فیزیکی غیر ارگانیک ؛ که از لحاظ شان وجودی ؛ از دید ادیان پایینتر از انسان و بالاتر از حیوان جای می گیرد .در فرهنگ فارسی به آن دیو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتین demon یا jinn نام گرفته است. جن به معنای چیزی است که؛ پوشیده شده ؛و منظور پوشیده ماندن او از حواس ماست.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۲-</strong></span> خصوصیات فیزیکی جن از دید انسان؛ اعجاب آور است. عنصر اصلی وجودی جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک ؛در وجودش مانند بارباپاپا ؛می تواند به هر شکل و اندازه ای تبدیل شود. و بسیاری از چیزها را در یک آن ؛جا به جا کند .همچنین سرعت نقل مکان بسیار بالایی دارد. می تواند مثلا ظرف ۵ دقیقه فاصله بین لاهور و تهران را طی کرده و برگردد.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۳-</strong></span> جن ابزار ساز نیست ؛ وبه علت خصوصیات فیزیکی منحصر بفرد ؛قادر است در هر مکان و شرایطی زندگی کند ؛وبرای همین به خانه و مسکن نیازی ندارد. زیرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نیست .جن به وسایل حمل و نقل بی نیاز است ؛ و از اینجا می توان فهمید که جن ها دارای صنعت و تکنولوژی نیستند ؛ و شهر و کاشانه ای ندارند مکان معمول زندگی آنها کوه وجنگل و دشت است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۴-</strong></span> جن مانند همه جانداران غذا مصرف می کند . اما به مقداری بسیار کمتر از انسان.</span></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۵-</span> </strong>جن ها مثل انسان جنسیت ونر یا ماده دارند . تولید مثل می کنند و تشکیل خانواده می دهند ؛ و به صورت جماعت زندگی می کنند و جامعه ندارند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۶-</strong></span> جن نسبت به انسان زیاد عمر می کند . حدود ۱۰۰۰ سال به بالا .جن هایی که در سوره ی جن از آنها نام برده شده ؛ که وقتی اولین بار آیات قرآن را شنیدند ؛ از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب می شدند ؛ احتمالا هنوز زنده اند . جن ها مانند انسان داناونادان ؛ .فرمانده و فرمانبردار ؛ ارباب و بنده ؛ کافر و متدین ؛ شفیق و شرور دارند.وقتی که مردند از بین میروند و نیازی به قبر و گورستان ندارند.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۷-</strong></span> جن دارای عقل است . اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفی و خلاقیت هنری .عقل جن به معنای قوه ی ارزیابی امور روزمره یا همان عقل معاش ؛ و قوه تشخیص است ؛ به اضافه هوشی سرشار ؛ اعم از قدرت خواندن فکر و جستجو و یافتن گذشته و آینده.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۸-</span> </strong>جن ها مانند انسان نامگذاری می شوند ؛ و دارای اسم و رسم و شهرت هستند دارای زبان خاص ؛ و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدمیان.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۹-</strong></span> معروف ترین جن ؛ ابلیس ؛ یا همان شیطان نام دارد ؛ که وصف حال او را شنیده اید ؛ که چون بسیار در قرب به حق کوشید به جایگاه فرشته های مقرب رسید ؛ اما چون حاضر به سجده بر انسان ؛ یعنی شریک قرار دادن بر خدا نشد از درگاه رانده شد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">۱۰-</span> </strong>جن در شرایطی قادر به تسخیر انسان ؛ و انسان در شرایطی ؛ قادر به تسخیر جن است . انسان مسخر شده را مجنون؛ یا دیوانه ؛یا دیو زده ؛ و جن تسخیر شده را ؛موکل می نامند. گویند خود جنیان بر سه قسمند: دیو.؛جن وپری ؛که از لحاظ مکانی ؛ مادون فرشته هستند.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱۱-</strong></span> جن می تواند در مواردی تربیت شده ؛ به انسان خدمت کند. چنین سنتی در میان جنگیران ایران و پاکستان وهند وجود دارد . اما به طور کل ؛ نه بودا ؛ نه دالای لاما ؛ نه اولیا الله ؛ و نه عرفا و نه پیامبران هیچکدام ؛به مدد خواستن از موجوداتی که مثل انسان ؛خطا و اشتباه و گناه می کنند ؛توصیه نکرده اند اما همگی؛ وجود آنها را تایید کرده اند .</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۱۲-</strong></span> جنیان مانند امواج رادیویی و ماهواره ای ؛با ما هستند ظاهر نمی شوند ؛اما حاضرمی شوند و بعضی از انها ؛درخانه ها و بدن شخصیت های ضعیف ؛رفت و آمد می کنند. یکی از راه های دور کردن جنهای مزاحم ؛خواندن و آویختن ۴ آیه از قران است ؛ که با قل شروع می شوند . و بسیاری ادعیه ؛که درکتب مختلف وجود دارند.اماراه دورکردن انسان شرورچیست!؟</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱۳-</strong></span> جن ها ؛ بعضی از ما را؛ به شکل همزاد و غیر همزاد دوست دارند؛ کمکمان می کنند ؛همینطور جواهرات و اشیای قیمتی ما ؛ازجمله انگشترهایی با نگین سنگ (مخصوصا عقیق)را بسیار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آیات و اوراد حک شده باشند) .اگر دوستمان داشته باشندو سخنی باماداشته باشند ؛بیشتربه خوابمان می ایند و دلسوزی خود را اعلام می کنند .خیلی ازآنها خدمتگذار ارواح اولیا هستند و دست ماراگرفته اندو خیلی ها هم به کرداراکثرآدمیان اهل شیطنت.بیشتر آنها بی ضررند و مثل ما گرفتار این دنیا و درگیر و دار تقدیر خویشند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۱۴-</strong></span> اما آنان که ماورای طبیعت ؛ و موجوداتش را باور ندارند؛ چند دسته اند :کسانی که انچه که نمی بینند را باور ندارند . اینها معمولا فقط آنتی تزقصه های جن وپری مادربزرگ ها هستند؛ که حتی زحمت دانستن کوچک ترین اطلاعاتی جز نقد داستان گرمابه های تاریک وکوتوله های پاسمی و عروسی جن ها رابه خودشان نداده اند. این تیپ آدمها از ۷ سالگی که مادر بزرگه داستان های جن وپری را برای ترساندن و خواب کردنشان تعریف می کرده ؛هنوز زیر لحاف هستند.و یا اینکه هارد دیسک کوچکشان از مسئله پر شده و دیگر تاب و یارای درک و پذیرش راز را ندارند.مثل من چهارتا کتاب خوانده اند و تمام ماجرا را در همان چهارتا دیده اند.و گروهی که پوچ یا ابسورد هستند: کسانی که خویش را منکرند چه رسد به ماورای خویش . و گروه آخر کسانی که جنها ؛ دستشان می اندازند و در مجالس احضار ارواح ؛در نقش یک روح برایشان شیرین کاری می کنند ؛تا فردا در مدح روح ؛کتاب چاپ کنند و جایزه بگیرند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">جن برای انسان ؛ از انسان خطرناک تر نیست . همانطور که انسان برای کوسه ؛ از کوسه خطرناک تر است!(در تاریخ بشر حتی یک مورد مرگ انسان به دست جن گزارش نشده در حالی که فقط در دوره حکومت استالین ۳۵ میلیون روس به قتل رسیدند آمار کشتار جنگ های مذهبی صلیبی و جنگ های جهانی و قومی و قبیله ای پیش کش) در حقیقت هیچ چیز ؛ هراس ناک تر و هوس ناک تر از انسان نیست ؛ که به قول توماس هابز :انسان گرگ انسان است.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱۵-</strong></span> در کل؛ و بدون در نظر گرفتن موارد خاص ؛ آنها به ما کاری ندارند .ماهم به آنها کاری نداریم . ازدود و دم و سر و صداهای شهر و بوی فاضلاب و &#8230;&#8230; فراریند .مثل ما کار و مکافات دارند. و دست آخر اینکه ؛به عقیده من: با تمام این اوصاف ؛تفاوت اساسی با ما ندارند زیرا که : آنها هم رنج می کشند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-1513/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بندر انزلی، شهر &#8220;اولین های ایران&#8221;</title>
		<link>http://asman.ir/post-2323</link>
		<comments>http://asman.ir/post-2323#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 02 Apr 2010 00:01:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[آبای]]></category>
		<category><![CDATA[انزلی]]></category>
		<category><![CDATA[انزلی چی ها]]></category>
		<category><![CDATA[بندر انزلی، شهر "اولین های ایران"]]></category>
		<category><![CDATA[بندرانزلی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=2323</guid>
		<description><![CDATA[* اداره گمرک باپیشینه‌ای بیش از ۳۰۰ سال * اداره بندرباپیشینه‌ای بیش از ۲۰۰ سال   * ایجاد انجمن‌های محلی وبلدیه پیش از تأسیس بلدیه * نخستین بلدیه درایران که اکنون به نام شهرداری معروف است دراین شهر تاسیس شد   * آموزش وپرورش پیش از سال ۱۲۷۱ خورشیدی * اکابر شبانه آن هم دروس [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000356-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-2324" title="000356-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000356-WWW.ASMAN_.IR_-475x322.jpg" alt="" width="475" height="322" /></a></p>
<p>* اداره گمرک باپیشینه‌ای بیش از ۳۰۰ سال</p>
<p><span style="color: #0000ff;">* اداره بندرباپیشینه‌ای بیش از ۲۰۰ سال</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p>* ایجاد انجمن‌های محلی وبلدیه پیش از تأسیس بلدیه</p>
<p><span style="color: #0000ff;">* نخستین بلدیه درایران که اکنون به نام شهرداری معروف است دراین شهر تاسیس شد</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p>* آموزش وپرورش پیش از سال ۱۲۷۱ خورشیدی</p>
<p><span style="color: #0000ff;">* اکابر شبانه آن هم دروس دبیرستانی پیش از سال ۱۲۹۰ خورشیدی</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p>* چاپخانه پیش از سال ۱۲۸۶ خورشیدی</p>
<p>* بهداری پیش از سال ۱۲۷۶ خورشیدی که به وسیله بلدیه اداره می‌شد</p>
<p>* شیروخورشیدی سرخ ۱۳۰۴ خورشیدی</p>
<p>* روشنائی برق پیش از سال۱۲۷۹ خورشیدی به عنوان نخستین شهردرایران که دارای روشنائی شد</p>
<p>* تلفن پیش از سال ۱۲۷۷ شمسی وپست وتلگراف نیز جلوتر ازبسیاری شهرهای ایران</p>
<p>* نظمیه ( شهربانی ) پیش از سال ۱۲۸۶ خورشیدی</p>
<p>* راه آهن حدود سال ۱۲۶۹ خورشیدی دریکی از روستاهای انزلی</p>
<p>* هواشناسی پیش از سال ۱۲۸۰ خورشیدی</p>
<p>* اداره شیلات بابیش از ۱۵۰ سال پیشینه وسردخانه نخستین باردرانزلی وحسن کیاده</p>
<p>* هواپیما – نخستین خطوط هوایی در بندر انزلی به وجود آمد در زمین معروف به زمین طیاره . نخستین پرواز در ایران از بندر انزلی به تهران و سپس به اصفهان صورت گرفت .</p>
<p>* خودرو برای اولین باردرانزلی مشاهده شده‌است.</p>
<p>* سالن سینما بندرانزلی از نظر نمایش فیلم سینمائی وداشتن سالن سینما ، تئاتر وورزش‌های مختلف پیش‌گام بوده‌است .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-2323/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عدد پر رمز و راز ۷(هفت)</title>
		<link>http://asman.ir/post-1739</link>
		<comments>http://asman.ir/post-1739#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 21:49:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[7]]></category>
		<category><![CDATA[7 آتشکده زرتشت]]></category>
		<category><![CDATA[آرامگاه کوروش کبیر]]></category>
		<category><![CDATA[تجزیه نور خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[عجایب هفتگانه]]></category>
		<category><![CDATA[عدد 7]]></category>
		<category><![CDATA[عدد هفت]]></category>
		<category><![CDATA[عرفان زرتشتی]]></category>
		<category><![CDATA[هفت]]></category>
		<category><![CDATA[هفت سین]]></category>
		<category><![CDATA[پارسیان کهن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=1739</guid>
		<description><![CDATA[عدد ۷ در بسیاری از مذاهب مقدس است. مثلا زرتشت زمین را دارای ۷ بخش میدانست. آرامگاه  کوروش کبیر ۷ پله دارد. از تجزیه نور خورشید ۷ رنگ حاصل می‌شود. دوره کودکی ۷ سال طول می‌کشد. عجایب هفتگانه. ۷ آتشکده زرتشت: آذرنوش، آذرمهر، آذرآبادگان، آذرتشت، آذرخرداد و…. ۷ پله ومرام اعتقادی برای رسیدن به عرفان زرتشتی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000242-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-1740" title="000242-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000242-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="468" height="318" /></a></p>
<p>عدد ۷ در بسیاری از مذاهب مقدس است. مثلا زرتشت زمین را دارای ۷ بخش میدانست.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">آرامگاه  کوروش کبیر ۷ پله دارد.</span></p>
<p>از تجزیه نور خورشید ۷ رنگ حاصل می‌شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">دوره کودکی ۷ سال طول می‌کشد.</span></p>
<p>عجایب هفتگانه.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">۷ آتشکده زرتشت: آذرنوش، آذرمهر، آذرآبادگان، آذرتشت، آذرخرداد و….</span></p>
<p>۷ پله ومرام اعتقادی برای رسیدن به عرفان زرتشتی وجود دارند: کلاغ، میهمان، سرباز، شیر، پارسی، خورشید، پیر(پدر)، که شیر وخورشید نمادِ پرچم ایرانیان شد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">به روایتی هفت سین، نشانه هفت دانه گیاهی است که میتوان با آن سبزه نوروز را تهیه کرد: جو، ماش، عدس، ارزن، لوبیا، نخود و&#8230;</span></p>
<p>در زمانهای پارسیان کهن، مردم از هر هفت دانه ، سبزه می ‌پروراندند (۱۰ روز قبل از نوروز) و ظروف آنرا بر سر در خانه‌های خود میگذاشتند و هر کدام بیشتر و بهتر سبز میشد، نشانه پر ثمری آن محصول برای کاشت در آن سال بود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">در عیسویت آمده که عیسی ۷ خوراک پسندیده داشت: نمک، سرکه، نان،تره، ماهی، روغن، عسل (انگبین).</span></p>
<p>در انجیل یوهنا آمده است که یوهنا ۷ روح، ۷ خورشید، ۷ چهره، ۷ گوسفند ۷ شاخ و ۷ سر و۷ چشم را همراه با ۷ فرشته در خواب دید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">ادونتیست و بعضی دیگر فرقه های مسیحیت، ۷ ژانویه را تولد اصلی عیسی میدانند.</span></p>
<p>در مسیحیت ۷ نوع نیایش، ۷ گناه، ۷ توبه، ۷ اندوه و ۷ شادی وجود دارد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">در اسلام در مراسم حج، ۷ دور خانه کعبه را می‌چرخند.</span></p>
<p>معلقات سبعه ، ۷ بت اصلی بر سر در خانه کعبه بودند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">قرآن ۷ بخش دارد: وعد، وعید، وعض، قصص، امر به معروف، نهی از منکر، ادنیه.</span></p>
<p>۷ عضو در سجده در وقت نماز بر زمین است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">برای پاکیزه شدن اشاره به ۷ بار آب کشیدن شده است.</span></p>
<p>اولین سوره قرآن ۷ آیه دارد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">اصحاب کهف ۷ تن بودند.</span></p>
<p>در بهشت ۷ چشمه ونهر و در دوزخ ۷ طبقه&#8221;عشکوب&#8221; است که آخرینِ آن اسفل السافلین است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">در قرآن آسمان را دارای ۷ طبقه میداند؛برای مردگان شب هفت میگیرند&#8230;</span></p>
<p>و نهایتا اینکه در قرآن ۷ بار سلام آمده: سلام به نوح، به ابراهیم، به موسی، به هارون، به یاسین، به خالدین، به الحی فجر.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-1739/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مرگ خورشید (Sun Death)</title>
		<link>http://asman.ir/post-1220</link>
		<comments>http://asman.ir/post-1220#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 15:51:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[Sun Death]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید کوتوله]]></category>
		<category><![CDATA[ذخایر هیدروژن]]></category>
		<category><![CDATA[ستاره‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ خورشید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=1220</guid>
		<description><![CDATA[آیا ستاره‌ها زنده‌اند؟! ستاره شناسان ستاره‌ها را مانند موجودات زنده می‌دانند که مراحل تولد ، زندگی و مرگ را در طول عمر خود می‌گذرانند. این مراحل که برای انسان حدود چند ده سال طول می‌کشد. در مورد ستاره‌ها از چند میلیون تا چند میلیارد سال متغیر است. یک ستاره پس از تولد و گذران عمر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000135-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-1221" title="000135-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000135-WWW.ASMAN_.IR_-475x380.jpg" alt="" width="475" height="380" /></a></p>
<p><span style="color: #0000ff;">آیا ستاره‌ها زنده‌اند؟!</span></p>
<p>ستاره شناسان ستاره‌ها را مانند موجودات زنده می‌دانند که مراحل تولد ، زندگی و مرگ را در طول عمر خود می‌گذرانند. این مراحل که برای انسان حدود چند ده سال طول می‌کشد. در مورد ستاره‌ها از چند میلیون تا چند میلیارد سال متغیر است. یک ستاره پس از تولد و گذران عمر ، وارد مرحله مرگ و پایان موجودیت می‌شود. خورشید ما هم که یک ستاره است، از این قاعده مستثنی نیست.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">غول سرخ خورشید</span></p>
<p>ذخایر هیدروژن خورشید به ما این وعده را می‌دهد که تا حدود ۵ میلیارد سال دیگر دغدغه‌ای نداشته باشیم. خورشید تقریبا بصورت امروزی ، ستاره‌ای زرد که به اندازه قرص ماه دیده می‌شود، خواهد بود. ولی ۵ میلیارد سال بعد بیشتر هیدروژن موجود در هسته خورشید ، گداخته شده و صرف تهیه هلیوم می‌شود. در آن زمان جاذبه باعث انقباض هسته شده و فشار و دمای آن را افزایش خواهد داد. هیدروژن شروع به سوختن در پوسته اطراف هسته خواهد کرد.<br />
انرژی حاصل از همجوشی هسته‌ای در پوسته ، باعث انبساط لایه‌های خارجی خواهد شد، تا اینکه خورشید تبدیل به یک غول سرخ شود. هلیوم هم به کربن و اکسیژن تبدیل خواهد شد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"> خورشید کوتوله</span></p>
<p>وقتی خورشید منبسط می‌شود تا تبدیل به یک غول سرخ شود ، قطرش حدود ۱۵۰ برابر بزرگتر می‌شود (بدلیل همین افزایش حجم است که غول نامیده می‌شود). با افزایش حجم ، دمای سطح خورشید به آرامی کاهش می‌یابد و گازهای منبسط شده و داغ حرارت خود را از دست می‌دهند. رنگ خورشید از زرد به نارنجی و سپس قرمز تغییر می‌کند. بخاطر بزرگتر شدن سطح خورشید ، درخشندگی آن هزار برابر افزایش یافته و نور بیشتری ساطع می‌کند.<br />
خورشید مدت ۱۰۰ میلیون سال را به شکل یک غول سرخ سپری خواهد کرد، سپس لایه‌های سست بیرونی از آن جدا خواهند شد. سرانجام خورشید به شکل یک کوتوله سفید باقی مانده و به تدریج از بین خواهد رفت.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"> زمین سوگوار</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> در مراحل پایانی عمر خورشید ، هنگامی که این ستاره به غول سرخ تبدیل می‌شود، از آسمان آبی گرفته تا سایه رنگهای سپیده و شامگاه ، کلیه پدیده‌های جوی ، عمیقا تحت تأثیر قرار می‌گیرند. زمین سرد نمی‌شود بلکه برعکس افزایش ‌مساحت خورشید ، کاهش دما را جبران می‌کند و دما از حد معمول هم بسیار فراتر می‌رود. تمام موجودات زنده از بین می‌روند و زمین در غم از دست دادن آنها و خورشید به سوگ می‌نشیند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span>  با افزایش دما یخ پهنه‌های قطبی شروع به ذوب شدن می‌کنند. سطح اقیانوسها بالا می‌آیند و لایه ضخیمی از ابر ایجاد می‌کنند که برای مدتی خورشید را پنهان می‌کند. این ابرها تقابل اقلیمی میان قطبها و استوا را از بین می‌برند. نوعی جنگل آمازون داغ و مرطوب سراسر زمین را می‌پوشاند. سپس جو زمین شروع به تبخیر شدن می‌کند. گیاهان خشک شعله‌ور می‌شوند. شعله‌های آتش با استفاده از اکسیژن باقیمانده ، همه مواد آلی موجود را مصرف می‌کند. طبیعتی شبیه به ماه کنونی پدید می‌آید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong> </span>در صخره سنگهای قاره‌ای و اعماق حوزه‌هایی که تبخیر شده‌اند، حاکمیت عصر معادن بار دیگر جایگاهی را که در نخستین سالهای عمر سیاره داشت، باز می‌یابد. پس از گذشت چند صد هزار سال ، خود صخره نیز شروع به ذوب شدن می‌کند. زیر آبشاری از حرارت سرخ ، امواج گدازه های فروزان از کوهها سرازیر و در اعماق اقیانوسهای کهن جمع می‌شوند. خورشید سرخ به گسترش خود ادامه می‌دهد و باد نیرومند ستاره‌ای به بیرون می‌فرستد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> سیارات عطارد و زهره تحت تأثیر آن به آرامی تبخیر می‌شوند. این توفان شدید مواد آنها را جارو کرده و به صورت امواج متلاطمی از بخار به هوا می‌فرستد. از این ماده رقیق ممکن است سحابیهای جدید شکل گرفته و در میان آنها ستارگان و منظومه‌های سیاره‌ای جدید پدیدار شوند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-1220/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا بلورهای برف شش پر و متقارن و سفید هستند؟</title>
		<link>http://asman.ir/post-1215</link>
		<comments>http://asman.ir/post-1215#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 15:24:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[برف]]></category>
		<category><![CDATA[بلورهای برف]]></category>
		<category><![CDATA[دانش]]></category>
		<category><![CDATA[دانه برف]]></category>
		<category><![CDATA[كریستال برف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=1215</guid>
		<description><![CDATA[- به راستی چرا بلورهای برف شش پر و متقارن و سفید هستند؟ برای پاسخ به این سوال باید داستان زندگی یک دانه برف را دانست. داستان زندگی دانه برف، از ابر آغاز می‌شود، از زمانی که یک قطره بسیار ریز ابر یخ زده و به یک ذره کوچک یخی تبدیل می‌شود. زمانی که بخار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong><a href="http://asman.ir/pictures/000134-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-1216" title="000134-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000134-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="450" height="338" /></a></strong></span></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>- </strong></span>به راستی چرا بلورهای برف شش پر و متقارن و سفید هستند؟</span></p>
<p>برای پاسخ به این سوال باید داستان زندگی یک دانه برف را دانست.</p>
<p>داستان زندگی دانه برف، از ابر آغاز می‌شود، از زمانی که یک قطره بسیار ریز ابر یخ زده و به یک ذره کوچک یخی تبدیل می‌شود.</p>
<p>زمانی که بخار آب روی سطح ذره یخ شروع به سخت شدن می‌کند، به سرعت در این یخ کوچک چند وجه ایجاد و به یک شش وجهی تبدیل می‌شود.</p>
<p>ذره یخ تا مدتی این شکل شش وجهی را حفظ می‌کند اما به تدریج که بلور بزرگتر و بزرگتر می‌شود، از هر یک از وجوه این شش وجهی شاخه‌ای بیرون می‌آید. از آنجا که شرایط جوی (یعنی دما و رطوبت) در همه نقاط این بلور کوچک یکسان است، هر شش شاخه جدید، تقریبا به یک اندازه رشد می‌کنند.</p>
<p>بلور برف در حالیکه بزرگتر می‌شود، در داخل ابر با باد به اینسو و آنسو می‌رود و به همین دلیل است که در طول زمان، با دماهای مختلفی روبرو می‌شود.</p>
<p>اما رشد کریستال تا حد بسیار زیادی به میزان دما مربوط می‌شود و از آنجا که هر شش شاخه بلور در هر زمان در شرایط مساوی قرار دارند، همه آنها به یک شکل رشد می‌کنند.</p>
<p>نتیجه نهایی این روند، ایجاد ساختاری شش شاخه و متقارن است. باید توجه داشت که چون هر بلور برف مسیری خاص خود را در ابر می‌پیماید، هر یک شکل خاص خود را پیدا می‌کنند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>- </strong></span>چه چیزی باعث همزمانی رشد شش بازوی کریستال برف می‌شود؟</span></p>
<p>هیچ چیز. همانطور که قبلا اشاره شد هر یک از بازوهای دانه برف مستقلا رشد می‌کند اما از آنجا که نقاط مختلف هر بلور اولیه برف درشرایط مساوی دمایی قرار دارد، این رشد همزمان و برابر صورت می‌گیرد.</p>
<p>شاید این موضوع عجیب و باورنکردنی به نظر برسد اما شاید اشاره به یک نکته، این موضوع را باورکردنی کند: در واقع بلورهای برف چندان کامل متقارن نیستند. برای اطمینان به زیر برف بروید و خودتان آزمایش کنید.</p>
<p>به ندرت ممکن است کریستالی کاملا متقارن پیدا کنید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> دانه برف چرا شش بازو دارد؟</span></p>
<p>علت این امر به خصوصیات هندسه شش ضلعی شبکه بلور یخ برمی‌گردد. اما این شبکه ابعاد مولکولی دارد و پی بردن به این موضوع که این تقارن در ابعاد نانو چگونه به ساختار یک کریستال برف که به مراتب بزرگتراست، منتقل می‌شود، کار ساده‌ای نیست.</p>
<p>اما بطورکلی باید گفت ایجاد بازو در دانه برف از طریق &#8220;تشکیل وجوه&#8221; (‪ .یا ایجاد ساختاری مانند جواهرات تراش داده شده) صورت می‌گیرد</p>
<p>این وجوه بدون نیاز به نیروی خاصی تشکیل می‌شوند که علت آن، نحوه قرار گرفتن مولکول‌ها در داخل شبکه دانه برف است. در فرآیند تشکیل وجوه است که دانه ابتدایی برف به یک شش وجهی تبدیل می‌شود که ساختاری بزرگتر با یک تقارن شش بری است. در نهایت، بازوها از گوشه‌های شش ضلعی بیرون می‌آیند و وجود شش گوشه اساس به وجود آمدن شش بازوست.</p>
<p>فرآیند &#8220;تشکیل وجوه&#8221; نشان می‌دهد که هندسه مولکول آب چگونه به هندسه یک کریستال درشت برف منتقل می‌شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">-</span> چرا برف سفید است؟</span></p>
<p>برف سفید نیست. برف از کریستالهای یخ درست شده و انبوه آنها سفید به نظر می‌رسد درست مانند خرده شیشه‌هایی که انبوه آنها سفید به نظر می‌آید.</p>
<p>نور بازهم مانند شیشه، از بخشی از سطوح یخ دانه برف منعکس می‌شود و رنگ خاصی را بازتاب می‌دهد. هنگامی که مقدار زیادی برف انباشته شده باشد و از روی هر وجه هر دانه برف بخشی از نور منعکس شود، این نور به نقاط اطراف بازتاب یافته و دوباره برمی‌گردد. از آنجا که همه رنگها تقریبا به میزان مساوی پراکنده هستند، انبوه برف سفیدرنگ به نظر می‌رسد.</p>
<p>در واقع، هنگامی که نور در حال تابش و بازتابش است، یخ بخشی از آن را جذب می‌کند و رنگ قرمز، آسانتر از رنگ آبی جذب می‌شود و در نتیجه، رنگ آبی بازتاب می‌یابد. به همین دلیل اگر به داخل یک توده برف خوب نگاه کنید، گاه در آن رنگ آبی را مشاهده می‌کنید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> فایده دانستن این اطلاعات درباره دانه‌های برف چیست؟</span></p>
<p>بلورهای زیبای برف رقص کنان از آسمان به زمین می‌بارند و یک انسان پرسشگر باید بداند که این دانه‌ها از چه و چگونه تشکیل شده‌اند. مطمئنا از میان بیش از شش میلیارد جمعیت زمین، عده‌ای هستند که بخواهند به رازهای دانه‌های برف پی ببرند.</p>
<p>با همه اینها، یافتن راز چگونگی تشکیل بلورها، بدون تردید کار بی‌فایده‌ای نیست. برای مثال، کل صنعت کامپیوتر به سیلیکون و دیگر کریستال‌های نیمه‌هادی متکی است ولی ما هنوز درباره فیزیک چگونگی تشکیل این کریستال ها اطلاعات زیادی نداریم.</p>
<p>اگر از فیزیک پایه‌ای که در پس رشد بلورها ، از جمله بلور یخ، وجود دارد، درک بهتری پیدا کنیم، توانایی بیشتری برای ایجاد مواد جدید خواهیم داشت.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">دانش، هرگز بی‌فایده نیست.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-1215/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جنبش آهستگی به سبک اروپایی</title>
		<link>http://asman.ir/post-334</link>
		<comments>http://asman.ir/post-334#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 01 Mar 2010 21:15:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[استكهلم]]></category>
		<category><![CDATA[اسکانیا، ساب، الکترولوکس و اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش آهستگی به سبک اروپایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوئد]]></category>
		<category><![CDATA[ولوو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=334</guid>
		<description><![CDATA[١٨ سال پیش من در یک شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم. کار کردن در این شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است. اینجا هر پروژه‌اى حداقل ٢ سال طول می‌کشد تا نهایى شود، حتى اگر ایده ساده و واضحى باشد. این قانون اینجاست. جهانى شدن (globalization) باعث شده است که همه ما در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/wp-content/uploads/000028-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="size-thumbnail wp-image-335 aligncenter" title="000028-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/wp-content/uploads/000028-WWW.ASMAN_.IR_-475x316.jpg" alt="" width="475" height="316" /></a></p>
<p>١٨ سال پیش من در یک شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم. کار کردن در این شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است. اینجا هر پروژه‌اى حداقل ٢ سال طول می‌کشد تا نهایى شود، حتى اگر ایده ساده و واضحى باشد. این قانون اینجاست. جهانى شدن (globalization) باعث شده است که همه ما در جستجوى نتایج فورى و آنى باشیم. و این مشخصاً با حرکت کند سوئدی‌ها در تناقض است. آن‌ها معمولاً تعداد زیادى جلسه برگزار می‌کنند، بحث می‌کنند، بحث می‌کنند، بحث می‌کنند و خیلى به آرامى کارى را پیش می‌برند. ولى در انتها، این شیوه همیشه به نتایج بهترى می‌انجامد. به عبارت دیگر:<br />
<span style="color: #ff0000;">۱-</span> سوئد در حدود ۴۵۰۰۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد.<br />
<span style="color: #ff0000;">۲-</span> سوئد حدود ۹ میلیون نفر جمعیت دارد.<br />
<span style="color: #ff0000;">٣-</span> استکهلم، پایتخت سوئد که به پایتخت اسکاندیناوی نیز مشهور است حدود ۷۸۰۰۰ نفر جمعیت دارد.<br />
<span style="color: #ff0000;">۴-</span> ولوو، اسکانیا، ساب، الکترولوکس و اریکسون برخى از شرکت‌هاى تولیدى سوئد هستند.</p>
<p>اولین روزهایی که در سوئد بودم، یکى از همکارانم هر روز صبح با ماشینش مرا از هتل برمی‌داشت و به محل کار می‌برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبح‌ها زود به کارخانه می‌رسیدیم و همکارم ماشینش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک می‌کرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشین شخصى به سر کار می‌آمدند.</p>
<p>روز اول، من چیزى نگفتم، همین طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم: آیا جاى پارک ثابتى داری؟ چرا ماشینت را این قدر دور از در ورودى پارک می‌کنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟</p>
<p>او در جواب گفت: براى این که ما زود می‌رسیم و وقت براى پیاده‌رفتن داریم. این جاها را باید براى کسانى بگذاریم که دیرتر می‌رسند و احتیاج به جاى پارکى نزدیک‌تر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو این طور فکر نمی‌کنی؟</p>
<p>میزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنید.</p>
<p>این روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (Slow Food). این جنبش می‌گوید که مردم باید به آهستگى بخورند و بیاشامند، وقت کافى براى چشیدن غذایشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سریع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار می‌گیرد. غذاى آهسته پایه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بیزنس طرح شده و یک &#8220;اروپاى آهسته&#8221; نامیده شده است. این جنبش اساساً حس شتاب و دیوانگی به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زیر سوال می‌برد. نهضتى که کمیّت را جایگزین کیفیت در همه شئون زندگى ما کرده است.</p>
<p>مردم فرانسه با وجودى که ٣۵ ساعت در هفته کار می‌کنند امّا از آمریکائی‌ها و انگلیسی‌ها مولّدترند. آلمانی‌ها ساعت کار هفتگى را به ۲۸/۸ ساعت تقلیل داده‌اند و مشاهده کرده‌اند که بهره‌ورى و قدرت تولیدشان ٢٠ درصد افزایش یافته است. این گرایش به آهستگى و کند کردن جریان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمریکائی‌ها را هم جلب کرده است.</p>
<p>البته این گرایش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن یا بهره‌ورى کمتر نیست. بلکه به معنى انجام کارها با کیفیت، بهره‌ورى و کمال بیشتر، با توجه بیشتر به جزئیات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزش‌هاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بیشتر است. به معنى چسبیدن به حال در مقابل آینده نامعلوم و تعریف نشده است. به معنى بها دادن به یکى از اساسی‌ترین ارزش‌هاى انسانى یعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محیط‌هاى کارى کم تنش‌تر، شادتر و مولّدترى است که در آن‌، انسان‌ها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت می‌برند. اکنون زمان آن فرا رسیده است که توقف کنیم و درباره این که چگونه شرکت‌ها به تولید محصولاتى با کیفیت بهتر، در یک محیط آرامتر و بی‌شتاب و با بهره‌ورى بیشتر نیاز دارند، فکر کنیم.</p>
<p>بسیارى از ما زندگى خود را به دویدن در پشت سر زمان می‌گذرانیم امّا تنها هنگامى به آن می‌رسیم که بر اثر سکته قلبى یا در یک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسیدن به سر قرارى، بمیریم. بسیارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آینده هستیم که زندگى خود را در حال حاضر، یعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش می‌کنیم.</p>
<p>برای توجیه این مسئله به یک مثال خیلی عادی در ایران خودمون بسنده می کنیم. این عکس اشاره ای داره به نوع فاتحه دادن این بنده ی خدا بر سر مزار یکی از رفتگانش! در دنیای به سوی جهانی شدن یا همان مدرنیته یعنی اینقدر وقت کم است که حتی نمی توان برای چند دقیقه ای از روی مرکب پیاده شد و با آرامش ذکری گفت؟! البته در دنیای پر شتاب فعلی، سنت و اعتقادات هم دخیل است و موجب میشه در هر صورت ذکر را بخوانیم و رفتگانمون رو دست خالی تنها نگذاریم البته به هر طریق ممکن حتی با سرعت ADSL2 !</p>
<p>همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختیار داریم. هیچکس بیشتر یا کمتر ندارد. تفاوت در این است که هر یک از ما با زمانى که در اختیار داریم چکار می‌کنیم. ما نیاز داریم که هر لحظه را زندگى کنیم. به گفته جان ‌لنون، خواننده معروف: زندگى آن چیزى است که براى تو اتفاق می‌افتد، در ح]الى که تو سرگرم برنامه‌ریزی‌هاى دیگرى هستى.</p>
<p>به شما بخاطر این که تا پایان این مطلب را خواندید تبریک می‌گوئیم. بسیارى هستند که براى هدر ندادن زمان از وسط مطلب آن را رها میکنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند&#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-334/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>راز نامریی بودن هواپیماهای استیلت (Stealth)</title>
		<link>http://asman.ir/post-1069</link>
		<comments>http://asman.ir/post-1069#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 01 Mar 2010 11:33:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[Stealth]]></category>
		<category><![CDATA[راز نامریی بودن هواپیماهای استیلت]]></category>
		<category><![CDATA[هواپیماهای استیلت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=1069</guid>
		<description><![CDATA[هواپیمای استیلت با هدف جذب و انحراف امواج رادار با استفاده از تکنولوژی ای بنام استیلت (stealth) طراحی شده است. استیلت، تکنیکی است که در هواپیما، کشتی و موشک به منظور جلوگیری از ردیابی توسط رادار یا دیگر روش های تشخیص، مورد استفاده قرار می گیرد. در واقع هواپیماهای استیلت &#8211; یا سایر ادواتی که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>هواپیمای استیلت با هدف جذب و انحراف امواج رادار با استفاده از تکنولوژی ای بنام استیلت (stealth) طراحی شده است. استیلت، تکنیکی است که در هواپیما، کشتی و موشک به منظور جلوگیری از ردیابی توسط رادار یا دیگر روش های تشخیص، مورد استفاده قرار می گیرد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000108-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-1070" title="000108-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000108-WWW.ASMAN_.IR_-475x320.jpg" alt="" width="475" height="320" /></a></p>
<p>در واقع هواپیماهای استیلت &#8211; یا سایر ادواتی که از این ویژگی بهره می گیرند &#8211; کاملا نامرئی نیستند، بلکه با به کارگیری تکنولوژی های خاصی، شناسایی آنها سخت تر است. به طور کلی می توان گفت هدف اصلی این است که به هواپیما اجازه داده شود تا عملیات مورد حمله خود را بدون شناسایی شدن و با موفقیت به انجام برساند. این سیستم طی جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ مورد استفاده بسیار قرار گرفت و کارایی خود را نشان داد هرچند از آن زمان به بعد کمتر به کار رفته است، اما کشورهایی چون آمریکا، روسیه، چین و چند کشور دیگر کماکان به توسعه هواپیماهای استیلت ادامه داده اند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">روش اصلی به کار گرفته شده در تکنولوژی استیلت در هواپیماهای مدرن، پوشاندن سطح بیرونی آنها با لایه ای از یک ماده جذب کننده بسیار قوی است. لازم به ذکر است که استفاده از این ماده هزینه نگهداری هواپیما را چندین برابر می کند. طراحی بدنه هواپیما نیز خود تاثیر بسیاری در منحرف کردن امواج رادار دارد بطوری که برخی از انوع خاص هواپیماها، مانند F-117 به دلیل شکل ظاهری که دارند سیگنالهای رادار را به طور عمودی از منبع منحرف می کنند، با این کار سیگنال ها به سمت گیرنده رادار منعکس نخواهند شد.</span></p>
<p>در هواپیماهای استیلت امروزی از روش های متفاوتی برای مشکل تر کردن عملیات تعقیب و ردیابی آنها، استفاده می شود که برخی از مهمترین آنها عبارتند از :</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">-</span> </strong>بخارات خروجی گرم، درون محفظه ای، قبل از حرکت هواپیما خنک می شوند در نتیجه، علائم مادون قرمز هواپیماهای استیلت به حداقل می رسد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">-</span></strong> هواپیماهای استیلت به منظور مخفی ماندن، معمولا به رنگ تیره هستند و شب ها به پرواز در می آیند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">-</span> </strong>هواپیماهای استیلتی از قبیل F-117 و بمب افکن B-2، مافوق صوت نیستند، موتور کمکی ندارند و دهانه آنها طوری تنظیم شده که سر و صدای کمتری داشته باشند و از طریق امواج صوتی نیز قابل شناسائی نباشند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">در حالیکه گفته می شود اولین هواپیمای استیلت ساخته شده احتمالا Horten Ho 229 و بمب افکن Avro Vulcan ساخت کشور انگلستان در سال دهه ۱۹۶۰ بوده اند، اما نسل اول هواپیماهای استیلت مدرن طراحی شده، شامل F-117 Nighthawk و MBB Lamypridae هستند که ماده جذب کننده ای که در آنها استفاده شده باعث تقلیل سیگنال رادار و انحراف امواج آن از فرستنده می گردد.</span></p>
<p>نسل دوم هواپیماهای استیلت مدرن که از میان آنها می توان به B-2 Spirit و F-22 Raptor اشاره کرد، از یک سیستم کامپیوتری بسیار پیچیده برای واکنش به رادارها استفاده می کنند و قادرند سطوح منحنی را نیز در برگیرند. به همین دلیل هواپیماهای نسل دوم آیرودینامیک تر از نسل اول که تنها دربرگیرنده سطوح صاف بودند، هستند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">تا کنون روش های بسیاری برای شناسایی این هواپیماها مورد بررسی قرار گرفته است، کشورهای استرالیا و روسیه اعلام کرده اند که موفق به توسعه تکنیک هایی شده اند که تکان های هواپیما را در مسیرهای طولانی شناسایی کرده و تکنولوژی استیلت را خنثی می کند. رادارهای Passive که فرستنده آنها مانند رادارهای معمولی در خود رادار قرار ندارد به عنوان بهترین شناسائی کننده هواپیماهای استیلت ، شناخته شده اند.</span></p>
<p>از آنجائیکه تکنولوژی استیلت انرژی امواج رادار را از افق دید فرستنده به بیرون منعکس می کند و باعث افزایش مسیرهای انعکاسی سیگنال رادار (Radar Cross Section) در چندین جهت می شود لذا رادارهای Passive با داشتن تعداد بیشتری گیرنده در مکانهای مختلف قادر به تشخیص آنها هستند. (در واقع خاصیت اصلی این رادارها آن است که انعکاس های غیر هم مسیر رفت را هم می توانند تشخصی دهند.) به علاوه بنظر می رسد چنانچ از سیگنالهای تلویزیونی فرکانس پایین و یا سیگنال های FM رادیویی و یا حتی منابع تولید نوری بعنوان سیگنال رادار استفاده شود جسم استیلت RCS بیشتری نسبت به آن نشان می دهد و لذا شناسایی آن بسیار ساده تر خواهد شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-1069/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زمان مرگ چه حسی به ما دست می دهد</title>
		<link>http://asman.ir/post-591</link>
		<comments>http://asman.ir/post-591#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 20 Feb 2010 20:48:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[آویزان شدن از طناب]]></category>
		<category><![CDATA[از دست رفتن خون]]></category>
		<category><![CDATA[اعدام]]></category>
		<category><![CDATA[برق گرفتگی]]></category>
		<category><![CDATA[بریده شدن سر]]></category>
		<category><![CDATA[حمله قلبی]]></category>
		<category><![CDATA[زمان مرگ]]></category>
		<category><![CDATA[سقوط از ارتفاع]]></category>
		<category><![CDATA[سوختگی]]></category>
		<category><![CDATA[غرق شدن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=591</guid>
		<description><![CDATA[احتمالاً بسیاری از ما در مورد این که هنگام مرگ با چه احساسی ممکن است روبرو شویم فکر کرده‌ایم. دانشمندان این موضوع را مورد بررسی قرار داده و حقایقی در مورد آن کشف کرده‌اند. این حقایق که در مجله New Scientist انتشار یافته‌اند، شیوه‌های مختلفی را که یک فرد ممکن است جان خود را از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>احتمالاً بسیاری از ما در مورد این که هنگام مرگ با چه احساسی ممکن است روبرو شویم فکر کرده‌ایم. دانشمندان این موضوع را مورد بررسی قرار داده و حقایقی در مورد آن کشف کرده‌اند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/wp-content/uploads/000055-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-592" title="000055-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/wp-content/uploads/000055-WWW.ASMAN_.IR_-475x317.jpg" alt="" width="475" height="317" /></a></p>
<p>این حقایق که در مجله New Scientist انتشار یافته‌اند، شیوه‌های مختلفی را که یک فرد ممکن است جان خود را از دست دهد، مورد بررسی قرار داده‌اند. این شیوه‌ها موارد مختلفی نظیر سوختن، غرق شدن و بریده شدن سر را در بر می‌گیرد.</p>
<p>گفتنی است محققان این یافته‌ها را با استفاده از پیشرفت‌های علوم درمانی و تجربیات بازماندگان خوش‌شانس به دست آورده‌اند.</p>
<p>بنا بر نتایج این گزارش، علت مرگ در موارد مختلف معمولاً نرسیدن اکسیژن کافی به مغز عنوان شده است. اما در صورتی که اطلاعات بیشتری نیاز باشد، در زیر پاره‌ای از نتایج تحقیقات پژوهشگران آورده شده است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">غرق شدن<br />
نخست، ترس و وحشت قربانیان را فرا می‌گیرد و آن‌ها تلاش می‌کنند تا نفس خود را حبس کنند. این فرآیند حدود ۳۰ تا ۹۰ ثانیه به طول می‌انجامد. نجات یافتگان می‌گویند زمانی که آب وارد شش‌ها می‌شود، حسی «سخت و دردآور» تجربه کرده‌اند اما این حس به سرعت جای خود را به «آرامش و راحتی» می‌دهد. نبود اکسیژن سبب از دست رفتن هوشیاری، توقف قلب و مرگ مغز می‌شود.</span></p>
<p>حمله قلبی<br />
احساس درد و فشار شدید در قسمت سینه، معمول‌ترین نشانه در این نوع مرگ است. این امر بدان دلیل اتفاق می‌افتد که ماهیچه‌های قلب در حال تقلی برای دسترسی به اکسیژن هستند. اختلال در ضربان عادی قلب، از کار افتادن آن را به دنبال خواهد داشت. از دست رفتن هوشیاری حدود ۱۰ ثانیه طول می‌کشد و مرگ دقایقی بعد فرا خواهد رسید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">از دست رفتن خون<br />
هر فرد که ۱.۵ لیتر از خون خود را از دست دهد، احساس ضعف و تشنگی در او به وجود خواهد آمد. زمانی که ۲ لیتر از خون بدن از دست رفته باشد، احساس سرگیجه در افراد غالب می شود و پس از آن فرد از هوش می‌رود.</span></p>
<p>برق گرفتگی<br />
برقی گرفتگی خانگی ممکن است قلب را از کار بیندازد و پس از ۱۰ ثانیه فرد را بی‌هوش کند. این موضوع در مواردی همچنین می‌‌تواند منجر به از دست رفتن فوری هوشیاری شود. این در حالی است که ادعاها حاکی از آن است که برخی زندانیان که توسط صندلی الکتریکی اعدام شده‌اند، در اثر خفگی جان خود را از دست داده‌اند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">سقوط از ارتفاع<br />
نجات یافتگان سقوط آزاد اغلب این مورد را گزارش کرده‌اند که گذشت زمان کند می‌شود. مطالعه بر روی ۱۰۰ نفر از افرادی که از روی پل Golden Gate در سانفرانسیسکو خودکشی کرده بودند، نشان داد که اکثر آن‌ها به صورت آنی فوت کرده‌اند.</span></p>
<p>اعدام (آویزان شدن از طناب)<br />
مجازات‌هایی که در برخی کشورها برای مجرمین در نظر گرفته می‌شود و یا خودکشی از این طریق، باعث مرگ شخص از طریق خفگی می‌شوند. این عمل ممکن است فرد را ظرف ۱۰ ثانیه بی‌هوش کند اما در صورتی که طناب به شیوه‌ای درست بسته نشده باشد، این فرآیند ممکن است دقایق زیادی طول بکشد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">آتش<br />
سوختگی، درد شدیدی را منجر می‌شود و حساسیت پوست را به درد افزایش می‌دهد. محققان می‌گویند پس از تخریب عصب‌های سطحی، مقداری از درد ممکن است کاهش یابد اما نه زیاد. اما مرگ در آتش‌سوزی اکثراً به دلیل استنشاق گازهای سمی و خفگی حادث می‌شود.</span></p>
<p>بریده شدن سر<br />
بریده شدن سر می‌تواند سریع و بدون درد باشد اما به نظر می‌رسد پس از صدمه دیدن نخاع، هوشیاری همچنان برای مدت کمی ادامه دارد. محققان می‌گویند مغز ممکن است همچنان به فعالیت خود برای مدت ۷ ثانیه ادامه دهد. گزارش‌ها از اعدام‌های گیوتین در فرانسه حاکی از آن است که چشم‌ها و دهان برخی قربانیان به مدت ۳۰ ثانیه از خود حرکت نشان می‌داده‌اند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-591/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۱۰ حقیقت شگفت انگیز درباره ماه</title>
		<link>http://asman.ir/post-1197</link>
		<comments>http://asman.ir/post-1197#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 19 Feb 2010 22:55:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[10 حقيقت شگفت انگيز درباره ماه]]></category>
		<category><![CDATA[تاريخچه بمباران در ماه]]></category>
		<category><![CDATA[زمين عامل طلوع ماه]]></category>
		<category><![CDATA[ماه]]></category>
		<category><![CDATA[کمبود گرانش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=1197</guid>
		<description><![CDATA[آغاز ماموریتهای اخیر ناسا به منظور شکل گیری مطالعات جدید بر روی کره ماه باعث شده تا به بررسی خصوصیات شگفت انگیزی از کره ماه پرداخته شود که شاید تکرار همیشگی این حقایق میزان توجه نسبت به ارزشهای علمی آن را کاسته باشد.  مدارگرد اکتشافی ماه که به فضا پرتاب شد سطح ماه را با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آغاز ماموریتهای اخیر ناسا به منظور شکل گیری مطالعات جدید بر روی کره ماه باعث شده تا به بررسی خصوصیات شگفت انگیزی از کره ماه پرداخته شود که شاید تکرار همیشگی این حقایق میزان توجه نسبت به ارزشهای علمی آن را کاسته باشد.<br />
 مدارگرد اکتشافی ماه که به فضا پرتاب شد سطح ماه را با جزئیاتی بی سابقه نقشه برداری و ثبت خواهد کرد و حتی قادر خواهد بود مسیر حرکت کاوشگرهایی را که در گذشته بر روی این کره حرکت کرده اند را به ثبت برساند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000130-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-1198" title="000130-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000130-WWW.ASMAN_.IR_-475x372.jpg" alt="" width="475" height="372" /></a></p>
<p>مدارگرد دیگر این ماموریت نیز طی دو مرحله با حفره شاکلتون در قطب جنوبی ماه برخورد خواهد کرد تا دانشمندان بتوانند موادی را که در نتیجه برخورد به بیرون پرتاب می شوند را مورد مطالعه قرار دهند. تمامی این هزینه ها و تلاشها با هدف کشف اطلاعات بیشتر و جدیدتر از قمر زمین است تا دانشمندان بتوانند ساختار اصلی این کره، تاریخچه دقیق آن و احتمال وجود آب در حفره های تاریک و مرموز ماه را کشف کنند.</p>
<p>نشریه لایو ساینس پس از آغاز ماموریتهای جدید ناسا در راستای بازگرداندن انسان به کره ماه، به بررسی ۱۰ حقیقت شگفت انگیز درباره ماه پرداخته است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">ضربه بزرگ :</span> ماه در نتیجه برخوردی شکل گرفته است که از آن با نام برخورد عظیم یا برخورد بزرگ یاد می شود. اخترشناسان به منظور توضیح این پدیده نظریه ای را با این مضنون ارائه کرده اند: در حدود ۴.۶ بیلیون سال پیش، جسمی عظیم در ابعاد سیاره مریخ اندکی پس از شکل گیری خورشید و منظومه خورشیدی با زمین برخورد کرده است. در نتیجه این برخورد ابری از صخره های تبخیر شده مرکب از اجرام کیهانی و بدنه زمین به مدار خارجی زمین پرتاب شد. این ابر به تدریج سرد و فشرده شده و حلقه ای کوچک را از اجرام جامد تشکیل داد که با جمع شدن این اجرام در کنار یکدیگر ماه کنونی شکل گرفت.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">زمین عامل طلوع ماه :</span> هر روز و طی زمانهای متغیر ماه از سمت شرق طلوع کرده و در سمت غرب غروب می کند. فرایندی که شباهت زیادی به روند حرکتی خورشید و دیگر ستاره ها دارد.</p>
<p>زمین در حال چرخش بر محور خود در جهت شرق است که این پدیده باعث نمایان شدن اجرام کیهانی و ناپدید شدن آنها در طول زمانی معین می شود. کره ماه نیز طی هر ۲۹.۵ روز سفری مداری حول زمین دارد که این حرکت تدریجی در آسمان رو به شرق صورت می گیرد. به همین دلیل است که طلوع ماه در برخی روزها با ۵۰ دقیقه تاخیر صورت می گیرد. این شیوه حرکتی همچنین می تواند دلیل طلوع گاه به گاه زودهنگام ماه در هنگام عصر و یا در طول روز را توضیح دهد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">عدم وجود وجه تاریک :</span> برخلاف آنچه به نظر می آید، ماه هیچ وجه تاریکی ندارد. ماه تنها وجه دور افتاده ای دارد که امکان مشاهده آن از زمین وجود ندارد. دلیل این پدیده به زمانهای گذشته باز می گردد. در گذشته های دور تاثیرات گرانشی زمین باعث کند شدن چرخش ماه حول محور خود شد. به محض اینکه چرخش ماه به اندازه ای کند شد تا با دوره چرخشی خود به دور زمین انطباق پیدا کند، تاثیر گرانشی زمین بر روی ماه تثبیت شد. به همین دلیل ماه در حال حاضر یک بار به دور زمین چرخیده و یک بار حول محور خود حرکت می کند و به دلیل اینکه هر دو این چرخشها در زمانی واحد شکل می گیرند، زمین تنها قادر به مشاهده یک وجه از کره ماه خواهد بود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">کمبود گرانش :</span> کره ماه ۲۷ درصد از ابعاد زمین را با جرمی کمتر تشکیل می دهد. در عین حال گرانش موجود در کره ماه تنها ۱.۶ گرانش کره زمین اندازه گیری شده است. به همین دلیل در صورتی که تکه سنگی در کره ماه از بالا به پایین پرتاب شود، سرعت سقوط آن بسیار کمتر از سرعت سقوط همان سنگ در زمین خواهد بود. همچنین در صورتی که وزن فردی در روی زمین ۶۸ کیلوگرم باشد، همان فرد در کره ماه ۱۱ کیلوگرم وزن خواهد داشت.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">کوچک و بزرگ شدن قرص ماه :</span> مدار حرکت ماه به دور زمین بر خلاف باور بسیاری بیضوی است و نه دایره. به همین دلیل فاصله میان مرکز زمین و مرکز ماه طی هر یک از دوره های کامل چرخش ماه، متغییر است. در نزدیکترین فاصله ماه به زمین که اصطلاحا حضیض خوانده می شود فاصله این دو جرم کیهانی از یکدیگر ۳۶۳ هزار و ۳۰۰ کیلومتر خواهد بود. این فاصله در نقطه عکس، یعنی در دورترین فاصله ممکن به ۴۰۵ هزار و ۵۰۰ کیلومتر افزایش پیدا می کند. به بیانی دیگر زمانیکه ماه در نزدیکترین فاصله خود از زمین کامل شود، ۱۴ درصد بزرگتر دیده شده و درخشش آن ۳۰ درصد افزایش خواهد یافت.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">تاریخچه بمباران در ماه :</span> حفره های موجود در سطح کره ماه می تواند گذشته سخت این کره را به خوبی آشکار سازد. به دلیل نبودن نزدیک به مطلق اتمسفر در ماه و کم بودن فعالیتهای درونی در این کره، تعداد حفره هایی که در اثر برخوردهای شدید در بیلیونها سال پیش در ماه به وجود آمده اند رکورد منحصر به فردی را به ثبت رسانده اند.<br />
با تخمین تاریخ حفره های ماه، دانشمندان دریافته اند که سیاره زمین به همراه قمر خود در حدود چهار بیلیون سال پیش تحت بمباران شدید کیهانی بوده است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">کره ماه کره نیست :</span> ماه شکل کروی و دوار ندارد بلکه تخم مرغی شکل است. در صورتی که ماه با دقت مورد مطالعه قرار گیرد می توان دید که مرکز ماه درواقع مرکز هندسی این قمر به شمار نمی رود و در واقع با مرکز واقعی کره دو کیلومتر فاصله دارد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">ماه لرزه :</span> فضانوردان ماموریت آپولو طی بازدید خود از کره ماه از لرزه نگار استفاده کرده و دریافتند این جرم خاکستری جرمی مرده به شمار نمی رود. ماه لرزه های کوچک از کیلومترها پایین تر از سطح خارجی ماه سرچشمه می گیرند و اینگونه به نظر می رسد این لرزه ها تحت تاثیر کشش گرانشی زمین به وجود می آیند. شکستگی های کوچک و فوران گاز از نشانه های وجود ماه لرزه در این کره درخشان است.</p>
<p>دانشمندان بر این باورند ماه نیز دارای هسته ای داغ و مذاب مشابه زمین است. اما اطلاعات به دست آمده از کاوشگر سازمان ناسا در سال ۱۹۹۹ نشان می دهد که ماه دارای هسته ای بسیار کوچک بوده که تنها دو تا چهار درصد از جرم کلی ماه را تشکیل می دهد. این ابعاد در برابر ابعاد هسته زمین که ۳۰ درصد از جرم کلی زمین را تشکیل می دهد کاملا ناچیز است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">تاثیر اقیانوسی :</span> عامل اصلی جزر و مدهای موجود در زمین با در نظر نگرفتن تاثیرات اندک خورشید، کره ماه است. گرانش ماه باعث ایجاد کشش بر روی اقیانوسهای زمین می شود. در ماه جدید و کامل، خورشید، زمین و ماه در یک ردیف قرار می گیرند که این پدیده جزر و مد بیشتری را نسبت به شرایط عادی به وجود می آورد. زمانی که ماه در تربیع اول یا آخر قرار دارد خفیف ترین جزر و مد به وجود می آید. چرخش ۲۹.۵ روزی ماه به دور زمین کاملا دوره ای نبوده و در نزدیکترین موقعیت ماه نسبت به زمین بیشترین جزر و مدها به حالت جهشی افزایش پیدا می کنند که به اصطلاح جزر و مد جهشی حضیضی خوانده می شوند.</p>
<p> از دیگر تاثیرات جالب توجه کششهای قمری این است که ماه طی این جزر و مدها قسمتی از انرژی زمین را می رباید که این پدیده باعث کاهش ۱.۵ میلی ثانیه ای سرعت زمین در هر قرن می شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">خداحافظ ماه :</span> با توجه به آنچه گفته شد، ماه سالانه مقادیری از انرژی زمین را ربوده و از آن برای بالا کشیدن خود به اندازه چهار سانتیمتر در بالاترین مدارش استفاده می کند. محققان معتقدند ماه زمانی که در حدود ۴.۶ بیلیون سال پیش شکل گرفته است، فاصله ای برابر ۲۲ هزار و ۵۳۰ کیلومتر از زمین داشته است که این فاصله اکنون به ۴۵۰ هزار کیلومتر افزایش پیدا کرده است.</p>
<p>در عین حال سرعت چرخش زمین رو به کندی است و به همین دلیل روزهای زمین رو به طولانی تر شدن گذاشته اند. به تدریج صعود کشش سیاره زمین در میان یک خط فرضی میان مرکز زمین و ماه انباشته خواهد شد و به این شکل تغییرات چرخش سیاره ای زمین متوقف خواهد شد. در این صورت یک روز زمین برابر یک ماه خواهد شد. در صورت وقوع چنین پدیده ای که احتمال آن به بیلیونها سال در آینده نسبت داده شده است، یک ماه زمین بسیار طولانی شده و ماه به تدریج فاصله خود را از زمین افزایش خواهد داد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-1197/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دانستنی هایی درباره زندگی در فضا</title>
		<link>http://asman.ir/post-1158</link>
		<comments>http://asman.ir/post-1158#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Feb 2010 21:40:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[دانستنی هایی درباره زندگی در فضا]]></category>
		<category><![CDATA[فضا]]></category>
		<category><![CDATA[فضانوردان]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت های فضایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=1158</guid>
		<description><![CDATA[به تقریب همه کسانی که به فضا می روند به «بیماری فضا» مبتلا می شوند که دلیل آن اختلال کارکرد گوش درونی است و از مهمترین نشانه های آن می توان به سردرد اشاره کرد. علاوه بر این، در وضعیت بی وزنی، مایعات به سمت بخش های بالایی بدن می روند و باعث می شود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به تقریب همه کسانی که به فضا می روند به «بیماری فضا» مبتلا می شوند که دلیل آن اختلال کارکرد گوش درونی است و از مهمترین نشانه های آن می توان به سردرد اشاره کرد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000120-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-1159" title="000120-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000120-WWW.ASMAN_.IR_-475x356.jpg" alt="" width="475" height="356" /></a></p>
<p>علاوه بر این، در وضعیت بی وزنی، مایعات به سمت بخش های بالایی بدن می روند و باعث می شود که شخص دچار گرفتگی بینی شود و صورتش متورم شود. استخوان ها کلسیم از دست می دهند که باعث تشکیل سنگ کلیه می شود. ماهیچه ها لاغر و قلب کوچک می شود.</p>
<p>علاوه بر خشکی و پف کردن، قد فرد نیز بلندتر می شود. نبود جاذبه گرانشی باعث می شود قد بیشتر فضانوردان تا پنج سانتی متر بلندتر شود.</p>
<p>دانشمندان برای بررسی تکامل جنین در فضا، موش های بارداری را به فضا فرستاده اند. از آنجا که تکامل گوش داخلی جنین در حالت بی وزنی صورت می گیرد، موش های نوزاد به مشکلات تعادل دچار می شوند.</p>
<p>اگر هنگام خواب خروپف می کنید، راه حلش سفر به فضاست. در یک پژوهش صورت گرفته در سال ۲۰۰۱ مشخص شد افرادی که در خواب خروپف می کنند، مشکل شان در فضا حل می شود.</p>
<p>بیشتر فضانوردان هنگام خواب در فضا دچار مشکل می شوند. در طول یک روز در ایستگاه فضایی خورشید شانزده بار طلوع و غروب می کند و در نتیجه آهنگ طبیعی بدن مختل می شود.</p>
<p>در شاتل فضایی، فضانوردان با آهنگ موسیقی از خواب برمی خیزند و روز کاری را آغاز می کنند. این آهنگ را مرکز فرماندهی ماموریت در هاستون پخش می کند که البته برای پخش آهنگ ها سلیقه فضانوردان را در نظر می گیرد. اما در ایستگاه فضایی، فضانوردان با زنگ ساعت از خواب برمی خیزند.</p>
<p>اگر روزی بدون لباس فضایی در وضعیت خلأ قرار گرفتید، نفس تان را در سینه حبس نکنید زیرا انبساط ناگهانی گازها به ریه تان آسیب می رساند. چنین حادثه ای در سال ۱۹۶۵ روی داد. در آن هنگام در آزمایشی که ناسا انجام می داد، لباس فضایی از کار افتاد و فرد آزمایشگر به مدت ۱۵ ثانیه در خلاء کامل قرار گرفت.</p>
<p>در وضعیت خلأ، آب موجود در زبان، بینی و گوش ها تبخیر می شود.</p>
<p>برخلاف فیلم های هالیوودی، اگر شخص در وضعیت خلأ قرار گیرد منفجر نمی شود. نبود اکسیژن در خون است که باعث مرگ فرد می شود که البته حدود دو دقیقه طول می کشد.</p>
<p>نگهداری و مصرف غذاها در فضا بسیار دشوار است. بیشتر غذاهای فضانوردان درون لوله های آلومینیومی (همانند لوله خمیردندان) ذخیره می شود که حاوی حریره غلات است. فضانوردان به خوردن غذاهایی به شکل حبه یا دیگر غذاهای آب زدایی شده نیز عادت دارند.</p>
<p>هرچند که فضانوردان می توانند چاشنی هایی مانند نمک و فلفل به غذای خود اضافه کنند، اما غذاهای دانه یی ممکن است در مری یا بینی گیر کند و باعث خفگی شود.</p>
<p>گم شدن اشیا در ایستگاه و شاتل فضایی امری عادی است. فضانوردان یا مرتب چیزی را گم می کنند، یا دیگر چیزهایی را که همکاران شان گم کرده اند، پیدا می کنند هر چیزی که در جای خود محکم نشده باشد در فضا شناور است و شاید هم گم شود.</p>
<p>فضانوردان پس از بازگشت به زمین، به زحمت دست و پای خود را تکان می دهند. شاید همین دلیلی است که فضانوردان از فرود در سطح زمین با عنوان «تولد دوباره» یاد می کنند.</p>
<p>فضانوردانی که مدت های طولانی در فضا اقامت کرده اند، می گویند دشوارترین چیزی که خود را باید با آن هماهنگ کنند این است که اگر چیزی را که در دست دارند رها کنند، می افتد،</p>
<p>تاکنون هجده نفر در ماموریت های فضایی درگذشتند، همه آنها یا هنگام رفت یا هنگام برگشت دچار سانحه شدند، نه هنگام اقامت در فضا. البته تعداد زیادی هم هنگام تمرین یا رویدادهای دیگر درگذشتند.</p>
<p>بهتر است فکر سفر به فضا را از سر بیرون کنید، اگر هم رفتید دیگر برنگردید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-1158/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رنگین کمان چرا به صورت «کمان» دیده می شود ؟</title>
		<link>http://asman.ir/post-1145</link>
		<comments>http://asman.ir/post-1145#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Feb 2010 20:32:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[تیودوریک]]></category>
		<category><![CDATA[رنه دکارت]]></category>
		<category><![CDATA[رنگین کمان]]></category>
		<category><![CDATA[قطب الدین شیرازی]]></category>
		<category><![CDATA[قوانین شکست و بازتاب]]></category>
		<category><![CDATA[پرتو نوری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=1145</guid>
		<description><![CDATA[اولین کسی که به طور جدی در باره این مسئله مطالعه کرد رنه دکارت بود . قبل از دکارت کسانی مانند قطب الدین شیرازی یا تیودوریک در این باره تحقیق کرده بودند . دکارت با توجه به قوانین شکست همزمان ولی به طور جداگانه از اسنل ( بنیان گذار اصلی قوانین شکست و بازتاب ) [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اولین کسی که به طور جدی در باره این مسئله مطالعه کرد رنه دکارت بود . قبل از دکارت کسانی مانند قطب الدین شیرازی یا تیودوریک در این باره تحقیق کرده بودند . دکارت با توجه به قوانین شکست همزمان ولی به طور جداگانه از اسنل ( بنیان گذار اصلی قوانین شکست و بازتاب ) به شرح رنگین کمان پرداخت و در سال ۱۶۳۷ نتایج خود را منتشر کرد .</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000117-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-1146" title="000117-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000117-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="426" height="358" /></a></p>
<p><span style="color: #0000ff;">قطـره هـای آب در حـال سـقوط کروی شکل اند ، پس به سراغ نحوه برهــم کنـش یـک پرتـو نـور سـفید ، بـا یـک کـره شـفاف مـی رویـم . اگر کمـی بـــا چگونگی شکل گیری رنگین کمان آشنا باشید می دانیــد کـه رنگین کمان اصلی را مجموعه پرتوهایی که در مرز قطرهوا، دوبار شکسته و یک بــار بـاز تـابیده انـد، مـی سـازند و چـون ضریب شکست آب برای رنگهای مختلف متفاوت است، نور سفید در ضمن این شکســت هـا بـه اجـزای رنـگی اش تجزیـه میشود، اما نور خورشید پیوسته است و در تمــام نقـاط رو بـه نور قطره با آن برخورد می کند که شرایط بازتاب و شکســت در هر یک از این نقاط ، متفاوت است.</span></p>
<p>مثلا پرتو نوری که راستای آن از مرکز قطره می گذرد، بدون شکست وارد آن شده و در سوی دیگر باز تابیده مــی شـود و روی همان مسیر ورودی بــه بـیرون بـر مـی گردد. بـه عبـارت دیگر پرتو به وسیله قطره ۱۸۰ درجه تغییر جهت می دهــد، در مقابل اگر پرتو نور مماس بر قطره به آن بتابد، می توانید ببینید که هنگام ورود به بیشـترین مـیزان ممکـن مـی شـکند و پرتـو خروجی با پرتو خروجــی بـا پرتـو ورودی زاویـه حـدود ۱۶۵ درجه می سازد، بررسی بیشتر نشان می دهد که در بین این دو وضعیت حدی ، زاویه انحـراف زاویـه بیـن پرتـو خروجـی و ورودی از ۱۸۰ درجه کاهش می یابد بــه مقـدار کمینـه ۱۳۸ درجه می رسد و سپس دوباره تا ۱۶۵ درجه بالا مــی رود، امـا چون در اطراف مقدار کمینه، تغیـیر زاویـه کـم اسـت، بخـش بزرگی از نور فـرودی ، در حـول و حـوش ایـن زاویـه ۱۳۸ درجه از قطره خارج می شود. به عبــارت دیـگر ، شـدت نـور خروجی در تمام زوایا یکسان نیست و بیشتر نـور رنگینـی کـه از قطره بیرون می رود، با جهت تابش خورشید، زاویه حــدود ۱۳۸ درجه یا معادل آن ۴۲ درجه می سازد. البته ایــن زاویـه، بستگی به رنگ پرتو دارد و بین ۴۰ تا ۴۲ درجه برای رنگهای قرمز تا بنفش متفاوت است. بنابراین می توان تصور کـرد کـه تنها در زوایای حــدود ۴۲ درجـه ، پرتوهـای رنـگی بـه طـور مؤثر از قطره خارج می شوند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">حالا تصور شکل رنگین کمــان، کـار سـاده ای اسـت، فـرض کنید در بعد از ظــهر ، خورشـید در حـال تـابش و فضـا پـر از قطره های کروی آب است و شما هم پشت به خورشــید و رو به شرق ایستاده اید، در این وضعیت نور رنــگی کـه بـه چشـم شما می رسد، مجموعه نورهای خـارج شـده از تمـام قطراتـی است که خط واصل چشم شما و آنها با راستای نور خورشید، زاویه بین ۴۰ و ۴۲ درجه می سازد.</span></p>
<p>مکان هندسی این قطره ها مخروطی بــه رأس چشـم شماسـت که نیم زاویه رأس آن حدود ۴۲ درجه است. چیزی که شما از رأس این مخروطی می بینید مقطع آن است، یعنی یک نوار دایره ای به پهنای زاویه ای بین ۴۰ و ۴۲ درجه که رنگهای قرمز تا بنفش را در خــود جـای داده اسـت، البتـه</p>
<p><span style="color: #0000ff;">سطح افق، این دایره را قطع می کند و چون قطـرات آب تنـها در هـوا حضـور دارنـد، شـما تنـها کمـانی از یـــک دایــره را میبینید. این کمان، وقتی پرتو خورشید موازی با افـق اسـت، یعنی هنگام غروب به بیشینه خــود مــی رسـد و بـه نیـم دایـره تبدیل می شود. البته در آســمان و مثـلا از درون هـواپیمـا در شرایط مساعد می تـوان رنگیـن کمـان دایـره ای را هـم دیـد.</span></p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>آنطرف رنگین کمان کجاست؟</strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">وقتی در طول بارندگی فقط یک رنگین کمان می بینیم در واقع چند رنگین کمان وجود دارد؟ پاسخ این سؤال آنطور که فکر می کنید ساده نیست! وقتی نور وارد یک قطره آب می شود، در داخل قطره بازتاب کرده، و آنچه به چشم ما باز می تابد رنگین کمان را تشکیل می دهد. هر قطره باران، نوری را که واردش می شود در تمام جهات ممکن بازتابانده و می شکند. اولین بار که نور با قطره برخورد می کند، یک پرتو کسری از آن نور بازتاب می کند و و بقیة آن در طول قطره حرکت می کنند تا به پشت قطره از سمت داخل برخورد کنند. دوباره، مقداری از نور شکت خورده و مقداری بازتاب می کند. در هر برخورد با سطح سطح داخلی قطره، مقداری از نور باز می تابد و در قطره می ماند، و باقیماندة آن خارج می شود. بنابراین پرتو های نور می توانند بعد از یک، دو، سه بازتاب داخلی یا بیشتر از قطره خارج شوند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">وقتی شما دو رنگین کمان می بینید، اولین یا اصلی ترین کمان در زاویة ۴۲ درجه، با نور قرمز در بیرون و نور بنفش در داخل به طور واضح دیده می شود. کماان دوم همیشه کم رنگ تر بوده و بواسطة بازتاب دوم با رنگهای معکوس (بنفش در بیرون و قرمز در درون) در زاویة ۵۱ تشکیل می شود. اسحاق نیوتن یک معادله ریاضی بر حسب اندازه زاویة رنگین کمانها بعد از بازتاب N اُمِ داخل قطره بدست آورد. او معتقد بود که در بازتاب سوم نور کافی وجود ندارد که در واقع شخص آنرا ببیند، از اینرو هرگز مسئله را برای ۳=N حل نکرد. ادموند هالی، بعد از نامگذاری ستارة دنباله دار هالی، محاسبات را بر دوش گرفت و کشف کرد که سومین رنگین کمان در زاویة ۴۰ درجه و ۲۰ ثانیه تشکیل می شود، و شگفت زده شد. این رنگین کمان نبایستی در مقابل خورشید تشکیل شود بلکه دور تا دور خورشید تشکیل می شود! دو هزار سال بود که بشر به اشتباه در طرف دیگر آسمان در جستجوی این کمان بود.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-1145/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تعیین عمر اشیا و بقایای اجساد کشف شده</title>
		<link>http://asman.ir/post-1093</link>
		<comments>http://asman.ir/post-1093#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Feb 2010 22:35:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[تعیین تاریخ یک فسیل]]></category>
		<category><![CDATA[تعیین عمر اشیا و بقایای اجساد کشف شده]]></category>
		<category><![CDATA[تکه استخوان]]></category>
		<category><![CDATA[حفاری]]></category>
		<category><![CDATA[ماموت]]></category>
		<category><![CDATA[موجود زنده]]></category>
		<category><![CDATA[کربن 14]]></category>
		<category><![CDATA[کربن 14 در موجودات زنده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=1093</guid>
		<description><![CDATA[در یک حفاری تکه استخوانی پیدا می شود و باستان شناسان می گویند که این استخوان ۵ هزار سال عمر دارد. یک بچه ماموت در آند کشف می شود و عمر آن را بیش از ۲ هزار سال تخمین می زنند. اما دانشمندان چگونه می فهمند که یک شیء یا اجساد و بقایای موجودات زنده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در یک حفاری تکه استخوانی پیدا می شود و باستان شناسان می گویند که این استخوان ۵ هزار سال عمر دارد. یک بچه ماموت در آند کشف می شود و عمر آن را بیش از ۲ هزار سال تخمین می زنند. اما دانشمندان چگونه می فهمند که یک شیء یا اجساد و بقایای موجودات زنده متعلق به چه زمانی هستند. تاریخ سنجی به وسیله کربن ۱۴ یک روش رایج و مطمئن برای تعیین قدمت بقایای موجودات زنده است ، با این شرط که حداکثر ۵۰ هزار سال عمر داشته باشند.این روش فقط درخصوص اشیایی به کار می رود که یا خود زمانی زنده بوده اند مانند استخوان ، بقایای گیاهان و بقایای اجساد حیوانات و انسان ها و یا این که از موجودات زنده ساخته شده اند. مانند لباسهای پنبه ای یا کتانی ، وسایل چوبی و غیره.</p>
<p style="text-align: center;"> <a href="http://asman.ir/pictures/000114-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-1094" title="000114-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000114-WWW.ASMAN_.IR_-475x356.jpg" alt="" width="475" height="356" /></a></p>
<p><span style="color: #0000ff;">کربن ۱۴ چگونه ساخته می شود؟</span></p>
<p>اشعه کیهانی هر روز و به مقدار زیاد به اتمسفر زمین می رسد. برای مثال در هر ساعت نیم میلیون تابش کیهانی به هر فرد می تابد. این اشعه کیهانی با اتمهای اتمسفر برخورد می کند و تابشهای ثانویه را به صورت نوترون های پر انرژی به وجود می آورد. این نوترون های پرانرژی با اتمهای نیتروژن برخورد می کنند. پس از برخورد نوترون با نیتروژن ۷(۱۴پروتون و ۷نوترون) این اتمها به اتمهای کربن ۶(۱۴ پروتون و ۸نوترون) به اضافه اتمهای هیدروژن (یک پروتون و یک نوترون) تبدیل می شوند.کربن ۱۴ رادیواکتیو است با نیمه عمری حدود ۵۷۰۰ سال. (نیمه عمر مدت زمانی است که نصف اتمهای یک ماده رادیواکتیو به دلیل تابش غیرفعال می شوند).</p>
<p><span style="color: #0000ff;">کربن ۱۴ در موجودات زنده</span></p>
<p>اتمهای کربن ۱۴ که بر اثر تابش کیهانی به وجود آمده اند با اتمهای اکسیژن ترکیب شده و گاز دی اکسیدکربن می دهند. گیاهان این گاز را جذب کرده و بر اثر پدیده فتوسنتز کربن ۱۴ در فیبر گیاهان وارد می شود.حیوانات و انسان ها این گیاهان را می خورند و کربن ۱۴وارد بدن آنها می شود. نسبت کربن ۱۴ به کربن معمولی (کربن)۱۲ در هوا و بدن موجودات زنده در تمام زمانها تقریبا ثابت بوده و هست. تقریبا در هر تریلیون اتم کربن یک اتم ، اتم کربن ۱۴است.کربن ۱۴واپاشی می کند. ولی همیشه تا زمانی که موجود زنده است ، به دلیل تبادل با محیط بیرون اتمهای واپاشیده شده با اتمهای جدید کربن ۱۴جایگزین می شوند و این نسبت تقریبا ثابت می ماند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"> تعیین تاریخ یک فسیل</span></p>
<p>به محض این که یک موجود زنده می میرد، دریافت کربن آن از محیط قطع می شود. نسبت کربن ۱۲ به کربن ۱۴ در لحظه مرگ موجود با مقدار استاندارد آن در بدن بقیه موجودات زنده برابر است ؛ ولی پس از مرگ کربن ۱۴ واپاشیده شده و با هیچ کربن ۱۴ جدیدی جایگزین نمی شود.کربن ۱۴ بتدریج و با سرعت بسیار کم از بین می رود در حالی که مقدار کربن ۱۲ ثابت است.با به دست آوردن نسبت کربن ۱۲ به کربن ۱۴ در نمونه مورد بررسی و مقایسه آن با مقدار استاندارد این نسبت در موجودات زنده می توان قرنی را که این موجود در آن می زیسته است ، با دقت بسیار خوبی محاسبه کرد. فرمول محاسبه عمر فسیلها با استفاده از کربن ۱۴به شرح زیر است :</p>
<p> پس این نمونه در ۱۸۹۴۰ سال پیش می زیسته است. چون نیمه عمر کربن ۱۴، ۵۷۰۰ سال است تعیین عمر اجسام با استفاده از کربن ۱۴ فقط در مواردی معتبر است که نمونه حداکثر متعلق به ۶۰هزار سال قبل باشد. پس از این مدت مقدار کربن ۱۴ بسیار ناچیز می شود. البته قوانین کربن ۱۴ برای سایر ایزوتوپ ها هم معتبر است.مواد دیگری هم وجود دارند که هم به صورت رادیواکتیو هم غیرفعال در طبیعت وجود دارند و نسبت آنها هم مقدار ثابتی است از طرفی نیمه عمر طولانی تری هم دارند.مثلا پتاسیم ماده ای است که دو ایزوتوپ فعال و غیرفعال آن در بدن موجودات زنده به طور طبیعی یافت می شود. نیمه عمر پتاسیم ۴۰، ۱۰۳ میلیون سال است. البته روش تاریخ سنجی رادیواکتیو در آینده قابل استفاده نیست. تمام موجوداتی که بعد از ۱۹۴۰ مرده اند، به دلیل فعالیت های هسته ای بمبهای اتمی ، رآکتورهای هسته ای و آزمایش های هسته ای در فضای باز دچار تغییرات هسته ای شده اند و در آینده تشخیص درصد رادیواکتیویته طبیعی در این موجودات از رادیواکتیویته حاصل از این فعالیت های هسته ای مشکل خواهد بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-1093/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>طرز کار راکت های فضایی</title>
		<link>http://asman.ir/post-1089</link>
		<comments>http://asman.ir/post-1089#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Feb 2010 22:22:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[طرز کار راکت های فضایی]]></category>
		<category><![CDATA[موتور موشک]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیک مدارها]]></category>
		<category><![CDATA[نیروی پرتاب]]></category>
		<category><![CDATA[وجود خلا در فضا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=1089</guid>
		<description><![CDATA[ یکی از عجیب ترین کشفیات انسان دسترسی به فضا است که پیچیدگی و مشکلات خاص خود را دارد. راه یابی به فضا پیچیده است، چرا که باید با بسیاری از مشکلات روبرو شد. مثلا: - وجود خلا در فضا - مشکلات گرما و حرارت - مشکل ورود مجدد به زمین - مکانیک مدارها - ذرات [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/pictures/000113-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-1090" title="000113-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/pictures/000113-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="332" height="500" /></a></p>
<p> یکی از عجیب ترین کشفیات انسان دسترسی به فضا است که پیچیدگی و مشکلات خاص خود را دارد. راه یابی به فضا پیچیده است، چرا که باید با بسیاری از مشکلات روبرو شد.</p>
<p>مثلا:</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> وجود خلا در فضا</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> مشکلات گرما و حرارت</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> مشکل ورود مجدد به زمین</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> مکانیک مدارها</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">-</span> </strong>ذرات و باقی مانده های فضا</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> تابش های کیهانی و خورشیدی</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>-</strong></span> طراحی امکانات برای ثابت نگه داشتن اشیا در بی وزنی</p>
<p> ولی بزرگترین مشکل ایجاد انرژی لازم برای بالا بردن فضاپیما از زمین است که برای درک این موضوع باید به بررسی طرز کار موتورهای موشک پرداخت. در یک دیدگاه ساده، می توان موتورهای موشک را به آسانی و با هزینه ای نسبتا کم طراحی کرد و حتی آن را به پرواز درآورد اما اگر بخواهیم مسئله را در سطح کلان بررسی کنیم با مشکلات و پیچیدگی های بسیاری مواجه هستیم و این موتورهای موشک (و به خصوص سیستم سوخت آن ها) آنقدر پیچیده است که تا به حال تنها سه کشور توانسته اند با استفاده از این فناوری انسان را در مدار زمین قرار دهند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong> طرز کار و پیچیدگی های آن ها</strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">نکات پایه ای:</span></p>
<p>عموما وقتی کسی درباره موتورها فکر می کند، خود به خود مطالبی درباره چرخش برایش تداعی می شود.برای مثال حرکت متناوب پیستون در موتور بنزینی که انرژی چرخشی برای به حرکت در آوردن چرخ ها را تولید می کند. و یا موتور الکتریکی که با تولید میدان الکتریکی که با تولید میدان مغناطیسی نیروی چرخشی برای پنکه یا سی دی رام تولید می کنند. موتور بخار هم به طور مشابه کار می کنند.</p>
<p>ولی موتور موشک از لحاظ ساختار متفاوت است. موتور موشک ها موتورهای واکنشی هستند.اساس کار موتور موشک برپایه ی قانون معروف نیوتون است که می گوید: &#8220;برای هر کنش واکنشی وجود دارد به مقدار مساوی ولی درجهت مخالف آن&#8221;. موتور موشک نیز جرم را در یک جهت پرتاب می کند و از واکنش آن در جهت مخالف سود می برد.</p>
<p>البته تصور این اصل (پرتاب جرم و سود بردن از واکنش) ممکن است در ابتدا کمی عجیب به نظر بیاید، چرا که در عمل بسیار متفاوت می نمایاند. انفجار، صدا و فشار چیزهایی است که در ظاهر باعث حرکت موشک می شود و نه &#8220;پرتاب جرم&#8221;.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"> بگذارید تا با بیان چند مثال تصویری بهتر از واقعیت را روشن کنم:</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>●</strong></span> اگر تا به حال با اسلحه ی(به خصوص سایز بزرگ آن) shotgun شلیک کرده باشید، متوجه می شوید که ضربه ی بسیار قوی ای، با نیروی بسیار زیاد به شانه شما وارد می کند.</p>
<p>یک اسلحه مقدار ۱ انس فلز را به یک جهت و با سرعت ۷۰۰ مایل در ساعت شلیک می کند و در واکنش شما را به عقب حرکت می دهد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>●</strong></span> اگر تا به حال شیر آتش نشانی را دیده باشید، متوجه می شوید که برای نگه داشتن آن باید نیروی بسیار زیادی را صرف کنید (اگر دقت کرده باشید گاهی ۲ یا ۳ آتش نشان یک شیر را نگه می دارند) که در این جا شیر آتش نشانی مثل موتور موشک عمل می کند.</p>
<p>شیر آتش نشانی، آب را در یک جهت پرتاب میکند و آتش نشان ها از نیرو و وزن خود استفاده می کنند تا در برابر واکنش آن مقاومت کنند. اگر آن ها اجازه بدهند تا شیر رها شود، شیر به این طرف و آن طرف پرتاب می شود.</p>
<p>حال اگر آتش نشان ها روی یک اسکیت برد ایستاده باشند شیر آتش فشانی آن ها را با سرعت زیادی به عقب می راند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>●</strong></span> اگر یک بادکنک را باد کنید و آن را رها کنید، بادکنک به پرواز در می آید، تا وقتی که هوای داخل آن به طور کامل خالی شود. پس می توان گفت که شما یکم موتور موشک ساخته اید. در این جا چیزی که به بیرون پرتاب می شود مولکول های هوای درون بادکنک هستند.</p>
<p>بسیاری از مردم فکر می کنند که مولکول های هوا اهمیتی ندارند، در حالی که اینطور نیست. هنگامی که شما به آن ها اجازه می دهید تا از دریچه بادکنک به بیرون پرتاب شوند، بر اثر واکنش به وجود آمده بادکنک به جهت مخالف پرتاب می شود.</p>
<p> در ادامه برای درک بهتر موضوع، به مثالی دقیق تر اشاره می کنم:</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>●</strong></span> سناریوی توپ بیسبال در فضا:</p>
<p>شرایط زیر را تصور کنید، مثلا شما لباس فضانوردان را پوشیده اید و در فضا در کنار فضاپیما معلق مانده اید و چندین توپ بیسبال در دست دارید. حال اگر شما توپ بیسبال را پرتاب کنید، واکنش آن بدن شما را به جهت مخالف توپ حرکت می دهد.</p>
<p>سرعت شما پس از پرتاب توپ به وزن توپ و شتاب وارده بستگی دارد. همانطور که می دانیم حاصلضرب جرم در شتاب برابر نیرو است، یعنی: F=m.a</p>
<p>همچنین میدانیم که هر نیرویی که شما به توپ وارد کنید، توپ نیز نیرویی مساوی ولی در جهت مخالف به بدن شما وارد میکند که همان واکنش است. پس می توان گفت: m.a=m.a</p>
<p>حال فرض می کنیم که توپ بیسبال ۱ کیلو گرم وزن داشته باشد و وزن شما و لباس فضایی هم ۱۰۰ کیلوگرم باشد. پس با این حساب اگر شما توپ بیسبال را با سرعت ۲۱ متر در ساعت پرتاب کنید. یعنی شما با دست خود به یک توپ بیسبال ۱ کیلو گرمی، شتابی وارد کرده اید که سرعت ۲۱ متر در ساعت گرفته است. واکنش آن روی بدن شما تاثیر می گذارد، ولی وزن بدن شما ۱۰۰ برابر توپ بیسبال است. پس بدن شما با ۱۰۰/۱ سرعت توپ بیسبال (یا ۰.۲۱ متر بر ساعت) به عقب حرکت می کند.</p>
<p>حال اگر شما می خواهید از توپ بیسبال خود قدرت بیش تری بگیرید، شما دو انتخاب دارید: افزایش جرم یا افزایش شتاب وارده شما می توانید یا یک توپ سنگین تر پرتاب کنید و یا اینکه شما می توانید توپ بیسبال را سریع تر پرتاب کنید (شتاب آن را افزایش دهید)، و این دو تنها کارهایی است که می توانید انجام دهید.</p>
<p>یک موتور موشک نیز به طور کلی جرم را در قالب گازهای پرفشار پرتاب می کند؛ موتور گاز را در یک جهت به بیرون پرتاب می کند تا از واکنش آن در جهت مخالف سود ببرد. این جرم از مقدار سوختی که در موتور موشک می سوزد بدست می آید.</p>
<p>عملیات سوختن به سوخت شتاب می دهد تا از دهانه خروجی موشک با سرعت زیاد بیرون بیاید.</p>
<p>وقتی سوخت جامد یا مایع می سوزد و به گاز تبدیل می شود، جرم آن تغییر نمی کند بلکه تغییر در حجم آن است. یعنی اگر شما مقدار یک کیلو سوخت مایع موشک را بسوزانید مقدار یک کیلو جرم با حجمی بیشتر، از دهانه خروجی موشک با دمای بالا و سرعت زیاد خارج می شود. عملیات سوختن، جرم را شتاب می دهد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong> بیایید تا بیش تر درباره ی نیروی پرتاب بدانیم:</strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">نیروی پرتاب:</span></p>
<p>قدرت موتور یک موشک را نیروی پرتاب آن می گویند. نیروی پرتاب در آمریکا به صورت (پوند) ponds of thrust و در سیستم متریک با واحد نیوتون شناخته شده است (هر ۴.۴۵ نیوتون نیروی پرتاب برابر است با ۱ پوند نیروی پرتاب).</p>
<p>هر یک پوند نیروی پرتاب (۴.۴۵ نیوتون) مقدار نیروی است که می تواند یک شی ۱ پوندی (۴۵۳.۵۹ گرم) را در حالت ساکن مخالف نیروی جاذبه زمین نگه دارد.</p>
<p>بنابر این در روی زمین شتاب جاذبه ۲۱ متر در ساعت در ثانیه (۳۲ فوت در ثانیه در ثانیه) است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-1089/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>معرفی ۴ انسان دارنده ابرحافظه درجهان</title>
		<link>http://asman.ir/post-439</link>
		<comments>http://asman.ir/post-439#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 09 Feb 2010 21:32:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[انسان دارنده ابر حافظه در جهان]]></category>
		<category><![CDATA[حافظه]]></category>
		<category><![CDATA[مغز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=439</guid>
		<description><![CDATA[مرکز نروبیولوژی حافظه و یادگیری در دانشگاه کالیفرنیا بر روی چهار فرد که دارای ابر حافظه هستند مطالعه کرده و اطلاعات شگفت انگیزی را از توانایی های این افراد به دست آورده است.   شاید تصور خواندن کامل این مطلب و به یاد سپردن تمامی جزئیات آن به صورت دقیق امری غیر ممکن به نظر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مرکز نروبیولوژی حافظه و یادگیری در دانشگاه کالیفرنیا بر روی چهار فرد که دارای ابر حافظه هستند مطالعه کرده و اطلاعات شگفت انگیزی را از توانایی های این افراد به دست آورده است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/wp-content/uploads/000040-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-442" title="000040-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/wp-content/uploads/000040-WWW.ASMAN_.IR_-475x335.jpg" alt="" width="475" height="335" /></a> </p>
<p>شاید تصور خواندن کامل این مطلب و به یاد سپردن تمامی جزئیات آن به صورت دقیق امری غیر ممکن به نظر بیاید اما می توان انجام چنین کاری را به راحتی به افرادی که از ابر حافظه اتوبیوگرافیکی برخوردارند نسبت داد.</p>
<p>البته این نوع از حافظه برای دارندگان آن یک مشکل به شمار می رود و نه یک توانایی. حافظه این افراد مانند دیسک سخت یک رایانه هر نوع اطلاعاتی را از قبیل تاریخها، نامها، شماره های اعتباری و بسیاری از اطلاعات جزئی روزانه دیگر به ثبت می رساند.</p>
<p>تا کنون تنها چهار فرد با ابر حافظه اتوبیوگرافیک به تایید رسیده اند و احتمال وجود افرادی که تا کنون ناشناخته باقی مانده اند نیز وجود دارد. مرکز نروبیولوژی حافظه و یادگیری در دانشگاه کالیفرنیا بر روی این چهار نفر مطالعاتی را انجام داده است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>&#8220;باب پاترلا&#8221; با توانایی خارق العاده در به یاد آوردن تمامی وقایع و رویدادهای ورزشی</strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">&#8220;ب</span><span style="color: #0000ff;">اب پاترلا&#8221; یکی از این چهار نفر است که می تواند تمامی شماره های موجود در تلفن همراهش را به یاد بیاورد اما توانایی خارق العاده وی در به یاد آوردن تمامی وقایع و رویدادهای ورزشی نسبت به دیگر توانایی های وی بسیار شگفت انگیزتر است</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">با دادن یک تاریخ به وی برای مثال ۳۰ مارچ ۱۹۸۱ &#8220;پاترلا&#8221; نه تنها خواهد گفت که این تاریخ، تاریخ ترور ریگان بوده است بلکه نتیجه بازی تیمهای ایندیانا و کارولینای شمالی را نیز در رقابتهای NCAA اعلام خواهد کرد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">همچنین با نشان دادن یک تک فریم از بازی تیم مورد علاقه &#8220;پاترلا&#8221; وی می تواند زمان دقیق برگزاری بازی، تاریخ دقیق و نتیجه نهایی بازی را اعلام کند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">بر اساس گزارش ای بی سی، پاترلا تمامی لحظات زندگی خود به جز دو سالگرد تولدش از سن پنج سالگی را به یاد دارد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">وی کد تمامی کارتهای بانکی و شماره تلفن تمامی افرادی که می شناسد را به یاد دارد به همین دلیل دفتر تلفن تلفن همراه وی همیشه خالی است.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>&#8220;<span style="color: #000000;">ژیل پرایس&#8221;؛ زنی که نمی تواند فراموش کند</span></strong></span></p>
<p>&#8220;ژیل پرایس&#8221; دومین فرد دارای ابر حافظه در جهان از این توانایی خود به عنوان هدیه ای دائمی، غیر قابل کنترل و کاملا خسته کننده یاد می کند.</p>
<p>وی اولین فردی است که توانایی اش کشف شد و به تازگی شرح حالی از زندگی خود تحت عنوان &#8220;زنی که نمی تواند فراموش کند&#8221; منتشر کرده است.</p>
<p>&#8220;پرایس&#8221; تمامی جزئیات زندگی اش را از سن ۱۴ سالگی به بعد به یاد می آورد و ابر حافظه اش را به دوربین فیلمبرداری تشبیه می کند که همواره در کنارش بوده است.</p>
<p>وی در یک مدرسه مشغول به کار است و از اینکه نمی تواند خاطرات دردناک زندگیش را فراموش کند بسیار ناراحت است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>&#8220;برد ویلیامز&#8221; با توانایی معرفی تمامی برندگان جوایز اسکار را در زمینه ها و دوره های مختلف</strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">&#8220;برد ویلیامز&#8221; مجری رادیویی در ویسکونزین است که از داشتن ابر حافظه اش بسیار راضی و خوشحال است و علاوه بر حوادث مهم ورزشی و سیاسی قادر است اسامی تمامی برندگان جوایز اسکار را در زمینه های مختلف در تمامی دوره های برگزاری این مراسم نام ببرد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">با وجود این توانایی ها وی معتقد است تفاوتی با مردم عادی ندارد و توانایی خود را خارج از روال طبیعی زندگی نمی بیند.</span></p>
<p><strong>&#8220;ریک بارون&#8221;دارای مغزی همچون دیسک سخت</strong></p>
<p>&#8220;ریک بارون&#8221; چهارمین دارنده ابر حافظه در جهان پس از خواندن مطلبی درباره ژیل پرایس خود را به مرکز مطالعاتی دانشگاه کالیفرنیا معرفی کرد.</p>
<p>وی از سن ۱۱ سالگی تمامی لحظات زندگیش را به یاد داشته و با کمک این توانایی توانسته در بسیاری از مسابقات کوچک و روزمره برنده شود.</p>
<p>بر اساس گزارش یو اس ای تودی، مغز بارون خصوصیاتی مانند یک دیسک سخت دارد زیرا تمامی اطلاعات را دسته بندی و سازمان دهی می کند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-439/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۷خرافه بین امریکائی‌ها</title>
		<link>http://asman.ir/post-299</link>
		<comments>http://asman.ir/post-299#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 08 Feb 2010 11:15:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[خواب]]></category>
		<category><![CDATA[شمع]]></category>
		<category><![CDATA[مردم آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[چراغ]]></category>
		<category><![CDATA[کلاغ سیاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=299</guid>
		<description><![CDATA[  * اگر عنکبوتی روی شانه‌ی کسی حرکت کند، نباید آن را کشت و به سرعت باید یک شمع یا چراغ روشن نمود، در غیر اینصورت شخص مورد نظر نفرین خواهد شد. * دیده شدن یک کلاغ سیاه به صورت تنها نشانه‌یی از بدشانسی است. * عدد سیزده به عنوان یک نشانه‌ی قدرتمند از بدشانسی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/wp-content/uploads/000022-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="alignnone size-thumbnail wp-image-304" title="000022-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/wp-content/uploads/000022-WWW.ASMAN_.IR_-475x323.jpg" alt="" width="475" height="323" /></a> </p>
<p><span style="color: #ff0000;">* </span>اگر عنکبوتی روی شانه‌ی کسی حرکت کند، نباید آن را کشت و به سرعت باید یک شمع یا چراغ روشن نمود، در غیر اینصورت شخص مورد نظر نفرین خواهد شد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">* </span>دیده شدن یک کلاغ سیاه به صورت تنها نشانه‌یی از بدشانسی است.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">* </span>عدد سیزده به عنوان یک نشانه‌ی قدرتمند از بدشانسی و نحوست، نباید در هیچ مکان عمومی و حتی پلاک‌گذاری منازل مورد استفاده قرار بگیرد، در عوض ۱۲+۱ باید جایگزین شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">* </span>نعل اسب باید در ورودی در خانه‌ها نصب شود تا نشانه‌ی شانس و برکت باشد.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">*</span> شکستن آینه، هفت سال بدبختی و نحسی به بار خواهد آورد. برای از بین بردن این نحسی، تکه‌های آینه را جمع کنید و زیر نور ماه در خاک مخفی سازید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;">* </span>قرار گرفتن کلاه بر روی تخت، نشانه‌ی بدشانسی است.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">* </span>اگر کسی خواب بد و پریشان‌کننده‌یی دیده، باید در صبح روز بعد قبل از صحبت کردن در مورد خواب یا یادآوری آن، صبحانه بخورد وگرنه خوابش تعبیر می‌شود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-299/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چگونه از درس خواندن نتیجه بهتری بگیریم ؟</title>
		<link>http://asman.ir/post-70</link>
		<comments>http://asman.ir/post-70#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Feb 2010 09:55:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[درس خواندن،نتیجه بهتر،مطالعه،انسان،امتحانات،مغز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=70</guid>
		<description><![CDATA[آمار نشان داده که ذهن انسان در زمان های کوتاه و مکرر بسیار متمرکزتر از زمان های طولانی عمل می کند. بنابراین حتی اگر فقط ده دقیقه برای درس خواندن فرصت دارید، آن را به فواصل زمانی کوتاهتر تقسیم کنید. همچنین بهتر است پس از هر ده دقیقه درس خواندن به خودتان استراحت بدهید.   [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آمار نشان داده که ذهن انسان در زمان های کوتاه و مکرر بسیار متمرکزتر از زمان های طولانی عمل می کند. بنابراین حتی اگر فقط ده دقیقه برای درس خواندن فرصت دارید، آن را به فواصل زمانی کوتاهتر تقسیم کنید. همچنین بهتر است پس از هر ده دقیقه درس خواندن به خودتان استراحت بدهید.</p>
<p style="text-align: center;"> <a href="http://asman.ir/wp-content/uploads/2010/02/000005-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="size-medium wp-image-71 aligncenter" title="000005-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/wp-content/uploads/2010/02/000005-WWW.ASMAN_.IR_-300x200.jpg" alt="" width="300" height="200" /></a></p>
<p>نکاتی برای دستیابی به نتیجه دلخواه در امتحانات، ارائه روش هایی بسیار ساده در بالا بردن سرعت یادگیری، حفظ کردن و مطالعه.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">در فواصل زمانی کوتاه اما پیوسته درس بخوانید</span></p>
<p>آمار نشان داده که ذهن انسان در زمان های کوتاه و مکرر بسیار متمرکزتر از زمان های طولانی عمل می کند. بنابراین حتی اگر فقط ده دقیقه برای درس خواندن فرصت دارید، آن را به فواصل زمانی کوتاهتر تقسیم کنید. همچنین بهتر است پس از هر ده دقیقه درس خواندن به خودتان استراحت بدهید.</p>
<p>از آنجا که مغز انسان به منظور ساخت پروتئین و تجدید نیرو به زمان نیازمند است، این روش کارایی بسیاری دارد. زمان استراحت به مغز فرصت جذب آموخته ها را می دهد، در مقابل درس خواندن برای مدت زمان طولانی نه تنها کسالت آور است، بلکه باعث خستگی، ایجاد استرس و گیج شدن می شود، در نتیجه قدرت یادگیری را کاهش می دهد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">با خیالی آسوده استراحت کنید</span></p>
<p>اگر زمان شما اجازه می دهد به منظور تجدید قوا، یک روز کامل را به استراحت بگذرانید. با این کار ممکن است احساس عذاب وجدان کنید و مرتبا با خود بگوئید : باید امروز را هم درس می خواندم و زمان گرانبهایی را که به استراحت تخصیص داده اید، با استرس سپری کنید. اما همانطور که در بالا اشاره شد، فراموش نکنید که در حالت استرس مغز اطلاعات جدید را جذب نمی کند. یک روز را به فراغت بگذرانید و احساس بدی از درس نخواندن خود نداشته باشید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">وضعیت جسمی خود را در نظر بگیرید</span></p>
<p>در زمان هایی که خسته، عصبانی ، حواس پرت و شتاب زده هستید درس نخوانید. زمانی که مغز انسان در حالت آرامش است، مانند یک اسفنج اطلاعات را جذب می کند، برعکس زمانی که استرس دارید، تلاش شما برای یادگیری بی فایده است، زیرا در چنین حالتی مغز اطلاعات را دفع می کند. هیچگاه در زمانی که فکر شما به چیزهای دیگری مشغول است، خود را مجبور به درس خواندن و یادگیری نکنید، این کار چیزی جز اتلاف وقت نیست.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">درس ها را در همان روز مرور کنید</span></p>
<p>زمانی که چیز جدیدی یاد می گیرید، سعی کنید در همان روز نکات مهمش را دوره کنید. با گذشت چند روز، برای یادآوری آن مطالب به تلاش بیشتری نیاز خواهید داشت. به هر حال یک مرور سریع در انتهای روز، باعث ماندگاری بیشتر در مغز و یادآوری آسانتر مطالب خواهد بود.</p>
<p>مرحله به مرحله پیش بروید</p>
<p>ممکن است باور نداشته باشید که همیشه از کل به جزء و از بزرگ به کوچک رسیدن ، روش کارایی در امر یادگیری در سنین مختلف است. در زمان درس خواندن ابتدا سعی کنید یک درک کلی از مطلب داشته باشید سپس وارد جزئیات شوید، با این روش امکان موفقیت شما بیشتر می شود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">محیطی مناسب برای درس خواندن فراهم کنید</span></p>
<p>همیشه فراهم کردن محیط مناسب برای درس خواندن را در اولویت اول قرار دهید. به طور مثال اگر به سکوت احتیاج دارید، تمام سعی تان را برای ایجاد یک مکان دور از سر و صدا برای موفقیت در درس خواندن ، به کار بگیرید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">میزان خستگی مغزتان را در نظر داشته باشید</span></p>
<p>کاملا طبیعی است که گاهی مغز انسان در اثر خستگی، مطالب را فراموش می کند، این امر هرگز بدان معنا نیست که شما آدم کودنی هستید، به جای عصبانی شدن، سعی کنید چنین حالتی را پیش بینی کنید و با آن کنار بیایید.</p>
<p>تصور کنید که مغز شما لایه های اطلاعات را به ترتیب روی هم می چیند، با قرار گرفتن اطلاعات جدید در سطوح بالا، اطلاعات لایه های پایین تر کهنه شده و به آسانی قابل دسترس نخواهند بود، بنابراین به فراخوانی شما دیرتر جواب می دهند، مرور کردن تنها روش جلوگیری از چنین پیشامدی است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">با برنامه ریزی مناسب، درس خواندن را به عادت تبدیل کنید</span></p>
<p>عموما اگر ساعات مشخصی از روز را برای درس خواندن برنامه ریزی کنید، خیلی زود به آن عادت خواهید کرد. بدون تخصیص ساعات مشخصی از روز، ممکن است هیچگاه وقت درس خواندن پیش نیاید. یک روش مناسب برای این کار یادداشت کردن زمان در دفتر روزانه است، درست مثل اینکه از پزشک وقت گرفته اید، مثلا در دفتر یادداشت خود بنویسید : ۲ تا ۴ بعد از ظهر– درس خواندن</p>
<p><span style="color: #0000ff;">هدف داشته باشید</span></p>
<p>یکی از دلایل اصلی که باعث می شود افراد به اهداف خود نرسند این است که معمولا آنها را دست نیافتنی می پندارند. در صورتی که با برنامه ریزی و مدیریت صحییح می توان به کلیه اهداف خود دست یافت.</p>
<p>کافی است سعی کنید فرق بین اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را دریابید، اهداف بلند مدت را مانند یک رویا در ذهن بپرورانید و نگه دارید، در عین حال فعالیت های روزانه زندگی را به اهداف کوتاه مدت اختصاص دهید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">ناامیدی دشمن یادگیری است</span></p>
<p>افرادی که دائما خود را به دلیل کندی در یادگیری سرزنش می کنند، حتی اگر پیشرفتی مناسب و قوه یادگیری بالایی داشته باشند، همواره در استرس به سر می برند. در مقابل افرادی که به خود و سرعت یادگیری شان اطمینان دارند، حتی اگر از هوش و استعداد کمتری نسبت به گروه قبل برخوردار باشند، نتیجه کارشان بهتر است، زیرا این افراد انرژی خود را صرف نگرانی و حساسیت های بی مورد نکرده ، آهسته و پیوسته پیش می روند.<br />
 <br />
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم<br />
موجیم که آسودگی ما عدم ماست</p>
<p>انگار با من از همه کس آشنا تری<br />
از هر صدای خوب برایم صداتریگ</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-70/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا انسانها خواب می بینند؟</title>
		<link>http://asman.ir/post-65</link>
		<comments>http://asman.ir/post-65#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Feb 2010 09:44:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب جالب و خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[خواب،رویا،انسان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asman.ir/?p=65</guid>
		<description><![CDATA[چرا انسان ها خواب می بینند، تعابیر خواب ها چیست، چه رازهایی در آنها نهفته است و &#8230; از مواردی هستند که در مقاله امروز در مورد آنها بحث می کنیم.  علاقه به خواب و رویا پیشینه ای به قدمت تاریخ بشریت دارد. یکی از کتاب های آسمانی مانند &#8220;قرآن&#8221; و &#8220;انجیل&#8221; سرشار از داستان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چرا انسان ها خواب می بینند، تعابیر خواب ها چیست، چه رازهایی در آنها نهفته است و &#8230; از مواردی هستند که در مقاله امروز در مورد آنها بحث می کنیم. </p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://asman.ir/wp-content/uploads/2010/02/000004-WWW.ASMAN_.IR_.jpg"><img class="size-full wp-image-66   aligncenter" title="000004-[WWW.ASMAN.IR]" src="http://asman.ir/wp-content/uploads/2010/02/000004-WWW.ASMAN_.IR_.jpg" alt="" width="450" height="309" /></a></p>
<p>علاقه به خواب و رویا پیشینه ای به قدمت تاریخ بشریت دارد. یکی از کتاب های آسمانی مانند &#8220;قرآن&#8221; و &#8220;انجیل&#8221; سرشار از داستان های مختلف در مورد خواب و رویا می باشد که شامل اولین رویاها که تقریبا ۱۹۰۰ سال قبل از میلاد مسیح به وقوع پیوستند نیز می باشد. مردم یونان، روم و بابل به خواب و رویا اعتقاد محکمی داشتند به ویژه در شب های جنگ. آنها تصور می کردند که خدا از طریق رویا به آنها راه پیروزی را نشان می دهد. امروزه اعتقاد به خواب و رویا و تفسیر آن مانند گذشته عمیق نمیباشد. در آغاز قرن ۲۰ زیگموند فروی خواب را به این صورت تعریف کرد: &#8220;راهی ملکوتی به ضمیر ناخودآگاه.&#8221; او تصور خود را از رویا نشات گرفته از احساسات سرکوب شده فرد به ویژه امیال جنسی می دانست. امروزه بر این باورند که تعبیر فروید اندکی ساده انگارانه بوده. اما به راستی ما برای چه خواب می بینیم؟</p>
<p>خواب هایی که می بینیم معمولا نوعی واکنش نسبت به افکار، فعالیتها و احساساتی هستند که در طول روز داشتیم. آنها بازتاب افکاری هستند که برای یکی دو روز گذشته در ذهن ما خطور می کردند. رویاها ظاهرا یکی از بخش های جدا نشدنی موجودیت ما هستند. چندی پیش آزمایشی انجام شد که در طی آن به افراد بالغ داروهایی داده میشد که اجازه حرکت سریع مردمک چشم در خواب (REM) را از آنها می گرفت. زمانی که چشم چنین حرکتی دارد، فرد مورد نظر خواب می بیند. حذف توانایی خواب دیدن تضادهای اخلاقی شدیدی را در افراد تحت آزمایش ایجاد کرد. آنها به شدت مضطرب و خشن شده بودند و نمی توانستند به راحتی بر روی مطلبی تمرکز کنند. در این آزمایش همچنین ثابت شد که هر چه فردی جوانتر باشد رویا برای حفظ سلامت او نقش محوری تری را بازی می کند.</p>
<p>مطالعه و تحقیق دانشمندان در زمینه خواب و رویا به یکسری نتایج جهان شمول ختم شده. اول اینکه تمام افراد حتی آنهایی که این امر را انکار می کنند خواب می بینند. خواب دیدن به اندازه نفس کشیدن یک امری بدیهی است. کودکان خیلی بیشتر از بزرگترها خواب می بینند. نوزادان در حدود ۷۰% از خواب خود را در حال دیدن رویاهای متعدد هستند. در مقایسه، بزرگسالان تنها در ۲۵% از خواب خود رویا می بینند. در برخی موارد ثابت شده است که حیوانات نیز خواب می بینند.</p>
<p>تحقیقات نشان می دهد که خواب هر فردی دارای ۲ مرحله مختلف می باشد. در ابتدا افراد به خواب سبک فرو می روند. از آن به بعد به طور تدریجی وارد مراحل بعدی شده تا به مرحله ای می رسیم که به عنوان IV شناخته می شود. این مرحله یک قدم پیش تر از مرحله خواب سنگین (REM) است. در این مرحله با وجود اینکه چشم ها بسته هستند اما مردمک با حرکات تندی همراه می باشد. درست مثل این است که چشم ها در حال نگاه کردن به فیلمی هستند که بر روی پرده بسته پلک ها در حال نمایش است. در طول این مرحله مغز همانطور که در بیداری فعالیت می کند از خود واکنش نشان می دهد. و در این زمان است که عمل خواب دیدن اتفاق می افتد.</p>
<p>تقریبا در حدود ۹۰ دقیقه زمان لازم است تا فرد به خواب عمیق فرو رود. زمانی که مرحله REM سپری شد مجددا این فرایند تکرار می شود. در چرخه اول این مرحله چیزی در حدود ۵ دقیقه است. این میزان در طول چرخه افزایش پیدا می کند و در آخرین مرحله ممکن است تا حدود ۵۰ دقیقه نیز به طول انجامد. بنابراین در یک شب فرد به طور نرمال در طول ۲۰ تا ۹۰ دقیقه خواب می بیند.</p>
<p>خواب ها به راحتی فراموش می شوند. در حقیقت ما فقط خواب های آخری را که می بینیم به یاد می آوریم. همه ما اغلب خواب می بینیم و این امر باعث می شود تا در زمان بیداری به یک تعادل نسبی دست پیدا کنیم. خواب یک رویداد ویژه با یک معنای خاص نیست. چیزی است که هر شب برای تمام افراد پیش می آید. افراد بسیار زیادی هستند که خوابهای شما را برایتان تعبیر می کنند. اما حقیقت اینجاست که تفاوت و تضادهای بیشماری در بین تعابیر متفاوت وجود دارد. شاید یک کارشناس به شما بگوید که تعبیر خواب شما این است در حالی که کارشناس دیگر تعبیر کاملا متفاوتی از آن برای شما بیاورد. مشکل دیگر این است که روان درمانگرهای هر کشور با توجه به فرهنگ خود و نمادها و سمبلهایی که برای خود دارند به تعبیر و تفسیر خواب ها میپردازند. این امر مجددا باعث می شود که یک خواب تعابیر کاملا متفاوتی داشته باشد.</p>
<p>امروزه تحلیلگران قصد دارند تا به افراد آموزش دهند خودشان خواب هایشان را تعبیر کنند. هر کس از افکار، احساسات و تجربیات خود بیشتر از هر فردی آگاه است و بنابراین می تواند تحلیل درست تری از خوابش داشته باشد. به عبارت دیگر ما میتوانیم خواب هایمان را هر طوری که دلمان می خواهد تعبیر کنیم.</p>
<p>مجمع عمومی علوم اظهار می دارد که رویا یکی از ضروریات برای تمرین ضمیر ناخودآگاه می باشد. آنها اخطار داده اند که نباید تحلیل های غیر اصولی از خواب ها داشته باشیم. آنها پیشنهاد می کنند که رویاهایتان را خیلی جدی نگیرید و فقط سعی کنید از آنها لذت ببرید چراکه مرحله ضروری از خواب شما هستند.</p>
<p>منبع : سایت مردمان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asman.ir/post-65/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

